🌹 سلام خدا بر شهیدان راه فضیلت
🖋 اگر بخواهم درباره «گناه منتقدان» بنویسم، ره به خطا رفته ام، زیرا انتقاد، به حرکت صحیح نور می تاباند، اما آنچه «گناهِ واقعی» است، «روشِ انتقاد» از کارگزاران نظام اسلامی است. آنچه روش انتقاد را فاسد، و انتقادکننده را به «عامل فساد» مبدل می سازد، پاگذاشتن بر اخلاق و «شکستن حریم کارگزاران» است.
📌 نباید گفت که کارگزاران دارای حریم قدسی اند، ولی نظام قدسی و اخلاق گرای اسلامی، به ویژه چهارچوبی که قائد و امام آن معین می نماید یقیناً دارای حرمت و قداست است، و شکستن آن بلاتردید مستوجب عقوبت اخروی است، حتی به فرض اینکه اصل انتقاد ایرادی نداشته و وارد باشد!
📌 ببینید عده ای چگونه در این گونه پیامها که کم هم نیست و منحصر به یک نفر هم نمیشود، کارگزاران خدوم را مورد «هتک حرمت» قرار دادند و گمان نمودند دارند به خداوند تقرّب می جویند !! ابتدا به قلم خودم و به همه ما نویسندگان منتقد نهیب میزنم تا دیر نشده باید از این روش نادرست و «حرام شرعی» دست کشید و پس از توبه ای واقعی، انتقاد را با «روش صحیح» یعنی با رعایت اخلاق و احترام بیان کرد. و مطمئن بود که مؤثرترین راه همین است.
📌 چه آنکه اساساً واژه «انتقاد» به معنای برشمردن «قوتها و ضعفها»ی یک شخص در کنار هم و سنجش میزان عیار آن است. اگر چه اصل انتقاد، ضروری و حیاتی است، لکن نباید محدود به بیان «نقاط ضعف» شود تا آنجا که شنونده گمان نکند هیچ نقطه قوتی در کارگزار نظام نیست و «یأس و نفرت» او را فراگیرد.
🌹 روح شهید دکتر لاریجانی شاد که موجب بیداری افراد زیادی خواهد گردید.
🌑@ANALYSTS
🛎 گفت و گوی رادیویی
📻 رادیو خاوران
🚨 اثر حضور #مردم در #خیابان
📞 دکتر ابوذر یاسری
🏤 مدیر مرکز ارتباطات بینالملل و جنگ روایتها دانشکده شهید آوینی (ره)
📆 سه شنبه ٢۶ اسفند ١۴٠۴
⏰ ساعت ٢٢:١۵
⏳مدت: ٠۶:٣٨
🎼 دریافت فایل صوتی:
👈 کانال انجمن مدرسان در روبیکا 👉
🌑@ANALYSTS
آن روی دیگر آقای لاریجانی
این متن را از روی دیدار دوساعته جذابم با فریده خانم (همسر علی آقای لاریجانی) می نویسم. دیداری که چند ماه پیش در عصری پاییزی در منزل شان اتفاق افتاد. قرار بود درباره مادرش حرف بزنیم اما در تمام طول صحبتمان «علی» از دهانش نیفتاد. می گفت: «وقتی علی خونه نیست انگار دستام بریده شده! علی که باشه همه کارهای خونه رو انجام می ده. بی آنکه من ازش خواسته باشم. خریدها رو جا به جا می کنه. سبزی و مرغ رو پاک می کنه. ظرف ها رو می شوره...» دهانم باز مانده بود که مگر می شود مردی که بیرون از خانه امنیت ملی ایران را حمل می کند، بتواند توی خانه مرغ پاک کند و ظرف بشورد؟ که بعدش فهمیدم همه اینها مال زمانی است که «علی خانه باشد...» و علی شش ماه بود که خانه نرفته بود. از جنگ دوازده روزه که دیگر اجازه نداشت زندگی معمولی داشته باشد. کسی که ابرقدرتهای دنیا برای کشتنش جایزه گذاشته بودند، مردی عاشق پیشه بود که دل جوانی داشت و منشی پخته و با طمانینه. که «از جوانی هم پخته بود.» روزی که هنوز بیست سال هم نداشته و آمده بوده خواستگاری فریده و پدر فریده راغب به این ازدواج بوده و مادر پرسیده بود: «زیادی جوان نیست موری جان؟» و مرتضای مطهری جواب داده بود: «نه باهاش حرف زدم. عقلش پیره.» و مرتضی خبر وصلت دخترش با پسر آیت الله آملی را در نوفل لوشاتو به امام داده و خوشحالی امام را دیده بود که عالم زاده ای با عالم زاده ای ازدواج کرده. البته از نظر مالی خانواده علی بالاتر از خانواده فریده بودند و زمین ها و گوسفندهای