📌 سلسله یادداشتها در تکریم از آمران به حجاب، با عنوان:
🔸عزم مؤمنانه بر حفظ حیات عفیفانه
🖋 آزاده محمودیان
پژوهشگر فرهنگ و رسانه
بخش اول:
حرام شرعی و سیاسی؛ سکوت یا تذکر
۱. «حجاببان» واژهای است که این روزها فضای رسانهای و روشنفکری کشور بر آن متمرکز شده است. رنگگرفتن این واژه بهدلیل پیشرانیِ گروهی از مردمان دلسوز و شجاع و آگاه در «زنده کردن یک واجب فراموششده» و عزم ایشان بر حفظ حیات عفیفانهی جامعه است.
در میان توصیههای حضرت امیرالمؤمنین(علیهالسلام) در زمینهی مسائل اجتماعى، شاید هیچ خطابى به مردم شدیدتر، غلیظتر، زندهتر و پُرهیجانتر از خطاب امربه معروف و نهىازمنكر نیست.
امربهمعروف و نهىازمنكر یك وظیفهی شرعی عمومى است. در روزهای آغازین رسانهایشدن فعالیت حجاببانان و تذکر لسانی منظم در چهارراه ولیعصر، یکی از شبههافکنیهایی که از جانب عقبافتادگان مسیر انقلاب صورت گرفت؛ نارضایتی رهبری از تذکر لسانی در امر حجاب بود. این عقبافتادگان مسیر انقلاب همانهایی هستند که خود را میانهرو و غیرسوپرانقلابی میخوانند. این برداشت ناصواب تنها از سوی کسانی است که دغدغهی خوانش و تفکر حداقلی در اندیشه و کلام رهبری را ندارند. موضع رهبر انقلاب دربارهی بیحجابی با عباراتی چون حرام اجتماعی، حرام شرعی و حرام سیاسی آشکار و بینیاز از هر تفسیری است؛ اما دربارهی امربهمعروف و نهیازمنکر زبانى، ایشان این فریضه را یكى از معجزات اسلام مىداند و فراگیر و عادیشدن گناه در جامعه را از بدترین خطرهایی معرفی میکند که این واجب الهی توان مقابله با آن را دارد. ایشان تنبّهی تأملبرانگیز در اینباره دارند و خوگرفتن مردم به گناه را موجب سختشدن کار رهبر در هدایت جامعه به سوی خیر، صلاح، معروف و نیكى معرفی میکند که لاجرم او را ناچار به صرف هزینه میگرداند.
۲. اگرچه عادیانگاری کشف حجاب از سوی عدهای قلیل، آنچنان در ورطهی عمل – و نه در زبان- از جانب مسئولین فرهنگی نیز عادی انگاشته شد، امروز شاهد فراگیریِ خوگرفتن مردم به دیدن این معصیت علنی در جامعه هستیم.
با چنین تأکیداتی و در چنین اوضاعی، تا به نتیجه رسیدن لایحهی عفاف و حجاب -که شایسته بود تطویل آن مورد توجه بیشتر رسانههای انقلابی باشد- چهکسی میتواند ضرورت نهیازمنکر لسانی را انکار کند؟! تا لااقل اندکی از اثرات وضعی و تکوینی این عصیانِ علنی فروکاهیده شود.
نجوای قلم:
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian
12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻چرا بیحجابی نوعی "دهندگیِ" زن است؟!
۱. اصرار استاد مطهری در کتاب مسألهی حجاب، بر این است که در زمینهی حجاب، خودِ «صورت مسأله»، غلط مطرح شده.
۲. از نظر او، مسألهی واقعی این است که آیا باید «لذت جنسی مرد از زن»، آزاد و بیچهارچوب و خیابانی باشد(نه این که زن، پوشیده باشد)؟!
۳. استاد مطهری لذت جنسی مرد از زن را دو لایه میداند: «لذت لمسی» و «لذت نظری».
