💢موضوع: فراخوان پیام صوتی استادان تاریخ برای بازتاب این علم در روزگار معاصر
با سلام و احترام خدمت اساتید ارجمند و گرامی رشته تاریخ
همانطور که مستحضرید، ایران همواره در طول تاریخ خود با فراز و نشیبهای بسیاری روبرو بوده است. مقاومت، ایستادگی و عبور از چالشهای دشوار، جزئی جداییناپذیر از تاریخ پر افتخار ملت سرفراز ایران است. در شرایط حساس کنونی، #بازگشت_به_ریشههای_تاریخی و آموختن از تجربیات گذشتگان، میتواند چراغ راهی برای امیدبخشی و تقویت روحیه اجتماعی باشد.
ما، جمعی از علاقهمندان به تاریخ، در نظر داریم تا با بهرهگیری از دانش و بینش عمیق اساتید گرانقدر، مجموعهای از صوتهای کوتاه (حدود ۲ تا ۳ دقیقه) را تهیه و در فضای مجازی منتشر کنیم.
از این رو، با کمال احترام از حضرتعالی دعوت میکنیم تا با 🎶🔴ضبط یک پیام صوتی کوتاه، تجربیات، تحلیلها و دیدگاههای تاریخی خود را در این خصوص با ما و جامعه به اشتراک بگذارید. این پیام میتواند تلنگری باشد برای #بازنگری_در_تاریخ، درک بهتر موقعیت فعلی و در نهایت، دمیدن روحی تازه از امید و پایداری در کالبد جامعه.
🔗نحوه مشارکت:
-📌"لطفاً فایل صوتی ضبط شده را به این آیدی @Sfayyaz ارسال فرمایید."
- 📌"حتی الامکان، لطفاً نام و وابستگی دانشگاهی خود را در ابتدای پیام صوتی اعلام فرمایید."
- 📌"مهلت ارسال پیامها تا تاریخ ۱۸ اسفند ۱۴۰۴ میباشد."
♨️اطمینان داریم که صدای تاریخساز شما، تأثیری عمیق و ماندگار بر مخاطبان خواهد داشت. پیشاپیش از بذل توجه و همکاری ارزشمندتان کمال تشکر و قدردانی را داریم.
با احترام فراوان
دانشجویان گروه تاریخ دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام
تاریخ، گذرگاه فهم، نه توقفگاه فکر
✍نجمه صالحی
تاریخ برای ما تنها یک گذرگاه است، مسیری برای ریشهیابی مباحث فکری و سیاسی. در بررسی مسائل امروز، برای تشخیص مباحث نوظهور از ریشهدار، ناچار به واکاوی تاریخ دو قرن اخیر ایران هستیم.
امروز تاریخ در برابر چشمان ما تکرار میشود: حملات هوایی دشمن به مرزها، ایستادگی سلحشورانه پدافندها، تظاهرات گسترده امتهای بیدار، و شهادت رهبران مقاومت. همه این رویدادها ریشه در تاریخ دارند.
رسیدن به بینش سیاسی، در گرو داشتن «بینش تاریخی» است. حوادث سیاسی مانند درختند؛ برخی ریشه دارند و برخی نه. مقاومتشان در برابر تندبادها یکسان نیست.
این روزها ریشهها را در خاک خونگرفته میبینیم. اگر جریانات سیاسی ریشه در باورهای جامعه نداشته باشند، بیعمق و گذرایند. اما ریشهدار بودنشان، چنانکه در ایستادگی ملتها میبینیم، نشانه تحولی عمیق در حیات سیاسی جامعه است.
