یادداشتهای آزاده محمودیان
📌 خلاصۀ آنچه در این جلسه گذشت:
در این جلسه، اندیشۀ بلند علامه حسنزاده آملی پیرامون «هویت انسانی» و «هویت جمعی» مروری شد، تا از دل آن، نسبت حضرتش با انقلاب اسلامی آشکار گردد.
در ابتدای سخن، تأکید شد که مطالب، نه جان کلام علامه، که به وسعت فهم و جویندگیِ گوینده است.
سپس، در فهم «هویت انسانی» از نگاه علامه، به دو فراز پربسامد در آثار ایشان اشاره شد و نتایجی مرتبط با واقعیت میدان و کاربردی برای دانشجویان حاصل گشت، که در اینجا بهطور مختصر بدان اشاره میشود:
۱. «انسان، حقیقتی است مُمتد، از فرش تا مقام فوق عرش»:
انسان یک وجه مادی و ناسوتی و درگیر در عالم طبیعت دارد؛ و وجه دیگرش ملکوتی و مجرد است که حتی از مقام اهل عرش نیز بالاتر است.
پس، برخلاف تعاریف سکولاریستی که همهچیز را در بدن و نیازها و تمایلات بدن محدود کرده، و همین تمایلات را مبنا و انگیزۀ تصمیمها، انتخابها و حرکتها معرفی میکند، و از همین مجرا به انسان خودبنیادی میرسد که خودش مبدأ و دلیل کنشهایش است، تعریف الهی، وجه مادی را بستر و عامل و انگیزهای برای ارتقای انسان به سوی حقیقت و مقام و وجه ملکوتیاش میداند که تنها در این مسیر باید از بدن استفاده کند.
نتیجۀ حقنۀ تفکر سکولاریستی به جامعه، میشود اصالت دادن به رفاه و بدنپسندی؛ میشود دغدغۀ تأمینِ تن؛ و لاجرم غفلت و عدم لحاظ وجه الهی در انتخابها؛ و ملموستر، میشود جنبشهای بیعفتی و برهنهخواهی و تنمحور در اجتماع؛ میشود انتخاب و گماردن ضعیفان و نابلدان و بیتقوایان در رأس امور؛ و میشود عصیان و بیقیدی و تجاهر به فسق، و تقلید از جهان تجدّد، در فرهنگ.
اما ثمرۀ اندیشۀ الهی، میشود تربیت نفوس مستعده، که نه بهواسطۀ بدن، که بهدلیل غلبۀ قوۀ عاقله، توانستهاند با صورت انسانی و نیالودهبهشهوتِ خاک، برانگیخته شوند؛ معیار التفات به وجه الهی و ملکوتی، غلبۀ عقل بر نفسانیات است، که گزینشها و تصمیمها و اقدامهای تعالیبخش را در پی دارد.
۲. «علم و عمل، جوهرند و انسانساز»:
در پرداخت به این فراز از افاضات علامه، تنها به اثر «عمل» در ساخت هویت انسانی و بهفراخور آن هویت جمعی پرداخته شد. علامه در تفسیر آیه «لَیسَ لِلإنسان إلّا ماسَعی»، آن سعی و کاری را مختص و کارا در ساخت هویت انسانی میداند که حامل حرکت طولی باشد. بر این مبنا، حرکتی که در طول و در مسیر ارتقاء به عالم ملکوت نباشد، برای موجود مادون انسان است؛ همچون اسب عصاری که ساعتها میدود و در نهایت که چشمان او را میگشایند میبیند که علیرغم ساعتها راه رفتن، گامی به پیش نرفته است. حرکت طولی، آن حرکتی است که انسان را به سوی هدف انسانی روانه میکند. هدف انسانی نیز چیزی نیست مگر اتّصاف به صفات الهی و حفظ صورت انسانی و گریز از ترک این نشئه با صورت غیرانسانی. از این مجرا، هویت جمعی نیز با عملی ساخته میشود که در مسیر حمل بار امانت الهی باشد. این امانت نیز همانا حفظ دین الهی و ثمرات نبوت و امامت معصومین علیهمالسلام است.
علامه حسنزاده در خطبههای نماز جمعه سال ۱۳۶۰ در بحبوحۀ دفاع مقدس، انگیزه دعوت به دفاع از ایران، در مقابل دشمن را چنین توصیف میکند که: مردم انقلابی و اسلامیِ ایران، وارثانِ مبارزانِ جنگ بدر هستند، نبرد میان جبهه ۳۱۳ نفره حق و عالم کفر و شرک. ملت ایران بار امانتِ حفظ دین را آگاهانه به دوش گرفتهاند و از اینرو دفاع از این باور را وظیفۀ دینی و الهی خود میدانند. در این نگاه «عاشقان را ملت و مذهب خداست» و این ملیّت در مرزهای جغرافیایی نمیگنجد و هرآنکس که خود را در حمل این امانت شریک بداند در زمرۀ این ملیّت است. نگاه الهی چنین هویت جمعی منسجمی را میتواند ساخته و محفوظ دارد.
در مقابل لیبرالهای وطنی با عبور از روی هویت دینی، در پی القای این روایتند که دیگر هیچ امری نمیتواند مقوّم ومعرّف هویت جمعی ایران باشد؛ مگر خاک ایران و جامعه. هویت دینی بر این اساس از زندگی چنین جامعهای رخت بسته و نمیتواند عامل وفاق و اجماع باشد. این روایت چنان قدرت گرفت که در واقعیت جنگ دوازده روزه، انسانهای باورمند به هویت دینی و حمل امانت الهی مقاومت ورزیدند و دشمن را تاراندند؛ اما روایتها، خاک و انسجام مردم را عامل بقا نمایاندند. آنها جامعه را خودبنیاد میدانند و اصالت را به حفظ قدرت دادند و نگاه دینی اصالت را به حفظ امانت الهی، و پیادهسازی اوصاف الهی و تعالی به سوی فوق عرش.
انسانهای الهی همان کسانی هستند که قائل به جوهرۀ معنوی جامعه هستند و برای حفظ امانت الهی به میدان نبرد میروند، نه برای حفظ خاک. آنها دست الهی و غیبی را دارای مدخلیت در جهان اجتماعی میدانند و امانت را بهمثابه تکلیف میخوانند و انگیزۀ مولد کنش خود و جامعه را ایفای نقش نسبت به امر قدسی میداند، نه آب و خاک و حتی خلق.
108(60103(60-2-11).mp3
زمان:
حجم:
15.4M
در این جلسه به بخشی از این بیانات عرشی حضرت علامه حسنزاده آملی ارجاع شد که مربوط به خطبه نماز جمعه سال ۱۳۶۰ است.
ایشان در این سخنان، پیرامون وظیفه الهیِ حفظ انقلاب اسلامی، مطالبی را متذکر شدهاند.
🔖 مراجع عظام و علمای اعلام از گوشه و کنار کشور، توصیه کردهاند به اقامۀ نماز باران. باید قدرنهاد بر همین معدود مداخلات اجتماعی.
اما ای کاش، باوجود این حجم اطاعت و استقبال از علمای دین، یکبار هم یکصدا، مسئولان را توصیه میکردند به اجرای دین، و مردم را دعوت میکردند به امر بهمعروف و نهی از منکر.
آنگاه که ضروری دین و آیات محکم حجاب، به یغما میرفت.
چهبسا دیگر نیازی به نماز باران نبود... .