۴. معطوف به لذت جنسی نظری(یا بصری)، دو معصیت جنسی وجود دارد: «تبرج در زن» و «چشمچرانی در مرد».
۵. میل تبرج در زن یعنی کشش زن به عرضه و نشاندادن زیبایی بدنش به نگاههای مردان.
۶. چون «عفت»، معطوف به «امر جنسی» و یکی از دو رکن آن است، پس «حجاب»، بنیان جنسی (هم) دارد.
۷. ازاینرو، «دهندگی لذت جنسی نظری به چشم مردان» - در قالب بدننمایی و برهنگی و کشف حجاب - نقص در عفت زن (و نه بیعفتی) خواهد بود.
۸. در نقطهی مقابل نیز «غیرت» در کنار عفت بهعنوان رکن دوم اخلاق جنسی در اسلام مطرح شده که معطوف به مرد برای پاسداری از «ناموس» خویش است.
۹. پس عفت زن فقط به معنی «پاکدامنی» نیست؛ بلکه عفت و بیعفتی به «پوشش» و «سخنگفتن» و «راهرفتن» و ... نیز نسبت داده میشود.
(هندسهی کلی نظریهی استاد مطهری در قالب سلسهی قضایای منطقی)
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian
ویراست یک اقتصاددان👆.
وقتی امر امام جامعه محقق شود، ولو به دست گروهی اندک، نتیجهاش میشود آرامش جامعه.
تأکید رهبری بر تذکر لسانی و اقدام ناهیان از منکرِ بیحجابی، به مرور فضای سالمی را بر ایستگاههای متروها حاکم خواهد کرد.
اگر واقعا خواستار جمع شدن بساط بیحجابی و بیعفتی هستیم،
"بگو و برو" باید در تمام شهر و به همت همه مردم انجام شود.
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian
10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹بهرهی آمر به معروف چیست؟
🔹اجر شهیدِ آبرو
آیتالله جاودان
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عبرت بگیریم!!!
فراز و فرود پوشش زنان غرب در طول تاریخ!
💢 از جنبش My Body, My Choice تا جنبش Me Too
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian
درسنامه کارگاه شماره2-اخلاق جنسی2- بخش اول.pdf
حجم:
194.9K
🔻فایل pdf درسنامه کارگاه شماره ۲
🔹بخش اول
برگزار شده در آذر ۱۴۰۲
عنوان: امر جنسی در جامعه امروز
سوالات و نظرات خود را با ادمین کانال در میان بگذارید.
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian
درسنامه کارگاه شماره2-اخلاق جنسی2 بخش دوم.pdf
حجم:
116.5K
🔻فایل pdf درسنامه کارگاه شماره ۲
🔹بخش دوم
برگزار شده در آذر ۱۴۰۲
عنوان: ارکان و ویژگیهای امر جنسی
سوالات و نظرات خود را با ادمین کانال در میان بگذارید.
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian
🔹حجاب از ضروریات دین است.
🔹آیات حجاب از محکماتاند.
🔹در حجاب و حدود آن در میان علما اختلافی نیست.
🔹باید از رسانه فریاد بزنیم که حجاب را قرآن و خدا میگوید.
استاد محمدجواد فاضل لنکرانی:
🔹امروز حوزههای علمیه با صدای بلند به مسئولین بگویند که ما در مسئلۀ حجاب از جهت علمی هیچ نقطۀ کور و مشکلی نداریم. حجاب مثل مسئلۀ موسیقی و غنا نیست که هنوز هم در مورد آن بین بزرگان و مراجع اختلاف است. یک کسی میگوید: «مطلقاً حرام است.» و دیگری قائل به تفصیل است. حجاب یک مسئله ضروری بین همه فقهاست، درباره حجاب حتی بسیاری از جزئیات آن بحث و تردید و سؤال بدون پاسخی وجود ندارد. حجاب از ضروریات دین و از اولیاتی است که در آن اجتهاد راه ندارد! مثل وجوب اصل نماز که حتی مجتهد قَدَر هم حق ندارد بگوید راجع به وجوب نماز نظر من اینست، نه اتفاق افتاده و نه چنینچیزی قابل تحقق و قبول است.