📚با نگاهی به کتاب بصیرت تاریخی، موسی نجفی
@zemzemh60
هدایت شده از محسن الویری
🇮🇷
◾️در رثای آن زعیم شهید ـ ۴
◾️"ادب اخلاقی" و روایتگری همگانی حماسه کنونی ایرانیان ـ بخش اول از دو قسمت
"ادب اخلاقی و ایرانیان عصر ساسانی ـ ایرانیان در عصر ساسانی عشق و علاقه زیادی به نوشتهها و گفتههایی که شامل مضامین اخلاقی بوده داشتهاند. این که میگوییم در عصر ساسانی، بدان جهت است که اطلاعات ما در این زمینه هر چه هست از این عصر است و آن چه هم از پیشینیان و دانایان روزگار کهن روایت شده، باز به این عصر برمیگردد، وگرنه دلیلی نیست که این گونه مضامین از قدیم در ایران رونق و رواجی نداشته است ... این عشق و علاقه ایرانیان به اینگونه مضامین اخلاقی به دوران اسلامی نیز سرایت نمود، و گوشهای از آن در آثار مؤلفان اسلامی نیز منعکس گردید ... اهمیتی که این رشته از ادب را در آن دوران بوده، باعث گردیده بود که در طراز لباسها و حاشیه فرشها یا کناره سفرهها یا در میان بعضی از ظروف به جای نقش و نگار یا در ضمن نقش و نگار سخنان کوتاه و پندآمیز بنویسند ... (ذکر چند نمونه) .... همه اینها و آن چه در ادبیات فارسی و عربی از آنها بر جای مانده دلالت دارند بر این که این رشته از ادب و پند و موعظه را در روزگار ساسانیان رواجی بس عظیم بوده و مردم آن روزگار بدانها سخت دلبسته و پایبند بودهاند تا جایی که این گونه ادب و حِکَم را از خصائص فرهنگ مشرق زمین شمردهاند و آنچه را هم از این گونه سخنان در کتب ادب و تاریخ اسلامی به تنی چند از فیلسوفان یونانی مانند سقراط و افلاطون و دیوجانس و بطلمیوس و فیثاغورس و ارسطو نسبت داده شده آنها را هم زائیده روح شرقی و متأثر از همین آداب دانستهاند، نه تراشی از فکر یونانی ...."
(تاریخ و فرهنگ ایران در دوران انتقال از عصر ساسانی به عصر اسلامی، محمد محمدی ملایری، (تهران: توس، چ ۲، ۱۳۸۵ ش.)، جلد چهارم، صص ۲۵۶ ـ ۲۵۹)
ریشه ایرانی "ادب اخلاقی" به مفهوم متن ادیبانه کوتاه و دربردارنده مضمونی اخلاقی و چگونگی راه یافتن آن به دوره اسلامی به زیبایی در این کتاب ارزشمند مرحوم دکتر محمدی ملایری توضیح داده شده است.
یکی از شواهد مورد استناد آقای دکتر محمدی ملایری جملهای از جاحظ در کتاب المحاسن و الاضداد است. جاحظ (۲۵۵ ق.) نخستین فصل این کتاب خود را به "محاسن الكتابة و الكتب" (در خوبیهای نوشتن و نوشتهها) اختصاص داده و در آغاز این فصل چنین آورده است:
"كانت العجم تقيد مآثرها بالبنيان و المدن و الحصون، مثل ... ثم أن العرب شاركت العجم في البنيان، و تفردت بالكتب و الأخبار، و الشعر و الآثار ... و تصنيف الكتب أشد تقييدا للمآثر على ممر الأيام و الدهور من البنيان، لأن ... و كانت العجم تجعل الكتاب في الصخور، و نقشا في الحجارة، و خلقة مركبة في البنيان، فربما كان الكتاب هو الناتئ، و ربما كان هو المحفور، إذا كان ذلك تاريخا لأمر جسيم، أو عهدا لأمر عظيم، أو عظيم، أو موعظة يرتجى نفعها، أو احياء شرف يريدون تخليد ذكره، كما كتبوا ..." (المحاسن و الاضداد، بیروت: دار و مکتبة الهلال، ۲۰۰۲ م.، ص ۱۹)
یعنی:
"ایرانیها دستاوردهای خود را در بناها و شهرها و قلعهها ثبت میکردند، مانند ... سپس عربها در ساختمانسازی همچون ایرانیان عمل کردند ولی نوشتن کتاب و اخبار و شعر و آثار را مستقل از ایرانیها پیش گرفتند ... و نگارش کتاب برای نگاه داشتن دستاوردها در گذر ایام و روزگاران از ثبت در بناها بهتر است، زیرا ... و ایرانیان نوشتههای خود را بر صخرهها مینگاشتند و روی سنگها حکاکی میکردند و ترکیبی از این دو هم در بناها دیده میشد. و این نوشتهها که گاه نقش برجسته بود و گاه حکاکی شده در درون سنگ، گاه تاریخگذاری رویدادی بزرگ بود و یا پیمانی مهم یا رویدادی بزرگ یا اندرزی که امید میرفت سودمند باشد و یا زنده نگاه داشتن شرافتی که میخواستند یادش جاودانه بماند، همان گونه که در ...."
