استاد انصاریان در ادامه سخنان خود به حکایت شیرین دیگری با محوریت مولا علی بن ابیطالب اشاره کرد و حکایت را اینگونه نقل کرد:
*طلبهای که به لوسترهای حرم امیرالمؤمنین (ع) اعتراض داشت
یکى از طلبههاى حوزه باعظمت نجف از نظر معیشت در تنگنا و دشوارى غیرقابل تحملى بود. روزى از روى شکایت و فشار روحى کنار ضریح مطهر حضرت امیرالمؤمنین (ع) عرضه مىدارد: شما این لوسترهاى قیمتى و قندیلهاى بىبدیل را به چه سبب در حرم خود گذاردهاید، در حالى که من براى اداره امور معیشتم در تنگناى شدیدى هستم؟!
شب امیرالمؤمنین (ع) را در خواب مىبیند که آن حضرت به او مىفرماید: اگر مىخواهى در نجف مجاور من باشى اینجا همین نان و ماست و فیجیل (نوعی سبزی) و فرش طلبگى است و اگر زندگى مادى قابل توجهى مىخواهى باید به هندوستان در شهر حیدرآباد به خانه فلان کس مراجعه کنى، چون حلقه به در زدى و صاحبخانه در را باز کرد به او بگو: به آسمان رود و کار آفتاب کند.
پس از این خواب، دوباره به حرم مطهر مشرف مىشود و عرضه مىدارد: زندگى من اینجا پریشان و نابسامان است شما مرا به هندوستان حواله مىدهید؟! بار دیگر حضرت را خواب مىبیند که مىفرماید: سخن همان است که گفتم، اگر در جوار ما با این اوضاع مىتوانى استقامتورزى اقامت کن، اگر نمىتوانى باید به هندوستان به همان شهر بروى و خانه فلان راجه را سراغ بگیرى و به او بگویى: به آسمان رود و کار آفتاب کند.
پس از بیدار شدن و شب را به صبح رساندن، کتابها و لوازم مختصرى که داشته به فروش مىرساند و اهل خیر هم با او مساعدت مىکنند تا خود را به هندوستان مىرساند و در شهر حیدرآباد سراغ خانه آن راجه را مىگیرد. مردم از اینکه طلبهاى فقیر با چنان مردى ثروتمند و متمکن قصد ملاقات دارد، تعجب مىکنند.
وقتى به در خانه آن راجه مىرسد در مىزند، چون در را باز مىکنند، مىبیند شخصى از پلههاى عمارت به زیر آمد، طلبه وقتى با او روبرو مىشود، مىگوید: به آسمان رود و کار آفتاب کند. فوراً راجه پیشخدمتهایش را صدا مىزند و مىگوید: این طلبه را به داخل عمارت راهنمایى کنید و پس از پذیرایى از او تا رفع خستگىاش وى را به حمام ببرید و او را با لباسهاى فاخر و گران قیمت بپوشانید.
مراسم به صورتى نیکو انجام مىگیرد و طلبه در آن عمارت عالى تا فردا عصر پذیرایى مىشود.
فردا دید محترمین شهر از طبقات مختلف، چون اعیان و تجار و علما وارد شدند و هر کدام در آن سالن پرزینت در جاى مخصوص به خود قرار گرفتند. از شخصى که کنار دستش بود، پرسید: چه خبر است؟
گفت: مجلس جشن عقد دختر صاحب خانه است. پیش خود گفت: وقتى به این خانواده وارد شدم که وسایل عیش براى آنان آماده است. هنگامى که مجلس آراسته شد، راجه به سالن درآمد. همه به احترامش از جاى برخاستند و او نیز پس از احترام به مهمانان در جاى ویژه خود نشست.
او نگاه رو به اهل مجلس کرد و گفت: آقایان من نصف ثروت خود را که بالغ بر فلان مبلغ مىشود از نقد و مِلک و منزل و باغات و اغنام و اثاثیه به این طلبه که تازه از نجف اشرف بر من وارد شده مصالحه کردم و همه مىدانید که اولاد من منحصر به دو دختر است؛ یکى از آنها را هم که از دیگرى زیباتر است براى او عقد مىبندم و شما اى عالمان دین، هماکنون صیغه عقد را جارى کنید.
چون صیغه جارى شد طلبه که در دریایى از شگفتى و حیرت فرو رفته بود، پرسید: شرح این داستان چیست؟
راجه گفت: من چند سال قبل قصد کردم در مدح امیرالمؤمنین (ع) شعرى بگویم، یک مصراع گفتم و نتوانستم مصراع دیگر را بگویم. به شعراى فارسى زبان هندوستان مراجعه کردم. مصراع گفته شده آنها هم چندان مطلوب نبود. به شعراى ایران مراجعه کردم. مصراع آنان هم چندان چنگى به دل نمىزد. پیش خود گفتم حتماً شعر من منظور نظر کیمیا اثر امیرالمؤمنین (ع) قرار نگرفته است؛ لذا با خود نذر کردم اگر کسى پیدا شود و مصراع دوم این شعر را به صورتى مطلوب بگوید، نصف دارایىام را به او ببخشم و دختر زیباتر خود را به عقد او درآورم.
