آسیبشناسی ساختاری جریان انقلابی
۱. ضعف در گفتمانسازی و بحران ایده متقابل (آنتی تز)
یکی از مشکلات اساسی جریان انقلابی و ارزشی این است که در مرحله نقد و مخالفت با ایدههای رقیب نسبتاً قوی عمل میکند، اما در ارائه آنتیتز و جایگزینسازی گفتمانی ضعیف است؛ چه در میان توده مردم و چه در فضای نخبگانی شامل دانشگاهها و اندیشکدهها. این انتقادها نیز گاه رنگ سیاستزدگی و رقابتهای جناحی به خود میگیرند. در مقابل، جریان اصلاحطلب و اعتدالگرای طرفدار عادیسازی با آمریکا، هم در کارهای مبنایی و هم در سازماندهی میان نخبگان و مردم، منسجمتر و تأثیرگذارتر عمل میکند.
۲. ناکارآمدی در حکمرانی و آسیبپذیری در برابر عملیات روانی
نتیجه این ضعف آن است که اغلب دولت در اختیار جریان رقیب قرار میگیرد. زمانی هم که جناح ارزشی به قدرت میرسد، در حفاظت از دولت، برنامهریزی دقیق و مدیریت بحران ضعف نشان میدهد؛ که دولتها ناقص میمانند که نمونه اش را در شهادت رئیس جمهور شهیدمان مشاهده کردیم،
۳. بحران انسجام درونی در جریان انقلابی
انحصارطلبی، کمتحملی، برچسبزنی، خطبندیهای بیاساس و باندبازی در میان دوستان ارزشی، موجب شده این جریان به جزیرههای پراکنده و متخاصم تبدیل شود که دائماً با یکدیگر درگیرند. پس از هر شکست نیز به جای آسیبشناسی مشترک، بازی مقصریابی آغاز میشود.
ریشه اصلی این وضعیت، ضعف ساختاری در جریان انقلابی است؛ بهویژه نبود رهبری واحد و سازوکار روشن برای تعیین لیدر. هر کس زرنگتر باشد بر صدر مینشیند، اما همین رقابت ناسالم در نهایت به شکست در هدف اصلی میانجامد؛ چیزی که بارها در انتخابات ریاستجمهوری شاهدش بودهایم.
@Azofmedia
🔴اصلاً درد نداشت!
گویا رجوی دوباره از گور برخاسته و مثل قماربازی که همه دار و ندارش را باخته میگوید اصلا درد نداشت!
سازمان مجاهدین خلق (منافقین)، این مزدوران حرفهای که دهههاست به عنوان بازوی عملیاتی موساد و سیا در ترور، جاسوسی و خرابکاری علیه مردم ایران عمل میکنند، اکنون پس از شکست خفتبار پروژه تغییر رژیم و عقبنشینی اربابانشان در واشنگتن و تلآویو، با عصبانیت این شکست را به قطعنامه ۵۹۸ و «جام زهر» تشبیه کردهاند!
سازمانی که سالهاست دستورات عملیاتی را مستقیم از موساد و سیا دریافت میکند و زمانی هم برده وفادار استخبارات صدام حسین بود و علیه هموطنان خود جنگید، حالا ادعا میکند که سرنگونی رژیم را به دست خواهد گرفت!
این سازمان نزدیک به نیم قرن است همین وعدههای پوچ را تکرار میکند. اعضایش در تشکیلات پیر شدند، مردند و رفتند، اما وعدهها همچنان تکرار میشوند. نه پایگاه مردمی دارند، نه مشروعیتی، و در میان ملت ایران کاملاً منفور و بیاعتبارند.
حقیقت تلخ برای منافقین این است: موساد و سیا در پروژه براندازی شکست خوردند و این مزدوران را تنها گذاشتند. حالا میمانند و همان توجیه همیشگی: «اصلاً درد نداشت!»
اما مردم ایران فراموش نمیکنند که اینان چه کسانی هستند و در خدمت چه سرویسهایی بودهاند.
آیتالله میرباقری23.mp3
زمان:
حجم:
14M
♦️حجت تمام شد؛ تحلیل صریح حجه الاسلام میرباقری از وضعیت فعلی جریان
نگران نباشید
به طور جدی بحرین باید از نجاست آل خلیفه پاکسازی شود.
امیدوارم در مورد برخی کشورهای عربی رویکردها بروزرسانی شود و نحوه برخورد در بلند مدت تغییر کند
@Azofmedia
هدایت شده از آقای نفوذی
ونس وسط مصاحبه چرا باید یک لگد هم به پهلوی بزنه؟!