از کنار هم نهادن گزیده عبارات جاحظ و توضیحات مرحوم محمدی ملایری، روشن میشود که یکی از شیوههای کهن ایرانیان برای تبلیغ و ترویج اندرزها و توصیههای حکمتآمیز و اخلاقی دست کم از زمان ساسانیان به این سو بهره بردن از فضای موجود در ابزار و ادوات مورد استفاده در زندگی روزمره است.
(ادامه دارد.)
۱۵ اسفند ۱۴۰۴
@MohsenAlviri
هدایت شده از محسن الویری
🇮🇷
◾️در رثای آن زعیم شهید ـ ۴
◾️"ادب اخلاقی" و روایتگری همگانی حماسه کنونی ایرانیان ـ بخش دوم از دو قسمت
گزیدهنویسیهای اخلاقی و حِکمی روی تاج پادشاهان، دسته خنجرها وشمشیرها، حاشیه سپرها، حاشیه بیرونی و درونی و گودی ظروف، سربندها، حاشیه لباسها، حاشیه پارچههای مورد استفاده برای انواع رواندازها، بدنه قلمدانها، کاشیهای سر در منازل و ساختمانها به مثابه یک سنت ایرانی از عهد ساسانی به دوره اسلامی منتقل شد و در گسترهای فراختر تداوم یافت. این گزیدهگویی همراه با زیبانویسی و پرمایهنویسی در دیوانهای انشاء و خاتم بالید و قوام یافت و منشیان و دیوانیان در این فن مهارت یافتند. یکی از ریشههای تاریخی نوشتن مُنشَآت مانند گلستان سعدی نیز همین سنت ایرانی بود. این سنت ایرانی حتی پس از سیطره مدرنیته از بین نرفت و افزون بر موارد پیشگفته، دیوارنوشتههای مدارس و درج سخنان حکمتآموز پشت دفترچهها و روی بدنه انواع قلمها، تابلوهایی که روی پلها در معرض دید رهگذران نصب میشود، و پشت اتومبیلها به ویژه اتومبیلهای سنگین نمودی از تداوم این سنت هستند. یکی از سرگرمیهای آموزنده برای کوچک و بزرگ در مسافرتها خواندن این عبارات پشت اتوبوسها و کامیونهاست.
این مقدمه بلند تاریخی گفته شد تا به این ذیالمقدمه کوتاه اشاره شود که یکی از راههای ثبت و ترویج حماسه بزرگی که این روزها در کشورمان رقم میخورد و ما به پیروی از اجدادمان میخواهیم یاد این شرافت جاودانه بماند (به قول جاحظ: ... احياء شرف يريدون تخليد ذكره) تکیه بر این سنت ایرانی و استفاده از این ظرفیت تبلیغی است. کوتاهنوشتههای زیبایی که ذوق ادبدوست ایرانی در ستایش امام شهید، در وصف سلحشوری ایرانیان، در رسم پستی دشمنان ما، در شرح جنایتهای آنها، در تقویت انسجام ملی کشور عزیزمان، و در بیان همدلی بیمانند مردم نجیب کشورمان خلق میکند، هم عرصهای است برای بروز خلاقیت ادبی هموطنان عزیزمان و هم راهی برای عرضه آن چه میبینیم و آن چه حس میکنیم و هم شیوهای کمهزینه و دارای ماندگاری و اثرگذاری بیشتر برای فرهنگسازی و عمومیسازی خوبیها.