شما آمدید و مصراع دوم را گفتید. دیدم از هر جهت این مصراع شما درست و کامل و تمام و با مصراع من هماهنگ است. طلبه گفت: مصراع اول چه بود؟ راجه گفت: من گفته بودم: به ذره، گر نظر لطف، بوتراب کند، طلبه گفت: مصراع دوم از من نیست، بلکه لطف خود امیرالمؤمنین (ع) است. راجه سجده شکر کرد و خواند: به ذره گر نظر لطف بوتراب کند/ به آسمان رود و کار آفتاب کند.
وقتى نظر کیمیا اثر حضرت مولا، فقیر نیازمندى را اینگونه به ثروت و جاه و جلال برساند، نتیجه نظر حق، در حق عبد، چه خواهد کرد؟
به آسمان رَوَد و کار آفتاب کند
#امام_هادی_النقی_ع_مدح_و_مناجات
یادتان هست نوشتم که دعا میخواندم
داشتم کنج حرم جامعه را میخواندم
از کلامت چه بگویم که چه با جانم کرد
محکمات کلمات تو مسلمانم کرد
کلماتی که همه بال و پر پرواز است
مثل آن پنجره که رو به تماشا باز است
کلماتی که پر از رایحۀ غار حراست
خط به خط جامعه آیینۀ قرآن خداست
عقل از درک تو لبریز تحیر شده است
لب به لب کاسۀ ظرفیت من پر شده است
همۀ عمر دمادم نسرودیم از تو
قدر درکِ خودمان هم نسرودیم از تو
من که از طبع خودم شکوه مکرر دارم
عرق شرم به پیشانی دفتر دارم
شعرهایم همه پژمرد و نگفتم از تو
فصلی از عمر ورق خورد و نگفتم از تو
دل ما کی به تو ایمان فراوان دارد
شیرِ در پرده به چشمان تو ایمان دارد
بیم آن است که ما یک شبه مرداب شویم
رفته رفته نکند جعفر کذاب شویم
* *
تا تو را گم نکنم بین کویر ای باران
دست خالیِ مرا نیز بگیر ای باران
من زمینگیرم و وصف تو مرا ممکن نیست
کلماتم کلماتیست حقیر ای باران
یاد کرد از دل ما رحمت تو زود به زود
یاد کردیم تو را دیر به دیر ای باران
نام تو در دل ما بود و هدایت نشدیم
مهربانی کن و نادیده بگیر ای باران
ما نمردیم که توهین به تو و نام تو شد
ما که از نسل غدیریم، غدیر ای باران
پسر حضرت دریا! دل ما را دریاب
ما یتیمیم و اسیریم و فقیر ای باران
سامرا قسمت چشمان عطشخیزم کن
تا تماشا کنمت یک دل سیر ای باران
✍ #سیدحمیدرضا_برقعی
🔻
#امام_هادی_النقی_ع_مدح_و_مناجات
شدهام بر آن که پری زنم به هوات یا علی النقی
سفری کنم و سری زنم به سرات یا علی النقی
به هوات تازه کنم نفس، به سرات آیم از این قفس
برسم به مأمن آسمان رهات یا علی النقی
هله ای قلم تو شروع کن، ز درون درآ و طلوع کن
بنویس سر در مشقهای سیات یا علی النقی
بنویس دست مِداحتم نرسد به عرش فضائلت
شود آبهای جهان اگر که دوات یا علی النقی
بنویس اوج کدام دم، برسد به وسعت آن قلم
که دمیده جامعهای بدان جلوات یا علی النقی
تو همان تجلّی ایزدی، که به شکل بنده درآمدی
و سرودهای غزل از زبان خدات یا علی النقی
و به استناد زیارتت، تو و اهل بیت نبوتت
شدهاید رب جلی ولی به صفات یا علی النقی
ز عدم وجود درست کن، ز نبود بود درست کن
و به شیر جان بده با مسیح نگات یا علی النقی
منم آشنای قدیم تو، ز دیار عبدالعظیم تو
که سلام میدهمت به شوق لقات یا علی النقی
نَبُود به بودن تو غمم، بهخدا که حر جهنمم
که گرفتهام به ولات برگ برات یا علی النقی
بگذار کعبهی سامرا، قدمی طواف کنم تو را
سر خویش را بزنم به کوی منات یا علی النقی
✍ #محمدعلی_بیابانی
🔻
#امام_هادی_النقی_ع_مدح_و_مناجات
از ابتدا گِل من را خدا مطهر کرد
و بعد عشق تو را در دلم مقدر کرد
زلال ناب ولایت به جان من نوشاند
سپس تمام دلم را به نام حیدر کرد
ز خاک چادر زهرا سرشت قلبم را
زلال اشک مرا از تبار کوثر کرد
سپس کمی نمک روضه در وجودم ریخت
به عطر سیب حسینی مرا معطر کرد
مرا اسیر غزلهای چشمتان میخواست
نگاه روشنتان را کمیتپرور کرد
به من اجازه بده تا که شاعرت باشم
دوباره یک سحر جمعه زائرت باشم
همیشه میوزد از مرقدت نسیم بهشت
پر است صحن و سرای تو از شمیم بهشت
کنار گنبد و گلدستههای تو پیداست
شکوه عرش خدا، شوکت عظیم بهشت
عبور میکند از صحن آسمانی تو
مسیر روشن حق، راه مستقیم بهشت
همین که چشم من آقا به چشم تو افتاد
شدم اسیر نگاهت، شدم مقیم بهشت
دوباره شوق زیارت، دوباره شوق حرم...
