eitaa logo
بر لبه‌ی تاریخ
803 دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
1.2هزار ویدیو
1 فایل
روایتی از روزگارانی که جهان لرزید... نقبی به وقایع، اسناد، و رازهای تاریخ معاصر جهان. اینجا، هر حادثه، داستانی‌ست ناگفته. ارتباط با مدیر: @MMSALEHN
مشاهده در ایتا
دانلود
خاطره ناصرالدین شاه از بازدیدش از نمایشگاه جهانی پاریس که در سال ۱۸۸۹، از ۵ می تا ۳۱ اکتبر همان سال، به مدت تقریبی ۶ ماه در پاریس برگزار شد. بخشی از این نمایشگاه، یک کُره‌ی بزرگ شبیه‌سازی شده از کره‌ی زمین بود:👇 https://eitaa.com/Barlabeietarikh
بر لبه‌ی تاریخ
اما کُره! این کره را در اطاق بسیار بزرگی درست کرده اند که تمام این اطاق از دیوار و طاق و همه آهن است و این کره تمام اطاق را پر کرده است؛ اصل کره از آهن است که روی او را با مقوا و گچ درست کرده اند، تمام شهرها و جزیره‌ها و دریاهای دنیا را درست کرده‌اند که نمایان است؛ آنچه معدن از طلا آهن و الماس و جواهر در دنیا هست درست کرده و هر کدام را با میخ های رنگ به رنگ معین کرده‌اند که کدام الماس، کدام جواهر کدام طلا کدام آهن و ذوغال و غیره است. بنا کردیم به دور کره به گردش و تماشا کردن و می‌خواستیم برویم بالای کره که از آن بالا هم تماشا کنیم؛ همین طور که دور کره می‌گشتم دیدم یواش یواش دارم بالا می‌روم یک دفعه دیدم رسیدم به کله‌ی کره. خیلی تعجب کردم از اینکه به این خوبی این راه را ساخته‌اند. از روی هندسه که آدم به این راحتی بالا می آید. آن بالا چند پله می‌خورد. از آهن رفتم بالا در وسط قطب شمال ایستادم و از زیر بنا کردم به تماشای کره. حقیقت آدم که آن بالا می‌رود، تصور نمی‌کند آدم است، همین طور که جبرئیل آن بالا است و کره را می‌بیند و هیچ زحمتی ندارد، آدم هم که بالای این کره می آید همین‌طور است، مثل جبرئیل است که از آن بالا کره را نگاه کند. خیلی چیز غریبی درست کرده بهترین صنعت و تماشا و اکسپوزیسیون (نمایشگاه) فرنگستان و پاریس، این کره و تماشای او و وضع ساختن اوست که خیلی چیز تماشائی است و نقل دارد؛ الحق هر قدر تعریف کنیم و بنویسیم کم است. اشخاصی که این کره را درست کرده‌اند دو نفر هستند Villard و Cotard. به قدر سی هزار تومان پول ایران خرج این کره و اطاق و جای کره کرده در شش ماه این کره را ساخته‌اند. https://eitaa.com/Barlabeietarikh
توصیف ناصرالدین شاه از شاهزاده Arisugawa Takehito و اشاره به تحول دوره میجی در ژاپن:👇 https://eitaa.com/Barlabeietarikh
بر لبه‌ی تاریخ
توصیف ناصرالدین شاه از شاهزاده Arisugawa Takehito و اشاره به تحول دوره میجی در ژاپن:👇 https://eitaa
سفرا که رفتند شاهزاده ژاپنی که در پاریس است آمد پیش ما. این شاهزاده، پسر عموی امپراطور ژاپن است، مدتی است در پاریس توقف دارد، چهار پنج ماه دیگر هم توقف خواهد کرد؛ این شاهزاده برای دیدن کشتی آمده است، چون در ژاپن کلیتاً وضع خودشان را تغییر داده لباساً و همه چیزاً خود را به شکل اروپ کرده اند، کارهاشان را هم می‌خواهند آن طور بکنند و مشغولند. این شاهزاده آمده است که وضع ساختن کشتی و بندر و حوض برای محافظت کشتی و توپ های توی کشتی و لوازم کشتی را دیده برای امپراطور خودشان بنویسد. گویا خود شاهزاده هم بحری باشد. این شاهزاده خیلی کوچک و زرد رنگ و لاغر ریزه نازک و لطیف است؛ دست او را گرفتم مثل یک گنجشکی انداختم روی نیم کت و خودم پهلویش نشستم. حقیقت نصف تماشا و سیاحت این سفر فرنگ ما به ملاقات این شاهزاده تمام شد. من پهلوی این شاهزاده یک رستم دستانی بودم؛ به قدری کوچک بود که توی جیب ما جا میگرفت و کم مانده بود برود توی جیب ما شاهزاده انگلیسی را تحصیل کرده میداند، اما فرانسه نمی داند؛ مترجمی داشت که انگلیسی و فرانسه را میدانست انگلیسی با آن آدمش حرف می زد، آن وقت آدمش به فرانسه به ما می گفت و حرف می زدیم. اگرچه ژاپنی ها تمام وضع و لباسشان مثل اروپ است، اما آن شکل و ترکیبشان را که نمی توانند تغییر بدهند همان ژاپنی هستند و بعینه ترکمان ها می باشند؛ خیلی شبیه است به ترکمان ها چون لهجه اینها همان ژاپنی است، انگلیسی را خیلی بد حرف می زد و تلفظ میکرد. وزیر مختار چین را که دیدم همان لباس سبک خودشان را پوشیده و هیچ تغییر نداده اند، اما اینها خیر لباس فرنگی و اپلیط و خیلی لباس مقبولی دارند. کلیتاً تاتارها ژاپنی ها چینیها، سیامی ها و ترکمانها یک شکل و یک رویت و یک جورند، هیچ تفاوت ندارند. به قدر نیم ساعتی با هم صحبت کردیم و رفتند. ۲ ذیحجه ۱۳۰۶ قمری https://eitaa.com/Barlabeietarikh
کار مشکل، مبال‌های (محل دستشویی) اینجاست. توی اطاق مفروش مزین، یک صندلی - يعنى صندوق - گذاشته‌اند (همان دستشویی فرنگی!) می گویند این مبرز (مستراح) است. برای خودشان خوب است که با کاغذ پاک می‌کنند. مسلمان باید با آب. حالا چطور می‌شود روی فرش و قالی و غیره آب ریخت؟! ۱۶ ربیع‌الاول ۱۲۹۰ https://eitaa.com/Barlabeietarikh
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حیف که کسالت و کار زیاد نمی‌گذارد آدم بفهمد بهار چه خبر است: گویند بهاری شد و گل آمد و دی رفت ما بی تو ندانیم که کی آمد و کی رفت جمادی‌الاول ۱۲۹۸ https://eitaa.com/Barlabeietarikh
✍️اسیر دوگانه‌های کاذب نشویم! مذاکره، به خودیِ خود نه فضیلت است و نه ضعف؛ نه هدف است و نه ارزش مستقل. مذاکره صرفاً یکی از ابزارهای سیاست خارجی برای تأمین منافع ملی است. همان‌گونه که مقاومت نیز یک ابزار است، نه یک هدف. ارزش هر ابزار را باید بر اساس میزان موفقیت آن در تحقق اهداف ملی سنجید، نه بر اساس دلبستگی یا نفرت ایدئولوژیک نسبت به آن. با این حال، سال‌هاست که بخشی از فضای سیاسی کشور گرفتار نوعی دوگانه‌سازی شده است. یک جریان، گویی از پیش تصمیم گرفته است که هر مذاکره‌ای باید شکست بخورد تا ثابت شود مذاکره با آمریکا هیچ سودی ندارد؛ در مقابل، جریان دیگری نیز چنان به مذاکره نگاه می‌کند که گویی صرفِ نشستن بر سر میز مذاکره، خود به معنای موفقیت است و باید در هر شرایطی نتیجه‌بخش باشد. هر دو نگاه، بیش از آنکه مبتنی بر منطق سیاست خارجی باشند، به نوعی پیش‌داوری شباهت دارند. نگاهی به تاریخ روابط بین‌الملل نیز همین واقعیت را نشان می‌دهد. هنری کیسینجر، که بسیاری او را از معماران اصلی سیاست خارجی ایالات متحده می‌دانند، در