مقام پیشین وزارت خارجه آمریکا:
بهعنوان یک دیپلمات سابق و کسی که در حد کافی درباره عملیات هدفگیری اطلاعات دارد، هیچ تردیدی نیست که ما دقیقاً میدانستیم داریم چه کار میکنیم؛ دقیقاً میدانستیم آن مدرسه را هدف قرار میدهیم، دقیقاً میدانستیم آن کودکان ایرانی را میکشیم...
#میناب
هدایت شده از بیداری ملت
🔴 گزارش کوتاه از جلسه خاص رهبر شهیدمان با فعالان حوزه حجاب و عفاف
در آذرماه 1397
اگر حجاب به این شکل در کشور ما الزامی و قانونی وجود نداشته باشد، مطمئن باشید وضع حجاب در این کشور از همه کشورهای دیگه من جمله ترکیه بدتر خواهد شد»
🔻ما از حجاب مطلقاً یک قدم هم عقبنشینی نداریم
🔻«اعتقادم این است، مسئله حجاب و عفاف، مسئله بسیار مهمی است»
🔻«ما میگوییم فیلمهایی که مروج حجاب است را درست کنید در حالی که گزارش جشنواره فجر را برای من آوردند، دیدم فیلمهایی مورد تشویق قرار گرفته است که ضد خانواده و ضد عفت است»
🔻«در مساله حجاب عقبنشینی نکنید، اگر عقبنشینی کنید، حکم الهی نقض میشود»
🔻«حجاب و عفاف قهراً شکل برجستهای پیدا میکند و به شکل نماد درمیآید و اختیاری هم نیست»
🔻«نمیتوانیم این مساله را در اعداد مسائل دیگر قرار دهیم. بالاتر از آنهاست. من مساله را اینطور میفهمم»
🔻«من قبول نمیکنم بعضی در مورد مساله حجاب دچار تردید شده باشند. جامعه زنان به طور وسیع از حجاب ابا ندارند»
🔻«یک جریان مخالف نظام اسلامی و اسلام برای ایجاد فساد اخلاقی و فساد جنسی کار می کند»
🔻«اگر حجاب به این شکل در کشور ما الزامی و قانونی وجود نداشته باشد، مطمئن باشید وضع حجاب در این کشور از همه کشورهای دیگه من جمله ترکیه بدتر خواهد شد»
🔺«ما سر کار آمدیم ببینیم حکم خدا چیست و به آن عمل کنیم. حالا در جامعه جوی ایجاد شده از حکم خدا عقبنشینی کنیم؟ ما باید رضای الهی را تعقیب کنیم...اگر امام رضوان الله علیه حجاب را اجباری نمیکردند، جوانان ما به جبهه نمیرفتند...این همه زن مومنه پشت جبهه نبود. این همه تلاش عظیم سیاسی که زنان ما انجام میدهند.
🔴 #بیداری_ملت 👇
@bidariymelat
دانیال عبدی "آزوف" (تحلیلگر)
این رو فقط اکانت آزوف نمیگه؛ کنث والتز پدر نوواقعگرایی در روابط بینالملل در سال ۲۰۱۲ در مقاله چرا
این مقاله خواندن دارد
کلمه #بازدارندگی رو سرچ کنید و بخوانید
Waltz_260903_080754.pdf
حجم:
273.8K
مقاله چرا ایران باید بمب اتم داشته باشد
کنث والتز پدر نوواقع گرایی و بنیانگذار نئورئالیسم نویسنده کتاب انسان دولت و جنگ
@Azofmedia
دانیال عبدی "آزوف" (تحلیلگر)
مقاله چرا ایران باید بمب اتم داشته باشد کنث والتز پدر نوواقع گرایی و بنیانگذار نئورئالیسم نویسنده کت
خلاصه مقاله «Why Iran Should Get the Bomb: Nuclear Balancing Would Mean Stability» اثر کنث والتز که در Foreign Affairs در ژوئیه/اوت ۲۰۱۲ منتشر شد، این است:
ایده مرکزی والتز
والتز برخلاف دیدگاه غالب آمریکا و اسرائیل استدلال میکند که هستهای شدن ایران لزوماً خاورمیانه را بیثباتتر نمیکند؛ برعکس، میتواند با ایجاد موازنه قدرت، ثبات و بازدارندگی بیشتری ایجاد کند.
