🔹کوزه تا وقتی هنوز پر از آب نشده، صدای قُلقُل میکند و وقتی که پر از آب شد، ساکت و سنگین میشود. انسانهایی که وجودشان خالی از معارف حقیقی است، زیاد سر و صدا میکنند، اما آنها که علوم حقیقی جانشان را سیراب کرده، با وقار و آراماند. (برداشت از کتاب حاج آخوند)
🔹علامه حسن زاده آملی میفرماید: الهی؛ چون است که چشیدهها خاموشند و نچشیدهها در خروش.
🆔 @Arefane
هدایت شده از عارفانه
🔹اگر گنهکاری، اگر سردرگمی، اگر بی انگیزه ای، در هرحالی که هستی، بدترین تصمیم، ناامیدی و توقف است؛ باید در همین آشفته حالی نیز گریان و نالان به سمت محبوب رفت و او را طلب کرده و از او استمداد نمود. همین توبه ناقص و حرکت لنگان لنگان، بهتر از توقف و ناامیدی است.
🔹یکبار از یکی از اساتید عرفان پرسیدم: اگر چهله بگیریم و احیانا در چهله مرتکب گناه شویم، آیا بهتر است چنین چهله ای نگیریم؟
ایشان فرمودند: همین چهله با این وضعیت، بهتر از این است که انسان بدون برنامه و رها و آشفته باشد.
سپس این بیت مولوی را خواندند:
لنگ و لوک و خفتهشکل و بیادب؛
سوی او میغیژ و او را میطلب...
*غیژیدن: خیزیدنِ طفلان و مردمانِ شَل
🆔 @Arefane
🔰ذلک الکتابُ لا ریبَ فیه هُدًی للمُتّقین
🔹کتاب قرآن موجب هدایت کسانی میشود که همواره مراقب افکار و رفتارشان هستند و به دنبال حق و محبوباند. اگر اینچنین بودیم -ولو هنوز مسلمان نباشیم- تفکر در آیات قرآن، ما را به سمت فطرت و به سمت محبوب هدایت میکند.
✍ کتاب محبوب، سوره بقره، آیه ۲
#تفسیر_عرفانی
🆔 @Arefane
🔹ظهیرالدین بیهقی در کتاب تتمة صوان الحکمة، مرگ «خیام» را اینگونه روایت میکند: «خیام، مشغول مطالعه یا تدریس الهیات شفای ابن سینا بوده است. ناگاه، نشانه را لای کتاب میگذارد، کتاب را میبندد، به نماز میایستد. نماز عشاء به سجده میرود. در سجده میگوید: اللّهم إنّک تعلم أنّی عرفتُک علی مبلغ امکانی فاغفر لی فإن معرفتی ایاک وسیلتی الیک؛ و جان میسپرد».
✍ حاج آخوند، ص ۵۴
🔹پن۱. ترجمه عبارت عربی: پروردگارا، تو میدانی من تو را به مقدار وُسعم شناختم، پس مرا ببخش، همانا معرفت من به تو، وسیلهی راهیابی من به سوی توست.
🔹پن۲. آنها که به دلیل ظاهر بعضی اشعار، خیام را منکر خدا یا منکر معاد میدانند، با وجود این حکایتها باید بیشتر احتیاط کنند.
🆔 @Arefane
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹روزگاری برسد که قرنهای کثیری از مرگ ما گذشته باشد و از ما و اسم ما هیچ خبری نباشد. ما مانده ایم و ابدیتِ خویش؛
در کارگه کوزه گری رفتم دوش
دیدم دو هزار کوزه گویای خموش
هر یک به زبان حال با من میگفت
کو کوزهگر و کوزهخر و کوزهفروش؟
🆔 @Arefane
4_5929286013795960158.pdf
حجم:
334.6K
🔹بررسی اصول و مبانی تأویل عرفانی از منظر روایات| استاد یزدان پناه
🆔 @Arefane
آیت الله جوادی آملی4_5935877087788271310.mp3
زمان:
حجم:
722.9K
🔹آیت الله فاضل را خدا رحمت كند! به اتفاق هم یک وقت جنوب رفتیم، ما آنجا كه رفتیم مثل اینكه سرزمین مشعر و منا را داشتیم ادراك میكردیم؛ همان طور كه حاجی شب دهم در مشعر می خوابد آدم چه حالتی دارد؟ ما آن شب را در همان سنگر مثل حالت مشعر در همان شن ها به این وضع خوابیدیم. من دیدم سحر كه شد یك پیرمرد بود، این جوان ها را بیدار كرده همه اینها بیدار شدند، نماز شب خود را خواندند، نماز نافله را خواندند، نماز صبح خود را خواندند و زیارت عاشورا را خواندند و خوابیدند. این البته كشور را طیب و طاهر می كند! برای من كاملاً محسوس بود كه ما روی شن های جبهه که می خوابیدیم، مثل همان شن های شب مشعر بود، آدم شب مشعر هم روی شن می خوابد.
🆔 @Arefane
🔹محمد حسن قاضی: با ایشان [علامه طهرانی] در مورد شخص معینی از شاگردان قاضی صحبت شد. گفتند که من نیز در این مورد از شیخ عباس قوچانی پرسیدم که او هم در زمان خود از مرحوم قاضی در مورد این شخص پرسیده بود و قاضی فرموده بود: «او کِی از دنیا منصرف شد و خودی خود را فراموش کرد که بتواند در این راه حرکت کند؟». گذشتن از گردنه های سخت سلوک و طریقت، در مرحله اول محتاج به فراموشی خود و انصراف از خویشتن خویش و رها کردن شؤون و علاقه آن است.
✍ آیت الحق، ج ۱، ص ۴۴۳
🆔 @Arefane