میروم یک روز هم از چشم تو تا عرشِ او...
سمت چشمت چون خدا من را هدایت میکند
نمیدونم اسمش توی دفتر لعنتیم چیکار میکنه؟ داشتم باور میکردم که تموم شده. اما تا اسمش رو دیدم، بند دلم پاره شد. چند نفر توی دنیا با دیدن ناگهانی یه اسم، یا شنیدن یه صدای لعنتی بند دلشون پاره شده؟ مثل افتادنه، از ارتفاعی که هر لحظه احتمال میدی زمین بخوری و متلاشی بشی. چیه این دل، که از هرجا ولش میکنی، برمیگرده سر خونهی اول. اسمش رو نمیتونم فراموش کنم، این تنها چیزیه از اون که برام باقی مونده. هر روز به خودم میگم: «دیگه همهچیز تموم شده»، بعد یه لبخند تلخ به خودم میزنم و میرم به دنیای نادر ابراهیمی، وقتی که مینویسه: «چه کسی میتواند بگوید تمام شد و دروغ نگفته باشد؟»
#پویا_جمشیدی
با وجود اينكه نامى از كسى در شعر نيست؛
تا غزل میگویم آدم ها به او شک میکنند😬
#علیرضا_احمدیآرا
اگر چه بی وفایی و سراغ از ما نمیگیری
ولی تو جانِ من هستی! و من قلباً تو را خیلی...
همیشه شهرهی شهری و شهرآشوب دلهایی
که در زیبایی و در بی وفایی هم شما خیلی...
نمیدانم چرا چرخِ فلک اینگونه میچرخد!
که یارِ باوفا کم هست و یارِ بیوفا خیلی...