پدرم گوشزدم کرده که تا جان دارم
بزنم پشت در خانهی حیدر هی در
روی انگشت علی چرخ فلک میچرخد
نیست محدودِ در قلعهی خیبر حیدر
با همان وصلهی نعلین و همان دلدل پیر
میپرد از پر جبریل فراتر حیدر
حُسن عالم حسنینند و ابالحُسن علیست
ذات زر زینب کبری و ابازر حیدر
جن و انس و ملک و حور و پری منتظرند
بدهد دست به دستان پیمبر حیدر
پیش منبر شد و فرمود علی جان برخیز
تا قدم رنجه کند بر سر منبر حیدر
یک کلام است همه حرف نبی ختم کلام
اصل موضوع بیانات پیمبر حیدر
عشق یعنی وسط همهمهی گرم غدیر
با تبسم بزند فاطمه زل بر حیدر
عشق یعنی وسط برکهی دلگرم غدیر
زل به زهرا زده باشد دو برابر حیدر
این خدیجهست که لبیک به احمد گفته
یا که زهراست به لب ها دم حیدر حیدر
محرم راز علی آمده و میگوید
دست در آب نبر دست بیاور حیدر
میدهم دست علی که سپرت میگردم
خاطرت جمع خودم دور سرت میگردم
تاحالا از پا افتادید!؟
این عبارت «ز پا افتادگان» پر از استیصاله! یعنی هیچ قوتی توی زانو نیست که بتونی بایستی! یعنی یهو بیهوا میبینی روی زمینی! از پا افتادن یعنی فروریختن، کم آوردن، ته کشیدن، سست شدن...
یعنی فقط تو میتونی بلندم کنی آقایامامحسین!
#شب_زیارتی_ارباب
#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدالله
#آقایِچاره ♥️
دارم یقین که روزِ وصالِ تو میرسد...
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#السلام_علیک_یا_مولانا_یا_صاحبالزمان
#آقایِصاحب ♥️
اَنارستــــــون
دارم یقین که روزِ وصالِ تو میرسد... #اللهم_عجل_لولیک_الفرج #السلام_علیک_یا_مولانا_یا_صاحبالزمان
لَیِّن قَلبی لِوَلِیِّ اَمرِک...