منم «کبوتر» صحن تو، «یا کریمِ» بهشت
کبوتری شده این دل، شده هوایی تو
شدهست مثل گدایان سامرایی تو
بخوان زیارت پر محتوای «جامعه» را
بخوان که خوب بفهمم بهای «جامعه» را
طنین «اِن ذُکرَ الخیر...» میرسد هر دم
بخوان و شرح بده آیه آیه «جامعه» را
دوباره ذکر لبانم «کلامُکُم نور» است
ببار بر دل من روشنای «جامعه» را
دلی که مشتری جامعهکبیرۀ توست
نمیخرد همه رنگ و ریای جامعه را
بیا بخوان دلم امشب: «وَ فَرَّجَ عَنَّا»
بخوان از عمق وجودت خدای جامعه را
خدا! کدام خدا؟ او که بردمش از یاد!
هم او که میشنود ربنای جامعه را
هم او که میشنود، او که میدهد پاسخ
دعای خستهدلان را، دعای جامعه را
قسم دهیم خدا را به نام و یاد علی
رها شود دگر از هر بلا، بلاد علی
به غیر وادی عشق تو نیست وادی ما
ولایت تو مبانی اعتقادی ما
شکوه مکتب شیعه رهین همت توست
کلام و فلسفه و فقه اجتهادی ما
میان چشم تو آیات فتح را دیدیم
بهپاست با مددت نهضت جهادی ما
اگر کم از تو و جود و جلال تو گفتیم
حساب کن همه را پای کمسوادی ما
همیشه نور هدایت چراغ محفل ماست
به لطف این که تو هستی امامِ هادی ما
تویی تو هادی اُمَّت، تویی اباالمهدی
دعا کن از سفر آید دگر منادی ما
کسی که بی گل رویش در این زمستانها
گرفته رنگ خزان، روزهای شادی ما
کسی که میشنود این جهان ندایش را
صدای روشن او، عطر آشنایش را
بخوان مرا که به عشق تو مبتلا باشم
بخوان مرا که هوایی سامرا باشم
غریب آمدهام از ولایت غربت
مرا به اسم صدا کن، که آشنا باشم
مرا اسیر خودت کن، که این دو روزۀ عمر
ز رنگ و بوی تعلق دگر رها باشم
بیا به خانۀ دل، این دلی که خانۀ توست
بیا که زائر تو... زائر خدا باشم
چه میشود که شب جمعه زائر صحنت...
چه میشود سحر جمعه نینوا باشم
دو قطره اشک شوم در طواف ششگوشه
که خاکبوس دو مشهد، دو کربلا باشم
خوشا هوای رسیدن خوشا هوای حسین
خوشا کسی که رسیده به کربلای حسین
✍ #یوسف_رحیمی
🔻
#امام_هادی_النقی_ع_مدح_و_مناجات
ای قبلهگاه اهل ولا سامرای تو
بالاترین عبادت شیعه ولای تو
هم نور داده بر همه درس هدایتت
هم رهنمای ماست سراجالهدایِ تو
آئینهی رسول خدایی و دیدهاند
روی خدا به روی محمّدنمای تو
بیگانه با خداست به حقّ خدا قسم
آنکو در این جهان نبود آشنای تو
نزدیکتر ز جان منی ای عزیز دل
هرچند دورم از حرم با صفای تو
وقتی قدم به برکهی شیران گذاشتی
صورت گذاشت شیر درنده به پای تو
دستی ز دل برآر و دعا کن به جان ما
ای جان گرفته جانِ دعا با دعای تو
حتّی اگر به گِرد حرم آورم طواف
باشد دلم به جانب صحن و سرای تو
بیمار کن مرا که شفا یابم از دمت
ای چشم صد مسیح به دارالشّفای تو
کوری، بِه از ندیدن روی خدا نما
لالی، بِه از نگفتن مدح و ثنای تو
بالاتری از این که بگویند سیدی
باشد هزار حاتم طایی گدای تو
ای از ازل به عالم و آدم امامتت
ما را گدای سامره کن از کرامتت
✍ #غلامرضا_سازگار
🔻
❣#ولادت_امام_هادی_علیه_السلام
❣#سرود
●تا هستم من اسیر تو ندارم میل آزادی
نوشته روی قلب من مدد یا حضرت هادی
■تو رگات خون علی رو داری
مقتدای همه عاشقایی
واسه نوکرای تو همین بس
پاره ی دل امام رضایی
★فلک مجنونته دلم مدیونته
دعای حضرت زهرا بلا گردونته
امیر سامرا شه ارض و سما
یه روزی جونمو میدم زیر پای شما
♢یا هادی مدد یا هادی..
