شیخ کاظم.س که از اساتید اخلاقِ محب و ولایی هست به بنده نقل کرد، روزی مشرف شدم جهت دیدارِ خدمت استادم علامه حسن زاده آملی، وارد خانه که شدیم، در حیات منزل یک دفعه علامه حسن زاده آملی عطسه کردند، و چند قطره از آب دهانشان افتاد روی برگ گلی که در حیات منزل کاشته بودند. شیخ کاظم.س نقل می کرد؛ جناب علامه دو زانو مقابل گل نسشت و دستمال شان را از جیب بیرون آورد و برگ گل را پاک کرد و سه بار خطاب به گل فرمودند: "ببخشید عمدی نبود".
توضیحا عرض می شود که اولا عارف همه موجودات عالم را صاحب حیات و روح می بیند؛ ثانیا سرمایه سلوک عارف ادب است؛ ثالثا آنها که چشیدند، رهیدند؛ مابقی بجای عرفان، توهمِ عرفان را دارند.
t.me/lam_mim_channel_3
«تخلُّل» یعنی شیئی در شیء دیگر نفوذ کند، به نحوی که همه خُلَل و فُرَج آن را پر کند؛ مثل نفوذ سفیدی در شیر، و نفوذ روح در بدن.
حضرت ابراهیم را خلیل الله گویند؛ که هم او خلیلِ خداست و هم خدا خلیلِ اوست. محیی الدین ابن عربی، واژه «خلیل» را از ریشه «تخلّل» میشمارد.
اینکه ابراهیم خلیل خداست یعنی ابراهیم در خداوند تخلّل و نفوذ کرده است. البته لازم است تخلّل را از معنای مادی پیراسته کنیم، پس معنایش این میشود که ابراهیم فانی در خداوند بود.
اینکه خداوند خلیلِ ابراهیم است یعنی خداوند در ابراهیم تخلّل و نفوذ کرده است. در اینجا نیز لازم است تخلّل را از معنای مادی پیراسته کنیم، پس معنایش این میشود که خداوند در وجود ابراهیم ظهور کرده، و ابراهیم مَظهر و جلوه اوست.
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و یُسبّح الرعد بحمده؛ رعد و آذرخش، همراه با حمد و ستایش خداوند، تسبیح او میگوید..(رعد/13)
آنکه جنبه کثرت و اینسوئی بر او غلبه دارد، سخن از «اعتماد به نفس» میگوید و توکل و اعتماد به ربّ، نقش کمتری در زندگی او دارد.
آنکه جنبه وحدت و آنسوئی بر او غلبه دارد، سخن از «توکل و اعتماد به ربّ» میگوید، و اعتماد به نفس را نفی و تخطئه میکند.