eitaa logo
یادداشت‌های آزاده محمودیان
261 دنبال‌کننده
207 عکس
82 ویدیو
6 فایل
نوشته‌ها و اندیشه‌های یک پژوهشگر فرهنگ و ارتباطات پل ارتباطی: @AzMahmoudian
مشاهده در ایتا
دانلود
🔻فریاد رسانه در سکوت نهادها: واکاوی نسبت اعتماد عمومی و رسانه آزاده محمودیان ۱. رسانه ملی باید یقین بداند مادام‌که بر مبانی انقلاب پای‌ فشارد، مورد پسند تسلیم‌نامه‌نویسان نخواهد بود؛ پس احتراز او از پرداختن به مسئله‌های حساس جامعه، او را از سیل انتقادهای این گروه در امان نمی‌دارد. کسب مرجعیت و اعتبار، یک خیال خام است اگر رسانه‌ای توان یا اجازۀ حرکت روی لبۀ تیز مسائل اجتماع را نداشته باشد. چرا مخاطب باید وفادار بماند به رسانه‌ای که هم دیر است، هم تعارفی و هم پرلکنت؟! چرا به فکر جایگزین نباشد برای رسانه‌ای که نگرانِ افتادن از چشم برقدرت‌نشستگان است؟! و‌ اگر کسی هم حرف لبه‌داری در آن بزند، به سرعت کلام و حضورش ممنوع می‌شود. مخاطب به چه دل خوش کند وقتی از دل ساعت‌ها برنامه، پاسخی برای ابهام‌ها و پرسش‌های ذهنی خود و جامعه‌اش، نمی‌یابد. ۲. اعتماد عمومی مهمترین مؤلفۀ انسجام و وحدت است و رسانه ملی قادر به تقویت و تشدید این مولفه است. دیریست که جامعه ما در ابهام است. سیل سوالات بی‌پاسخ‌مانده و اتهاماتِ مستند و غیرمستند، به افرادی که تصمیم‌های‌شان ریشه در آرامش و امنیت کشور داشته و دارد، بازار این ابهام‌ها را داغ کرده. گیج و گنگ می‌شود مخاطب، وقتی مسئولی، مستندات خود را در خیانت فلان مسئول دیگر، پیش چشم او می‌چیند؛ در مناظره‌های انتخاباتی از برچیده شدن سفرۀ معیشت تا به فنا رفتن بنیان فرهنگ را به یکدیگر نسبت دادند؛ ده‌ها بار همدیگر را متهم ردیف اولِ کرسنت، همان پروندۀ خانمان‌سوز خطاب کردند و به ذهن مردم گرۀ کور زدند؛ افکار عمومی می‌شنود که بیش از هزار روز از بلاتکلیفی پروندۀ قطور رئیس‌جمهور اسبق گذشته و همان روز افاضات رئیس‌جمهور اسبق در روزنامه‌های رسمی منتشر شده یا تصویر حضورش در فلان مکان معتبر از قاب رسانه ملی پخش می‌‌شود؛ می‌بیند رئیس‌جمهور فعلی به عیادت یکی از سران فتنه می‌رود و آزادی آن سرِ دیگر را وعده می‌دهد؛ رهبر انقلاب محکم از ضرورت اقدام حکومت با بی‌حجابی سخن می‌گوید و سران سه قوه، یکی آشکار و دیگری نهان، مجوّز عقلانیت برای این نافرمانی خود صادر می‌کنند و ... . این‌ها و بسیاری دیگر، سمپاشی ذهنیت‌های عمومی است که وضعیت آن را وخیم و نیازمند مراقبت‌های ویژه کرده است. ۳. اگر دستگاه‌های حکومت در اجرای وظایف خود سکوت کنند یا منفعل باشند، جامعه با دو خطر عمده مواجه می‌شود: اول، گسترش بی‌اعتمادی عمومی یا بی‌تفاوتی نسبت به حکومت، و دوم، شکل‌گیری روایت‌های غیررسمی و گاه مخرب که خلأ اطلاع‌رسانی رسمی را پر می‌کنند. از این زاویه است که ورود رسانه‌ها نه فقط به‌مثابه اطلاع‌رسان، بلکه به‌عنوان یک «دستگاه نظارت اجتماعی» ضرورتی حیاتی می‌یابد. در علم ارتباطات، رسانه «نگهبان جامعه» است. رسانه باید نقش چشم ناظر مردم بر قدرت را ایفا کند. یعنی حتی اگر دستگاه قضایی، اجرایی یا نظارتی پی‌گیری نکنند، رسانه با تحقیق، گزارش، و افشاگری‌های مستند می‌تواند پرسشگری عمومی را تقویت