استدلال او را میتوان در ۶ محور خلاصه کرد:
مشکل اصلی، عدم توازن هستهای است.
از نگاه والتز، اسرائیل سالها تنها قدرت هستهای منطقه بوده و این «انحصار هستهای» یک عدم توازن ایجاد کرده است. از نظر منطق واقعگرایی، قدرت معمولاً در برابر قدرت موازنه ایجاد میکند.
تحریم الزاماً مانع هستهای شدن کشورها نمیشود.
والتز با اشاره به تجربه کشورهایی مانند کره شمالی میگوید اگر یک دولت به این نتیجه برسد که سلاح هستهای برای امنیتش ضروری است، فشار اقتصادی لزوماً آن را از ادامه مسیر منصرف نمیکند.
بازدارندگی هستهای میتواند جلوی جنگ را بگیرد.
اگر ایران و اسرائیل هر دو توانایی وارد کردن خسارت غیرقابلتحمل به یکدیگر داشته باشند، هزینه آغاز جنگ برای هر دو بسیار بالا میرود. بنابراین منطق Mutual Deterrence / بازدارندگی متقابل فعال میشود.
والتز ایران را ذاتاً «غیرعقلانی» نمیداند.
یکی از پایههای استدلال او این است که نباید فرض کرد رهبران ایران برخلاف سایر دولتها رفتار کاملاً غیرعقلانی خواهند داشت. دولت هستهای معمولاً برای بقای خودش انگیزه دارد که از سلاح هستهای با احتیاط استفاده کند و آن را بیمحابا به دیگران واگذار نکند.
به تجربه تاریخی استناد میکند.
والتز به نمونههایی مانند آمریکا و شوروی، چین، و هند و پاکستان نگاه میکند و معتقد است ورود قدرتهای جدید به باشگاه هستهای در مواردی به شکلگیری موازنه و کاهش احتمال جنگ تمامعیار کمک کرده است.
نتیجه سیاستی او بسیار صریح است:
به جای تلاش برای جلوگیری از هر شکل از توانایی هستهای ایران، باید واقعیت موازنه قدرت را در نظر گرفت. از دید والتز، ایران هستهای میتواند از یک جنگ پیشگیرانه علیه ایران جلوگیری کند و یک موازنه پایدارتر در خاورمیانه ایجاد کند.
خلاصه در یک جمله
منطق والتز این است:
«انحصار هستهای اسرائیل → احساس عدم امنیت ایران → تلاش ایران برای ایجاد بازدارندگی → ایجاد موازنه هستهای → افزایش هزینه جنگ برای طرفین → ثبات بیشتر.»
نکته مهم این است که والتز نمیگوید سلاح هستهای ذاتاً خوب است؛ بلکه از چارچوب واقعگرایی ساختاری و نظریه بازدارندگی نتیجه میگیرد که در شرایط خاص، وجود دو قدرت هستهای رقیب میتواند از وجود یک قدرت هستهای مسلط باثباتتر باشد.
آنچه امروز در اقتصاد و جامعه ایران میبینیم، دیگر صرفاً «فشار تحریم» به معنای متعارف آن نیست؛ بلکه ظهور تدریجی آثار انباشته چندین سال فرسایش اقتصادی است که اکنون با شرایط جنگی روی هم افتادهاند. تحریم برای سالها منابع دولت را محدود کرد، سرمایهگذاری را کاهش داد، هزینه مبادله را بالا برد، اقتصاد را غیرشفافتر کرد و به تدریج منطق تولید را به سود منطق واسطهگری، رانت و دسترسی به منابع کمیاب عقب راند. جنگ اکنون روی همین اقتصادِ از پیش فرسوده نشسته است.
