3.95M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔶 تو بیشتر میفهمی یا پیغمبر خدا؟!😂😂😂
#کلیپ
#خنده_حلال
شوهر: عزیزم بیا باهم بریم پارک ورزش..
زن: چی؟؟؟ تو فکر میکنی من چاقم ؟؟؟؟
شوهر: خب نمیخواهی نیا.........
زن:منظورت اینه که من تنبلم؟؟؟؟؟؟؟
شوهر:آروم باش خانوم.........
زن: یعنی من عصبی ام ؟؟؟؟😞😞
شوهر: منظورم این نبود .......
زن :پس من دروغگوام؟؟؟؟؟
شوهر:باشه اصلا من تنها میرم .....
زن:چی؟تنها؟؟چرا تنها؟با کی قرار داری؟؟؟؟
شوهر: اصلا غلط کردم، انگار قرار نیست بریم.
زن: مگه من مسخره توام؟؟😂🤣😆😂😂😂😂
#خنده_حلال
@MadaraneRaheAseman
😂❣😂
🔔 #زنگ_تفریح
شوهر : خانوم ! غذا آمادس ؟
همسر : هنوز نه باید یه کمی صبر کنی !
شوهر : پس من میرم بیرون یه چیزی میخورم و برمیگردم !
همسر : لطفا فقط ۵ دقیقه صبر کن !
شوهر : یعنی غذا ۵ دقیق دیگه آمادس ؟!
همسر : نه دیگه !
من ۵ دقیقه دیگه آماده میشم بریم بیرون!😂😂
#خنده_حلال
@MadaraneRaheAseman
5.22M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خدا همسری قسمتت کنه.... 😂😂😂
کمی بخندیم... 💞🔪🔪🔪
مگه اینکه یک زن از فضا بیاد... 😂💞
#خنده_حلال
@MadaraneRaheAseman
3.87M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی آدم نمیدونه از همسرش چی میخوام به روایت تصویر 😂
#خنده_حلال
@MadaraneRaheAseman
📚خاطره اے از حاج آقا قرائتے
رفتم خونه پدر سه تا شهید، یه خرده احوالپرسی کردم.
گفتم کجا وضو بگیرم؟
گفتش که دو سه تا پله باید بری پایین. رفتم وضو گرفتم، دیدم پیرمرد حوله آورده.🙂
گفتــ: حوله آوردم دستــ و صورتت رو خشک ڪنی. ☺️
گفتم: حدیثــ داریم اگر وضو گرفتید و [جای وضو رو] خشک نکنید، ثوابش سی برابره!😌
پدر سه تا شهید جواب داد: حدیث نداریم که اگر یه پیرمرد با درد پا براتــ حوله آورد خیطش نکن؟!😂
گفتم من علم دین دارم
فهم دین ندارم.✋
#استاد_قرائتی
#خنده_حلال
@MadaraneRaheAseman
😂😂😂😂😂😂😂😂
طرف اومده دزدی خونمون هیچی پیدا نکرده
منو از خواب بیدار کرده میگه : من دارم میرم، ولی این زندگی نیست که شما دارین
😂🤣😂🤣😂🤣😂
............................................
همسایه طبقه بالائیمون تازه ازدواج کرده یه دختر گرفته هر روز غذاش میسوزه
الان یه هفته است از آتش نشانی براشون غذا میارن که دیگه آشپزی نکنه
😂🤣😂🤣😂🤣😂🤣
.........................................
ایرانی ها وقتی از خونه میرن بیرون، میگن : آخیش پوسیدیم تو اون چاردیواری.
وقتی برمیگردن، میگن: هیچ جا خونه خود آدم نمیشه
😂🤣😂🤣🤣😂🤣😂
..........................................
از تاکسی پیاده شدم، درب رو محکم بستم.
راننده گفت: هووو گاوی😒
منم دوباره درب رو باز کردم، محکم بستم.
راننده گفت: چته؟
گفتم: هیچی دمم جامونده بود
😂🤣😂🤣😂🤣😂🤣
.........................................
آبریزش بینی 😪 داشتم، شربت گرفتم.
درباره عوارضش نوشته:
سردرد، سرگیجه، حالت تهوع، اختلال درخواب، نارسایی کبد، سکته قلبی و مغزی، مرگ ناگهانی
پشیمون شدم. با آستین پاکش می کنم، عوارضش کمتره
😂🤣😂🤣😂🤣😂
....................................
رفتیم بنگاه. به منشی میگم : زمین زراعی دارین؟
میگه: میخواین بخرین؟
بابام گفت: نه ما مترسکیم، اومدیم دنبال کار 😁😁😁
خدا شاهده از بابام انتظار نداشتم
🤣😂🤣😂🤣😂🤣😂
.........................................
روزی پدری، در هنگام مرگ، سه فرزندش رو صدا زد
و به اولی گفت: فرزندم، هتل ها برای تو.