کند و بستر ابهام‌زدایی را فراهم آورد. این کار می‌تواند شامل مطالبه‌گری مستمر از نهادهای مسئول (قوه قضاییه، مجلس، دولت)، بازنمایی هزینه‌های خیانت یا سوءتصمیم‌ها بر زندگی مردم، مقایسه تطبیقی با کشورهایی که در چنین مواردی پاسخگو بوده‌اند و... باشد. از سوی دیگر رسانه با تعیین دستور کار عمومی می‌تواند، مطالبات جامعه را «اولویت‌بندی» کند. در شرایطی که قوا و نهادها سکوت کرده‌اند، رسانه می‌تواند مسئله خیانت و سوءمدیریت را در صدر گفت‌وگوهای عمومی نگاه دارد؛ از فراموش شدن یا به حاشیه رفتن آن جلوگیری کند؛ و فضایی ایجاد کند که سیاستمداران ناچار به موضع‌گیری شوند. رسانه قادر است از طریق چارچوب‌سازی روایت‌ها، ابهام جامعه را به سمت فهم دقیق‌تر و پرسشگری عقلانی هدایت کند. مثلاً به‌جای شعار و هیجان، با داده‌ها و مستندات به افکار عمومی نشان دهد تصمیمات نادرست چه پیامدهایی داشته‌اند. می‌تواند خیانت یا سوءمدیریت را در قالب مسئله «مسئولیت‌پذیری حکمرانی» بازنمایی کند نه صرفاً یک دعوای سیاسی. ۴. در گامی پیش‌تر، رسانه می‌تواند بستری برای شکل‌گیری «گفتمان انتقادی» درمیان افکار عمومی باشد. بدین معنا که نقش میزگرد ملی را ایفا کند تا نخبگان، کارشناسان و مردم درباره خطاها و خطاکاران بحث کنند؛ و برای آنان ضرورت پاسخگویی ایجاد نمایند و از این طریق تداوم یا تکرار خطا را پرهزینه نماید. رسانه در چنین موقعیتی باید میان افشاگری، مطالبه‌گری، شفاف‌سازی و تسهیل گفتمان عمومی تعادل برقرار کند. او نمی‌تواند قوای مسئول را جایگزین کند اما قادر است آن‌ها را در معرض پرسشگری عمومی قرار دهد. سکوت رسانه، خلأ را به نفع شایعه، بی‌اعتمادی و روایت‌های غیرمسئولانه پر می‌کند؛ اما ورود نظریه‌مند رسانه می‌تواند «بحران مشروعیت» را از روی دوش حکومت بردارد و به فرصتی برای ارتقای فرهنگ پاسخگویی تبدیل کند. @Najvayeqalam_Mahmoudian
🔻چند واقعیت مغفول در مسئله حجاب؛ کج‌روایتی به سوی عرفی‌سازی آزاده محمودیان ۱. پربسامدشدن روایتی که این روزها باور غیرعالمانۀ تفکیک عفت و حجاب را ترویج می‌کند، مرحله‌ای جدی و پرخطر در عرفی‌سازی احکام شریعت است. مجادله بر سر لغت‌شناسی و ریشه‌یابی دو واژه عفت و حجاب، به‌جای پرداختن به خسارات سهمگین بی‌حجابی و بی‌عفتی بر پیکرۀ امنیت روانی و سیاسی جامعه، نمی‌تواند انحراف عملی و نظری صاحبان آن را پنهان نگاه دارد. اساساً احکام شریعت از دل تکوینِ عالم برخاسته و آن را نسبتی غیرقابل انکار با فطرت‌هاست؛ و هر انسانی بنا بر فطرت خود تأیید می‌کند که یک‌ زن به هر وِزان که از طریق «به‌نمایش‌گذاشتن» جذّابیت‌های جنسی‌اش، ظهوری برانگیزاننده برای مردان داشته باشد، به همان میزان از عفت خود کاسته است. یک انسان، فارغ از جنسیت و بنا بر تشخیص عقل، خود پیش از همه ادراک می‌کند که محل توجه جنسی دیگران واقع شده، یا توجهات به او، ناشی از کمالات نفسانی اوست‌. ۲. این باور که جامعه وضعیت ولنگاری و برهنگی فعلی را پذیرفته و حتی مذهبی‌ها هم آن را به‌عنوان تفاوت سلیقه و آزادی در انتخاب پوشش تلقی می‌کنند، یک باور از بنیان غلط است. جامعه مذهبی و حتی بسیاری از ایرانیانی که رفتارهای دینی کمرنگی