شاه اصولاً آدم متزلزل و ضعیفی بود. کاراکتر خیلی ضعیفی داشت. همیشه پا به گریز. همیشه در برابر مشکلات اول واکنش او تسلیم بود. پنج بار در طول حکومت خود آمادهٔ گریز از ایران بود. دو مرتبه را شاهد بودیم، دو بار را خبر نداشتم و دفعهٔ آخر هم به آنصورت.
خاطرات شفاهی
وزیر اطلاعات پهلوی
#داریوش_همایون
#پهلوی
@Barlabeietarikh
ساعت ۶ بعد از ظهر ولیعهد بحرین دیدنم آمد. بسیار جوان ورزیده تحصیل کرده و فهمیده. شام هم مهمان او بودم. مهمانی مفصل بود. نخستوزیر ما[هویدا] به صورت خیلی نامطلوبی مست شده بود و حرکات ناشایست میکرد، منجمله این که لااقل پنج شش دفعه به سلامتی سفیر آمریکا و خانمش شراب نوشید. تقریباً تمام سفرای خارجی بودند و این حرکت خیلی قبیح بود. این اندازه هم تملّق!
۹ اردی ۱۳۵۲
#اسدالله_علم
#هویدا
#پهلوی
@Barlabeietarikh
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مصاحبهای کمیاب از ارنستو چگوارا در اوایل انقلاب کوبا و تشکیل نظام کمونیستی در آن به سردمداری فیدل کاسترو
پینوشت: فیدل کاسترو در جایی میگوید فقط از دو خبر بسیار ناراحت شدم؛ یکی خبر مرگ مادرم و دیگری خبر کشته شدن چگوارا!
#کوبا
#چگوارا
#کاسترو
@Barlabeietarikh
حدود ساعت ۱۲ شب، سفیر ما آقای حسین صادقی از ریاض با من تماس گرفت و گفت مقامات وزارت خارجه عربستان با من تماس گرفتهاند و میگویند سفارت ما مورد تعرض قرار گرفته است. همانطور که آقای صادقی صدای ما را میشنید، در تماسی موضوع را به معاون امنیتی وزارت کشور اطلاع دادم و گفتم آنها چنین ادعایی دارند. ایشان گفتند براساس اخباری که داریم، چنین مسئلهای نیست؛ البته برخی مواد آتشزا به داخل سفارت پرتاب کردهاند اما الان محیط هیچ مشکلی ندارد و همه تظاهرکنندگان رفتهاند. اما حدود ساعت 1:30 بامداد بعدازاینکه همهچیز آرام شده، گروه اندکی از در دیگری داخل سفارت رفته بودند. با تصور اینکه همهچیز تمام شده است، بخشی از نیروهای انتظامی ما خارج شده بودند؛ در حدی که حالا مردم تظاهراتی کردند و دو، سه مواد آتشزا به داخل حیاط سفارت پرتاب کرده و رفتهاند. اما مطلع شدم گروه دیگری وارد شدهاند. با معاون امنیتی که تماس گرفتم، گفتند متأسفانه گروهی نیروهای امنیتی را غافلگیر کردهاند و از در پشتی وارد ساختمان شدهاند و خسارتهایی به سفارت وارد کردهاند.
خاطرات شفاهی شهید امیر عبدالهیان، معاون وقت وزیر خارجه از اشغال سفارت سعودی در تهران، ۱۲ دی ۱۳۹۴
#متفرقه
@Barlabeietarikh
به عرض شاهنشاه رساندم که «نبودن برق و ساعات ممتد خاموشی در پایتخت و ولایات، خوابیدن و ضرر هنگفت صنایع به علت نبودن برق، خرابی تلفن، نبودن خواربار (جز نان)، بیاعتنایی به درخواستهای مردم، مقررات خلقالساعه، گرانی نرخها و غیره و غیره. این را یک گروه دشمن در داخل ما به وجود آوردهاند و یا ندانمکاری و بیلیاقتی دولت. به گور پدر دولت لعنت، که من خود آنها را اعضای سیا و غیره میدانم که خود به خود در صف دشمن است. این همه پول را هدر دادیم که با یک حرکت عربستان سعودی مات شدیم و الآن درد بیپولی داریم و باید کمربندها را ببندیم. اینها نفوذ دشمن در داخل صفوف ماست. از لحاظ غلام و بندگی عرض میکنم و پیشنهاد میکنم که شاهنشاه این پدرسوختهها را به عنوان خائن یا بیلیاقت به زندان بیندازند که مردم لااقل نفسی بکشند.»
۲۶ دی ۱۳۵۴
علم مینویسد شاه در واکنش، این عریضهٔ انتقادی او را پاره میکند. جالب اینکه سه سال بعد هم مجبور به فرار از کشور میشود.
#اسدالله_علم
#پهلوی
@Barlabeietarikh
والاحضرت اشرف به من تلفن فرمودند که آخر این نشان لژیون دونور درجه یک من که قرار بود پمپیدو [رئیسجمهور فرانسه] بدهد چه شد؟ عرض کردم قربان خجالت دارد، آدم از پمپیدو چیزی بخواهد. نشان فرانسه بر شما چه اضافه میکند؟ چرا خودتان را کوچک میکنید؟ فوری به شاهنشاه تلفنی عرض کردم که این طور جواب دادم. فرمودند بسیار خوب جواب دادی.
