آنھ🤎!
سال ۱۴۰۳ ؟ کلییییییی اتفاقات مختلف .. از آتیش سوزی خونمون بگیر تا فوت عموی عزیزم.. از دوستیهای سا
و سال ۱۴۰۴ ؟
سالی که من میتونم به عنوان سالی ثبت کنم که واقعا بزرگ و بالغ شدم.
دیگه انقدر برام اتفاقات بد افتاده بود که با بدتریناش خنثی ترین رفتار رو داشتم.
دیگه حرف آدما برام مهم نبودنو من فقط و فقط خودم برای خودم مهم بودم.
دیگه واقعا اون فاطمه ی زودرنج که با کوچک ترین چیزا گریش میگرفت، مرده بود.
دیگه فاطمه یه آدم جنگ دیده ای بود که میتونست در آینده داستانای زمان جنگشو واسه نوه هاش تعریف کنه.(😂)
اما من هنوزم روزای محرم بهم خوش میگذره، هنوزم عاشق حرف زدن با آدمای مختلفم، هنوزم از همه چی عکس و فیلم میگیرم،هنوزم کشف چیزای جدید و تعریف کردنش برای بقیه بهم حال میده و هنوزم اون آدم خوش ذوق سابقم.
فکر میکردم سال نهم جداشدن از دوستام خیلی سخت باشه برام، شاید اگر قبلا بود خیلی ناراحت میشدم اما زیادم ناراحت نشدم و خوب باهاش کنار اومدم و فقط وقتایی که به عکس و فیلمای مدرسه قبلیم نگاه میکنم یا یاد خاطراتی که با دوستام اونجا ساختیم میفتم دلم تنگ میشه.
دوسال دیگه مدرسهم تموم میشه و همش فکر میکنم چقدر توی این ۱۰ سال بهم خوش گذشت و چقدر قراره دوسال آینده برام سخت باشه اما خب؛ زندگیه دیگه پستی بلندی داره.
من واقعا این چالشای زندگی رو دوست دارم؛ زندگی یکنواخت که به درد جرز لای دیوار میخوره. حالا من در آینده: 😂
بذارید از حس و حال ورود به سال دهمم بگم؛ من خیلی قوی خودمو آماده کرده بودم واسه حجم زیادی از درس و همینکه وارد کلاس ده ریاضی شدم حس کردم هر ۴۰ نفر کلاس مون نخبه ریاضیاتن انقدر که دو هفته اول جوگیر درس میخوندن و سرکلاس جواب میدادن و من کمی ناامید شده بودم که دیدم زهی خیال باطل اینا دو روز اولشون بود بعدش دیگه یادشون نمیومد حتی فیثاغورث چه فرمودند..😂
امسال هم میتونه لقب سال ترس از دست دادن رو به خودش بگیره، از بس که توی جنگ ۱۲ روزه و اتفاقات دی ماه و این جنگی که الان درگیرشیم ترس از دست دادن عزیزانمونو داشتیم.
و با پوست و گوشت استخونم درک کردم که هیچ کاری رو به فردا نباید منتقل کنم یا امروز یا هیچوقت..
- این متن قبل از این جنگ نوشته شده بود و الان فقط چندتا چیز بهش اضافه کردم؛ به امید روزای بهتر..
بریم برای سال جدید..🤍"
- ۱۴۰۴/۱۲/۲۹
- امضا : آنه -
#about_me
آنھ🤎!
#Movie | #Book | #the_boy_the_mole_the_fox_and_the_horse این روزا خیلی فیلم و سریال و انیمیشن میبی
یه کتاب که ۲۰ دقیقه ای خونده میشه
و یه فیلم که فقط ۳۰ دقیقه هست ..
چقدر میتونه دیالوگ تاثیر گذار داشته باشه به نظرتون؟
چقدر می تونه به آدم آرامش منتقل کنه؟
این کتاب و این فیلم کوتاه واقعا این روزها پیشنهاد میشه و واقعا حسوحال قشنگی رو به آدم منتقل میکنه..
که در ادامه چند تا از تیکه هاشو میذارم.