فراوانی در شمال داشتند. خانه ای هم که برای زندگی فریده و علی در نظر گرفتند آن قدر بزرگ بود که آقای مطهری مجبور شد برای جهیزیه دخترش دو دست راحتی و دوتا فرش بخرد که جاهای خالی خانه را پر کند. همان راحتی ها و فرش هایی که هنوز هم در خانه علی و فریده بودند و مبل دیگری به جز همان ها که شهید مطهری چهل سال پیش خریده بود نداشتند. عجیب هم نبود. فریده می گفت علی نه هرگز از مجلس حقوق گرفت و نه از مسئولیت های بعدیش. حقوقش سالها همان چهل میلیون تومان استاد دانشگاهی است که تازه از آن هم مقداری هر ماه به حساب بیت المال می ریزد که مدیون نباشد. می گفت این خانه را که می خریدیم پول لازم شده بودیم و دخترم پیشنهاد داد که «بابا نمی شه حقوق های معوقه تون رو از مجلس بگیرید؟» که علی قبول نکرد و گفت: «ما خیلی به این کشور بدهکاریم. من چیزی طلب ندارم.» این ها را کسی گفته بود که از اولین روزهای انقلاب لحظه ای را به آسایش نگذرانده و برای ایران دویده و زحمت کشیده بود. و در عوض بارها جفا دیده و تهمت شنیده و مورد حسادت قرار گرفته بود. فریده خانم می گفت: «بعد از اینکه در انتخابات رد صلاحیت شد، آدم های مختلف روزهای متمادی می آمدند و روی همین صندلی که شما نشسته اید می نشستند و ازش می خواستند که اعتراضی بکند. از خودش دفاع کند، چیزی بگوید، نامه سرگشاده ای، شکایتی...» همه حرف ها را با طمانینه می شنید و با احترام مهمانانش را بدرقه می کرد. در حالی که بهشان گفته بود: «ان شالله خودش درست می شود. من که نمی توانم برای نظام هزینه بتراشم.» ولی خوب بلد بود از نظام دفاع کند. شبیه گنده لات هایی که خوب رجز می خوانند و بلدند چه طوری جواب رجز حریف را بدهند که با خاک یکسان شود. اما کی باورش می شد که همین آدم پخته سیاسی در برابر بچه ها تا چه اندازه رقیق القلب بود که حتی در همان دوره ای که نباید خانه می آمد اگر چند هفته یکبار نوه هایش را نمی دید محزون و دلتنگ می شد. به همه بچه های فامیل محبت بیش از اندازه داشت و به بچه های خودش هم. با این حال پسرانش را هرگز در امور کاری اش دخالت نمی داد. مرتضا در نوجوانی صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می داد. فریده می گفت: «هر چه رفقای علی اصرار کردند بیاید در صدا و سیما اذان بگوید که ضبط کنند قبول نکرد. آن زمان که رئیس صدا و سیما بود.» فریده می گفت: «علی در این چهل و اندی سال که از شهادت پدرم گذشته هم برایم پدر بوده و هم همسر و هم رفیق و هم استاد. طاقت ندارم ببینم یک مو از سرش کم شده.»
دیشب که خبر شهادت علی آقا را با این عبارت «علی لاریجانی تایید صلاحیت شد» خواندم، هیچ نگران خودش و حتی انقلاب نشدم. که خودش به حقش رسید و انقلاب هم گیر اشخاص نمی ماند.
اما خیلی به فریده خانم فکر کردم. به زنی که روزی پدرش مرتضی را شهید کردند و دیروز رفیق و استاد و همسرش، علی را که وقتی خانه نباشد انگار دست های فریده را بریده اند و حتی پسرش مرتضی را که صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می گفت.
من مطمئنم یک آه این زن می تواند آمریکا و اسرائیل را از ریشه بخشکاند
✍️فائضه غفارحدادی
╰┈➤ ❝ [@narrative_thinktank]❞
🌑@ANALYSTS
🎥 #روایت_جنگ | بخش اول
💯 چرایی جنگ؟ ریشههای تاریخی دور و نزدیک
به روایت: دکتر ابوذر یاسری
🏤 مدیر مرکز ارتباطات بینالملل و
جنگ روایتها دانشکده شهیدآوینی (ره)
🖥 مشاهده و دریافت فایل👇
➕ انجمن علمی ارتباطات بینالملل
و جنگ روایتها در پیامرسان روبیکا
⚫️ https://rubika.ir/jangeravayatha