به عنوان نمونه به این چهار جمله کوتاه و زیبا و پرمغز بنگرید که در شرح هر یک، رسالهای میتوان نوشت:
۱. سخت است سر شب رمضان باشد و ناگه ـ چون صبح شود، ماه محرم شده باشد.
۲. گلِ شهر ما پرپر شد ... شهر پر از عطر گلاب است.
۳. یک عمر بگفتیم جانم فدای رهبر ـ او بود که جان خود را فدای ما کرد.
۴. در تاریخ بنویسید: سیدعلی خود و خاندان خود را فدای ایران کرد ولی پهلوی، ایران را فدای خود و خاندان خود.
افزون بر پیامکها و پیامهایی که در فضای مجازی دست به دست میشود، میتوان از سر در مساجد و اماکن عمومی اعم از مدارس و دانشگاهها و باشگاهها و ادارات، معابر عمومی و شیشهنویسی اتومبیلها برای به نمایش گذاشتن این نوع نوشتهها حتی با ذکر نام پیشنهاددهنده آن بهره برد تا مردم به ویژه جوانان عزیزمان برای تولید این نوع پیامها تشویق شوند.
به نظر میرسد هزینه این نوع فرهنگسازی در مقایسه با بسیاری از روشهای متعارف کنونی، اندک و آوردههای آن بسیار باشد.
این پیشنهاد نیز گزاف نیست که موزه دفاع مقدس بخشی را با عنوان "تاریخ اجتماعی روایتگری حماسه" برای گردآوری و ثبت و مستندسازی این کوتاهنوشتهها برای مطالعات و پژوهشهای پسینی تدارک ببیند.
خود و دوستان و دانشجویان خوشذوق را به مشارکت در تولید این نوع پیامها و ثبت و به اشتراکگذاری و گردآوری آنها فرا میخوانم.
۱۵ اسفند ۱۴۰۴
@MohsenAlviri
هدایت شده از محسن الویری
متن یکپارچه ادب اخلاقی.docx
حجم:
61.8K
مربوط به یادداشت بالا
متن یکپارچه "ادب اخلاقی" و روایتگری همگانی حماسه کنونی ایرانیان
@MohsenAlviri
از مدینه تا هرمز
✍نجمه صالحی
گاهی تاریخ در یک نقطه باریک خلاصه میشود؛ جایی که نقشه جهان از آن عبور میکند. یکی از این نقاط، تنگه هرمز است؛ گذرگاهی که بخش بزرگی از تجارت انرژی جهان از آن میگذرد و به همین دلیل همواره در مرکز توجه قدرتها بوده است. در چنین موقعیتی، مسئله تنها یک آبراه نیست، بلکه حق یک ملت برای بهرهگیری از ظرفیتهای سرزمین خود و تأمین زندگی بهتر برای مردمش است.
تاریخ نشان میدهد که کنترل مسیرهای راهبردی همواره در معادلات قدرت نقش تعیینکننده داشته است. در صدر اسلام نیز چنین تجربهای وجود دارد. هنگامی که مسلمانان پس از هجرت به مدینه تحت فشار اقتصادی و سیاسی قریش قرار داشتند و اموالشان در مکه مصادره شده بود، پیامبر(ص)مسیرهای عبور کاروانهای تجاری قریش را که به سمت شام میرفتند، زیر نظر گرفت. این اقدام بهخوبی نشان میدهد که راههای تجاری میتوانند به ابزاری برای ایجاد توازن قدرت تبدیل شوند.
منابع تاریخی نقل کردهاند که فشار بر این مسیرهای اقتصادی چنان اثر گذاشت که سران قریش، از جمله ابوسفیان، از خسارتهای سنگین تجارت خود سخن گفتند. برای جامعهای که اقتصادش بر کاروانهای بازرگانی استوار بود، ناامن شدن مسیر تجارت به معنای بحرانی جدی بود.
