چگونه آب نگردم که دست یخ زدهام را
دَویدی و نرسیده به خیمه گاه گرفتی...
#جنابِحر
#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدالله
محکم اگر برای تو بر سینه میزنم
مشغول گردگیری آیینهی دلم...
#حسینِمن
#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدالله
از شتر وقتی که افتادم سؤالی داشتم:
آه! بابای من از مرکب چطور آمد فرود...
#رقیهخاتون
#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدالله
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دخترک تاب نیاورد جلو آمد و گفت:
میشود شمر! که امسال سرش را نبری؟
#رقیهخاتون
#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدالله
یا اباعبدالله...
پلکی به هم بزن که هدایت شود زمین
حُرّ با نگاه تو سپرش را زمین گذاشت...
#شب_زیارتی_ارباب
#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدالله
#آقایِچاره ♥️
هدایت شده از اَنارستــــــون
سلام سردار...
سلام ما را به اربابمان اباعبدالله برسان...
_شادی روح شهدا صلوات🌹
#سردار_دلها
#حاج_قاسم
https://eitaa.com/rahbar_enghelab_ir/677
همچنان حرف ما همان است که گفتیم:
حکم آنچه تو فرمایی...
#رهبرم❤️🇮🇷
قربان آن دل، وقتی که
گفت زینب کبری:
حسین جان!
کودکانم چه ارزشی دارد؟
همه عالم تصدق سرتان...
#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدالله
در میان حلقه دشمن جای تو نیست. این را
دل تو و نگاه حسین هر دو میگویند پس
ناگزیری که در چند قدمی بایستی و ببینی که
ابجر بن کعب شمشیرش را به قصد حسین
فرا میبرد و ببینی که عبدالله نیز دستش را
به دفاع از امام بلند میکند و بشنوی این کلام
کودکانه عبدلله را که:
تورا به عموی من چهکار،ای خبیثزاده ناپاک!
و ببینی که شمشیر ، سبعانه فرود میآید و از
دست نازک عبدالله عبور میکند، آن چنان که
دست و بازو به پوست،معلق میماند و بشنوی
نوای ' وااُماه ' عبدالله را که از اعماق جگر فریاد
میکشد و مادر را به یاری میطلبد و ببینی که
چگونه حسین او را در آغوش میکشد و با کلام
و نگاه و نوازش، تسلایش میدهد:
صبور باش عزیزدلم! پاره جگرم!
زاده برادرم! به زودی با پدرت دیدار خواهی
کرد و آغوش پیامبر را به رویت گشاده
خواهی یافت و ببینی... نه... دستت را به روی
چشمهایت بگذاری تا نبینی که چگونه دو پیکر
عمو و برادر زاده به هم دوخته میشود...
📚آفتاب در حجاب
#عبداللهبنحسنعلیهالسلام
#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدالله
چه بد سلیقه عزیزم تراشْ خوردی تو
به نعل کهنه چه کس بر رُخَت رکاب زده...
#قاسم_نعمتی
#قاسمبنالحسنعلیهالسلام
#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدالله
بسم ربِّ الْاَبرار
«كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ» همه مرگ را میچشند.
پس مرگ طعم دارد...!
امام پرسید: ببینم، مرگ نزد تو چگونه است؟
او میدانست مرگ «ذَائِقَةُ»، چشیدنیست ولی نگفت «کالعسل» مانند عسل!
در میدان «هذا حُسينٌ كَالاسيرِ الْمُرتَهَنْ
بين أناسٍ لا سَقَوا صُوْبُ المَزَنْ» میخواند
که ای گروه؛ این حسین است اسیر و گرفتار مردمی که باران رحمت بر آنان نبارد ولی من خود باران شدم و بر پای امام ریختم تا فداییاش شوم؛
«فزت و رب الکعبه» من بُردم؛ من رستگار شدم...
«رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلْإِيمَان» خدا را شاکرم که صدای حسین را شنیدم و به «هل من معین» او پاسخ گفتم، نه مثل آنان که در روز قیامت بگویند: «لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ...» ای کاش میشنیدیم...
اینجا و امروز صحنهٔ قیامت است. خدا را شاکرم بر «تَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ» که مرا با صالحین و نیکانش محشور گردانیده.
«إِنَّ الْأَبْرارَ یشْرَبُونَ مِنْ کأْسٍ کانَ مِزاجُها کافُوراً» و هر کس با حسین برود قدحی را سر میکشد که رایحهای گوارا دارد و طعمی خوش؛ «أحلی من العسل» شیرینتر از عسل.
أحلی حسین است در برابر همه چیز، و چه حقیر است مرگ در برابر عشق؛ من به سوی عشق میروم «إنا لله و إنا الیه راجعون»
شهادت مختص زمان نیست و محدود به سال ۶۱ هجری نمیشود.
حسین و خدای حسین تواناست بر «عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًا»
هر کجا خواهند این رایحه و طعم خوش را میگسترانند.
ای فاجران که بوسیلهٔ گناه پردهٔ حیا دریده و با گناه استخوان روحتان را شکسته ساختید و تاریکی را به دنیایتان راه دادهاید...
گاه باید شکست تا نور وارد شود!
حسین «يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًا» است؛
نوری که شب را میشکافد...
#قاسمبنالحسنعلیهالسلام
#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدالله