9.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رویای شاه عباس: اصفهان، استانبول ایران
نقل است که شاه عباس صفوی، اصفهان را نهفقط بهعنوان پایتخت، بلکه بهعنوان رؤیای بزرگ تمدن ایرانی ـ اسلامی میدید. شهری که قرار بود شکوهی همسنگ استانبول عثمانی داشته باشد؛ هم از حیث معماری و تمدن، و هم از منظر راهبردی و ارتباطات جهانی.
در دوران او، اصفهان به سرعت رشد کرد: میدان نقش جهان، چهارباغ، سیوسه پل، و دهها اثر دیگر، نهفقط نمود زیباییشناسی، بلکه بخشی از پروژهی هویتسازی برای ایرانِ صفوی بود.
اما شاه عباس به این مقدار قانع نبود؛ او میخواست اصفهان، همچون استانبول، شهری دریایی باشد. رؤیایی جاهطلبانه برای پایتختی که در دل فلات مرکزی ایران قرار داشت.
برخی منابع میگویند شاه عباس در اندیشهی ایجاد راه آبی میان اصفهان و خلیج فارس بود؛ طرحی شبیه به آنچه امروزه "کانالهای تجاری استراتژیک" مینامیم.
او میخواست از مسیر زایندهرود و توسعهی کانالهایی از طریق کارون، ارتباطی مستمر با آبهای آزاد ایجاد کند. این طرح، اگرچه بهطور کامل تحقق نیافت، اما نشانهای از ذهنیت توسعهگرای پادشاهی بود که نه در رؤیا، که در عمل، سعی در رقابت با تمدنهای معاصر داشت.
در همان دوره، عثمانیها استانبول را به مرکز قدرت مدیترانه تبدیل کرده بودند. شاه عباس نیز به دنبال آن بود که اصفهان را به نگین خاور زمین بدل کند؛ نقطهای که تجارت، فرهنگ، دین و اقتدار سیاسی در آن تلاقی کند.
رؤیای اتصال اصفهان به دریا، هرگز محقق نشد؛ اما شکوهی که او در دل فلات خشک ایران پدید آورد، هنوز پس از قرنها، اصفهان را در زمرهی باشکوهترین شهرهای تاریخ ایران قرار داده است.
#صفویه
دوستی نیمهراه؛ اتحاد مسیحی و ایران علیه عثمانی
در بحبوحهی منازعات پیوستهی ایران و عثمانی، پاپهای واتیکان بارها به شاه عباس صفوی نامه نوشتند و او را به اتحاد با دولتهای مسیحی علیه عثمانی دعوت کردند.
از نگاه پاپ، ایران صفوی، سدی طبیعی و استراتژیک در برابر پیشروی «هلال عثمانی» به اروپا بود.
از نگاه شاه عباس نیز، چنین اتحادی چندان دور از ذهن نبود؛ چرا که عثمانیها در هیچ دورهای آرام و بیخطر برای ایران نبودند.
هرگاه از جنگ با اروپاییها فارغ میشدند، نگاهشان به شرق و سرزمینهای ایرانی معطوف میگردید.
اما مشکل آنجا بود که دولتهای مسیحی اروپایی، در عمل از ترس قدرت عثمانی، هرگز کمک مؤثری به ایران نکردند.
نامههای پاپ مملو از امید و تشویق به اتحاد بود، اما آن سوی مرز، شاه عباس تنها ماند.
ایران باید خودش میجنگید... و جالب اینجاست که میجنگید و پیروز میشد.
در حالیکه ارتش عثمانی بهراحتی در خاک اروپا پیشروی میکرد و حتی تا پشت دروازههای وین رسید، در ایران بارها و بارها شکست خورد.
علت چه بود؟
بخش مهمی از پاسخ را باید در جغرافیای ایران جستوجو کرد.
ارتش عثمانی که از مسیر آذربایجان وارد میشد، ناگهان با کوهستانها، بیابانها و زمینهای خالی از امکانات روبهرو میشد.
در حالیکه اروپا با سرسبزی، رودخانهها و راههای هموار، شرایطی مطلوب برای حرکت ارتش فراهم میکرد، ایران چیزی جز زمینسوزی، کوه و بیراهه برای مهاجمان نداشت.
سیاست «زمین سوخته» که ایرانیان گاهوبیگاه بهکار میبردند، باعث میشد ارتش عثمانی، بدون منابع، بدون غذا و بدون حمایت محلی، در دل ایران فرسوده شود.
از سوی دیگر، سیاست داخلی عثمانی نیز عامل دیگری در چرخهی جنگها بود.
خسرو معتضد در تحلیل جالبی مینویسد:
یکی از دلایلی که سلاطین عثمانی پیوسته به فکر لشکرکشی بودند، ترس از خود ینیچریها (سپاه ویژهی عثمانی) بود.
این نیروهای نخبه، بسیار قدرتمند و سازمانیافته بودند،
اما به همان اندازه خطرناک؛
و وقتی بیکار میماندند، دست به شورش و قیام علیه سلطان میزدند.
برای همین، سلاطین عثمانی ترجیح میدادند ارتش را از استانبول دور کنند؛
جنگ، راهی بود برای تخلیهی انرژی سیاسی ارتشی که همیشه ممکن بود پایتخت را به آتش بکشد.
در نهایت، رؤیای اتحاد ایران و اروپا علیه دشمن مشترک هرگز شکل نگرفت.
اما ایران، تنها ایستاد و بارها موفق شد شکستهایی به ارتشی تحمیل کند که نیمی از اروپا را فتح کرده بود.
#صفویه
#شاه_عباس
@Barlabeietarikh
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بازم اصفهان و بازم صفویه
(میدان امام)
#صفویه
@Barlabeietarikh
بر لبهی تاریخ
بازم اصفهان و بازم صفویه (میدان امام) #صفویه @Barlabeietarikh
.
اصفهان؛ شهری که دو بار سقوط کرد!
اصفهان در دورهی صفویه، نهفقط پایتخت، که نگین معماری، فرهنگ و قدرت ایران بود.
اما این شکوه، بیش از آنکه تداوم یابد، در طوفان حوادث فرو ریخت.
در جریان حملهی افغانها به اصفهان در اوایل قرن ۱۲ هجری، شهر به معنای واقعی کلمه فروپاشید:
گزارشها حاکی از آن است که ۷۰ تا ۸۰ درصد مردم یا کشته شدند، یا از شهر گریختند.
قحطی، بیماری و محاصرهی طولانی، شهری را که روزگاری مرکز تمدن بود، به ویرانهای بدل کرد.
و این تنها آغاز بود؛
در جنگهای بعدی، ازجمله درگیریهای نادرشاه، زلزلههای طبیعی، و سپس دوران پرآشوب قاجار، اصفهان بیش از پیش آسیب دید.
در دورهی قاجار، یکی از شاهزادگان که به والیگری اصفهان منصوب شد،
برای آنکه دیگران به مقامش طمع نکنند و جایگاهش را تهدید نکنند،
چندین کاخ تاریخی و مجلل را عمداً تخریب کرد تا اصفهان را کمجاذبهتر جلوه دهد!
با توجه به این سلسله ضربههای تاریخی، میتوان با اطمینان گفت:
اصفهانِ صفوی، بسیار باشکوهتر از آن چیزی بود که امروز میشناسیم.
آن شهر، شهری بود که سفرای خارجی، جهانگردان، و تاجران، آن را «پاریس شرق» مینامیدند؛
شهری که بسیاری از جلوههایش، تنها در متون تاریخ باقی ماندهاند.
#صفویه
#اصفهان
@Barlabeietarikh
اگر معماران عصر صفویه امروز بودند خانهها را چگونه میساختند؟!
#صفویه
@Barlabeietarikh
9.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ملاقات در سایه؛ شروع دوستی آمریکا و چین
تابستان ۱۹۷۱، در اوج جنگ سرد، یک مأموریت مخفیانه همه چیز را تغییر داد.
هنری کیسینجر، مشاور امنیت ملی ریچارد نیکسون، در اقدامی بیسابقه، از پاکستان مخفیانه به پکن پرواز کرد.
هیچ خبرنگاری باخبر نبود؛ تنها یک هواپیمای کوچک، تیمی اندک، و هدفی بزرگ:
گشودن دروازههای چین کمونیست بهسوی آمریکا.
در پکن، کیسینجر با مائو تسهتونگ (رهبر وقت چین) دیدار کرد؛
ملاقاتهایی که زمینهساز سفر تاریخی نیکسون به چین در سال بعد و یکی از مهمترین چرخشهای دیپلماتیک قرن شد.
در این سفر مخفی، همسرش نانسی کیسینجر همراه او نبود.
اما در دیدارهای بعدی، نانسی نیز به چین آمد؛
زنی قدبلند، خوشپوش، و به سبک دیپلماتهای غربی، متفاوت از آنچه چینیها به آن عادت داشتند.
نقل است که وقتی مائو او را دید، با تعجب گفت:
«او از کیسینجر و من بلندتر است!»
مائو از هیبت نانسی به وضوح شگفتزده شده بود.
این سفر نهفقط آغازگر عصر جدیدی در روابط چین و آمریکا بود، بلکه نشان داد سیاست، گاهی در سکوت و سایه، تأثیرگذارتر از هر هیاهویی پیش میرود.
#کیسینجر
#آمریکا
#مائو
#چین
@Barlabeietarikh