5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رهبر انقلاب: قبول مذاکرهای که با تهدید همراه است را هیچ ملت با شرفی انجام نمیدهد.
📌مذاکره یا روایتِ تهدیدپذیری
از همان لحظات ابتدایی رسانهای شدن اخبار آتشبس، مقامات آمریکایی از بالاترین آن تا اعضای مختلف دولت، زبان به تهدید و تحقیر و استفاده از کلمات سخیف علیه ایران و شروط دهگانهاش گشودند.
کار از تهدید و تحقیر هم فراتر رفت و شخص رئیسجمهور رژیم آمریکا امروز، با ادبیاتی تند و بهطور علنی و رسمی اعلام کرد که در حال تجهیز و بازیابی توان نظامی برای «آغاز آتش واقعی» و تحقّق «فتح اصلی» است.
در مقابل، هنوز هیچ موضع رسمی و صریحی از مقامات ایران، حتی مبنی بر عدم حضور قطعی در مذاکرات صادر نشده است!
مقامات رسمی، از آنسو روایت «قدرت» و «کینهجویی» و «انتقام» بلند کردهاند، از اینسو سکوتها و توئیتهای بدون لبه و گفتگوهای تلفنی، روایت سر خم کردن در مقابل تهدیدهای آتشین را زمزمه میکنند!
روایتها تنها در مواضع و کلمات نیستند، بلکه جایگاه گوینده و لحن و سرعت و شدت ادبیات نیز خود راوی و ناقل پیام است.
روایتها کار خود را به سرعت، در ذهن و قلب مخاطبان در هر دو سوی جبهه، بهپیش خواهند برد.
در انتظار موضعگیریهای اقتدارآفرین از سوی مذاکرهکنندگان خود هستیم.
#تحلیلروایت
@AzadeMahmoudian
شماره پنجم گزاره برگ "نگاه" منتشر شد
🏢 پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی
📲 @irseri_ir
💻 مطالعه این مطلب در آدرس تارنمای اینترنتی
https://irseri.ac.ir/s/95
یادداشتهای آزاده محمودیان
شماره پنجم گزاره برگ "نگاه" منتشر شد 🏢 پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی 📲 @irseri_ir 💻 مطالعه ا
خردهروایتهای جنگی- ۱۸
📌اختلال ارتباطیِ چالشآفرین
آزاده محمودیان
مردم ایران یک اطلاعرسانی جامع از چندوچون طراحی آتشبس را از شعام طلب دارند. فارغ از اینکه این آتشبس در همان ساعات اولیه دستخوش چه تحولاتی شد، این توقع که افکار عمومی در ایران پیش از سایر جهان از جزئیات این برنامه باخبر باشند، توقع بهجایی است.
از ابتداییترین بنیانهای فرایند اطلاعرسانی، ارائه اطلاعات دقیق و دور از کلیگویی و بهموقع است. رعایت اصول ارتباطات بحران در شرایط حساس و جنگ، دوصدچندان اهمیت مییابد. وقتی جریان اطلاعرسانی بهموقع نباشد، از یک سو منابع غیررسمی یا متعلق به دیگریهای هویتی، پیشتر، ظرف ذهنی مخاطب را پر خواهند کرد، آنهم آنطور که منافع آن دیگریها تأمین شود؛ از سوی دیگر، این ابهام و پرسش در ذهن مخاطب ایجاد میشود که این تأخیر به چه دلیل ناصوابی بوده و با هدف تضییع کدام حق صورت گرفته است. هنگامیکه اطلاعرسانی، غیردقیق و همراه با کلیگویی باشد، هم دربارۀ موضوع ابهام تولید میشود، هم بذر تردید در جان مخاطب کاشته میشود که قطعا پای پنهانکاری و پشتپردهای در میان است. در اینجا نیز مخاطب، خود برای به دست آوردن اطلاعات دقیق، به سوی سایر منابع، پناه میبرد.
گام اول در ایجاد اختلال و بیتوجهی به ساخت ذهنی مخاطب، تنها یک گام نیست، بلکه همچون یک گلوله برف از بالای کوهی شروع به غلتیدن میکند و پس از چند گامی، تبدیل به یک تودۀ بزرگ میشود که مهار آن دیگر ساده نیست. مخاطبی که بیاعتماد شده و لاجرم به سایر منابع اعتماد کرده، یک گرۀ مرکزی در شبکه ارتباطی است و دیگرانی را نیز با خود همراه کرده و قدرت تصمیمسازی برای جامعه را به منابع غیرخودی تقدیم میکند. اکنون جامعۀ ایران در سردرگمی است که محتوای دقیق دهشرط چیست، ده شرطِ ما یا پانزده شرط دشمن؟! و... . اگر تمهیدی برای اصلاح این رفتار ارتباطیِ پراختلال اندیشه نشود، بیتردید چالشهای بیشتری را برای جامعه بههمراه خواهد داشت.