این تجربه تاریخی نشان میدهد که گلوگاههای اقتصادی و مسیرهای راهبردی تنها خطوطی بر روی نقشه نیستند؛ بلکه ابزارهایی تعیینکننده در حفظ منافع و امنیت ملتها به شمار میآیند. ملتی که موقعیت جغرافیایی و ظرفیتهای راهبردی خود را بشناسد و از آن در جهت منافع ملی بهره بگیرد، میتواند در معادلات قدرت جایگاهی متفاوت پیدا کند.
@zemzemh60
فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُولُو الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلَا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ ۚ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا سَاعَةً مِنْ نَهَارٍ ۚ بَلَاغٌ ۚ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلَّا الْقَوْمُ الْفَاسِقُونَ (احقاف-۳۵)
پس همان گونه كه پيامبران نستوه، صبر كردند، صبر كن، و براى آنان شتابزدگى به خرج مده. روزى كه آنچه را وعده داده مىشوند بنگرند، گويى كه آنان جز ساعتى از روز را [در دنيا] نماندهاند؛ [اين] ابلاغى است. پس آيا جز مردم نافرمان هلاكت خواهند يافت؟
🌱 «آیـــه»؛ انجمن علمی مطالعات تاریخی
🆔 https://eitaa.com/bou_ayeh
┄┅┅┅┅❀💠❀┅┅┅┅┄
#فواید_تاریخ
#حافظه_تاریخی
#سودمندی_تاریخ
🚨دو سکانس مهم از تاریخ ایران!
👊 مرگ بر امریکا
🌱 «آیـــه»؛ انجمن علمی مطالعات تاریخی
🆔 https://eitaa.com/bou_ayeh
┄┅┅┅┅❀💠❀┅┅┅┅┄
هدایت شده از محسن الویری
🇮🇷
▪️در رثای آن زعیم شهید ـ ۵
▪️"ارجاففگنندگان در شهر" و وظیفه پاسداری از امنیت روانی جامعه
یکی از مهمترین آداب ایام جنگ، حفظ امنیت روحی و روانی رزمندگان از یک سو و خانوادههای آنها و عامه مردم از سوی دیگر است. در آیه ۶۰ سوره مبارکه احزاب، خداوند از سه گروه منافقان و بیماردلان و مُرجِفان در کنار هم یاد میکند و در باره سرانجام آنها اگر از کار خود دست نکشند، هشدار میدهد.
مرجفان گروهی از مسلمانان باشند (معانی القرآن، فراء (۲۰۷ ق.)، ج ۲، ص ۳۴۹) یا همان منافقان (تفسیر قمی (زنده در ۳۰۷ ق.)، ج ۲، ص ۱۹۶) و یا گروهی از کنشگران اجتماعی صرفنظر از دینشان (درج الدرر فى تفسير القرآن العظيم، عبدالقادر جرجانی (۴۷۱ ق.) ، ج ۲، ص ۴۷۴) در معنی ارجاف تفاوتی ایجاد نمیکند.
ارجاف از مصدر رَجفَه به معنای زلزله که اسم جمع آن به صورت واژه اراجیف در زبان فارسی هم کاربرد دارد، به معنای تهمت زدن به مجاهدان (تهمت ناروای برخی از مسلمانان به اصحاب صفه حسب آن چه فراء در معانی القرآن آورده) و یا به زبان آوردن سخنان پریشانکننده بیپایه و نادرست (حسب آن چه جرجانی در درج الدرر آورده: المولّدون للأقوال المضطربة التي لا قرار لها، و لا حقيقة) ویا خبرپراکنی برای القای ضعف مسلمانان و قوت دشمن و وهن مسلمانان است. (آن گونه که ابوالفتوح رازی (۵۵۴ ق.) در رَوض الجِنان و رَوح الجَنان، ج ۱۶، صص ۲۱ ـ ۲۲ آورده است: و ارجاففگنندگان در شهر، و آن جماعتى بودند كه چون سريّتى از صحابه رسول به غزايى رفتندى ايشان خبر در افگندندى كه آن قوم را بشكستند و بگرفتند و منهزم كردند، دشمن قوّت دارد، و مانند اين خبرها كه در آن وهن و ضعف اهل اسلام بودى.)
