رفتیم حمام؛ حاجی حیدر هم لخت شد، سرتن شوری کاملی کردیم. حاجی حیدر ده تومان انعام دارد، چون شبها اینجا نمانده بود نداده بودند. حاجی حیدر گفت: به آقادایی گفتیم؛ گفته است تا شاه حکم نکند نمیدهم. گفتم حاجی تو که اینجا شبها نبودی، ده تومان میخواهی چه کنی؟ گفت: من صدتومان مواجب دارم؛ با این صدتومان چطور گذران کنم؟ مال دارم، نوکر دارم، آدم دارم چه کنم؟ از همه بدتر، یک زن جوان هم گرفتهام هی کرهخر پس میاندازد، اینها دایه میخواهند. خودش هم عارش میآید شیر نمیدهد؛ اینها همه مخارج دارند. گفتیم آقاحاجی، تو چطور صدتومان مواجب داری؟ میخواهی حالا حساب کنم در سال چقدر به تو میرسد؟ حساب کردم سالی هزار و دویست تومان به حاجی حیدر میرسد. گفتیم این چطور صد تومان است؟ که حاجی گفت: من دو هزار تومان مخارج دارم! دیدم حاجی حالا عوض ده تومان دوازده تومان از ما میخواهد. گفتیم برو جهنّم شو، همان ده تومان را برو بگیر؛ آن قدر حرف نزن و از دست حاجی خلاص شدیم.
ذیقعده ۱۳۱۰
#ناصرالدین_شاه
#قاجار
@Barlabeietarikh
در سرخس خانمی را که نسبتاً خوشگل هم بود و از مشهد آمده بود، به شاهنشاه معرفی کردند که ایشان نماینده سرخس در انجمن استان هستند. [مثلاً] این هم شرکت مردم حتی در کارهای محلی خودشان است! اتفاقاً شاهنشاه توجه فرمودند و فرمودند که این مطلب را نمیفهمم که چهطور ممکن است مردم سرخس این «...خانم» را انتخاب کرده، به مشهد فرستادهاند؟! عرض شد خیر! حزب[دولت] او را نامزد کرده و انتخاب شده است.
۳ خرداد ۱۳۵۳
#اسدالله_علم
#پهلوی
@Barlabeietarikh
رئیس دانشگاه تهران[دکتر نهاوندی] کاغذی به من نوشته بود که چون استادان شکایت کمی حقوق خود را به پیشگاه همایونی تقدیم داشتهاند، نخستوزیر گلهمند است. فرمودند نخستوزیر ... خورده گلهمند است.
۱ خرداد ۱۳۵۴
#اسدالله_علم
#پهلوی
@Barlabeietarikh
ناصرالدین شاه زبان فرانسه را بخوبی میخواند و تقریباً صحبت میکند. روزنامههای معروف خارجی را هر روز برای او میخوانند تا از اوضاع دنیا مطلع شود. روزنامه یومیهای بنام «وقایع اتفاقیه» مورد توجه شدید اوست. علاوه بر سفرنامههایی که خود نگاشته، طبع شعر داشته و شعر هم میسراید. به نقاشی علاقهٔ بسیار دارد و بعضی نقاشیهای او براستی «استادانه و زیرکانه» است. بطور کلی اعلیحضرت مردی اجتماعی است و از تماس با افراد و طبقات مختلف استقبال میکند.
از خاطرات بنجامین، نخستین سفیر آمریکا در ایران
#ناصرالدین_شاه
#قاجار
@Barlabeietarikh
شاه اصولاً آدم متزلزل و ضعیفی بود. کاراکتر خیلی ضعیفی داشت. همیشه پا به گریز. همیشه در برابر مشکلات اول واکنش او تسلیم بود. پنج بار در طول حکومت خود آمادهٔ گریز از ایران بود. دو مرتبه را شاهد بودیم، دو بار را خبر نداشتم و دفعهٔ آخر هم به آنصورت.
خاطرات شفاهی
وزیر اطلاعات پهلوی
#داریوش_همایون
#پهلوی
@Barlabeietarikh
ساعت ۶ بعد از ظهر ولیعهد بحرین دیدنم آمد. بسیار جوان ورزیده تحصیل کرده و فهمیده. شام هم مهمان او بودم. مهمانی مفصل بود. نخستوزیر ما[هویدا] به صورت خیلی نامطلوبی مست شده بود و حرکات ناشایست میکرد، منجمله این که لااقل پنج شش دفعه به سلامتی سفیر آمریکا و خانمش شراب نوشید. تقریباً تمام سفرای خارجی بودند و این حرکت خیلی قبیح بود. این اندازه هم تملّق!