کانال پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی:
https://eitaa.com/irseri_ir/75
@AzadeMahmoudian
مذاکرات به نتیجه نرسید.
یک عدم توافقِ اقتدارآفرین!
این اولینبار است که ایران در مذاکره با آمریکا، موفق عمل کرده است!
این اولینبار است که طرف ایرانی، خبر از «روند خوب مذاکره و نیاز به دورهای بعدی گفتگو» نداده؛ که اگر اینطور بود، دلمان میلرزید از تکرارهای تلخ.
و این شیرینی ادامه دارد، اگر سخن از دورهای بعدی به گوش نرسد.
وقتی منازعه ذاتی است، چه جای توافق! مگر به مکر.
یعنی اینبار مذاکرهکنندۀ ما، نه از حق ملت کوتاه آمده، نه فریب خورده است.
آمادگی و حمایت خیابان و میدان، مؤثر افتاده است.
@AzadeMahmoudian
در کانال پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی منتشر شد:
https://eitaa.com/irseri_ir/75
@AzadeMahmoudian
یادداشتهای آزاده محمودیان
در کانال پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی منتشر شد: https://eitaa.com/irseri_ir/75 @AzadeMahmoud
📌زمان ملی شدن فضای مجازی؛
دروغ بزرگ اینترنت بینالملل
زمزمۀ فعال شدن برخی سرویسهای اینترنت درحالی به گوش میرسد که طبق شواهد، هنوز در شرایط جنگی به سر میبریم.
جامعه در هیچ زمانی به اندازه امروز، همراه و همدل و همنظر با تصمیمات نظام نبوده است. شاید هیچ واقعهای همچون ملموسشدن جنگ، نمیتوانست صبوری در برابر قطع اینترنت را برای اذهان به همراه آورد. یک صبر خردمندانه در میان آحاد ملّت، در بسیاری موارد، از جمله محدودیتهای اینترنتی، حاکم شده است. تازه این واکنش هوشمندانه، بدون توضیح دقیق حملات سایبری صورتگرفته و تبیین خطرهای احتمالی است که پایان قطع اینترنت به همراه دارد.
اکنون زمان آن است که بهطور دقیق و گویا، برای مردم افشا بشود که چیزی به نام «اینترنت بینالملل» اصلا وجود ندارد. آنچه به اسم اینترنت بینالملل در اذهان، ترسیم شده، فضایی است که در اختیار و کنترل کامل آژانس امنیت ملی آمریکاست.
هیچ شبکهای در جهان به صورت یک توافق جهانی وجود ندارد، که مثلا هر کشوری سهمی از آن داشته باشد. همه کشورها در حال اتصال به شبکهای هستند که مستقیم متعلّق به آمریکاست؛ و این واقعیت را اغلب قریب بهاتفاق مردم نمیدانند. نمیدانند که با یک اتصال ساده به اینترنتِ صددرصد آمریکایی، امکان ارسال همهگونه اطلاعاتی به این آژانسِ آمریکایی که بخشی از وزارت جنگ آمریکاست، وجود دارد. به زبان ساده، اینترنتی که همه جهان از آن استفاده میکنند تحت مدیریت یک ارگان نظامی ایالات متحده و تأمینکننده منافع وزارت جنگ آمریکاست.
پس، قطع اینترنت، یعنی قطع امکان حملات روانی و سایبری و امنیتی و نظامی به کشور. و این واقعیت باید به زبانهای مختلف برای مخاطب روایتپردازی شود. هرچند که فارغ از این روایتپردازیها، ایرانیان در این روزها، چنان با واقعیت آمریکایی مواجه شدهاند که محدودیتهای ضمنی را بهطور منطقی ادراک میکنند و تاب میآورند.
البته دوام عنصر تابآوری، مستلزم سروسامان دادن فوری و جدّی و کارآمد به اینترنت ملی است؛ اقدامی که با وجود تأکید مکرّر و غلیظ رهبر شهید، به دست فراموشی سپرده شده است.
@AzadeMahmoudian
هدایت شده از استاد یزدان پناه
36.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 اثر خون شهید
▫️خون شهید رعب را از مردم برمیدارد و باعث قیام مردم است.
🏷 گوشهای از جلسه اول ویژگیهای معنوی قیام میدان در تجمعات مردمی
#بعثت_خون
#استاد_یزدان_پناه
💠 کانال استاد یزدانپناه
@ostad_yazdanpanah
🔻ضرورت بومیسازی اینترنت؛
گلوگاه حیاتی در دست دشمن
آزاده محمودیان
۱. در یادداشت کوتاه قبلی نوشتم: اینترنت بینالملل یک دروغ بزرگ است و این فضا در خدمت اهداف (NSA) آژانس امنیت ملی آمریکا و وزارت جنگ این کشور قرار دارد. در این یادداشت به تحلیل گزارههایی در اثبات این واقعیت مغفول و مهلک میپردازم.
۲. ایالات متحده از دو طریق بهطور حرفهای بر اینترنت مصرفی در جهان چنبره زده و آن را در راستای منافع خود به کار میبندد. طریق اول که خطر آن برای ایران غیرمستقیم و زمانبر است، استفادۀ غیرمستقیم از بستر پروتکلهای بنیادین مثل TCP/IP یا DNS، که داراییهایی عمومی بهشمار میروند، است. اگرچه به دلیل امکان طراحی پروتکلهای جایگزین، آمریکا و هیچ کشوری در جهان نمیتواند برای استفاده از آنها حق امتیاز دریافت کند، اما آمریکا بهجای استفاده از زیرساخت، از کنترل سرویسهایی که روی آنها بنا شده، هم قدرت و هم میلیاردها دلار درآمد کسب میکند. مسئله اینجاست که تقریباً تمام لایههای بالای اینترنت که کاربر با آنها تعامل دارد، توسط شرکتهای آمریکایی کنترل میشوند. گوگل، شبکههای اجتماعی همچون متا (فیسبوک، اینستاگرام، واتساپ)، سیستمعاملهایی مانند مایکروسافت (ویندوز) و گوگل (اندروید)، خدمات ابری همچون آمازون (AWS)، مایکروسافت (Azure) و باز هم گوگل و... ، موجب شده تا از سراسر دنیا برای استفاده از خدمات و ابزارهای کاربردی که توسط شرکتهای آمریکایی ساخته شده، مبالغ هنگفتی به اقتصاد آمریکا واریز شود و همزمان زمام مدیریت و کنترل اقتصاد پلتفرمی در دست این کشور باشد.
هر چند افشای این واقعیت به کام بسیاری در ایران خوش نخواهد آمد، اما ایران و هر کشوری که فاقد زیرساختهای اینترنت بومی باشد، ناچار است برای بهرهمندی از خدمات سرویسهای پرکاربرد اینترنتی، مشتری مستقیم و مطیع آمریکا باشد.
۳. اما، طریق دوم، که برای ایران بسیار پرچالش و بهویژه در شرایط جنگ مهلکتر است، امکان آگاهی آمریکا از جزئیات استفاده از اینترنت است. این امکان مادامی برقرار است که کشور به اینترنت آمریکایی (همانی که با اصرار و بهاشتباه اینترنت بینالملل خطاب میشود) متصل باشد. مقصود از آگاهی از جزئیات، رصد صفحۀ مانیتور کاربر نیست، بلکه این کار از طریق تحلیل ترافیک و دادههای کلان صورت میگیرد. آمریکا به چند روش میتواند الگوی رفتاری و استفادۀ اینترنتی هر کشوری را که اراده کند، ادراک نماید. در سادهترین روش، او این کار را از طریق کنترل گرههای اصلی(backbone) انجام میدهد. از آنجایی که بسیاری از کابلهای زیردریایی و مراکز تبادل داده، تحت مدیریت یا نفوذ شرکتهای بزرگ فناوری یا نهادهای غربی هستند، این امکان فراهم است که حجم ترافیک، مقصد دادهها و الگوی جابجایی اطلاعات بین کشورها، توسط آنها مانیتور بشود. اما مهمترین و چهبسا پرکاربردترین بخش در اعمال دشمنی با ایران، مربوط به تحلیل دادههای پلتفرمها است. وقتی میلیونها نفر در یک کشور از محصولات گوگل، فیسبوک یا اپل استفاده میکنند، این شرکتها و به تبع آن نهادهای اطلاعاتی مرتبط با آنها، دادههای عظیمی از مسائل حیاتی و مؤثری چون ساعات اوج مصرف اینترنت در کشور، موضوعات مورد علاقه مردم، الگوهای ارتباطی و ترندهای اجتماعی، نوع دستگاههایی که استفاده میشود و... را در اختیار دارند. این دادهها به راحتی، یک نقشه رفتاری از جامعۀ ایران را پردازش کرده و در اختیار آمریکا قرار میدهد.
