eitaa logo
عارفانه
3.1هزار دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
974 ویدیو
45 فایل
یا هو یا من لا هو الا هو همه یار است و نیست غیر از یار واحدی جلوه کرد و شد بسیار تلگرام: t.me/Arefane اینستا: Arefane_1001 خادم کانال: @rosvaa لطفا در نشر مطالب، فروارد رعایت شود🙏
مشاهده در ایتا
دانلود
❖ کتاب دروس «اتّحاد عاقل به معقول» اثر حضرت علامه حسن زاده آملی زبان: فارسی جلد: سخت تعداد صفحات: ۵۳۲ این کتاب در ۲۳ درس، درباره یکی از مهم‌ترین مسائل حِکمی است که فهم بسیاری از معارف قرآنی، در مسیر تکامل انسانی و هضم کثیری از اسرار احادیث و روایات صادره از اهل‌بیت وحی علیه‌السّلام، بر آن مبتنی است. گزارش محتوای کتاب: جزا، نفسِ عمل است و آدمی، بهشت و جهنم را از این نشئه با خود می‌برد. و علم و عمل، هر دو جوهر و انسان سازند. و ملکات نفسانی هر کسی، موادّ صور برزخی اوست و آدمی هیچ گاه بی بدن نیست، جز آن که بدن‌ها در طول همند و تفاوتشان به کمال و نقص است. و طلعت دل آرای دین و قرآن و روایات در پس پرده‌هایی ضخیم که در جهالت‌ها و غفلت‌ها ریشه دارند، پنهان مانده و خود را هنوز هم که هنوز است به کسی جز تعدادی اندک، نشان نداده است. 👈 مقدمه حضرت علامه بر این کتابنمونه مطالب کتاب: مطلب اول | دوم سفارش خرید: @rosvaa @Arefane
مقدمۀ حضرت علامه حسن زاده آملی بر کتاب دروس اتحاد عاقل به معقول: «از آن رو که حکیمان گفته‌اند: "نفس را مشغول بدار و گرنه او تو را مشغول می‌کند"، دأب راقم سطور این بود که هر گاه تعطیلی حوزه علمیه تهران یا قم اقبال می‌نمود، در شهرش، بلد طیب آمل، به انبساط بساط درس و بحث با تنی چند از خواص صاحب دل متمتع بود و به برکات آن ذوات محترم خیر مآل و نفوس شیقه به کمال، از این مادبه الهی مائده‌هایی عاید این کمترین می‌شد که چند رساله در فنون موضوعات به سلک تحریر درآورد و از آن جمله، همین صحیفه است که نموداری از آن محضر است، تا چه قبول افتد و چه در نظر آید. شروع تصنیف و تدریس آن، در ۲۹/ ۹/ ۱۳۵۵ ش، بود و در مدت دو سال به پایان رسید. در سیر علمی، حق مقتدا و برهان متبع است، نه قول این و آن؛ هر چند در این رساله، اقوال اعاظم متوغلین در حکمت متعالیه و معارف حقه الهیه را به عنوان تایید و تسدید نقل کرده‌ایم و از انفاس قدسی آنان استمداد نموده‌ایم و به ظاهر در کنار سفره آنان نشسته‌ایم، ولی: بر در شاهی، گدایی نکته‌ای در کار کرد گفت بر هر خوان که بنشستم خدا رزّاق بود غرض از تدوین این رساله، تحقیق در یکی از مهم‌ترین مسائل علمی فن اعلی؛ یعنی علم الهی و ما فوق الطبیعه، می‌باشد که عبارت از اتحاد عاقل به معقول است و نیل بدان، طریقه‌ای اقوم در وصول به «معرفت نفس» است که اساس همه خیرات و سعادات و قطب جمیع مباحث حکمیه و محور تمام مسائل عقلیه و نقلیه و معرفت آن، اشرف معارف است. مرجو از فیاض علی الاطلاق اینکه مستعدّین را مُعِدّی تام بود.» @Arefane
🌿 توضیح حضرت علامه حسن زاده آملی درباره این نکته: «شیطان نمی‌تواند در خواب، به صورت انسان کامل (پیامبر و اهل‌بیت علیهم السلام) تمثّل پیدا کند» منبع: کتاب «اتحاد عاقل به معقول» @Arefane | عارفانه
6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴 صلی الله علیک یا حبیبة المصطفی و یا حبیبة المرتضی، یا فاطمة الزهراء @Arefane
28.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 گزارش ویدیویی «همایش ملی فلسفۀ معنویت» با تاکید بر آراء‌ علامه حسن زاده آملی(ره) @Arefane
ما در دو جهان فاطمه‌جان دل به‌تو بستیم مُحبّانِ تو هستیم نظر کن ز عنایت به فردای قیامت دستِ همه بر چادرِ تو در صفِ محشر به قربانِ تو مادر اگر توبه شکستیم به امیدِ تو هستیم... @Arefane