خداوند در باره اینان در این آیه و دو آیه بعدی هشداری سخت داده است و با تأکید بر مجازات شایسته آنها در جامعه دینی، بر ملعون بودن و رانده شدنشان از درگاه خود تأکید میکند و این حکم را هم مصداقی از سنت جاری و جایگزینناپذیر خود معرفی میکند: لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلًا ـ مَلْعُونِينَ أَيْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِيلًا ـ سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا (احزاب، ۶۰ ـ ۶۲)
در هفته تلخ اخیر، افزون بر مسائل مربوط به جنگ و توانائیهای ما و دشمنان ما، سه رویداد پیش آمد که صحنه آزمون باورمندان به ولایت برای فرو افتادن به یا دور مانده از پدیده ارجاف بود:
گزینه محتمل یا مناسب برای جایگزینی رهبری، داوری در باره زودهنگام بودن یا دیرهنگام بودن اعلام نظر مجلس خبرگان و داوری در باره پیام آقای رئیس جمهور در صبح ۱۶ اسفند ۱۴۰۴.
در هر سه مورد قرائن و شواهد کافی حکایت از آن دارد که سوءنیتی در کار نیست و به دلیل شرایط بسیار ویژه حاکم بر کشور، امکان توضیح همهجانبه و روشن ساختن افکار عمومی وجود ندارد.
به عنوان مثال، سخن رئیس جمهور محترم بخشی از یک جورچین کلی بود که مصاحبه فوری فرماندهان ارشد نظامی و مهمتر از آن اقدام عملی نیروهای قدرتمند نظامی ما به منزله مُبیّن آن مُجمَل و قرائن حالیه و مقالیه بیرون از آن سخن، خیلی زود مراد واقعی از آن را نشان داد.
در هر سه رویداد شاهد برخی اظهارنظرهای شایسته تأمل بودهایم. با توجه به انواع بهرهبرداریهای سیاسی و امنیتی و روانی که قطعا دشمنان ما از اینگونه اظهارنظرها میکنند آیا به راستی شایسته نیست مقداری در این باره بیشتر بیاندیشیم؟ آیا سکوت ما در این شرایط کمک بیشتری به نظام اسلامی میکند و یا احساس (با تأکید خوانده شود) وظیفه شرعی ما برای اظهار نظر کردن؟
رهبر شهید انقلاب بارها با استناد به همین آیه در این باره روشنگری و رهنمود داشتهاند. از جمله در خطبه نماز جمعه ۱۳۶۶/۲/۱۸ که توصیه میکنم متن کامل آن خوانده شود و نیز در بخشی از سخنرانی ۱۴۰۳/۸/۶ خود که به دلیل اهمیت آن، عینا به پیوست آورده میشود.
خود و فروتنانه همه مخاطبان این یادداشت را به درنگ و تأمل بیشتر در گفتهها و نوشتهها و اظهارنظرهایمان فرا میخوانم. همراهی با نظام جمهوری اسلامی و ارکان آن در مواردی که همسو با باورهای ماست کار دشواری نیست، مهم آن است که در مواردی که با خواسته و گرایش و باور و ذهنیت ما سازگار نیست همراهی و التزام عملی داشته باشیم.
۱۶ اسفند ۱۴۰۴
@MohsenAlviri
💠«ضرورت اتحاد ملّت»
آیت الله العظمی جوادی آملی:
«#رمز_پيروزی انقلاب اسلامی، راز بقای آن نيز هست و مهم ترين عوامل ظفرمندی، عبارتند از:
۱.انگيزه الهی داشتن:«كلمة الله هي العليا»
۲.متحد بودن:«واعتصموا بحبل الله جميعاً ولا تفرّقوا» ؛ «ان أقيموا الدّين ولا تتفرّقوا فيه»
▫️تأثير ركن اوّل برای آن است كه حق، هماره پايدار است و #باطل، هميشه چونان كفی كه روی سيلِ خروشان خودنمايی میکند، #زائل خواهد شد و اثر ركن دوّم آن است كه تمام نيروها به يك هدف متوجه شوند و هر گونه مانعی را برطرف سازند.»