۴. روش بعدی، اعمال نفوذ و حتی اقدام از طریق امنیت سایبری و جاسوسی است. این بدان معناست که بستر اینترنت در کنار سایر بسترهای ممکن، بخشی از محل وقوع حملات سایبری را به خود اختصاص داده است. سازمانهای اطلاعاتی آمریکا، مانند NSA، با استفاده از تکنیکهای شنود دیجیتال و دسترسی به زیرساختهای ارتباطی، میتوانند جریان اطلاعات را در سطح کلان، تحلیل کنند و به راحتی اطلاعاتی در خصوص نحوه و کیفیت توسعۀ تکنولوژیهای جدید و الگوهای ارتباطی جدیدی که در حال شکلگیری در ایران است و نیز بسیاری از اطلاعات استراتژیک دیگر را احصاء نمایند. در واقع، آمریکا از طریق اینترنت، یک تصویر بسیار دقیق از رفتار دیجیتال ایران و هر کشوری در جهان که فاقد شبکه ملی و بومی است را در اختیار دارد. اما این تصویر، برای ایران و متحدانش میتواند منشأ آسیبهای جدی و ضربههای جبرانناپذیر باشد.
۵. اکنون چشم انتظار به سوی مجلس دوازدهم است که وظایف بر زمین ماندۀ دوره یازدهم را انجام داده و منویات مؤکد رهبر شهید در این خصوص را به انجام رساند. مجلس شورای اسلامی میتواند با تمهید بسترهای لازم برای بهکارگیری نخبگان فردی و شرکتیِ توانمند و تجربۀ کشورهای موفق مانند چین، و الزام دولت به همکاری سریع و همهجانبه، به صورت جهادی ملزومات طرح حیاتی بومیسازی و تقویت وسیع اینترنت را فراهم آورد.
@AzadeMahmoudian
🔻وقتی دشمن، شناخت میسازد:
جنگ در زمین ذهن
آزاده محمودیان
۱. اینکه تنگه چطور باز شد، یا واقعاً مذاکرهای پشتپرده در حال انجام است یا نه، یا پولهای بلوکهشده آزاد شدند یا نشدند و... فینفسه اهمیت محوری ندارد. موضوع، جدیتر و عمیقتر از آن است که بهنظر میرسد. اکنون، تمرکز دشمن بر روی جنگ روانی است. جنگ روانی امروز دشمن، مکمل جنگ نظامی اوست؛ او میرود که کاستیهای جنگ نظامی را با جنگ روانی بزداید.
۲. یکی از بزرگترین موانع دشمن در اجرای نقشههای نظامیاش، حضور چشمگیر و پیگیر آحاد ملت ایران بود. اوج موانع وقتی بود که دشمن، ایران را به نابودی تمدّن و از بینبردن زیرساختها تهدید کرد. در آن لحظه، این زنجیرۀ انسانی معجزهگون ایرانیان بر روی زیرساختها بود، که هزینۀ این اقدام را برای آمریکا چنان بالا برد که در عمل امکان اجرا را از او ستاند. در آن ماجرا برای آمریکا ثابت شد که صِرف داشتن بمب اتم، دست برتر این جنگ را به او نخواهد داد، مادامیکه حمایت عجیب و پرحجم مردم ایران روایتگر اصلی این جنگ است. پس با آغاز آتشبس، دشمن علاوه بر اهداف نظامی، به دنبال برداشتن این مانع بزرگ بر سر پیروزهای نظامی خویش است.
۳. خوب به عبارات تیلور در کتاب «مهمّات ذهنی» دقت کنید: «هدف اصلی جنگ روانی، نه نابودی فیزیکی دشمن، بلکه شکستن ارادهٔ مقاومت، نابودی روحیه، ایجاد سردرگمی و بیاعتمادی در صفوف دشمن، و در نهایت، ساده کردن پیروزی نظامی یا دستیابی به اهداف سیاسی، بدون درگیری مستقیم است».