دارند، این پدیده را برنمی‌تابند و آن را برخلاف فرهنگ و باورها و اخلاق ایرانی قلمداد می‌کنند. فضای فرهنگی حاکم بر شهرهای بزرگ، امروز برای غالب مردم خفقان‌آور است. گفتگوهای متعدّد نگارنده با اقشار متنوّع مردم در مناطق شهری و روستایی، حاکی از نگرانی‌های گسترده و عمیق به‌ویژه در میان والدین، از آیندۀ روند مسموم بی‌حجابی است‌. ۳. بر این مبنا، مسئولین دستگاه‌های فرهنگی و نظارتی نباید این سکوت و خویشتن‌داری جامعه را به‌نام رواداری و اصالت سلیقه، و به‌کام تنبلی و مصلحت‌طلبی و محافظه‌کاری خود فاکتور کنند! این سکوت به دلیل ادراک شرایط حساس از سوی مردم و به‌واسطۀ امید به اقدام حکومت و جمع شدن بساط بی‌حجابی و بی‌عفتی است. تاریخ متأخّر ایران نشان می‌دهد که هرگاه چنین امیدواری وجود نداشته باشد، مردم دربرابر زیر پا رفتن حدود الهی سکوت نکرده‌اند. ۴. دردآورترین واقعیتِ این فهرست، واکنش‌ نهاد متولّی و نگهبان دین در جامعه است. حوزه‌های علمیه از آغاز اغتشاش ۱۴۰۱ تا امروز که آفتِ بی‌عفتی، ضروری دین را درنوردیده، هیچ، به معنای مطلق هیچ اقدام مؤثر سازماندهی‌شده‌ای در نگهبانی از این حکم شریعت نداشته‌اند. سکوت و انقیاد و انفعال در مواجهه با این چالش تحمیلی، سراسر حوزه‌های علمیه را فراگرفته است. بی‌تردید تذکر یکپارچۀ بزرگان و علمای حوزه به مسئولان نظام، نه‌تنها وحدت‌شکن تلقی نمی‌شد، بلکه بستر و توجیهی منطقی در افکار عمومی برای اقدام حکومت در این معضل قلمداد می‌گردید. عرصۀ عملِ خلاقانه و منسجم و تشکیلاتی برای این نهاد فراخ و فراهم بوده و هست. حرمت و جایگاه حوزه‌های علمیه میدان مواجهه‌ای مطلوب و مؤثر و نهادمند با دستگاه‌های حکومتی را برای آن فراهم کرده است‌. فرصت‌هایی که به هر دلیل مغفول حوزه و علمای آن مانده و اراده‌ای نیز در به کارگیری آن مشهود نیست. آیا پیرامون چالش حجاب، نهاد حوزه در برابر پرسش از میزان تحقق دستور مستقیم رهبری مبنی بر «ورود عینی و عملی حوزه به چالش‌های عرصه فرهنگ» پاسخ درخوری دارد؟! ۵. واقعیت تلخ دیگر آن است که دیگر نهادهایی که در مواجهه با این چالش تحمیلی مسئولیت مستقیم داشته‌اند، و در رأس آن شورای‌ خفتۀ انقلاب فرهنگی، امروز پس از سه سال، به‌جای ارائه گزارش اقدامات خود، به‌فکر تئوریزه کردن عرفی‌گرایی و تسامح حاکم بر اندیشه‌ها و عملکرد خود است، آن‌هم از طریق به انحراف کشاندن عمیق‌ترین باورهای اخلاقی و دینی جامعه! باید از این آقایان پرسید «آیا بحث تفکیک میان عفاف و حجاب در مسیر حل معضل بی‌حجابی است، یا تلاشی است در جهت نهادینه‌کردن و بسترسازی برای پذیرش اجتماعی آن؟!» این فرافکنی از چه رویی و با چه هدفی انجام می‌شود؟! آیا صرفاً سرپوشی است بر کم‌کاری‌ها، بلکه بی‌کاری‌ها؟ یا هدفی ایدئولوژیک را دنبال می‌کند در مسیر کاهش حساسیت‌ جامعه بر روی عقاید دینی؟ و چرا چنین نشود هنگامی‌که قوای نظارتی و قهریه و رسانه‌ها که دیده‌بان و نگهبان جامعه‌اند، عامدانه در مسئله حجاب خاموش و خمودند. https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian/411
