صبح ساعت ۶ که سریال دیدنم تموم شد، رفتم دستشویی. بابام گفت صبح بخیر، چشمات چرا قرمزن؟ نکنه تا الان بیدار بودی؟ گفتم نه شیشه میکشم.
این قضیه که «واسه مجردا بیشتر شیفت بذارین» هیچجوره تو کتم نمیره. گوساله مگه من نشوندمت سر سفره عقد؟ به من چه که تو متاهلی:/
بابا من خیلی آدم احساسی و آسیب پذیریم نمیفهمم چرا هرکی منو میبینه میگه "مگه تو چیزیم برات مهمه؟"
هست، برای من خیلی چیزا مهمه. فقط یکم سفت بنظر میام از دور.
خانمه میگه من گیاه خوارم و لب به گوشت نمیزنم.رفتم خونه داداشم و زن داداشم زرشک پلو و قیمه درست کرده،به من بی احترامی کرده.منم باهاش دعوا کردم و قهر کردم.
من جای زن داداش این خانم باشم دیگه خونم راش نمیدم.
کسی که واسه شکم بیان خونت،جاش پشت دره!
شهریه پزشکی ازاد مشهد فقد برا ی ترم هنوز انتخاب واحدم نشده براش🤡
🤍●@Atomospher
وقتی بچه بودم اینو تو کارتون میدیدم و میگفتم چرا این خره همش غمگینه؟ اصن واس چی غمگینه؟
ولی الان که بزرگ شدم درکش میکنم چرا.
🤍●@Atomospher