eitaa logo
کتاب‌خونه 📓
39.2هزار دنبال‌کننده
2.6هزار عکس
243 ویدیو
1.5هزار فایل
بزرگترین کانال کتاب ایتا🤍 برگ های کتاب؛ به منزله بال هایی هستند که روح ما را به عالم روشنایی پرواز می دهند... Ads : @Info_Plus -💸-
مشاهده در ایتا
دانلود
کتابخانه نیمه شب_compressed.pdf
حجم: 27M
نظر شخصی: مسحورکننده و التیام‌بخش. یه داستان جذاب.
انجمن شاعران مرده.pdf
حجم: 1.8M
نظر شخصی: با این کتاب قدر لحظه‌های زندگیمون رو می‌فهمیم.. می‌فهمیم که ما فقط یک بار زندگی میکنم و باید تمام تلاشمون رو بکنیم تا برای خودمون زندگی کنیم نه دیگران.. پایان داستان واقعا غیر منتظره هست و من اصلا فکرش رو هم نمیکردم. این کتاب از خط اول خواننده رو جذب میکنه و حتی ممکنه یه روزه تمومش کنید از بس جذابه... – ژانر : ادبی BOOK
+نمره بیست کل درسا چجوری به وجود میاد؟😂❌ با این کانال😌👌🏼 https://eitaa.com/joinchat/3347907160C86d89ad6f4
the words i wish i said @Blue_library.pdf
حجم: 737.9K
خلاصه ↶ حرف‌های که کاش می‌زدم : روایتی ساده اما عمیق از عشق. کتاب حرف‌هایی که کاش می‌زدم مجموعه اشعار کیتلین کلی است که به روش تخلیه ذهنی نوشته شده و در هر بخش، قطعه‌ای از تجربه عاشقانه خود را در اختیار خواننده قرار می‌دهد که در کنار هم تصویری یکپارچه از احساسات، افکار و اتفاقات زندگی او می‌سازند BOOK
هدایت شده از 𝑷𝒍𝒖𝒔 𝑨𝒅𝒔 ²
_ چـنل نور ماه با هنـرمنـــدیاش...!🎀🪞 اینجا بـا آمــوزشای پینترستیِ رایگــانش میتونی میلیـــونی درآمد داشته باشی👊🏻✨🧘🏻‍♀️ ⤷ 𝐿𝑖𝐹𝑒 /https://eitaa.com/joinchat/4172154030C6ab21637ea🕊 > بــاورم نمیشــد سنجاق کانالش انقد اموزش داشته باشهههه تا اینکه دیدددددم😭💗🍒
‌⍣ No Longer Human.pdf
حجم: 12.7M
دیگر انسان نیست (نه آدمی) – اوسامو دازای این داستان زندگی فردی به نام یوزو اوبا است. او در کودکی متوجه می‌شود که درکش از دنیا، با مردم دور و برش بسیار متفاوت است. همین تفاوت او و جامعه اطرافش سبب می‌شود تا او توانایی ابراز خود حقیقی‌اش را از دست بدهد. او نمی‌تواند افکارش را با آنان درمیان بگذارد و بر اساس تجربه درمی‌یابد که اطرافش با آدم‌هایی احاطه شده است که خودخواهی و دورویی ویژگی مشترک همه‌شان است و منافع خودشان، تنها چیزی است که به آن اهمیت می‌دهند. BOOK.
ما دروغگو بودیم - امیلی لاکهارت.zip
حجم: 17.9M
کتاب : ما دروغگو بودیم نویسنده : امیلی لاک هارت بزرگترین راز زندگیتون چیه؟ همه چیز خیلی خوب بود، ما خانواده ای پولدار و شاد بودیم که هیچ چیزی در دنیا نمیتونست آزارشون بده و لبخند رو از لباشون پاک کنه هرسال تابستون، کل خانواده در جزیره‌ی شخصی پدربزرگ جمع میشدیم موج سواری میکردیم، پیکنیک میرفتیم و  از تعطیلاتمون لذت میبردیم.. من(کیدنس)، مرین، جانی و گت چهارتایی کل روزمون رو باهم میگذروندیم کم کم من و گت عاشق همدیگه شدیم.. عاشق گونه های برجسته و پوست شکلاتیش شدم، عاشق حالت چشماش وقتی بهم نگاه میکرد شدم.. زندگی ادامه داشت تا اینکه دنیا تصمیم گرفت باهام بازی کنه یک شب تنهایی برای شنا به ساحل رفتم، ولی موقع شنا سرم به صخره ها کوبیده شده بود و وقتی پیدام کردن بیهوش و لخت بودم.. وقتی بهوش اومدم هیچ چیزی از اون شب یادم نبود، یادم نمیومد اون وقت شب چرا برای شنا رفتم یا چرا مرین، جانی یا حتی گت کنارم نبودن BOOK.