🔹وجوب حجاب یک مسئله ضروری است؛ حال چقدر ما این مطلب را به دختران و بانوان جامعه خود منتقل کردهایم؟ شما از خانمها اگر بپرسید ضروری دین یعنی چه؟ از صد نفر قطعاً ۹۹ نفر نمیتوانند به این سؤال جواب بدهند. باید اول این عنوان را روشن کنیم.
🔹ما نیامدیم از رسانه فریاد بزنیم که حجاب را قرآن و خدا میگوید. آیاتش هم از آیات محکم قرآن است، نه از آیات متشابه. آیۀ حجاب از آیات محکم قرآن است. خدای متعال به رسول گرامیاش میفرماید: «یا أَیهَا النَّبِی قُلْ لِأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یدْنِینَ عَلَیهِنَّ مِنْ جَلَابِیبِهِنَّ»
🔹در لغت، حدیث، تاریخ و شعر فارسی، جلباب یعنی چادر. قرآن بانوان را تکلیف به پوشش چادر میکند. عرب به پوشش سرتاسری میگوید: «جلباب.»
🔹دین دنبال این است که این قوانین پیاده شود، اصلاً حکومت اسلامی چه در زمان امام معصوم(ع) و چه در زمان غیبت برای پیاده کردن اسلام است. مگر ما میتوانیم در حکومت اسلامی بگوئیم به ما ربطی ندارد شراب میخورند یا نه؟ کارخانه شراب در یک کشور درست میشود یا نه؟ رباخواری هست یا نه؟ این چه حکومت اسلامیای شد؟
http://ijtihadnet.ir
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian
نسبت ما با فاطمه(سلامالله)
🖋 آزاده محمودیان
۱. واقعۀ تلخ کوچه، جانگداز است. حادثۀ بین دیوار و در، درد را به استخوان هر شیعهای مینشاند. ماجرای دستانِ بستهشده، بغضی خشمآلود در گلو میآفریند؛ اما... تلختر و جانگدازتر، مظلومیت علی و فاطمه(علیهماالسلام) در امروز و اینجاست!
در روضۀ اهلبیت بیش از گریه به تفکر نیاز است، به غور در نسب میان ما و ایشان و اینکه ما را چه نسبتی است با وقایع سال یازدهم هجری. مگر ما شیعیان سال ۱۴۴۵هجری را چه نسبتی میتواند با آن ایام باشد؟! برای پاسخ باید گذاری به روزهای آن سال نامیمون کنیم. همه چیز از آن «مصیبت بزرگ»، از «رَزیّة یومالخمیس» آغاز شد. آن هنگامهای که پیامبر در بستر احتضار، سر بر پای علی نهاده بود و نفسهای آخر حیات مبارکش هنوز در هوای امت پراکنده میشد. بزرگان اصحاب دورتادور حضرت گرد آمده بودند و دختر عرشیاش در میان خوف و رجا در گوشهای شاهد آخرین آنات پدر بود. مگر در این لحظه چه پیش آمد که سرآغاز غمهای انسانی شد؟! حضرت به اصحاب فرمود: «کاغذ و قلمی بیاورید تا در این لحظاتِ پایانی وصیتی برای شما باقی گذارم تا با آن هدایت امت قطعی شده، هرگز گمراه نشوند.» برخی اصحاب برای اطاعتِ امر برخاستند؛ اما یکی از حاضران (عمربنخطاب) با این خواستۀ پیامبر مخالفت کرد. او گفت: «پیامبر هذیان میگوید و کتاب خدا ما را بس است.» از این توهین آشکار میان اصحاب اختلاف افتاد و صداها بالا رفت. پیامبر با مشاهدۀ اختلافِ اصحاب از آنان خواست از نزد او بروند. پس وصیت پیامبر برای همیشه مکتوم ماند.