❣❣❣❣❣❣❣
●قسم که خون تو رگ هام به عشقت داره میجوشه
شبیه حرم ارباب ضریحت شده شیش گوشه
■سامرای تو برام بهشته
آسمون دور سرت میگرده
این دعای جامعت آقاجون
کار تیغه ی حیدر و کرده
★چشمام دریای نیل دلم گشته دخیل
غلام حلقه به گوش تو شده جبرئیل
تویی آرامشم به عشقت دلخوشم
گدای سامره هستم تا نفس میکِشَم
♢یا هادی مدد یا هادی...
❣❣❣❣❣❣❣
●میدونی دوست دارم آقا،میون نوکرات جاشم
خودت یه کاری کن واسم، محرم کربلا باشم
■رو بروی حرم علمدار
آرزومه که بازم بشینم
توی بارون چشام دوباره
گنبد حرمشو ببینم
★حسین تاب و تبم همینه مذهبم
که من دیوونه ی سالار بی بی زینبم
فدای کربلات شدم مست نگات
دلم تنگه برای دیدن صحن و سرات
♢اربابم حسین اربابم...
❣❣❣❣❣❣❣
.👆
#شور
#امیرالمؤمنین
به آوای جلی میخونیم
از اوصاف علی میخونیم
هر چی میگیم ما
نمیشه حتی
نمی ازین دریا ۲
با یه نظر زر کرده ابوذر رو
کی میدونه جایگاه قنبر رو
میثم شد شُهره به عشق مولا
سلمان شد قطره توی این دریا
اذون گفت بلال باشور و باحال
بلند و رسا
علی ولی الله
قبوله اعمال فاطمه خوشحال
وقتی میگیم ما
علی ولی الله
علی ولی الله ع
ازاین شور و شعف سرشارم
من از شوق نجف سرشارم
باپای دلم
به سمت حرم
قدم برمیدارم
شیرین بود روزو شبی که شد سپری
تو شهر نجف تو خونه ی پدری
حس و حال زائرا چه دیدنی بود
اونجا ذکر یاعلی شنیدنی بود
صدای اذون زمین و زمون
میگن یک صدا
علی ولی الله
رو به رو ایوون زیره آسمون
میگن عاشقا
علی ولی الله
علی ولی الله ع
مثل شیر شجاع میجنگه
برا دین خدا میجنگه
توی کارو زار یمین و یسار
توی مشت کرار
حماسه یعنی هر حملهی حیدر
پیغمبر قرصه دلش به این یاور
خیبر شاهده که خشم مولا
چیکار کرد با قلعهی یهودی ها
عدو پشیمون لرزون و گریون
میکنه غوغا علی ولی الله
جاری شد خون میون میدون
محشر کبری علی ولی الله
علی ولی الله ع
#شور_امیرالمومنین
#غدیریه
.
#سرود_مسجدی
#عید_غدیر
#امیرالمؤمنین
#سبک_حاج_اکبر_ناظم
جشن و سرور شیعیان آمده
عید امیر مؤمنان آمده
وه چه دلپذیر است
موسم غدیر است
دمیده انوار هدایت
علی شده شاه ولایت
یا علی و یا علی و یا علی
غدیر خم وادی سینا شده
نور الهی متجلی شده
چنین گفته احمد
به فرمان سرمد
علی امیر و جانشین است
به خاتم نبی نگین است
یا علی و یا علی و یا علی
شکر خدا که من حلال زاده ام
دل به تولای علی داده ام
زلطف داوری
من شدم حیدری
علی که چون بدر تمام است
در دو جهان مرا امام است
یا علی یا علی و یا علی
.
.