آیا بحث تفکیک میان عفاف و حجاب، در مسیر حل معضل بی‌حجابی است، یا تلاشی است در جهت نهادینه‌کردن و بسترسازی برای پذیرش اجتماعی آن؟! «کج‌روایتی به سوی عرفی‌سازی» را اینجا بخوانید: https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian/411
🔻ضرورت روایت‌پردازیِ سخنان رهبر انقلاب؛ لشگر روایت‌ها در بسط حقیقت تاریخی آزاده محمودیان ۱. در جهانی که روایت‌ها حکمرانی خود را بر افکار عمومی و حتی نهادهای رسمی و غیررسمی تحمیل می‌کنند، متن‌بسندگی یک باور ساده‌اندیشانه و خطی است. بیانات اخیر رهبر انقلاب و اعلان عمومی موضع ایشان در یک مسئله پراهمیت، اگرچه بی‌سابقه نبود؛ اما بی‌تردید، از مهمترین‌ها، و کم‌سابقه‌ترین روش‌های مواجهه معظم‌له در یک موضوع است. ایشان مسئله را چنان حیاتی تلقی کرده‌اند که برای تعیین تکلیف آن از رسانه ملی بهره گرفته‌اند؛ پس بازتاب و تبیین رسانه‌ای آن نیز از اهمیت جدّی برخوردار است. در واقع رهبر انقلاب با این اقدام خود بستر لازم را برای فعالان خرد و کلان رسانه‌ای فراهم آورده‌اند تا با هجوم روایت‌پردازی‌های دقیق و به‌وقت، نسبت به یکی از آسیب‌پذیرترین نقاط، خودآگاهی تاریخی و بازدارندگی ایجاد کنند. ۲. یکی از جدی‌ترین ثمرات روایت‌پردازی و تبیین و تشریح بیانات رهبر معظم، افزایش هزینه‌های روانی و اجتماعی تخطّی از موضع ایشان، در اکنون و آینده است. روایت‌ها همچون سربازان محافظی، از زوایای گوناگون و با ادبیات متنوع و همراستا با سلایق مختلف یک پیام واحد را تکرار و تکرار خواهند کرد تا جانِ پیام با جانِ مخاطب ارتباط برقرار کند و در ضمیرِ ذهن او مستقر شود. هجوم روایت‌ها حافظِ حافظه تاریخی و جمعی خواهد شد و گزاره‌های کلیدی را به شکلی مستند و قابل بازگشت در حافظه عمومی ثبت می‌کند؛ و از احتمال لغزش‌های آینده می‌کاهد. ۳. روایت‌سازی به افکار عمومی جهت‌دهی می‌‌کند و سوءبرداشت‌ها را کاهش می‌دهد تا جامعه درک مشترکی از اهداف و هشدارها پیدا کند. در فضای رسانه‌ای امروز، اگر روایت دقیق و متکثّر ارائه نشود، دیگری‌ها می‌توانند با تحریف یا تقطیع، معنای پیام را تغییر دهند؛ هجوم روایت‌های راستین با تحریف و نفوذ کج‌روایت‌ها مقابله می‌کند، و جلوی این انحراف را می‌گیرد. وقتی پیام‌ها به شکل روشن و جذاب روایت شوند جامعه را مصونیت می‌بخشند از چنین انحرافی، و موجب تقویت انسجام و اعتماد ملی می‌شود. ۴. یک نکته بسیار مهم، پیش‌دستی در روایت‌سازی در چنین مواقعی است. اگر روایتِ درست با سرعت، وضوح و جذابیت به جامعه منتقل شود، میدان برای روایت‌های تحریف‌شده تنگ‌تر می‌شود. تأخیر در روایت‌سازی یعنی واگذاری میدان به رقبا. عملیات روایت‌پردازی در این موقعیت به‌مثابه ابزاری برای سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری است. روایت منسجم می‌تواند مبنای تحلیل‌های کارشناسی، تدوین راهبردها و سیاست‌های کلان قرار گیرد. آثار چنین عملیاتی تنها محدود به درون مرزها نیست، بلکه اثرگذاری آن عرصه بین‌المللی را درمی‌نوردد. بدان معنا که روایت‌های برخاسته از این سخنرانی‌، که حامل پیام‌های امنیتی و راهبردی است، اگر دقیق و به موقع باشد، می‌تواند تصویر کشور را در سطح جهانی مدیریت نماید. https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian/413
