تو آن ماهی که خورشید است محو روی تابانت
خداوند آسمانها را درآورده به فرمانت
مگر مانند پبغمبر تو هم شق القمر کردی
که میخوانند خود را ارمنیها هم مسلمانت
حسینابنعلی(ع) که عالمی هستند قربانش
به تو گفته برادر جانِ من، جانم به قربانت
همان وقتی که تیر آمد به سوی مشک میدیدی
گره کور است و حتی وا نخواهد شد به دندانت
حسین علیهالسلام برادرش را
در کنار علقمه باقی گذاشت…
با کمری خم
به سمت خیمه بازگشت؛
در حالی که:
«یُکَفْکِفُ الدُّموعَ بِکَمِّهْ»
با آستین اشکهایش را پاک میکرد…
- مقتل بحرالعلوم
#اباالفضلِحسین