#شور
#امیرالمؤمنین
قرائت کن قاری
نمیشه تکراری
میجوشه این چشمه
تو قرآنِ جاری
الیوم اکملت لکم دینکم
وحیُ آیه ای برای مردم
گفتن اینو برا بار چندم
علی مولاست
روشنه مثل روز دشمنه کینه توز
نمیتونه با امر حق مقابله کنه
نور حق آشکار کافیه که یه بار
آدم نگاه به آیه ی مباهله کنه
یاعلی یاعلی ع
دادن این دلهارو
به دست دلدارو
خداهم دوست داره
محب مولا رو
سجده ها داره شکر این نعمت
نعمت یعنی این عشق و ولایت
مولا شاهه ما هممون رعیت
امام ماست
در فراز و فرود درقیام و قعود
ذکر دلارام لب عاشقا یاعلی
مدیون مادریم کرد دعا نوکریم
فقط ما میتونیم بگیم یااباناعلی
یاعلی یاعلی ع
ذوالفقار سرمسته
سر میزد پیوسته
تو همین حال یکی
در میرفت آهسته
لرزید تن دشمن با فریادش
دشمن به غلط کردن افتادش
هیچ وقت تاریخ نمیره از یادش
علی یکتاست
حافظ دین علی یار مسکین علی
نبود و نیست کسی شبیه علی توجهان
توی میدون دلیر همنشین با فقیر
میمونه اسمش تا ابد جاودان تو اذان
یاعلی یاعلی ع
#غدیریه
..
.
#امیرالمؤمنین
#شور #حضرت_عباس
مهم اینه محب مولاییم
کار نداریم با دشمن غاصب
عنوان صحیفه المؤمن
حب علی ابن ابی طالب
این محبت باعث فلاح و رستگاریه
ما گداشیم بالاتر ازاین چه افتخاریه
مثل مولا مقام شیعه شم انحصاریه
هر چی به مولا منتسب باشه میشه باارزش
سنگ میشه دُرّو ابرو دار دو عالم عبدش
هر کسی دل داد به علی نشد دچار لغزش
یاعلی مولا
قیمتیه این عشق پاک و ناب
نمیشه که نصیب اجانب
عنوان صحیفه المؤمن
حب علی ابن ابیطالب
بهره منده از تو کرامتت حتی عدو
واسه عاشق مردنِ برای تو شد ارزو
مطمئنیم وقت مردن باتو میشیم روبرو
ماکه میدونیم شامل عنایت خاص تو ایم
هرچیکه باشیم هرجایی بریم بازم واسه توایم
میدونی خیلی عاشق حسین و عباس توایم
یاعلی مولا
عصاره فضائل حیدر
سلام برتو ای عبد صالح
عموی مهربون خیامو
میون میدون قمره فاتح
یا ابولفضل ذکر روی لب هر پیرو جوون
زائریم باز ازمسیر دور قبول کن ازمون
هر کی واست بمیره نمیشه هیچوقت پشیمون
با دم و ذکرت شده غوغایی تو هیات برپا
تشنه ی عشقیم کیه بهتراز تو آقا سقا
ارادتمندن جور دیگه ای به تو نوکر ها
یاابوفاضل
#امیر_المومنین
#غدیریه
.
.
#امیرالمؤمنین
سرود عیدغدیر
باکمک ازیک مثنوی مرحوم عباس خوش عمل
وابیاتی ازاستادسازگار🌸🌸
ای شرف عالم وآدم علی یاعلی
مردخداشاه مکرم علی یاعلی
تابه ابدازتوزنم دم علی یاعلی
وارث پیغمبرخاتم علی یاعلی
مست تولای توام یاعلی
خاک کف پای توام یاعلی
یاعلی مولاعلی مولاعلی
🌸🌸🌸🌸
ای که به عالمی توهستی امیر یاعلی
ای که تویی صاحب خم غدیر یاعلی
مثل نبی وفاطمه بی نظیر یاعلی
نام دل آرای شمادلپذیر یاعلی
به به ازاین مرحمت مادری
حیدری ام حیدری ام حیدری
یاعلی مولاعلی مولا علی
🌸🌸🌸🌸
برشرف وقدرشماآفرین یاعلی
ذکرعلی علی بوددلنشین یاعلی
نیست به غیرازتونبی راقرین یاعلی
منتخب ومنتصب وجانشین یاعلی
فارغ ازاین بی هدفی کن مرا
مثل امینی نجفی کن مرا
یاعلی مولاعلی مولاعلی
🌸🌸🌸🌸
گوش فلک غرق صدای توبود یاعلی
خلقت عالم زبرای توبود یاعلی
دردل هرکس که ولای توبود یاعلی
شامل الطاف خدای توبودیاعلی
من به تولای علی زیستم
شکرخدا راعمری نیستم
یاعلی مولاعلی مولاعلی
🌸🌸🌸🌸🌸
ماهمه نابودوتوبودی علی یاعلی
رازخدارمزوجودی علی یاعلی
روح عبادات وسجودی علی یاعلی
خلق خداراتوشهودی علی یاعلی
روزوشبم رابه توسرمی کنم
لعن ابوبکروعمرمیکنم
یاعلی مولا علی مولاعلی
🌸🌸🌸🌸🌸
کیست بغیرازتومرادهمه یاعلی
یاکه رسدجزتوبه دادهمه یاعلی
زدشمنان نمی کنم واهمه یاعلی
لعن کنم به قاتل فاطمه یاعلی
بودبه روزوشبم این زمزمه
لعن علی عدوکِ فاطمه
یاعلی مولا علی مولا علی
#محمد_خرمفر ✍
#غدیریه #عید_غدیر
.