و این، دقیقاً همان عملیاتی است که آمریکا و شخص ترامپ از آغاز آتشبس در حال پیاده کردن آن بر روی اعصاب و روان ملّت ماست؛ عملیاتی که بهواسطۀ کاستیهای داخلی و با خبرهای ناگهانیِ پیدرپی، چهبسا ممکن و محتمل گردد.
وقایعی که اکنون مشاهده میکنیم، یکی از پیچیدهترین عملیات در حوزۀ جنگ روانی است؛ وضعیتی که در ادبیات علوم سیاسی و ارتباطات بهآن «خودتخریبی استراتژیک» میگویند. وقتی در یک جبهه، ترکیبی از پنهانکاری اطلاعاتی(با دلایل و توجیهات مختلف)و انفعال در برابر درخواستها و کنشهای دشمن رخ میدهد، ناخواسته بستری مهیا میشود که دشمن برای جنگ روانی خود به آن نیاز دارد، یعنی ایجاد خلأ اطلاعاتی که با حدس و گمانهای جامعه پر میشود.
۴. لاینبرگر، خالق اثر جنگ روانی، این وضعیت عجیب را با چند ویژگی کلیدی تحلیل کرده:
اولین ویژگی این شرایط «شکست مقاومت ذهنی» است؛ یعنی اگر مردم از قبل با اطلاعات هدایتشده از سوی دشمن روبرو شوند یا حقایق را دیرهنگام بشنوند، مقاومت ذهنیشان در برابر روایتهای دشمن فرو میریزد. این پنهانکاری جبهۀ خودی حتی اگر خیرخواهانه باشد، عملاً ایمنسازی جامعه در برابر پروپاگاندا را غیرممکن میکند.
«بحرانِ اعتبار منبع» دیگر ویژگی فاجعهبار این اوضاع است؛ یعنی اگر مخاطب از نظر روانی حس کند منبع رسمی (حاکمیت یا مسئولان) اطلاعات را کتمان میکند، اعتبار منابع رسمی فرومیپاشد. وقتی اعتبار منبعِ خودی از بین برود، هرگونه روایت بعدی، حتی اگر درست باشد توسط مردم دروغ یا مانور تلقی میشود. این یعنی پذیرش منابع غیرخودی و سپردن اختیار ذهنها و قلبها به دست دشمن.
اما ویژگیای که بیشترین تشابه را به وضعیت فعلی ما دارد «تنافض سکوت و انفعال» است؛ و آن وقتی است که مسئولان سکوت میکنند اما در عمل منفعلانه با رفتارهای دشمن پیش میروند. در این حال مخاطب دچار «ناهماهنگی یا ناجوری شناختی» میشود. یعنی مغز مخاطب نمیتواند بین ادعای اقتدار مسئولان و واقعیتِ انفعال آنها، ارتباط منطقی برقرار کند و نتیجهاش سردرگمی و تحیّر عمومی است که خواستۀ اصلی دشمن است.
۵. چطور از این گرداب خارج شویم؟ قدم ابتدایی، چرخش به سمت شفافیتِ کنترلشده است. اینکه به جای پنهانکاری مطلق، باید مدیریت روایت داشت. یعنی اطلاعات به صورت بخشبندی شده و صادقانه در کوتاهترین زمان ممکن منتشر شود. اگر اطلاعاتی محرمانه است، باید دلایل آن شفاف و منطقی بیان شود، نه اینکه صرفاً از واژۀ کلی محرمانه استفاده کرد.
همچنین خروج از سکوت و تبدیل شدن به منبع اولیه بسیار مهم است. اگر مسئولان قبل از مسمومسازی روایت دشمن، حقیقت را هرچند تلخ، سریعتر روایت کنند، کنترل چارچوب ذهنی مخاطب بهدست بیگانه نمیافتد.
وقتی اعتماد آسیب دیده، باید از طریق روایتگریِ چندلایه اقدام به ترمیم کرد؛ نباید صرفاً به بیانیههای رسمی تکیه کرد. استفاده از مرجعهای ثالث (چهرههای مورد اعتماد مردم) برای تبیین شرایط، بسیار مؤثر است.
بزرگترین عامل سردرگمی، دوگانگی در رفتار است. اگر در اطلاعرسانی، قاطعانه سخن گفته شود اما در مواجهه با اقدامات دشمن شاهد کنشِ مقتدرانه نباشیم، فاصلۀ بین کلام و عمل سرخوردگی میآورد. راه حل در همسوییِ پیام با اقدام است؛ یعنی پیامی منتشر شود که با کنش قابل مشاهده در میدان همخوانی داشته باشد.
#جنگروانی
@AzadeMahmoudian