دانیال عبدی "آزوف" (تحلیلگر)
ونس وسط مصاحبه چرا باید یک لگد هم به پهلوی بزنه؟!
چون پهلوی و مشاورینش با همراهی موساد اتاق پژواکی برای دولتمردان آمریکا ساختند که حرفشان وایده شان این بود، رهبرشان را ترور کنیم سقوط خواهند کرد و رژیم چنج در دسترس است، سیا و کاخ سفید بعد از مدتی از اغاز جنگ این را فهمید که محاسبات این احمق ها غلط بوده.
در مورد اتاق پژواک باید بیشتر گفت متاسفانه اغلب انقلابیون و طیف ارزشی در یک اتاق پژواک خودساخته گرفتار هستند که موجب گشته تحلیلهای غلطی از رویدادهای سیاسی و فرهنگی ملکه ذهنشان شود و در ورطهی عمل نیز دچار اشتباه شوند.
حال اتاق پژواک چیست؟!
«اتاق پژواک» (Echo Chamber) به محیطی گفته میشود که در آن افراد عمدتاً با دیدگاهها، اخبار و نظراتی روبهرو میشوند که باورهای فعلی خودشان را تأیید میکند و دیدگاههای متفاوت کمتر به آنها میرسد.
این مفهوم میتواند در شبکههای اجتماعی، گروههای دوستان، رسانهها یا حتی جوامع سیاسی و فرهنگی شکل بگیرد.
چگونه ایجاد میشود؟
الگوریتمهای شبکههای اجتماعی محتوایی را نشان میدهند که احتمالاً به آن علاقه دارید.
افراد تمایل دارند کسانی را دنبال کنند که با آنها همعقیده هستند.
گروهها ممکن است آگاهانه یا ناآگاهانه نظرات مخالف را نادیده بگیرند یا حذف کنند.
چرا مهم است؟
اتاق پژواک میتواند باعث شود:
فرد تصور کند نظر او نظر اکثریت است.
اطلاعات نادرست بدون چالش تکرار و تقویت شود.
گفتوگو با افرادی که دیدگاه متفاوتی دارند دشوارتر شود.
قطبیشدن اجتماعی و سیاسی افزایش پیدا کند.
یک مثال ساده
فرض کنید شخصی فقط کانالها و صفحاتی را دنبال میکند که یک دیدگاه سیاسی خاص را تبلیغ میکنند. اگر این شخص هیچگاه تحلیلها یا نقدهای معتبر از دیدگاههای دیگر را نبیند، بهتدریج ممکن است احساس کند تنها همان دیدگاه درست یا رایج است. این وضعیت نمونهای از یک اتاق پژواک است.
البته وجود اتاق پژواک به این معنا نیست که همه اطلاعات درون آن نادرست هستند؛ مسئله اصلی محدود شدن مواجهه با دیدگاههای متنوع و کاهش فرصت برای ارزیابی انتقادی اطلاعات است.
دانیال عبدی "آزوف" (تحلیلگر)
در مورد اتاق پژواک باید بیشتر گفت متاسفانه اغلب انقلابیون و طیف ارزشی در یک اتاق پژواک خودساخته گرفت
شاید باورتون نشه ولی حرفهای ترین سرویسهای امنیتی و افراد کارکشته آن ممکن است در یک اتاق پژواک خودساخته گرفتار شوند و طبق آن محاسبه غلط عمل کنند و سرانجام نیز پروژهشان شکست بخورد، اتاق پژواک یکی از بهترین محلها برای نفوذ ادراکی در میان تصمیمسازان و تصمیم گیران است.
دانیال عبدی "آزوف" (تحلیلگر)
شاید باورتون نشه ولی حرفهای ترین سرویسهای امنیتی و افراد کارکشته آن ممکن است در یک اتاق پژواک خودسا
موساد همیشه سعی میکنه برای مقامات آمریکایی اتاق پژواک خودش رو بسازه و اونهارو مدیریت کنه.
حالا در مقابل ما هم باید همین کار رو کنیم، یعنی اثر گذاری بر روی ادراک سوژهها بر طبق پیشبرد اهداف خودمون، البته که اینکار هم میکنیم، ولی بنظر میاد دشمن در این اقدامات قوی تر عمل کرده. حالا برید کلام امام خامنهای شهید رو در مورد نفوذ در میان تصمیم سازان و تصمیم گیران دوباره ببینید.
میگن وقتی بازجوها در زن زندگی آزادی با برخی از بازداشتیها حرف میزدن اونها میگفتند، بزودی جای ما و شما عوض میشه و کارتون تمومه و ما پیروزیم!