📚کتاب ولایت فقیه - عبدالله جوادی آملی- ص۳۲۱
🌱 «آیـــه»؛ انجمن علمی مطالعات تاریخی
🆔 https://eitaa.com/bou_ayeh
┄┅┅┅┅❀💠❀┅┅┅┅┄
هدایت شده از یادداشت|نجمه صالحی 💌✍
استقامت، شرط نوشیدن آب گوارای عزت
✍نجمه صالحی
در میانۀ آشوب خراسان و شورش سالار خان، زمانی که آتش فتنه دامنگیر شده بود و هر روز خبر تازهای از پیشروی شورشیان میرسید، امیرکبیر در اندیشۀ چارهای بود که هم به فتنه پایان دهد و هم پای بیگانه به حریم ایران باز نشود. در چنین روزهای پراضطرابی، سفیران دو دولت روس و انگلیس، که رقابت دیرینهای در نفوذ بر ایران داشتند، به دیدارش آمدند و پیشنهاد وساطت میان دولت ایران و سالار خان را مطرح کردند.
اما پاسخ امیرکبیر روشن و قاطع بود: «اگر مجبور شویم، بجنگیم و بیست هزار کشته بدهیم، بهتر است تا اینکه به اروپاییان فرصت مداخله در امور دولت دهیم.» این سخن، چنان وزنی داشت که سفیر انگلیس در گزارش خود به وزیر خارجهاش نوشت: «با شنیدن این سخن میتوانید به اخلاق امیرکبیر پی ببرید. بزرگترین هدف او کاهش نفوذ روسیه و انگلیس است و میخواهد در چشم مردم ایران، شأن این دو کشور را تا آنجا که میتواند پایین بیاورد.»
و این پرونده همچنان باز است، پروندۀ غیرتی که نامش را «عزت ملی» گذاشتهاند و فصل مشترک همۀ روزهای سخت این سرزمین. امیرکبیر میدانست که پذیرش وساطت، هرچند ممکن است هزینۀ فوری جنگ را کم کند، اما بهایی سنگینتر بر استقلال ایران خواهد زد: مشروعیتبخشی به نقشِ تعیینکنندۀ بیگانگان در سرنوشت کشور. او جنگیدن و دادن کشته را بر این ذلت ترجیح داد؛ چون معتقد بود آبی که با ذلت به دست آید، عطش را فرو نمینشاند، بلکه تشنگی را مزمن میکند.
خداوند متعال در قرآن شرط کرده است: «وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا، جن|۱۶»؛ یعنی اگر بر راه راست استقامت ورزند، قطعاً از آبی گوارا سیرابشان میکنیم. این آب گوارا، هر چه معنا شود: امنیت کامل، رفاه، عزت و سعادت دو جهان، جز در سایۀ استقامت به دست نمیآید.
و اکنون، روزگار امتحان است. چند روز دیگر، هنگامیکه داغ شهادت رهبر عزیز ایران، سرد شود؛ هنگامی که به خیابان آمدنْها تکراری شود و آن شور اولیه را نداشته باشد، تازه استقامت، معنا پیدا میکند و سخت میشود. بیتردید این راه، ادامه دارد و نتیجهاش در فرداهای نزدیک، قابل رؤیت است. این میدان، میدان دوندگان سرسخت است، نه شتابزدگان خسته. باید استقامت شود تا کار به سرانجام برسد و آب گوارا از چشمهسار غیرت ملی بجوشد؛ تا نور روزهای ظهور بر سرزمین ایران بتابد ان شالله
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
@zemzemh60
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب قدر که این تازه براتم دادند.
#صالح_بعد_صالح
🌱 «آیـــه»؛ انجمن علمی مطالعات تاریخی
🆔 https://eitaa.com/bou_ayeh
┄┅┅┅┅❀💠❀┅┅┅┅┄