قربان آن دل، وقتی که
گفت زینب کبری:
حسین جان!
کودکانم چه ارزشی دارد؟
همه عالم تصدق سرتان...
#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدالله
در میان حلقه دشمن جای تو نیست. این را
دل تو و نگاه حسین هر دو میگویند پس
ناگزیری که در چند قدمی بایستی و ببینی که
ابجر بن کعب شمشیرش را به قصد حسین
فرا میبرد و ببینی که عبدالله نیز دستش را
به دفاع از امام بلند میکند و بشنوی این کلام
کودکانه عبدلله را که:
تورا به عموی من چهکار،ای خبیثزاده ناپاک!
و ببینی که شمشیر ، سبعانه فرود میآید و از
دست نازک عبدالله عبور میکند، آن چنان که
دست و بازو به پوست،معلق میماند و بشنوی
نوای ' وااُماه ' عبدالله را که از اعماق جگر فریاد
میکشد و مادر را به یاری میطلبد و ببینی که
چگونه حسین او را در آغوش میکشد و با کلام
و نگاه و نوازش، تسلایش میدهد:
صبور باش عزیزدلم! پاره جگرم!
زاده برادرم! به زودی با پدرت دیدار خواهی
کرد و آغوش پیامبر را به رویت گشاده
خواهی یافت و ببینی... نه... دستت را به روی
چشمهایت بگذاری تا نبینی که چگونه دو پیکر
عمو و برادر زاده به هم دوخته میشود...
📚آفتاب در حجاب
#عبداللهبنحسنعلیهالسلام
#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدالله