سفارش اساتید و عارفان دینی برای رفع
فقر و برکت و زیاد شدن رزق گفتن که
این ذکر تو لحظه معجزه میکنه ↙️
https://eitaa.com/joinchat/3879928130C6a26acddf1
برای دیدن ذکر کلیک کنید📿👆
🪶 سخنی از بهلول دانا
روزی مردی نزد بهلول آمد و گفت: «چرا همیشه از مردم دوری میکنی؟ مگر نمیخواهی ثروتمند و مشهور شوی؟»
بهلول گفت: «من از مردم دوری نمیکنم؛ از آن چیزی دوری میکنم که آدم را وادار میکند برای خوشحال کردن دیگران، آرامش خودش را بفروشد.»
مرد گفت: «پس چرا بعضیها با وجود ثروت و شهرت، باز هم ناراضیاند؟»
بهلول پاسخ داد: «چون هرچه بیشتر به دست میآورند، بیشتر میترسند از دست بدهند. کسی که دلش به داشتههایش بسته باشد، حتی در میان نعمتها هم احساس فقر میکند.»
پند: آرامش واقعی در بیشتر داشتن نیست؛ در این است که داشتههایت را بشناسی و برای به دست آوردن هر چیزی، خودت را فراموش نکنی.
این متن بازآفرینی ادبی با الهام از شخصیت بهلول است، نه نقلقول تاریخی مستند.
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
هدایت شده از تبلیغات گسترده منتخب
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دیگه فرش رو گرااااان نخر 🥲
بیا از تولیدی مستقیم ببر 😊
فرشینه های باکیفیت که در حد فرش ماشینی و به صرفه ترین جایگزین فرش 👌 که قیمتش یک پنجم ِفرشِ👌👌
با دوام ،شیک ،مناسب همه فضای منزل و قابل سفارش درهر ابعادی که لازم دارید
در بیش از ۵۰۰۰ طرح و رنگ و تنوعی بینظیر که هیچ پیج وکانالی نمیبینی 🔥
بدو 🏃بیا کلی کارای قشنگ
https://eitaa.com/joinchat/2886468880C12d76403ad
فرش هات قدیمی شدن😢
میخوای فرش بخری از هزینش بر نمیای😢
هرجورفرشینه ای بخوای باهرطرحی دارن😍
خودم خریدم و کیفیتشو تضمین میکنم
لکه، از روش خیلی راحت تمیز میشه✨...https://eitaa.com/joinchat/2886468880C12d76403ad
🌿 پند | حکایت آدمهای عجول
مردی نزد پیر دانایی رفت و گفت: «هرچه در زندگی تلاش میکنم، به خواستههایم نمیرسم. هر روز تصمیم تازهای میگیرم، اما نتیجهای نمیبینم.»
پیرمرد کاسهای آب به او داد و گفت: «این آب را تا انتهای باغ ببر، اما مراقب باش حتی یک قطره از آن نریزد.»
مرد با دقت راه افتاد. آهسته قدم برداشت، از پلهها پایین رفت و سرانجام به انتهای باغ رسید. وقتی برگشت، پیرمرد پرسید: «در مسیر چه دیدی؟»
مرد گفت: «هیچچیز. تمام حواسم به آب بود.»
پیرمرد لبخند زد و گفت: «تو امروز فهمیدی چرا بعضی آدمها با وجود تلاش بسیار، از زندگی چیزی نمیبینند. آنقدر نگران رسیدن به مقصدند که زیبایی راه را از یاد میبرند.»
پند: برای رسیدن به آرزوهایت تلاش کن، اما آنقدر در فکر فردا غرق نشو که امروزت را از دست بدهی. زندگی فقط مقصد نیست؛ لحظههایی است که در مسیر میگذرد و دیگر برنمیگردد.
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
هدایت شده از تبلیغات گسترده منتخب
🛑❌#توجه با شکرگزاری نعمت هات رو زیاد کن....
منبع #پادکست های آقای ۶ صبح پیدا شد
شکرگزاری|پادکست|مدیتیشن
اینجاست👇👇👇👇 👇
https://eitaa.com/joinchat/471992023Ce3725e2950
تنها کاناله #شکرگزاری ایتا👆❌
اول یه صلوات بفرست بعد روی یکی از سوره ها کلیک کن ببین چه سوپرایز قشنگی در انتظارته 😍
💙 سوره توحید💙
💙 سوره قدر💙
💙سوره فتح💙
📖 حکایت نانوا و مشتری خاموش
در بازار شهری، نانوایی بود که هر روز نانهای تازه میپخت. مشتریهای زیادی داشت و همه از کیفیت نانش تعریف میکردند. اما در میان مشتریان، پیرمردی بود که هر روز فقط یک نان میخرید و بدون هیچ حرفی میرفت.