علامه حسن حسن‌زاده آملی
یادداشت‌های آزاده محمودیان
علامه حسن حسن‌زاده آملی
🔻دُردانۀ دوران در مهجوریت به یاد علامه ذوالفنون حسن‌زاده آملی وقتی عظمتی چون علامه طباطبایی(ره) فرموده حسن‌زاده را کسی نشناخت، جز امام زمان(عج‌الله)، پس هر دستی را نشاید که در باب حسن‌ حسن‌زاده آملی قلم برگیرد. نگارنده از باب آشنایی با «اسم» او و ریزه‌خواری از مَأْدُبه بی‌انتهای علم او، در آن باب که ذرّه‌ای فهم می‌کند، از این دریای بی‌کران مرواریدی را به قلم طبع می‌نشاند. اگرچه علامۀ حسن‌زاده، کرد آنچه را که می‌باید، اما بنابر قول بزرگانِ علم، چه‌بسا تا چندصد سال آینده نیز از آنچه او در عالم وجود محقَّق کرد، ادراکی حاصل نیاید. و این ظلمی است دوسویه؛ که نه‌فقط گدا را به مُعطی، که معطی را هم برای تحقّق صفت اعطا، به گدا نیاز است. نه‌تنها جامعه را به دانش بی‌مثال علامه نیاز است، بلکه او را نیز به بهره‌بردن جامعه از کمال دانشی‌اش، اشتیاق است. او معرفت و مکاشفه را در هم آمیخت و عقل قدسی را محقّق ساخت و شرح شهودی بر عرفان نگاشت. اما او هندسه را برای هندسه، نجوم را برای نجوم، فلسفه را برای فلسفه، حکمت را برای حکمت، عرفان را برای عرفان، و معرفت‌نفس را برای معرفت نفس نگفت. او غوّاص بی‌مثال اقیانوس علم شد برای تعالی انسان، برای ارتقای وجودی‌اش؛ و مگر می‌شود که بدون درگیری با «حیات دنیوی» و پاسخ به پرسش‌های «زندگی روزمره‌» انسان، زمینه و بستری برای ارتقای او فراهم شود؟ واقعیت آن است که علامه حسن‌زاده تا کنون در مقام انتزاع، محدود و محبوس مانده و تلاش محسوسی که از دل دانش او به «عینیات» جوامع انسانی نقبی بزند و از لجّۀ کمالاتش، «حل مسائل اجتماعی» کند، مشهود نیست. چه‌اینکه برخی فرونشاندن او از مقام انتزاع به واقعیات میدان را تنزّل جایگاهش می‌پندارند؛ اما مگر نه‌اینکه پیامبران نیز چنین تنزّلی داشته‌اند و کمال ایشان در چنین فرود و تنازلی بود‌؟ پس چرا بر مریدان او تلنگری نمی‌نشیند برای به میدان حیات‌ِ تجربی‌کشاندنِ دانش او؟! آنانکه شرح کرده‌اند او را، در مقام علمی محض محصورش کرده‌اند؛ البته که در قدر و فایده این شرح‌ها و تفاسیر تردیدی نیست؛ و باید قدردان این مشقت‌ها بود که واسطه بهره‌مندی از فیوضات علامه است. اما این دروس و شروح در عالم نظر و فردیّت نشسته‌اند؛ و برای میدان عمل و محسوسات و تعاملات حیات اجتماعی، نقشۀ راهی از آن گنجینه‌های مفتون، ارائه نگردیده است. آه از نهاد انسان بلند می‌شود وقتی می‌بیند چطور برخی بحرانی‌ترین مسائل روز جامعه می‌شود که با نگاشته‌های چند دهه قبل او، حل بشود و نمی‌شود؛ چون هنوز چنین ادراک و اراده‌ای قوام نیافته. دل به‌درد می‌آید آن هنگام که می‌بیند در سراسر محافل دانشگاهی کشور در علوم انسانی، مشخصاً دانش اجتماعی، نشانی از آثار بی‌بدیل او یافت نمی‌شود. در حالی‌که یکی از جدی‌ترین مسایل جامعه امروز ما، مسئله «علوم انسانی اسلامی» است. اگر از جایی که او ایستاده حرکت کنیم، فقط یک گام با نظریه‌پردازی در علوم انسانی فاصله داریم. علوم انسانی اسلامی، از نگاه او نه فقط در چارچوب شریعت نشاندن علوم، بلکه بدان معناست که باطن هر دانشی را اتصالی است به