خیلی از آدمای زندگیم از ی تایمی ببعد برام تموم شدن ، با بعضیا قطع ارتباط کردم ولی با بقیه در ارتباطم . حالا مسائلی ک پیش اومد یا شناخت کاملتری که از رفتاراشون پیداکردم .
نه اینکه دوسشون نداشته باشم و بخوام باهاشون کات کنم و قطع ارتباط از طرف خودم،
نه
ولی دیگه برام مهم نیست ک بهم فکر میکنن ، اهمیتی بهم میدن یا پیگیر حال من هستن یا نه و دیگه بابت اینکه فلانی دیگ بهم اهمیتی نمیده چرا ب من چیزی نمیگه یا هرچیزی غصه نمیخورم .
ب معنای واقعی وا دادم و دیگه دایره ارتباطیم برام مهم نیست .
هرکی میخواد بره بره و هیچ تلاشی برای موندن هیچکسی نمیکنم .
نه شاخ بازیه نه فاز گرفتن ، میتونید اسمش رو بذارید (خنثی بودن)
آیا از این موضوع لذت میبرم ؟
خیر
چون تلاشی نکردن برای نگه داشتن ارتباط باعث طرد شدن بیشتر طرف مقابل و رفتنش میشه ، و همین موضوع باعث قطع ارتباطات قبلی شد
ی وقتا دارک سایدشونو نشون میدن تو اتفاقا ، هرکار میکنی یادت نمیره و تادا دیگ برات مهم نیست اون چ فکری میکنه و تلاشی برا نگه داشتنش نمیکنی و یهو کات برا همیشه .
یقه ی کیو بگیرم بابت این احساسم؟
احتمالا کنکور.
هدایت شده از قهوه خونه اقا ممد شعبه ایتا
یا امام رضا
ضامن آهو شدی
ضامن من یابو هم بشو
#pp19_01