اقتصاد جنگ فقط به معنای هزینه نظامی بیشتر نیست. جنگ یعنی افزایش نااطمینانی، تعویق سرمایهگذاری، دشوارتر شدن تجارت خارجی، افزایش هزینه حملونقل و بیمه، فشار تازه بر ارز و بودجه عمومی و تبدیل تصمیم اقتصادی از یک محاسبه بلندمدت به تلاشی برای بقا در افق چند هفته یا چند ماه. در چنین فضایی، کسری بودجه مزمن، تورم و رکود دیگر پدیدههایی جدا از یکدیگر نیستند؛ یکدیگر را تقویت میکنند و توان دولت برای سیاستگذاری توسعهای را به تدریج میبلعند.
اما شاید مهمترین تحول، چیزی باشد که در خیابانهای شهرهای بزرگ به چشم میآید: شکاف طبقاتی دیگر فقط یک عدد در گزارشهای اقتصادی نیست. گویی دو جامعه متفاوت در کنار یکدیگر زندگی میکنند.
در یک سوی شهر، رستورانهای گران، خودروهای چند ده میلیاردی، سفرهای خارجی، برجها و مجتمعهای لوکس و سبک مصرفی دیده میشود که حتی با استاندارد بسیاری از شهرهای ثروتمند جهان قابل مقایسه است. چند خیابان آنطرفتر، خانوادهای برای اجاره خانه، خرید گوشت، هزینه مدرسه یا یک درمان ساده گرفتار محاسبه روزانه است. یک گروه از تورم نه فقط آسیب نمیبیند، بلکه از افزایش قیمت ارز، مسکن، طلا و دارایی سود میبرد؛ گروه دیگر تقریباً هر ماه بخشی از قدرت خرید، امنیت اقتصادی و امید خود به آینده را از دست میدهد.
این دیگر صرفاً «فاصله فقیر و غنی» نیست. مسئله، شکلگیری دو تجربه کاملاً متفاوت از ایران است: ایرانی که برای بخشی از جامعه همچنان محل فرصت، مصرف، سرمایه و دسترسی است، و ایرانی دیگر که در آن حقوقبگیر، بازنشسته، کارگر و بخش بزرگی از طبقه متوسط هر روز فقیرتر میشوند. خطر اصلی دقیقاً همینجاست. وقتی دو گروه نه فقط درآمد، بلکه مسکن، مدرسه، درمان، تفریح، شبکه اجتماعی و حتی تصور متفاوتی از آینده داشته باشند، شکاف اقتصادی به تدریج به شکاف اجتماعی و سپس به شکاف سیاسی تبدیل میشود.
از سوی دیگر، سالها محدودیت خارجی و اقتصاد غیرشفاف، به شکلگیری طبقهای کمک کرده که قدرت اقتصادیاش نه الزاماً از تولید، نوآوری یا کارآفرینی، بلکه از دسترسی حاصل میشود: دسترسی به ارز، مجوز، واردات، قرارداد، اطلاعات و شبکههای قدرت. در چنین اقتصادی، بحران برای همه بحران نیست. جنگ و تحریم میتواند برای اکثریت جامعه هزینه باشد، اما برای گروههایی خاص حتی به منبع سود و انباشت تبدیل شود. این همان نقطهای است که فساد دیگر صرفاً تخلف چند فرد نیست و به بخشی از سازوکار بازتوزیع ثروت تبدیل میشود.
در کنار همه اینها، یک خطای کاملاً قابل اجتناب نیز رخ داده است: سپردن رسانه ملی به بستهترین و کمانعطافترین جریانهای فکری. درست در زمانی که جامعه تحت فشار اقتصادی، تحریم و جنگ بیش از هر زمان دیگری به یک مرجع خبری معتبر، حرفهای و قابل اعتماد نیاز داشت، رسانه رسمی بخش بزرگی از توان خود برای گفتوگو با جامعه را از دست داد.
نتیجه این شد که بخش مهمی از مدیریت افکار عمومی عملاً به بیرون از کشور واگذار شد؛ به شبکههایی مانند «من و تو» و «ایران اینترنشنال». این اتفاق صرفاً محصول قدرت یا حرفهای بودن آن شبکهها نبود؛ محصول خلأیی بود که در داخل ایجاد شد. وقتی رسانه داخلی از بازتاب بخشهایی از واقعیت اجتماعی، نقد سیاستها و پذیرش تکثر جامعه خودداری میکند، مخاطب برای فهم همان واقعیت به جای دیگری مراجعه میکند.