حقیقت نظام هستی، و علوم آنگاه اسلامی است، که در مدار اتصال به حقیقت، برای زندگی انسان تعریف شده و کاربست آن مهیا شود. علمی که از مجرای چنین اتصالی تعریف و عرضه نشود، نه برخاسته از حقیقت، که برخاسته از منیّت است؛ که حقیقت بی‌انتها و منیّت محدود به ضیق نفس است. نفسی که متصل به حقیقت شود، ظرفی است که از این اتصال، اتّساع خواهد یافت؛ و نفس منقطع، در حدود خود، محدود. او خلاصۀ تاریخ تکاملی فلسفه و عرفان شیعی است و اجتماع همۀ فضائل پراکندۀ دیگران. چه بسیار مایه‌های نهفته در آثارش برای نظریه‌پردازی! بسی حسرت که اهالی دانشگاه نقشۀ راه جامعه‌شناسی را از دل «‌انسان کامل از دیدگاه نهج‌البلاغه» او، نقشۀ راه روان‌شناسی را از «گنجینهٔ گوهر روان» او، نقشۀ راه ارتباطات را از «رساله رابط و رابطی» او، و نقشۀ راه فرهنگ را از دل «ده رساله فارسی» او، نجُسته‌اند؛ که تمام اینها و افزون بر آن، بالقوه در آثار او، که وارثان حقیقیِ اویند، هست و تنها به عزم مشتاقان و کاربلدان برای کشف و تدوین آن نیاز است. اگرچه آثار ایشان کشکولی‌ است و محدود به حد موضوعی خاص نمی‌شود، اما جویندگان، می‌توانند با غوطه‌وری در این آثار، هریک به مراد خود واصل شوند. اما دریغ که علامه از این زاویه هرگز نگریسته نشده و دأبی هم بر این پرداختِ پرثمر مشهود نیست. به‌موازات ارج نهادن به تلاش شاگردان حضرتش، که هر یک از اساتید مبرّز روزگارند، خلأ مطالعه آثار علامه با هدف یافتن راه‌حل مسائل زیست اجتماعی و رنگ‌وبوی ملکوتی بخشیدن به زندگی انسان، احساس می‌گردد. چه‌بسا که آه دل و ارادت باطنی شاگردان دانشگاهی ایشان بابی شود برای این کنکاش و خوشه‌چینی از خرمن وجود آن علامه ذوالفنون؛ که مهجوریت او، محرومیتِ پر درد ماست. آزاده محمودیان
21.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۱. افزایش مشارکت در انتخابات با پخش سرودهای وطنی با پس‌زمینه پرچم، یک هفته مانده به انتخابات محقّق نخواهد شد؛ بلکه نیازمند اعتماد ملی به توانمندی نظام در دفاع از «حقوق مردم» است. ۲. حرکت کردن رسانه ملی، روی «لبۀ تیزِ» موضوعاتی که معیشت اقتصادی و فرهنگی مردم را به باد فنا داده، بستر خلق مرجعیت رسانه و فشار برای «شکستن سکوتِ» دستگاه‌های نظام، در ارتباط با این موضوعات است. ۳. این حرکت، نه در قالب تک‌برنامه‌ و تک‌گویی، که باید در یک «بسته کامل جریان‌ساز» صورت بگیرد، تا مطالبه‌گری را از یک گزاره ساده به حس نیاز جمعی تبدیل سازد. تنها در دل چنین جریانی، «زنجیرۀ سکوت و انفعال» شکسته خواهد شد. «اکنون» زمان مناسبِ جریان‌سازی برای «محاکمۀ خاطیان برجام»، و خلق «خودآگاهی» تاریخی‌ برای انتخابات پانزدهم ریاست‌جمهوری است. آزاده محمودیان https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian/416