نانوا چند بار خواست با او صحبت کند، اما پیرمرد همیشه سرش پایین بود و عجله داشت.
یک روز نانوا تصمیم گرفت به جای یک نان، دو نان در کیسه پیرمرد بگذارد. پیرمرد متوجه شد و گفت: «من فقط پول یک نان را دارم.»
نانوا پاسخ داد: «این یکی هدیه است.»
پیرمرد تشکر کرد، اما روز بعد هم فقط یک نان خواست. نانوا دوباره یک نان اضافه گذاشت. این کار چند هفته ادامه پیدا کرد.
روزی پیرمرد نیامد. روز دوم هم خبری از او نشد. نانوا نگران شد و از یکی از همسایهها پرسید. فهمید پیرمرد بیمار شده و در خانه تنهاست.
نانوا به خانهاش رفت و دید پیرمرد در اتاقی کوچک زندگی میکند. روی سفره، تکههای نان خشک و یک لیوان آب بود.
پیرمرد گفت: «هر روز که نان اضافه میگذاشتی، من آن را برای فردا نگه میداشتم. نمیخواستم بگویم که توان خرید بیشتر ندارم.»
نانوا از شنیدن این حرف سکوت کرد. از آن روز، هر وقت کسی به نانوایی میآمد و پول کافی نداشت، نانوا بیآنکه او را شرمنده کند، راهی برای کمک پیدا میکرد.
پند حکایت: گاهی آدمها بیشتر از آنکه به کمک ما نیاز داشته باشند، به این نیاز دارند که کسی بدون قضاوت، حالشان را بفهمد.
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
🍃 پند | زندگی را عقب نینداز
خیلی وقتها با خودمان میگوییم «بعداً»؛ بعداً بیشتر به خانوادهام سر میزنم، بعداً برای خودم وقت میگذارم، بعداً کاری را که دوست دارم شروع میکنم و بعداً حرف دلم را به کسی که دوستش دارم میگویم.
اما زندگی همیشه فرصتِ دوباره را تضمین نمیکند. بعضی لحظهها فقط یکبار اتفاق میافتند و بعضی آدمها ممکن است همیشه منتظر نمانند.
قرار نیست برای خوشحال بودن، همهچیز در زندگی کامل و بینقص باشد. گاهی باید از همین روزهای معمولی، لحظههای خوب بسازیم.
پند: زندگی را آنقدر به فردا موکول نکن که یک روز ببینی بیشترِ عمرت را منتظر شروع کردن بودهای. 🌿
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
🌙 شب بخیر حکایتدوستا
هر شب، پایان یک حکایت نیست؛
گاهی شروعِ قصهایست که فردا زیباتر نوشته میشود. 🤍📖
🌦 خانواده هلدینگ باران:
◽️ @BARAN_PAND | 📚 باران پند
➖ ➖ ➖
🔗 @Baran_Holding | 🏡 باران هلدینگ
هدایت شده از حکایت های بهلول
( حاملگی )
👇حتما_بخوانید
16 ساله بودم که به اسرار مادرم ازدواج کردم .
پدرم به اسرار مادرم قبول کرد نمیدونم چرا که این پسر خوبیه منم قبول کردم.
زندگیه خوبی داشتیم ولی بعد مدت 2 سال شوهرم و مادرم تو یک تصادف از دنیا رفتن و من و پدرم زنده موندیم .
پدرم گفت باید بیای پیش خودم زندگی کنی منم چون پدرم بود ،قبول کردم
که یک روز وقتی تو اتاق بودم پدرم اومد تو اتاق در را بست و من را ..........
ادامه این داستان واقعی را باز کنید ببینید چی شده حیرت زده خواهید شد😳😳
https://eitaa.com/joinchat/2243691384C24a55434dd
هدایت شده از حکایت های بهلول
♨️ «وقتی شوهرم خواب بود، گوشیش زنگ خورد... یک پیام از شمارهای که با اسم "تعمیرگاه" ذخیره شده بود!»🔞
«کنجکاو شدم. پیام رو باز کردم و با دیدن عکس و متنی که فرستاده شده بود، بدنم داغ شد! باوری که بهش داشتم در یک ثانیه دود شد رفت هوا.😱
فردا صبح هیچی به روی خودم نیاوردم، اما تصمیمی گرفتم که تمام زندگیمون رو وارد یک بازی خطرناک و پر از حسادت و انتقام کرد...»
👇 ادامه این داستان واقعی و اتفاقات بعدی را اینجا بخوانید:
🔗 [ورود به کانال و خواندن ادامه داستان](سنجاق کانال شده )
https://eitaa.com/joinchat/3545235789C4c623726db