🌿 لطائف و مراتب هفت‌گانۀ «نَفْس» انسان، در اندیشۀ عارفان و حکیمان - کتاب «اتحاد عاقل به معقول»، ص۳۲۳ @Arefane | عارفانه
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گفتی ز جهان چه غصّه داری آخر؟ آن غصّه که در جهان نگنجد دارم... @Arefane | عارفانه
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گرَم بیایی و پُرسی چه بُردی اندر خاک؟ ز خاک نعره برآرم که آرزوی تو را... صلّی الله علیک یا اباعبدالله الحسین @Arefane
21.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❖ کلیپ اختصاصی| خاطرۀ شنیدنی حضرت استاد حسن رمضانی از صحافی کردن کتابِ «فهرست آثار محیی الدین» در معیّت حضرت علامه حسن زاده آملی و حالات لطیف حضرت علّامه @Arefane | عارفانه
هُوَ ٱلْحَىُّ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ @Arefane
حکایتی عجیب| شیخ بهلول در خاکسار کردن نَفْسش بی‌رحم است! بگذارید برایتان داستانی بگویم که هر وقت به یادم می‌آید، دلم می‌لرزد و برای شیخ بهلول دعا می‌کنم که خداوند درجات عالی او را متعالی بگرداند. شئونات را به وقت ضرورت و کشیدن مهار نفس، زیر پا انداخته بود. معمولأ چنین داستانی را نبایست روایت کرد؛ اما این داستان برای همیشه به یادتان می‌ماند. در آستانه صد سالگی بود. در منزل یکی از اعیان متدین شيراز که خانه‌اش همیشه محفل عالمان و در دوران انقلاب در خدمت انقلاب بود، اهل اصطلاح بود و با اهل علم نشست و برخاست و مؤانست داشت، محفلی به افتخار حضور شیخ بهلول آراسته بودند. شیخ بهلول پوستی و استخوانی بود، مردی که خلاصه خود بود! با چشمانی سرشار از زندگی و شور که  بارقه تیزهوشی از آن می‌تابید، و طنین صدا و لهجه‌ای که گویی روستایی خراسانی در صحرایی دور دست اما آشنا با شما حرف می‌زند. وقتی با او دست می‌دادی، سرپنجه استخوانی اش محکم بود. مثل گیره ای قایم دست را نگاه می‌داشت. در چشمانت نگاه می‌کرد و مکث می‌کرد. مرا معرفی کردند: «ایشان نماینده شیرازند!» گفت: «بِچه جانم! نماینده اخلاص باش، الخلاص فی الاخلاص!» این تعبیر مرا با خودش برده بود. نشستیم. جمعی حدود پانزده تا بیست نفره، مرحوم آیت الله محی‌الدین حائری شیرازی امام جمعه شيراز هم بود. گفتگوهایی و از هر دری سخنی. ناگاه صدای ناخوشایندی به گوش رسید! زود چند نفر که نزدیک‌تر به بهلول بودند، به نوجوان ده دوازده ساله ای که در گوشه‌ای نشسته بود، نگاه تند ملامت آمیزی کردند، که یعنی ماجرا از ایشان است. بهلول برخاست. به طرف نوجوان که چهره‌اش قرمز شده بود رفت. دو زانو جلوی نوجوان نشست خم شد صورت و دست نوجوان را بوسید، گفت: «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. إنّ النفس لَامّارة بالسوء الا ما رحم ربّی، آقایان عزیز من نزدیک صد سالمه، مریض هم هستم، این صدای ناخوشایند از من بود. از همه شما معذرت می‌خواهم. از این نوجوان صد بار معذرت می‌خواهم که نگاه شما او را شرمنده کرد و چهره‌اش سرخ شد و سرش را پایین انداخت.» چه مجلسی شد! بغض‌هایی که ترکید و آيت‌الله حائری که سر بر زانو نهاده بود و با صدای بلند گریه می‌کرد.  در راه که برمی‌گشتیم، اقای حائری سکوت کرده بود. سکوتی سنگین، من هم در بهت و سکوت بودم. ناگاه رو به من کرد و گفت: «شیخ بهلول در خاکسار کردن نَفْسش بی رحم است. برای همین به او عنایت شده است. چیزهایی به او داده‌اند که به هر کسی نمی دهند.» زمزمه کرد: نه در اختر حرکت بود و نه در قطب سکون گر نبودی به زمین خاک نشینانی چند - روزنامه اطلاعات، سید عطاءالله مهاجرانی @Arefane | عارفانه