تشخیص مصلحتِ کدام نظام؟ آقای باهنر و فرار از باورهای دیروز ۱. چندی پیش که در مراسم بزرگداشت شهید لاجوردی شرکت کرده بودم، آقای باهنر را دیدم که در ردیف اول نشسته است. سخنان آتشین سخنران مجلس، حقایق اعجاب‌آور و تلخی را درباره دشواری‌هایی که شهید لاجوردی با آن دست‌وپنجه نرم کرده بود، روایت می‌کرد. وقتی سخن به آنجا رسید که چگونه برخی از مسئولان نظام که اکنون هم مناصبی دارند زمینه آزادی منافقین را فراهم کردند و کمر لاجوردی را شکستند، آقای باهنر از جا بلند شد و عزم ترک مجلس کرد. همزمان مردم شروع به اعتراض کردند که: «نرو! از چه فرار می‌کنی؟». آن روز روایت تلخ نفوذ به مذاق او خوش نیامد و من فکر کردم که چرا به محض مطرح شدن برخی حقایق او اینچنین مجلس را ترک کرد. ۲. نمی‌دانم «یومَ تُبلی‌السَّرائر» برخی از مسئولان نظام فرارسیده؛ یا گندم‌های ری، استحاله را به بهترین نحو ممکن رقم زده‌اند. مسئله تغییر است یا برون‌ریزی؟ اما هرچه هست، امروز تشخیص مصلحت نظام اسلامی، وابسته به آرای برخی کسان است که معتقدند اجرای احکام شریعت، کشور را با معضل روبرو کرده و نتیجه‌ای جز تحمیل هزینه به جامعه ندارد؛ جلوگیری از جولان پلتفرم‌های جاسوسی، و تلاشی هرچند نحیف برای حفظ امنیت روانی جامعه، خنده‌آور و نماد عقب‌ماندگی است؛ قانون حجاب، دیگر قانونی نیست؛ با اجبار و ممنوعیت نمی‌توان جامعه را اداره کرد و دیگر امروز حفظ سرمایه اجتماعی است که اوجب واجبات است؛ و در یک کلام، تغییر مواضع نظام از «اسلامی‌بودن» به «سکولار شدن»، یک فرایند «اصلاحی» تلقی می‌شود. ۳. این‌ها سخنان محمدرضا باهنر، برادر شهید باهنر است؛ که از جملۀ معدود افرادی است که سال‌هاست مصلحت‌های نظام را تشخیص می‌دهند. اما فرد «منصوب رهبری» در مجمع تشخیص مصلحت نظام، تکلیف خود را با این گزاره از رهبر انقلاب که «در دولت و در قوه قضائیه و در بخش‌های مختلف در این زمینه(اجرای قانون حجاب) مسئولیت وجود دارد و باید به مسئولیت‌های قانونی و شرعی خود عمل کنند»، روشن نمی‌کند. به «حرام سیاسی» کاری ندارد و «حرام شرعی» را مسئلۀ نظام اسلامی نمی‌انگارد. هم میز و‌ منصب نظام اسلامی را اشغال کرده، هم آشکارا اجرای شریعت را ضروری این نظام نمی‌داند. ۴. البته باور آن سخت است، مسئولینی که چندی است دیگر ابایی از برون‌ریزیِ مکنونات خود ندارند، ندانند در روزگاری که از نظر آنان فیلترینگ خنده‌آور است و ممنوعیت، جواب نمی‌دهد، آمریکا، مهد آزادی اطلاعات در جهان، وجود یک شبکه اجتماعیِ غیرخودی را برنمی‌تابد؛ هم فیلتر می‌کند، هم سانسور، هم با اجبار به واگذاری و تغییر بنیان اندیشگی آن، سعی در حکمرانی فضای مجازی خودش دارد. فرسنگ‌ها از مصلحت نظام اسلامی عقب‌ مانده‌اند اگر ندانند کشف حجاب به‌عنوان یک حرام سیاسی، بنیان‌های تمدن‌ساز نظامِ ما را هدف گرفته و چالشی تحمیل‌شده از سوی برون‌ِ مرزهاست. وقتی سخنان اخیر آقای باهنر را مرور می‌کنم، نمی‌دانم «صداهایی که روح او را می‌خراشد» از کدام جنس صداهاست و چه نسبتی با صدای شهید لاجوردی‌ها دارد؟! https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian/417