این وضعیت در عملیات فروغ جاویدان سازمان تروریستی منافقین که به مرصاد و کمنیگاه مبدل شد هم وجود داشت؛ در اوین عدهای منتظر بودند منافقین چند روزه تهران را فتح و این ها از زندان آزاد شود!
سازمان رسما آنها را استحمار کرده بود.
مثل رسانههای فارسی زبان که امروز برخی را استحمار می کند و واقعا فکر می کنند پهلوی قراره برگرده!
تحلیل وضعیت فعلی:
ایران با اتکا به اهرمهای ژئوپلیتیکی خود، از جمله تنگه هرمز و بابالمندب، حفظ خط قرمز در قبال شیعیان لبنان و اعطای امتیازهای قابل توجه در پرونده هستهای، در تلاش است طرف آمریکایی را به سمت کاهش تنش و بهرهگیری متقابل از منافع اقتصادی سوق دهد. اما این رویکرد به معنای پایان تقابل نیست و طرف مقابل به این امتیازها بسنده نخواهد کرد.
واقعیت این است که اسرائیل هرگز حزبالله مسلح را تحمل نخواهد کرد؛ همانگونه که بارها بهصورت رسمی اعلام کرده است. به همین دلیل، پس از پرونده هستهای، هدف بعدی فشارها و اقدامات اسرائیل، زیرساختها و توانمندیهای موشکی ایران خواهد بود. همچنین ترور، خرابکاری و عملیات اطلاعاتی علیه ایران متوقف نخواهد شد، زیرا این اقدامات بخشی از راهبرد بلندمدت بازدارندگی و مهار ایران تلقی میشوند.
پروژه کلان اسرائیل برای بازطراحی موازنه قدرت در منطقه و پیشبرد اهداف ژئوپلیتیکی خود بر مبنای اسرائیل بزرگ، از جمله تضعیف یا تجزیه کشورهای رقیب، متوقف نخواهد شد. ویژگی اصلی این راهبرد، صبر استراتژیک است؛ بهگونهای که تحولات سوریه طی سیزده سال گذشته نشان داد بازیگران مقابل در صورت لزوم عقبنشینیهای تاکتیکی انجام میدهند، اما در نخستین فرصت مناسب مسیر تحقق اهداف خود را از سر میگیرند.
بر این اساس، ایران دیر یا زود بار دیگر با اسرائیل و ایالات متحده وارد مرحلهای تازه از چالش خواهد شد و این تقابل میتواند با نقشآفرینی بازیگرانی مانند جولانی، ساختار جدید سوریه و همچنین متحدان منطقهای نظیر ترکیه و قطر ابعاد پیچیدهتری پیدا کند. در شرایط کنونی، محتملترین سناریو شکلگیری یک جنگ نیابتی علیه حزبالله از مسیر سوریه و با استفاده از ظرفیت نیروهای همسو با جولانی است؛ موضوعی که دونالد ترامپ نیز بهصراحت به آن اشاره کرده است.
در داخل ایران نیز بخشی از محافل قدرت نگاه ویژهای به آینده جریانهای جمهوریخواه در آمریکا و چهرههایی مانند جی.دی. ونس دارند که در مقایسه با جریان نئوکان، رویکردی متفاوت نسبت به مداخلات نظامی گسترده نشان میدهند. همزمان در آمریکا نیز اختلافنظر آشکاری درباره نحوه مواجهه با ایران وجود دارد. گروهی از سیاستمداران و تصمیمگیران، از جمله افرادی مانند لیندزی گراهام، همچنان بر گزینههای تهاجمی و حتی حمله زمینی تأکید دارند، در حالی که بخش دیگری از ساختار قدرت، متأثر از منافع شرکتهای بزرگ انرژی و ملاحظات اقتصادی، ترجیح میدهد از تشدید درگیری مستقیم اجتناب کند.
در مقطع فعلی، به نظر میرسد وزن و نفوذ بلوکهای اقتصادی مرتبط با صنعت نفت در دولت آمریکا بر جریانهای متمایل به تشدید تقابل نظامی و حمله زمینی تمام عیار که عمدتا خواست شرکتهای بزرگ اسلحه سازی است، غلبه یافته است، اما این به معنای تغییر ماهیت راهبرد کلان واشنگتن و تلآویو در قبال ایران نیست، بلکه صرفاً بیانگر تفاوت در تاکتیکها و اولویتهای مقطعی برای رسیدن به اهداف بلندمدت است.
✍دانیال عبدی