.
#شور
#امیرالمؤمنین
اظهر و من الشمس فضائلِ علی
حقیقتا افضل الافاضل علی
نور دل و زینت محافل علی
تعظیم کرده عالم مقابل علی
ما سر در نمیاریم
کی بوده مولای ما
شده مشق ملائک
نوشتن از این آقا
از اول علی برگزیده بوده
نورش رو خدا آفریده بوده
چهره ای زیبا خدا تا حالا مثل این آقا
نکشیده بوده
الحمدلله که مولامی
بحث نداریم سره برتریه علی
مبرهنه روشنه رهبریه علی
برای خدا عجب مظهریه علی
ثابت شد تو غدیر سروریه علی
نمیده تشخیص حقُ
چشم کور منافق
نداریم کار با بقیه
خلائق هر چی لایق
جاداره سر از سجده بر نداریم
با حب علی ما که رستگاریم
واسه ما لذت. داره این نعمت نمیخوایم جنت
ما علی رو داریم
الحمدلله که مولامی
#شور_امیرالمومنین
#غدیریه
.
#امام_زمان
#باز_هم_جمعه😭
باز هم جمعه رسیده است کجایی آقا
کاش می شد که تو امروز بیایی آقا
یک نشانی بده از خیمه ی خود، دلتنگم
حق بده، خسته ام از درد جدایی آقا
هم نشد محرم چشمم، رخ زیبای تو
هم به گوشم نرسید از تو صدایی آقا
تو بیا دیدن من، چون که شکسته بالم
مرغ قلبم شده سمت تو هوایی آقا
درد هجران تو را نیست طبیبی لازم
تو فقط مرهم زخم دل مایی آقا
از تو ای قبله ی حاجات ِهمه می خواهم
که دعا بر فرج خود بنمایی آقا
شده ای خاک نشین؛ بین کدامین صحرا
من نبینم که چنین غرق جفایی آقا
من نبینم پسر فاطمه خون گریه کنی
خسته از روضه ی هر صبح و مسایی آقا
همه ی عمر ِتو در غربت ِجانکاه گذشت
بی امان، خون جگر از صبر و رضایی آقا
روز جمعه ست،دوباره دل تو عاشوراست
باز هم قلب تو شد کربوبلایی آقا
روز جمعه شده و باز تو یاد داغ ِ
غارت پیرهن و کهنه عبایی آقا
من بمیرم که تو هر صبح و مساء دل خون از
روضه ی بزم می ِشام بلایی آقا
گفت زینب: لب ِ زخم تو نمی خواهد چوب
من نبینم که تو در طشت طلایی آقا
✍
#امام_هادی_النقی_ع_مدح_و_مناجات
گفت: «سُرّ من رَأی»، ترجمان «سامرا»ست
من ولی دلم گرفت... این حرم چه آشناست
چون نجف شکوهمند؛ چون مدینه رازدار
داستان آن ولی، داستان کربلاست...
ماهِ تا ابد تمام! السلام یا امام!
ذکر ما علیالدّوام، گریههای بیصداست
آنچه بر زبان ماست، نام مهربان توست
آنچه بر زبان توست، اسم اعظم خداست
از زمان کودکی، در پیات دویدهایم
از همه شنیدهایم، گَرد راه تو شفاست
باغهایی از بهشت، گوشهی عبای توست
این عبای مصطفی، این عبای مرتضیست
ای هدایت نجیب! آسمانیِ غریب!
مضطریم و منتظر، یادگار تو کجاست...؟
✍ #میلاد_عرفان_پور
#امام_هادی_النقی_ع_مدح_و_مناجات
به نگاه تو، خدای تو، اشارت میکرد
نور را، سوی دو چشم تو، هدایت میکرد
ماه اگر ذکر به لب، گِرد زمین میچرخید
صورت ماهِ تو را، داشت زیارت میکرد
دهمین بار، هوالحق متجلی شده بود
چارمین بار، علی بود، امامت میکرد
درد را نسخهی خال تو، شفا میبخشید
عاشقان را پرِ شال تو، شفاعت میکرد
«و بِکُم عَلَّمَنا الله» تو میخواندی و آه!