🔻سکولاریسم و وداع با قانونیّتِ شریعت آزاده محمودیان ۱. در جمهوری اسلامی قرار نبود قوانین سایر کشورها بر اساس احکام شریعت ترجمه بشود، بلکه مدوّن شدن قانون در جمهوری اسلامی تلاشی بود برای «الزام اجرا»ی احکام شریعت و «قانون شدن دستورات الهی»؛ یعنی تضمین حکومتیِ اجرای شریعت، نه حکومت کردن با ادویۀ شریعت. ۲. اشتباه بنیادین و راهبردی در تعریف «هویت حجاب» در جامعه تبعات امروز را رقم زده است. یکی در لباس فقاهت آن را به اراده‌های شخصی وامی‌گذارد، آن‌یکی در لباس سیاست، مانع انسجام ملی می‌خواندش؛ و لمپن‌های رسانه‌دار در دست نامرئی بازار رهایش می‌کنند. حجاب پیش از آنکه یک قانون باشد، یک واجب شرعی اجتماعی است. هویت اصلی آن «ضرورت دین» بودنش است و نه هیچ هامش و‌ فرع دیگر. همین متکی و فرع بر قانون کردنِ حجاب، امروز بر دهان خیل عظیمی از مردم معترض به وضعیت فاجعه‌بار پوشش در کشور، اعم از مذهبی یا غیرمذهبی، مهر خاموشی زده است. ۳. از دو دهۀ پیش تولیدات انواع رسانه‌های رسمی و غیررسمی در نمایش زن‌های ایرانی بی‌حجاب در فیلم‌ها و سریال‌ها از یکدیگر پیشی می‌گرفتند و مثلا در ابتدا ذکر می‌کردند که صحنه‌های بی‌حجابی در فلان کشور همسایه ضبط شده است. پس هرگز به حجاب به‌عنوان متضمن سعادت انسان نگریسته نشد و فقدان حجاب زن مسلمان ایرانی، خسران و آسیب به روان‌های فردی و امنیت اجتماعی تلقی نشد. اینکه نمایش زن بی‌حجاب داخل مرزهای جغرافیایی ایران نباشد، کافی تصور شد. ۴. قطره‌‌قطره در جان مردم نهادینه شد که آنچه مهم است، نه حکم شرعی دین، بلکه قانون کشور است که با این لطایف‌‌الحیل نقض نشده است. و ذره‌ذره حرمت باطنی حکم شریعت را در افکار عمومی کمرنگ کردند و برای زیرپا نهادن آن توجیه ساختند. غافل از اینکه در نظام اسلامی این قانون است که اعتبار خود را از شریعت می‌طلبد، و حکم شرعی اعتبار الهی دارد و منتظر هیچ قانونی نخواهد ماند. ۵. اکنون که کار به‌جایی رسیده که نه‌تنها در گروه‌های مذهبی دانشجویی در تأویل آیات مربوط به حجاب سر خدشه می‌شود، بلکه در لباس پیامبر هم، برای رد الزام حجاب، نقب‌های بی‌ربط تاریخی زده می‌شود، زمان ورود علمای دین و اعلام شریعت است تا به‌عنوان متخصصان دین و صاحبان فتوا، روشن و بدون لکنت حدود این حکم شرعی و ضرورت‌های مواجهه حکومت دینی با تخلف از آن را برای عموم مردم بیان کنند و آن را از هجوم‌های همه‌جانبه نجات دهند. که اگر عالمان دین پای دین استقامت نورزند، طاعونِ فراگیر سکولاریسم به جان تک‌تک احکام اجتماعی شریعت خواهد افتاد و جامعه را خواهد بلعید. https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian/418
▪️سلسله نشست‌های مسئلۀ ملیّت و دیانت 🖇نشست اول: ملّیّت در قاب هویّت فطری (بسط رهیافت علامه حسن‌زاده) 🖇چهارشنبه ۷ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۴ تهران، میدان فاطمی، انتهای اتوبان شهید گمنام، ابتدای اتوبان کردستان، تالار ایوان شمس، سالن آسمان. 🖇حضور مجازی از طریق: skyroom.online/ch/iict/farhang (امکان حضور برای علاقمندان وجود دارد)
نشست علمی «ملیت در قاب هویت فطری».mp3
زمان: حجم: 25.6M
💯🔊 📻 صوت سلسله نشست های "مسئله ایرانی گری،‌ملیت و دیانت" 🔘 نشست اول نشست علمی «ملیت در قاب هویت فطری» 🎙 با حضور : ▪️ ▪️ ▪️ 📅 چهارشنبه ۷ آبان ماه ۱۴۰۴، ساعت ۱۴ 🏢 تهران، تالار ایوان شمس I 🆔 @iictchannel
📸 🔸 نشست علمی «ملیت در قاب هویت فطری» 💢 از سلسله نشست های "مسئله ایرانی گری،‌ ملیت و دیانت" 🎙 با حضور: ▪️ ▪️ ▪️ آزاده محمودیان 📅 چهارشنبه ۷ آبان ماه ۱۴۰۴ 🏢 تهران، تالار ایوان شمس 🆔 @iictchannel