eitaa logo
بر لبه‌ی تاریخ
815 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.2هزار ویدیو
0 فایل
روایتی از روزگارانی که جهان لرزید... نقبی به وقایع، اسناد، و رازهای تاریخ معاصر جهان. اینجا، هر حادثه، داستانی‌ست ناگفته. ارتباط با مدیر: @MMSALEHN
مشاهده در ایتا
دانلود
به عرض شاهنشاه رساندم که «نبودن برق و ساعات ممتد خاموشی در پایتخت و ولایات، خوابیدن و ضرر هنگفت صنایع به علت نبودن برق، خرابی تلفن، نبودن خواربار (جز نان)، بی‌اعتنایی به درخواست‌های مردم، مقررات خلق‌الساعه، گرانی نرخ‌ها و غیره و غیره. این را یک گروه دشمن در داخل ما به وجود آورده‌اند و یا ندانم‌کاری و بی‌لیاقتی دولت. به گور پدر دولت لعنت، که من خود آن‌ها را اعضای سیا و غیره می‌دانم که خود به خود در صف دشمن است. این همه پول را هدر دادیم که با یک حرکت عربستان سعودی مات شدیم و الآن درد بی‌پولی داریم و باید کمربندها را ببندیم. این‌ها نفوذ دشمن در داخل صفوف ماست. از لحاظ غلام و بندگی عرض می‌کنم و پیشنهاد می‌کنم که شاهنشاه این پدرسوخته‌ها را به عنوان خائن یا بی‌لیاقت به زندان بیندازند که مردم لااقل نفسی بکشند.» ۲۶ دی ۱۳۵۴ علم می‌نویسد شاه در واکنش، این عریضهٔ انتقادی او را پاره می‌کند. جالب اینکه سه سال بعد هم مجبور به فرار از کشور می‌شود. @Barlabeietarikh
والاحضرت اشرف به من تلفن فرمودند که آخر این نشان لژیون دونور درجه یک من که قرار بود پمپیدو [رئیس‌جمهور فرانسه] بدهد چه شد؟ عرض کردم قربان خجالت دارد، آدم از پمپیدو چیزی بخواهد. نشان فرانسه بر شما چه اضافه می‌کند؟ چرا خودتان را کوچک می‌کنید؟ فوری به شاهنشاه تلفنی عرض کردم که این طور جواب دادم. فرمودند بسیار خوب جواب دادی. ۳۰ فروردین ۱۳۵۲ @Barlabeietarikh
الحمدالله تعالى؛ ماه رمضان را در کمال خوبی و خوشی و صحت مزاج گذرانده، روزه را تماماً گرفته، قرآن ختم شد. به همه خوش گذشت. حالا دو ماه به عید نوروز مانده است؛ هوا خوش می‌گذرد، برف هیچ در جلگه نیست و الی حال به جلگه ابدا برف نیامده است اما کوه‌ها پرمایه و برف است. در رمضان باران شدیدی آمد. @Barlabeietarikh
بر لبه‌ی تاریخ
«اگر یک ارتش متشکل از ۱۰۰ شیر بسازید اما فرمانده‌شان یک سگ باشد، در هر نبردی، شیرها مثل سگ خواهند مر
داستان ناپلئون و ایران؛ روایتی از یک فرصت تاریخی و عقب‌ماندگی ایران در دوره‌ی فتحعلی‌شاه و در بحبوحه جنگ ایران و روسیه، ناپلئون بناپارت با هوشمندی راهبردی، ژنرال «گاردان» را به ایران فرستاد تا طبق توافقی با دربار ایران، ارتش ایران را آموزش دهد و زمینه‌های حمله‌ی فرانسه به هند از مسیر ایران را فراهم کند. در گزارش‌های ژنرال گاردان به ناپلئون، دقت و جامع‌نگری وی در برنامه‌ریزی نظامی و اجتماعی کاملاً مشهود است؛ تا آنجا که مشخص می‌شود حتی یک ژنرال معمولی فرانسوی نیز چقدر باهوش، کاردان و آینده‌نگر بوده است. این در حالی بود که ایرانِ عصر قاجار، دچار قحط‌الرجال بود. ما در حسرت داشتن چهره‌هایی مانند امیرکبیر می‌سوختیم، در حالی که اروپایی‌ها ده‌ها امیرکبیر در دربارهای خود داشتند. یکی از دلایل اصلی این عقب‌ماندگی، نبود نظام آموزش عالی در حوزه مسائل فنی و نظامی بود. در آن زمان، تنها مراکز تحصیلی عالی در ایران، حوزه‌های علمیه بودند که آموزش‌ها در آن، محدود به دروس حوزوی می‌شد. در مقابل، اروپا از مدت‌ها قبل، آموزش آکادمیک متنوع را در رشته‌های گوناگون توسعه داده و عملاً پایه‌های نخبگی را در همه‌ی رشته‌های رایج آن زمان در جوامع خود گسترانده بود. اتحاد ایران و ناپلئون، اگرچه میسر نشد، اما آینه‌ای‌ست از آنچه می‌توانستیم باشیم اما نشدیم. @Barlabeietarikh
