❖ آغاز فعالیت کانال «عارفانه» در پیامرسان «بله»
🌿 لینک عضویت:
https://ble.ir/Arefane
11.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 آقای محمد قهرمان (شاعر، مصحّح و پژوهشگر توانا در زمینه شعر) گفتند این غزل رهبری، بیمانندترین غزل تاریخ ادبیات فارسی است؛ زیرا... (بیان خاطره از امیرمهدی حکیمی؛ نویسنده و مستندساز)
«هر چند امین، بستهی دنیا نِیَم امّا
دلبستهی یاران خراسانی خویشم»
🌿 پیام تسلیت و برخی سخنان رهبر شهید درباره مرحوم قهرمان (مشاهده)
🌿 معرفی محمد قهرمان در ویکی پدیا (مشاهده)
@Arefane
ماتمِ جهانسوزِ «خاتم النبیّین» است
یا که آخرین روزِ «صادرِ نخستین» است
خاطری نباشد شاد در قلمرو ایجاد
آه و ناله و فریاد در محیطِ تکوین است
«شاهدِ حقیقت» را هر دو چشمِ حقبین خُفت
آهِ «بانوی کبری» همچو شمعِ بالین است
«شاهبازِ وحدت» را بندِ غم به گردن شد
کرکسِ طبیعت را دست و پنجه رنگین است
حکیم آیتالله غروی اصفهانی (کمپانی)
توضیح: «صادر نخستین»، اصطلاحی فلسفی است به معنای نخستین چیزی که از ذات خداوند صادر شده و از نیستی، به هستی آمده است، که بر حقیقت حضرت پیامبر اکرم تطبیق شده است. منظور از «شاهباز وحدت» حضرت امیر علیهالسلام است و منظور از «کرکس طبیعت»، غاصبان خلافت.
@Arefane
رسیدم دوباره به درگاهِ شاهی
چه شاهی که دارد ز شاهان سپاهی
فلکآستانی، ملکپاسبانی
ضمانکارگاهی، جنانبارگاهی
سلام ای غریبی که در صبح محشر
ندارم به جز مُهرِ مِهرت گواهی
چو آیینه از بس که دلنازکی تو
توان تا حریمت رسیدن به آهی
گرفتهست خورشید اذن دمیدن
ز نقارهخانه دَمِ هر پگاهی
تویی شرط توحید و بی تو یقیناً
همه نیست توحید جز «لا الهی»
اگر ابر لطفت به محشر ببارد
نماند ثوابی، نماند گناهی
به لطف تو کاهِ ثوابست کوهی
به بذل تو کوهِ گناه است کاهی
لب درّۀ نفس، لغزیده پایم
نگهدار دستِ مرا با نگاهی
منم آن گنهکار امّیدواری
که دارد ز لطف تو پشت و پناهی
الهی مرا از حریمش مکن دور
مرا از حریمش مکن دور الهی
محمود کسبی
@Arefane
غزل رهبر شهید به خط استاد امیرخانی
سرخوش ز سبوی غم پنهانی خویشم
چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم
در بزم وصال تو نگویم ز کم و بیش
چون آینه خو کرده به حیرانی خویشم
لب باز نکردم به خروشی و فغانی
من محرم راز دل طوفانی خویشم
یک چند پشیمان شدم از رندی و مستی
عمری است پشیمان ز پشیمانی خویشم
از شوق شکرخند لبش جان نسپردم
شرمندۀ جانان ز گران جانی خویشم
بشکستهتر از خویش ندیدم به همه عمر
افسرده دل از خویشم و زندانی خویشم
هر چند امین، بسته دنیا نِیَم امّا
دلبستۀ یاران خراسانی خویشم
نظر مرحوم محمد قهرمان درباره این غزل
@Arefane