کارنامه خود هم مذاکرات بسیار موفق دارد و هم مذاکراتی که به اهداف مورد نظر نرسیدند. هیچ دیپلمات یا دولت عاقلی، مذاکره را نسخه‌ای تضمین‌شده برای موفقیت یا نشانه‌ای قطعی از شکست نمی‌داند. نتیجه هر مذاکره به توازن قدرت، شرایط میدانی، اهداف طرفین، زمان و ده‌ها متغیر دیگر وابسته است. امروز نیز که کشور درگیر شرایطی بسیار حساس و جنگی سرنوشت‌ساز است، بیش از هر زمان دیگری به پرهیز از نگاه‌های مطلق‌گرایانه نیاز داریم. سیاست، عرصه‌ی «همیشه» و «هرگز» نیست. اگر در مقطعی تشخیص نهادهای مسئول و تصمیم‌گیر کشور این باشد که دفاع و ادامه نبرد، بهترین راه برای حفظ منافع ملی است، همه باید از آن حمایت کنند و اختلافات جناحی را کنار بگذارند. اگر هم روزی تشخیص بر این باشد که مذاکره و صلح، منافع بیشتری برای کشور تأمین می‌کند، همان بلوغ سیاسی اقتضا می‌کند که آن تصمیم نیز پذیرفته شود؛ حتی اگر بعدها مشخص شود آن تشخیص بی‌نقص نبوده است. زیرا در سیاست، هیچ تصمیمی مصون از خطا نیست، اما آنچه می‌تواند هزینه‌ای به‌مراتب سنگین‌تر بر کشور تحمیل کند، شکاف، دوقطبی و فرسایش انسجام ملی در بزنگاه‌های تاریخی است. اختلاف، زمانی که پای امنیت و موجودیت کشور در میان باشد، گاه از هر تهدید خارجی خطرناک‌تر می‌شود؛ علی الخصوص که باعث می‌شود قشر خاکستری، از میدان گریزان شود. امید که روزی به این بلوغ سیاسی برسیم که ابزارها را نه در گفتار و نه در عمل، جای اهداف ننشانیم، منافع ملی را بر رقابت‌های جناحی مقدم بدانیم و بپذیریم که نه مقاومت ذاتاً مذموم یا مطلوب است و نه مذاکره ذاتاً مذموم یا مقدس؛ آنچه اهمیت دارد، تشخیص درستِ مصلحت کشور و حفظ وحدت ملی در مسیر تحقق آن است. https://eitaa.com/Barlabeietarikh
خیلی غم‌انگیز بود،‌ که ۱۸ سال پس از مرگ نادرشاه، هنوز با افراد یک چشم زیادی برخورد می‌کردیم، که یکی از چشم‌هایشان را به خاطر غضب ظالم نامبرده از دست داده بودند... حتی در سورت (هند)، مسقط، بصره و بغداد هم در میان بازرگانان ارمنی و مسلمان شواهدی از بی‌رحمی‌های نادر به چشم می‌خورد. این‌ها پس از، از دست دادن چشم‌هایشان کشورشان را ترک کرده بودند. سفرنامه کارستن نیبور (جهانگرد آلمانی) https://eitaa.com/Barlabeietarikh
[نادرشاه در دفع شورش حویزه (هویزه)] برخی از روسا و سرخیلان را که در عمارات و بناهایی متحصن شده بودند گرفته به قتل آوردند و سه شبانه روز نساء و اطفال عوام الناس را به غازیان بخشیده، عرض و ناموس بر مردم نمانده، بی‌سیرتی که از حیز خیال بیرون است به حال آن مسلمانان را یافت. محمدکاظم مروی، کتاب عالم آرای نادری (نویسنده خود از درباریان نادر بود) https://eitaa.com/Barlabeietarikh
در همه‌‌جای ایران ذخیره غله بی‌اندازه کمیاب است. بدین جهت فرستادگان [نادر]شاه هنگام جمع آوری [غله]، ساکنان را بی‌رحمانه آزار می‌دهند و هر روز مردم دربند را عموما از زن و مرد کتک می‌زنند و آنقدر از آن‌ها آذوقه می‌خواهند که زمین‌هایشان حتی در عرض پنج سال هم نمی‌تواند تولید کند. گزارش کنسول روس، «براتیشف» به وزارت خارجه روسیه در تاریخ ۱۷۴۲/۱۲/۲۳ https://eitaa.com/Barlabeietarikh