Mohsen Chavoshi1_4972279163223278223.mp3
زمان:
حجم:
14.2M
نهایتِ اون چیزی که تمومِ این سالها منتظرش بودم این بود که یه نفر این آهنگو بهم هدیه بده و بگه:
تو نازنینی، از حریرِ مرد آفریدنت.
بچهاااا بیاید یه چیز بانمک تعریف کنمم؛
امشب یه خانوم حدودا ۶۰ ۷۰ ساله،
با پیژامهی صورتیِ پاندایی،
تأکید میکنم، پاندایی؛
اومد بهم گفت میخوام نماز بخونم،
منم که کتاب شیمیم جلوم باز بود گفتم میخواید براتون میز و صندلی بیارم؟
اونم تشکر کرد و گفت ببخشید که تمرکزتو بهم زدم (گوگولیییییی✨)
آقا من براش صندلی رو بردم و چون سروصدا بود کتاب رو گذاشتم کنار و منتظر شدم خانومه نمازش تموم بشه.
تا نمازشو خوند، با همون زیرشلواریِ صورتیِ پاندایی که جوراباشو کشیده بود رو شلوارش اومد پیشم و گفت پاشو دختر، پاشو برو درستو بخون😭 تمرکز کن و وقت تلف نکن😭
خوده منه وقتی پیر بشم، البته منظورم پیژامشه.
توی مخیلهت هم نمیگنجه که من برا اینکه تو خفقان نا امیدی جون ندم، چنگولک به ریسمون کیا کشیدم.
اگه دین و ایمونت رو بندِ یه آدم کنی،
سیاهچالِ کفر ناخون میکشه رو موجودیتت.
شما اگه بری برای زبان نجفآبادی تعیین سطح بدی یه جمله ازت میپرسن،
اگه بلد باشی ترجمهش کنی درجا بهت مدرک کارشناسی ارشد زبانِ فصیحِ نجفآبادی میدن.
* اون جمله: چوم چِرو اِمرو یِخ چِمچِمالم.
جوانمردانه، اگه بتونین ترجمه کنین بنده عمامه از سر بر میدارم.