۳۰ فروردین ۱۳۵۲
#اسدالله_علم
#پهلوی
@Barlabeietarikh
الحمدالله تعالى؛ ماه رمضان را در کمال خوبی و خوشی و صحت مزاج گذرانده، روزه را تماماً گرفته، قرآن ختم شد. به همه خوش گذشت. حالا دو ماه به عید نوروز مانده است؛ هوا خوش میگذرد، برف هیچ در جلگه نیست و الی حال به جلگه ابدا برف نیامده است اما کوهها پرمایه و برف است. در رمضان باران شدیدی آمد.
#ناصرالدین_شاه
#قاجار
@Barlabeietarikh
بر لبهی تاریخ
«اگر یک ارتش متشکل از ۱۰۰ شیر بسازید اما فرماندهشان یک سگ باشد، در هر نبردی، شیرها مثل سگ خواهند مر
داستان ناپلئون و ایران؛ روایتی از یک فرصت تاریخی و عقبماندگی ایران
در دورهی فتحعلیشاه و در بحبوحه جنگ ایران و روسیه، ناپلئون بناپارت با هوشمندی راهبردی، ژنرال «گاردان» را به ایران فرستاد تا طبق توافقی با دربار ایران، ارتش ایران را آموزش دهد و زمینههای حملهی فرانسه به هند از مسیر ایران را فراهم کند.
در گزارشهای ژنرال گاردان به ناپلئون، دقت و جامعنگری وی در برنامهریزی نظامی و اجتماعی کاملاً مشهود است؛ تا آنجا که مشخص میشود حتی یک ژنرال معمولی فرانسوی نیز چقدر باهوش، کاردان و آیندهنگر بوده است.
این در حالی بود که ایرانِ عصر قاجار، دچار قحطالرجال بود. ما در حسرت داشتن چهرههایی مانند امیرکبیر میسوختیم، در حالی که اروپاییها دهها امیرکبیر در دربارهای خود داشتند.
یکی از دلایل اصلی این عقبماندگی، نبود نظام آموزش عالی در حوزه مسائل فنی و نظامی بود. در آن زمان، تنها مراکز تحصیلی عالی در ایران، حوزههای علمیه بودند که آموزشها در آن، محدود به دروس حوزوی میشد. در مقابل، اروپا از مدتها قبل، آموزش آکادمیک متنوع را در رشتههای گوناگون توسعه داده و عملاً پایههای نخبگی را در همهی رشتههای رایج آن زمان در جوامع خود گسترانده بود.
اتحاد ایران و ناپلئون، اگرچه میسر نشد، اما آینهایست از آنچه میتوانستیم باشیم اما نشدیم.
#قاجار
#ناپلئون
@Barlabeietarikh
امروز عید حضرت فاطمه علیهاسلام است. بر حسب معمول باید برویم به امیریه؛ سرداری الماسی پوشیده بودیم، کلاه دریای نوری. وارد شدیم؛ جمعیت غریبی از زنها توی تالار بود. رفتیم اطاقی که برای ما معین کرده بودند قدری میوه و عصرانه خوردیم. باز دوباره آمدیم دور تالار چنددفعه گردش کردیم. این الماسهای ما هم برق میزد، زنها تعجب میکردند. یکی از زنها گفت: این همه الماس زدی که ما را سوز جگر بدهی؟ گفتیم بیا یکی را بکنیم بدهیم به تو. خیلی خندیدیم، خیلی خیلی خوش گذشت. آدم نمیخواست برود، از بس مجلس بامزهی خوبی بود.
جمادیالثانی ۱۳۱۳
#ناصرالدین_شاه
#قاجار
@Barlabeietarikh
بر لبهی تاریخ
امروز عید حضرت فاطمه علیهاسلام است. بر حسب معمول باید برویم به امیریه؛ سرداری الماسی پوشیده بودیم، ک
توضیح: سَرْداری، بالاپوش کمرچین مردانه است که قد آن تا زیر زانو میرسد. جنس پارچه و نوع تزئینات آن بسته به جایگاه اجتماعی فرد متفاوت است. مثلاً سرداری پادشاه مزین به جواهرات گرانبها بوده است. سردوشیها نشان مرصع داشت و لباس او از جنس ماهوت با دکمههای الماس فراوان بود. ناصرالدینشاه در بهار و پاییز، سرداری یقهبرگردان ترمه به رنگ زمرّد میپوشید که رویهٔ برگردان آن هم از خز بود.
کلاه دریای نوری، کلاه پادشاه مزیّن به الماس معروف دریای نور است. الماسی صورتی رنگ و با وزن ۱۸۲ قیراط که شاه در مراسمات مهم آنرا بر کلاه خود میزد.
نصرالسلطنه دو دسته گاو جنگی حاضر کرده بود که با هم دعوا بیندازند؛ یک دسته از آن سمت آمدند، یک دسته از این سمت به هم رسیدند؛ در کمال مسالمت و صلح از هم گذشتند و رفتند.
صفر ۱۳۱۳
#ناصرالدین_شاه
#قاجار
@Barlabeietarikh