۹ اردی ۱۳۵۲
#اسدالله_علم
#هویدا
#پهلوی
@Barlabeietarikh
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مصاحبهای کمیاب از ارنستو چگوارا در اوایل انقلاب کوبا و تشکیل نظام کمونیستی در آن به سردمداری فیدل کاسترو
پینوشت: فیدل کاسترو در جایی میگوید فقط از دو خبر بسیار ناراحت شدم؛ یکی خبر مرگ مادرم و دیگری خبر کشته شدن چگوارا!
#کوبا
#چگوارا
#کاسترو
@Barlabeietarikh
حدود ساعت ۱۲ شب، سفیر ما آقای حسین صادقی از ریاض با من تماس گرفت و گفت مقامات وزارت خارجه عربستان با من تماس گرفتهاند و میگویند سفارت ما مورد تعرض قرار گرفته است. همانطور که آقای صادقی صدای ما را میشنید، در تماسی موضوع را به معاون امنیتی وزارت کشور اطلاع دادم و گفتم آنها چنین ادعایی دارند. ایشان گفتند براساس اخباری که داریم، چنین مسئلهای نیست؛ البته برخی مواد آتشزا به داخل سفارت پرتاب کردهاند اما الان محیط هیچ مشکلی ندارد و همه تظاهرکنندگان رفتهاند. اما حدود ساعت 1:30 بامداد بعدازاینکه همهچیز آرام شده، گروه اندکی از در دیگری داخل سفارت رفته بودند. با تصور اینکه همهچیز تمام شده است، بخشی از نیروهای انتظامی ما خارج شده بودند؛ در حدی که حالا مردم تظاهراتی کردند و دو، سه مواد آتشزا به داخل حیاط سفارت پرتاب کرده و رفتهاند. اما مطلع شدم گروه دیگری وارد شدهاند. با معاون امنیتی که تماس گرفتم، گفتند متأسفانه گروهی نیروهای امنیتی را غافلگیر کردهاند و از در پشتی وارد ساختمان شدهاند و خسارتهایی به سفارت وارد کردهاند.
خاطرات شفاهی شهید امیر عبدالهیان، معاون وقت وزیر خارجه از اشغال سفارت سعودی در تهران، ۱۲ دی ۱۳۹۴
#متفرقه
@Barlabeietarikh
به عرض شاهنشاه رساندم که «نبودن برق و ساعات ممتد خاموشی در پایتخت و ولایات، خوابیدن و ضرر هنگفت صنایع به علت نبودن برق، خرابی تلفن، نبودن خواربار (جز نان)، بیاعتنایی به درخواستهای مردم، مقررات خلقالساعه، گرانی نرخها و غیره و غیره. این را یک گروه دشمن در داخل ما به وجود آوردهاند و یا ندانمکاری و بیلیاقتی دولت. به گور پدر دولت لعنت، که من خود آنها را اعضای سیا و غیره میدانم که خود به خود در صف دشمن است. این همه پول را هدر دادیم که با یک حرکت عربستان سعودی مات شدیم و الآن درد بیپولی داریم و باید کمربندها را ببندیم. اینها نفوذ دشمن در داخل صفوف ماست. از لحاظ غلام و بندگی عرض میکنم و پیشنهاد میکنم که شاهنشاه این پدرسوختهها را به عنوان خائن یا بیلیاقت به زندان بیندازند که مردم لااقل نفسی بکشند.»
۲۶ دی ۱۳۵۴
علم مینویسد شاه در واکنش، این عریضهٔ انتقادی او را پاره میکند. جالب اینکه سه سال بعد هم مجبور به فرار از کشور میشود.
#اسدالله_علم
#پهلوی
@Barlabeietarikh
والاحضرت اشرف به من تلفن فرمودند که آخر این نشان لژیون دونور درجه یک من که قرار بود پمپیدو [رئیسجمهور فرانسه] بدهد چه شد؟ عرض کردم قربان خجالت دارد، آدم از پمپیدو چیزی بخواهد. نشان فرانسه بر شما چه اضافه میکند؟ چرا خودتان را کوچک میکنید؟ فوری به شاهنشاه تلفنی عرض کردم که این طور جواب دادم. فرمودند بسیار خوب جواب دادی.
۳۰ فروردین ۱۳۵۲
#اسدالله_علم
#پهلوی
@Barlabeietarikh
الحمدالله تعالى؛ ماه رمضان را در کمال خوبی و خوشی و صحت مزاج گذرانده، روزه را تماماً گرفته، قرآن ختم شد. به همه خوش گذشت. حالا دو ماه به عید نوروز مانده است؛ هوا خوش میگذرد، برف هیچ در جلگه نیست و الی حال به جلگه ابدا برف نیامده است اما کوهها پرمایه و برف است. در رمضان باران شدیدی آمد.
#ناصرالدین_شاه
#قاجار
@Barlabeietarikh