۲. آن شخص در گفتوگویی با ابنعباس که از برجستهترینِ مفسران قرآن(!) بود، تصریح کرد که من دانستم پیامبر(صلوات الله علیه) در بیماریاش خواسته نام علی را برای خلافت پس از خویش به صراحت بهزبان بیاورد؛ ولی من از روی دلسوزی(!) نسبت به اسلام مانع شدم. هماو، رهبرِ خواصِ زیرکِ منافق، ساعتی بعد پیکر برزمین ماندۀ پیامبر را رها کرد، بذر نفاق را در امت محمدی کاشت و سقیفه را رقم زد. و سقیفه! نبوت را ناتمام گذاشت و در اساس تصمیم الهی و دین نبی استحاله کرد. قرار بود برنامۀ حیات تا ممات انسان از آسمان نازل شود؛ اما سقیفه برنامۀ زندگی و مرگ انسان را زمینی کرد و به دست انتخاب عوام سپرد. عوامی که پیشتر مسحور فتنهها و منغمر در جهالت خویش شده بود. شد آنچه نباید میشد. همانکه ابنعباسها همواره برای آن و تباهیای که به سبب آن در اسلام وارد شد، آنچنان میگریستند که سنگ ریزههای پیرامونش را مرطوب میکرد. اما علی(علیهالسلام) پس از فارغشدن از دفن رحمةللعالمین، همچنان بر تداوم رحمت پای فشرد، به اتم و اکمل طریقها. تا جاییکه همسر جوان خود را سوار بر استر، کوچهبهکوچه به در منزل صحابی میبرد و دختر پیامبر را شاهد میگرفت که مگر به یاد نمیآورید آن حبیب الهی چهکسی را خلیفه خود ساخت؟! اما سرهای فرود آمده از شرم، یکبهیک در را بهروی آن دو مظلوم روزگار میبست.
۳. امامت انتصاب الهی و پیوست گسستناپذیر نبوت است. امامت یعنی تداوم حکومت الله بر انسان. امام قلب عالم وجود است. همۀ دریافتها باید در مقام قلب «سان» دیده شود و تشخیص حق و باطل با اوست. پس جامعۀ محروم از امام، گمگشتۀ در میان حق و باطل است. حال انسان امروز در غیبت امام چه کند جز دستبه دامان «ولی» شدن؟! وقتی هنوز صداها در گوش تاریخ تکرار میشود و پس از ۱۴۳۴سال همچنان زیرکانِ منافق به حال اسلام دلسوزتر از اهل ولایتند! هنوز ابنعباسها میدانند و خاموشند و هنوز دین علی و فاطمه(علیهماالسلام) سوختۀ فتنهها و زخمی جهالتهای عوام است. در طریق حق، سرسپردگی انسان به حکم الهی و دلسپردگیاش به امام و انسان کامل و ولی، از روی تعبّد همراه بامعرفت است، نه از روی انتخاب عافیتطلبانه؛ که این تعبّد از شعور و شهودِ «لَمْ أعْبُدْ رَبّاً لَمْ أرَهُ!» پدید میآید و آن «انتخاب» از متن و بطن اومانیسم و سکولاریسم. از آن، حیات طیبه و سعادت حاصل میشود و از این گمراهی بیپایان.
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian
یادداشتهای آزاده محمودیان
نسبت ما با فاطمه(سلامالله) 🖋 آزاده محمودیان ۱. واقعۀ تلخ کوچه، جانگداز است. حادثۀ بین دیوار و در
نسبت ما با فاطمه(سلامالله)
را در فارس بخوانیم:
http://fna.ir/3gl6jf