تفاوت این دو بحران مهم است. تحریم و جنگ محدودیتهایی سخت و تا اندازه زیادی بیرونی ایجاد کردهاند و حتی با تغییر سیاست، جبران خسارتهای آنها زمان میبرد. احیای سرمایهگذاری، بازسازی ظرفیت تولید، کنترل کسری بودجه، کاهش فساد و بازگرداندن طبقه متوسط پروژههایی چندسالهاند.
اما از دست دادن مرجعیت رسانهای چنین ضرورتی نداشت. این یک انتخاب بود.
اقتصادی که زیر فشار تحریم و جنگ فرسوده شده، جامعهای که در آن شکاف طبقاتی ملموستر میشود و رسانهای که توان گفتوگو با همین جامعه را از دست داده، ترکیبی بسیار خطرناک میسازند. مسئله فقط کاهش درآمد یا افزایش قیمتها نیست. مسئله این است که به تدریج تجربه مشترک از زندگی در یک جامعه واحد از میان میرود؛ گویی در تهران و دیگر کلانشهرها، دو ایران در کنار هم زندگی میکنند، بیآنکه دیگر جهان یکدیگر را بشناسند
حسین قتیب
هدایت شده از جان دیگر | احمد نظری
509.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❇️لیبرالیسم فرهنگی و اخلال در "نظام نهادی"
🔸این دست احساسات به شدت رقت انگیز و اضطراب برخی دختران سرزمینمان و ناموس شیعه، یک شوک بزرگ برای اهل فهم است؛ آرزوی دروغ بودن این فیلم، موارد واقعی آن را از بین نمیبرد!
🔸احمقانهترین کار این است که برای کم کردن رنج این تجربهی عاطفی دهشتناک، اصل زشتی روابط نامشروع انکار شود، سقط جنین به انواع مختلف تجویز شود و... . طی کردن مسیری که غرب آن را آزموده و رکورد ۵۰٪ فرزندان نامشروع را ثبت کرده نفهمی مضاعف است! نباید برای رفع احساسات تلخی که تجربه میشود، در "نهاد خانواده" بمب اتمی منفجر کرد! و با اخلال در کارکردهای آن زمینهی رنج و درد بیشتری را فراهم کرد
🔸ولد نامشروع، روابط خارج از خانواده و... همگی هنجارهای درونی خانواده را مضمحل میکنند. "مادری" که مقدسترین، شیرینترین و از هویت بخشترین لحظاتی زندگی یک خانم (نه نوع مؤنث انسان!) است، تمام هویت انسانی خود را از دست میدهد و تبدیل به لکهی ننگی در روان فرد و جامعه میشود و "فرزند" و موجودی که (بالقوه یا بالفعل) "انسان" است، "انگلی مزاحم" انگاشته میشود. "همسر و شوهر" اساسا معلوم نیست کجاست و معنایی غیر از "کامجوی خوک سیرت و بدون تعهد و وفا" برایش باقی نمیماند!
🔸ریشه این مشکلات، اخلال در روابط نهادی مطلوب است. دگرگونی بیجا و غلط در "نهاد یا فرانهاد دین" "نظام نهادی" را مختل کرده است. ابلهانه بودن بهانههایی مثل تفکیک بین آزادی حجاب غیرشرعی از آزادی نامتعارف جنسی و امثال آن روز به روز روشنتر میشود. لیبرالیسم فرهنگی به مثابهی یک دین عمل کرده و آموزههای اسلام را کنار زده است!
@JaneDigar
هدایت شده از مهدیه شادمانی
نتانیاهو اعلام کرده موساد طی عملیاتی در ظهر روز گذشته در غرب شهر غزه معین العربید را زنده دستگیر کرده!
موضوع از این جهت مهم هست که باید معین العربید را شناخت!
او رئیس امنیت داخلی حماس و مسئول شبکه ضد جاسوسی حماس و مسئول نگهداری و جا به جایی اسرای اسرائیلی است که پس از درگیری نیروهای اسرائیلی با محافظین او از بیمارستان حی الامریکی ربایش شده!
@drshadmani