eitaa logo
𝒜𝘂𝗿ᧉ𝗹𝗹𝗲
162 دنبال‌کننده
19 عکس
18 ویدیو
0 فایل
- And in the end , she finds peace in writing. 💁🏻‍♀️ Me :: @carftt
مشاهده در ایتا
دانلود
نامه‌اش را سوزاندم ، اما آخرین جمله‌اش هنوز قلبم را به درد می‌آورد که می‌گفت : « قرارمان ، مثل همیشه ، همان نیمکت همیشگی زیر همان درخت بید. دوباره کنارت می‌نشینم. برایم رزهای سرخ آورده‌ای. مثل همیشه به تماشای دریاچه می‌نشینیم. برایت پرچانگی می‌کنم و تو ، مثل همیشه ، سراپا گوشی ، و آن جمله معروفت را می‌گویی : « من از گوش دادن بهت سیر نمی‌شم. » ناگهان صدای کسی که احوالم را جویا می‌شود، مرا به خود می‌آورد. « جناب . . . شما حالتون خوبه ؟ » نگاهم به فنجان چای سردشده می‌افتد ، و بعد به پیشخدمت. حالم را می‌پرسید ؟ خیلی وقت بود که دیگر حال خوب ، مانند ماهی ، از دستانم سر خورده بود و مرا ترک کرده بود. به خودم زحمت نمی‌دهم که قطرات اشکی را که گونه‌هایم را نقاشی کرده‌اند ، پاک کنم. تنها یک کلمه از میان لبانم خارج می‌شود : « ممنونم. » فنجان چای را دست‌نخورده رها می‌کنم و از کافه بیرون می‌زنم. به سمت پارکی که همیشه در آن قرار می‌گذاشتیم می‌روم. قدم‌هایم سنگین‌تر می‌شوند. به نیمکت که نزدیک می‌شوم ، شبیه سربازی هستم با بدنی چاک‌چاک که سعی دارد با جان کندن پناه بگیرد. به چه امیدی زنده است ؟ خودش هم نمی‌داند. می‌نشینم. دستم را روی فلزهای سرد نیمکت می‌کشم. صدایم به زور از یک زمزمه هم بلندتر است : « زیر قولت زدی . . . قرارمان این نبود. » بله ، قرارمان این نبود که به من قول ماندن بدهد ؛ قول بدهد که مرا در فرفری‌های موهایش غرق کند ، قول بدهد که لبخند شکرینش بشود قند زندگی زهرمانندم ، قول بدهد که دستانش هیچ‌وقت از دستانم جدا نشوند ، و بعد مرا با یک سنگ سرد و عمری خاطره تنها بگذارد. -t
دیدمت ، وای ! چه دیداری ، وای ! این چه دیدار دلازاری بود ؟ بی‌گمان برده‌ای از یاد آن عهد که مرا با تو سر و کاری بود. دیدمت ، وای ! چه دیداری ، وای ! نه نگاهی ، نه لب پرنوشی ، نه شرار نفس پرهوسی ، نه فشار بدن و آغوشی. این چه عشقی‌ست که در دل دارم ؟ من از این عشق چه حاصل دارم ؟ می‌گریزی ز من و در طلبت ، باز هم کوشش باطل دارم. -فروغ فرخزاد
هیچ می‌دانی که من در قلب خویش ، نقشی از عشق تو پنهان داشتم ؟ هیچ می‌دانی کز این عشق نهان ، آتشی سوزنده بر جان داشتم ؟ -فروغ فرخزاد
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از  تولدی دیگر
آیدا! و افتخار من این است که بنده ی تو باشم.
خیلی چنلشو دوستدارم
اگر این درسای کوفتی منو ول کنن امشب یکم مثل خون در رگ های منو میخونم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از الهه ی خیال𖦹
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‌              ㅤㅤㅤ     𓂅 ִ ۫ ּ ⭑ㅤㅤ