به دومی گفت : فرزندم، تمام مغازه ها برای تو.
به سومی هم گفت : فرزندم، تمام رستورانها هم برای تو
و سپس فوت کرد.
دکتری که اون کنار بود، به پسرا گفت: خوشحال باشید، پدرتون خیلی به فکرتون بوده، این همه چیز براتون گذاشت.
پسرا گفتن: چی میگی دکتر ؟!
پدر ما با وانت، آب معدنی میفروخت، داشت تقسیم کار میکرد
🤣😂🤣😂🤣😂🤣
....................................
یارو تو پمپ بنزین ازم پرسید: تنظیم بادمجانی🍆 یعنی چی؟؟
منم باتعجب گفتم: تنظیم بادمجانی🍆🍆🍆؟؟؟؟!!!!!
گفت: بله، اونجا رو تابلو نوشته.
نگاه کردم دیدم نوشته:
تنظیم باد، مجانی
خدایا اینو شفا نده، جامعه به اینا نیاز داره
😂🤣😂🤣😂🤣😂🤣
.........................................
یه شب دیر وقت از سر کار برمیگشتم. راه میانبر انتخاب کردم و از وسط قبرستون بزرگ روستا رد میشدم .
وسط راه، سه تا خانم اومدن و گفتن که خیلی میترسن و اگه میشه من همراهشون برم تا سر جاده ...
من هم گفتم باشه و با هم حرکت کردیم .
بعدش وسط راه من گفتم: حق دارین بترسین ، من هم قدیما اون وقت ها که هنوز زنده بودم، از اینجا میترسیدم ..!
باید میدیدین چطوری میدویدن
😈👽😈👽😈👽😈👽
برگی از خاطرات یک آدم مریض
😂🤣😂🤣😂🤣😂
.................
رفتم ﭘﻴﺶ ﻓﺎﻟﮕﯿﺮ ﻣﻴﮕم آﻳﺎ ﻛﺴﻰ ﺑﺎﻫﺎﻡ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣﻴﻜﻨه
ﻓﺎﻟﮕﯿﺮ: نه
گفتم ﺗﻮ ﻛﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﻛﻒ ﺩﺳﺘﻤﻮ ﻧﺪﻳﺪﻯ
میگه ﻗﻴﺎﻓﺘﻮ ﻛﻪ ﺩﻳﺪﻡ
😂🤣😂🤣😂🤣😂🤣
........................................
رفتم کله پزی به یارو میگم زبون دارید؟
یه نگا بهم کرد گفت نه فقط تو داری ، ما با دماغمون حرف میزنیم
نیس با گوسفندا معاشرت دارن ، اعصابشون خرد شده
😂🤣😂🤣😂🤣😂🤣
اگه دیدی تو یخچال چندتا چیز کنار هم مرتب شدن،مطمئن باش یه چیز خوشمزه پشتشون قایم شده . . .
دیدم که میگم.
😂🤣😂🤣😂🤣😂🤣
زنه زنگ زده رادیو میگه :
50 ساله با شوهرم ازدواج کردم خیلی بدبینه چیکار کنم؟
مشاور:
یه کمی دیگه تحمل کن...
بلاخره یکی تون میمیرید
🤣😂🤣😂🤣😂🤣😂
..........................................
به حیف نون میگن با مجید جمله بساز
میگه من و سعید و حسین رفتیم سفر ، خیلے کیف کردیم😄
میگن پس کو مجیدش؟😐
میگه هر چے اصرار کردیم نیومد
😂🤣😂🤣😂🤣😂🤣
.........................................
تخمه ژاپنی تو آجیل کار سرعتگیر رو میکنه...
هر یه دونه تخمه ژاپنی که توسط مهمان شکسته میشه باعث نجات ۳تا پسته و ۲تا بادوم هندی میشه
😂🤣😂🤣😂🤣😂🤣
........................................
يكي از همسایه ها دو هفته پیش گوسفند قربونی داشتند، صد گرم گوشت هم به ما دادن
حالا هر وقت دم در منو ميبينه ميگه ماشاءالله نسبت به دو هفته پیش چقدر چاق شدی
🤣😂🤣😂🤣😂🤣😂
..........................................
ديروز رفته بودم امامزاده داوود ،
تو مسير يک پيرمرده پياده ميرفت سوار ماشينش کردم، برگشت گفت دست شما درد نکنه ما قديما اين مسير رو با خر ميرفتيم،
الان داريم با شما ميريم...
نفهميدم تشکر کرد؟! خاطره بود؟ يا قصد تخريب مارو داشت؟!!!
😂🤣😂🤣😂🤣😂🤣
.........................................
👈 جهت #خنده_حلال
*برای شادی دل #امام_زمان هم یه صلوات بفرستید
@MadaraneRaheAseman