آه! از آن شهر، که بیقبله، عبادت میکرد
متوکل، به تماشای شرابت آورد
به دل مست تو، از بس که حسادت میکرد
و نفهمید که مستی اثری بود، که داشت
با نگاه تو، به هر ذره سرایت میکرد
«از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر»
وقتی از پنجرهی شوق، صدایت میکرد
کوه، هر صبح، به صبر تو، سلامی میداد
ماه، هر شب، به رُخت، عرض ارادت میکرد
خاک ایران من از عطر تو، پر شد وقتی
سید عارف ری، از تو روایت میکرد
مهدیات، حضرت هادی! سفرش طول کشید
کاش میآمد و با عشق، قیامت میکرد
کاش میآمد و با صوت تو، با لحن علی
خط به خط، «جامعه» را، باز تلاوت میکرد
✍ #قاسم_صرافان
#امام_هادی_النقی_ع_مدح
باید چه گفت مدحت شاهی عظیم را؟
کو شعرتر که وصف کند این حریم را؟
کو یک گره که باز نگردد به دست او؟
کو حاجتی که خسته کند این کریم را؟
کوکوکنان نشسته به بامش، مگر کریم
با دست خویش دانه دهد یاکریم را
هوهوی پرچمش به تقرب کشانده است
تا سامرا به روی دو زانو نسیم را
یک جرعه از کنارهی دریای حکمتش
پرورده است حضرت عبدالعظیم را
با تیغ آبدیدهی نور هدایتش
سرکوب کرده خدعهی قوم رجیم را
هرگز به پادشاهی عالم نمیدهیم
حظّی که از گدایی او میبریم را
مدیون اوست مکتب قرآن و دین حق،
در فتنهها صراط چنین مستقیم را
✍ #علی_سلیمیان
#امام_هادی_النقی_ع_مدح_و_مناجات
خورشید سامرا و کریم جهان تویی
ما را بده پناه، که کهف امان تویی
هادی تویی در این شب ظلمت، به داد رس
گمگشتهایم و مشعلهی کاروان تویی
کاخ ستم به لرزه فکندی به حرف حق
حقا که جان عدلی و حق را زبان تویی
مستی ربودی از سر بزم شراب، لیک
مستی فزای جان و دل عاشقان تویی
جدت امام هشتم و سلطان دین رضاست
جد امام عصر و ولیّ زمان تویی
با "جامعه کبیره" سلامم شنیدنیست
مهمان هر امام شوم، میزبان تویی
✍ #محمدمهدی_سیار
#امام_هادی_النقی_ع_مدح
خوشا سَری که شود خاکِ پای حضرتِ هادی
خوشا دلی که پَرد در هوای حضرتِ هادی
به چشمِ بسته خدا را به روی باز ببیند
به دیده هر که نَهد خاکِ پای حضرتِ هادی
زِ قبر و برزخ و فردای محشرش نَبُود غم
کسی که زادِ رَهش شد وِلای حضرتِ هادی
به سیم و زَر نَکُند اِعتنا کسی که به عالَم
طَلب کُند نظرِ کیمیای حضرتِ هادی
به سعی بنده نیاید به دست، قُربِ خداوند
مگر که درک کُند دل، صَفای حضرتِ هادی
::
کسی که جانِ جهان بود، داد جانْ به غریبی
هِزار جانِ مُقدّس فدای حضرتِ هادی
✍ #سیدمحمد_رستگار
#امام_هادی_النقی_ع_مدح_و_مناجات
ای دهم حجّت خدای ودود
هادی ملک خالق معبود
آفرینش یم عنایت تو
هادیان بندۀ هدایت تو
حلمها لالهای ز گلشن تو
علمها خوشهای ز خرمن تو
منجلی در تو نور کل علوم
همهی حُسن چارده معصوم
چشم دشمن به لطف و رحمت تو
متوکّل حقیر عزّت تو
ابرِ بارنده، فیضی از جامت
شیر درّنده در قفس رامت
"جامعه" سطری از عبارت تو
انبیا عاشق زیارت تو
در خراسان، مدینه، سامرّا
نجف و کاظمین و کرب و بلا
زائرین هرکجا که مهمانند
"جامعه" با دم تو میخوانند
ای تو ابن الرّضای دوّم ما
در امامان علیّ چارم ما
به مزار مطهّر تو سلام
به عروس و به خواهر تو سلام
زده بر سر هوای سامرهام
خاک پای گدای سامرهام
سامره آفتاب سینهی من
کربلای من و مدینهی من
سامره شهر نور، شهر شرف
سامره باغی از بهشت نجف
سامره در زمین بهشت اله
آسمان دو آفتاب و دو ماه
تو علیّ علیّ و فاطمهای
تو چراغ هدایت همهای
به دعای تو سنگ، گل آرد
به ولای تو ابر میبارد
ذکر حق چیست؟ ذکر خیر شما
کیست میزان حق به غیر شما؟
بی دمت آدمی نمیماند
به خدا عالمی نمیماند
طایر وحی از تو دانه گرفت
در ریاض تو آشیانه گرفت
یم جود و فتوتید شما
اهلبیت نبوّتید شما
چشم دل بی چراغتان کور است
شاهد من "کلامُکم نور" است
✍ #غلامرضا_سازگار
#امام_هادی_النقی_ع_مدح_و_مناجات
یاد تو آیینه و نام تو نور
ذکر تو خیر است و کلام تو نور
آینه در آینه مات توأم
محو مرور کلمات توأم
شعر بخوان ای نفس آسمان!
«إِنَّ مِنَ الشِّعرِ لَحِكمَة»، بخوان
شعر بخوان معجزه نازل شود
آتش جانِ متوکل شود
لرزه بیفتد به دلش، پیکرش
مستی دنیا بپرد از سرش
شعر کم و محکم تو خواندنیست
شعر تو در ذهن زمان ماندنیست
ماه تمامی و کلام تو نور
ذکر تو خیر است و سلام تو نور
باز از آداب زیارت بگو
باز هم از شأن امامت بگو
سورۀ لبخند خدا جامعهست
جامع اوصاف شما جامعهست
باز دلم نور خدایی گرفت
شور «وَ کُنتُم شُفَعائی» گرفت
آینه در آینه مات توأم
محو مرور کلمات توأم
وقت زیارت شد و یوم الغدیر
وصف غدیریه و ذکر امیر
سیر کن آیات و روایات را
وصف کن آن پاکترین ذات را
از جلواتی ازلی گفتهای
از صد و ده وصف علی گفتهای
در شب ظلمتزدگان ماه اوست
«أَوَّلُ مَن آمَنَ بِالله» اوست
هر چه بر اوضاع جهان بگذرد
در دو جهان هر چه زمان بگذرد
آنچه تغیر نپذیرد علیست
وآنکه نمردهست و نمیرد علیست
آینه در آینه مات توأم
محو مرور کلمات توأم
کاش به آیین تو شاعر شوم
با نظر لطف تو زائر شوم
باز دلم تشنۀ ایوانِ اوست
باز هوای حرمش آرزوست
✍ #سیدمحمدجواد_شرافت
#امام_هادی_النقی_ع_مدح_و_مناجات
فرازی از یک #قصیده
گرفته جان نفسم در ثنای حضرت هادی
دُر سخن بفشانم به پای حضرت هادی
نداشت طوطی جانم، هنوز لانه به جسمم
که بود مرغ دلم آشنای حضرت هادی
صفا و مروه کجا و حریم یوسف زهرا
صفاست در حرم با صفای حضرت هادی
مقرّبان الهی فرشتگان بهشتی
کشند منّت لطف و عطای حضرت هادی
ز دست رفته شکیبم خدا کند که نصیبم
شود زیارت صحن و سرای حضرت هادی
درندگان زمین التجا برند به سویش
پرندگان هوا در هوای حضرت هادی...
دلم که درد گناهش به احتضار کشانده
پناه برده به دارالشّفای حضرت هادی
مرا چه قدر که گردم گدای خاک نشینش
که هست خازن جنّت گدای حضرت هادی
دهد به روح لطیف ملک، صفا و طراوات
ملاحت سخن دلربای حضرت هادی
به خاک، عطر بهشتی پراکند اگر آید
نسیمی از طرف سامرای حضرت هادی
به عمرِ دهر مرا گر دهند عمر، نیرزد
به لحظهای که کنم جان فدای حضرت هادی
به تیرگی نبری روی و راه خود نکنی گم
هدایت است به ظلّ لوای حضرت هادی
بخوان زیارت پر فیض جامعه که بری پی
به ارزش سخن دلربای حضرت هادی
مرا رضایت ابن الرّضا خوش است که دانم
بود رضای خدا در رضای حضرت هادی...
✍ #غلامرضا_سازگار
#امام_هادی_النقی_ع_مدح_و_مناجات
دلم امشب گدای سامرّاست
از تو غیر از تو را نخواهم خواست
یا علیَّ النَّقیّ و یا هادی
حرم تو بهشت قرب خداست
آسمان خاکبوس گنبد تو
کهکشان پیش پای تو برخاست
«مَهْبِطَ الْوَحْی» و «مَعْدِنَ الرَّحْمَة»
دل دریایی و زلال شماست
ذرّه با یک اشارهات خورشید
قطره با یک نگاه تو دریاست
«مَن عَصاکُم فَقَد عَصَی الله» است
که مطیع شما، مطیع خداست...
«قَد نَشَرتُم شَرایِعَ الاَحکام»
راه غیر از شما فریب و خطاست
«قولُکُم صِدق، فِعلُکُم حَقٌّ
اَمرُکُم مُتَّبَع» که حکم قضاست
بسته بر بال هر ملک آمین
نَفَس جاری تو عین دعاست...
مشعل جامعه کبیرۀ تو
به یقین رهگشای اهل ولاست...
و خدا در طلیعۀ خلقت
عرش خود را به نورتان آراست...
✍ #محمود_شریفی