امروز عید حضرت فاطمه علیهاسلام است. بر حسب معمول باید برویم به امیریه؛ سرداری الماسی پوشیده بودیم، کلاه دریای نوری. وارد شدیم؛ جمعیت غریبی از زن‌ها توی تالار بود. رفتیم اطاقی که برای ما معین کرده بودند قدری میوه و عصرانه خوردیم. باز دوباره آمدیم دور تالار چنددفعه گردش کردیم. این الماس‌های ما هم برق می‌زد، زن‌ها تعجب می‌کردند. یکی از زن‌ها گفت: این همه الماس زدی که ما را سوز جگر بدهی؟ گفتیم بیا یکی را بکنیم بدهیم به تو. خیلی خندیدیم، خیلی خیلی خوش گذشت. آدم نمی‌خواست برود، از بس مجلس بامزه‌ی خوبی بود. جمادی‌الثانی ۱۳۱۳ @Barlabeietarikh
بر لبه‌ی تاریخ
امروز عید حضرت فاطمه علیهاسلام است. بر حسب معمول باید برویم به امیریه؛ سرداری الماسی پوشیده بودیم، ک
توضیح: سَرْداری، بالاپوش کمرچین مردانه است که قد آن تا زیر زانو می‌رسد. جنس پارچه و نوع تزئینات آن بسته به جایگاه اجتماعی فرد متفاوت است. مثلاً سرداری پادشاه مزین به جواهرات گرانبها بوده است. سردوشی‌ها نشان مرصع داشت و لباس او از جنس ماهوت با دکمه‌های الماس فراوان بود. ناصرالدین‌شاه در بهار و پاییز، سرداری یقه‌برگردان ترمه به رنگ زمرّد می‌پوشید که رویهٔ برگردان آن هم از خز بود. کلاه دریای نوری، کلاه پادشاه مزیّن به الماس معروف دریای نور است. الماسی صورتی رنگ و با وزن ۱۸۲ قیراط که شاه در مراسمات مهم آنرا بر کلاه خود می‌زد.
نصرالسلطنه دو دسته گاو جنگی حاضر کرده بود که با هم دعوا بیندازند؛ یک دسته از آن سمت آمدند، یک دسته از این سمت به هم رسیدند؛ در کمال مسالمت و صلح از هم گذشتند و رفتند. صفر ۱۳۱۳ @Barlabeietarikh
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شما زنان هرگز یک میکل آنژ یا باخ یا یک آشپز فوق‌العاده نداشته‌اید، همهٔ شما متقلب و شرور هستید. شما زنان تابحال هوش و توان برابر نداشته‌اید، شاید در آینده پیدا کنید البته استثنا هم وجود دارد. چه وقت شما زنان دانشمند درجهٔ یک تولید کرده‌اید؟ @Barlabeietarikh
برای جشن‌های ۲۵۰۰ ساله، حتی پیشخدمت‌ها را با هواپیما از فرانسه آوردند و آن دهکدهٔ چادری را[در تخت جمشید] درست کردند و کارهایی که انجام شد مسلماً یک صدمهٔ بسیار به حیثیت دولت ایران در مقابل مردم ایران زد. از خاطرات شفاهی هوشنگ نهاوندی؛رئیس دانشگاه تهران و وزیر علوم پهلوی @Barlabeietarikh
ياد دارم رضاخان يک روز در اتاق تلگرافخانه مخصوص به انتظار وصول پاسخ مخابره حضوری قدم می‌زدند و من هم دست به سينه ايستاده بودم. يک مرتبه گوشه فرش اتاق را بالا زد و نگاهی به زير فرش کرد. اتفاقاً يک دانه چوب کبريت زير فرش بود. فوراً توسط پيشخدمت مخصوص خودش سرايداران عمارت را احضار کرد. وقتی سرايدار آمد، چوب کبريت زير فرش را به او نشان داد و گفت: «اينطور اتاق‌ها را تميز می‌کنی؟» و بلافاصله يک اردنگی به او زد که بيچاره محمدآقا توی اتاق پخش شد. روز ديگری بی‌خبر وارد اتاق دفتر دربار شد و يک استکان خالی که چای آن را خورده بودند روی ميز ديد. فوری پيشخدمت آن اتاق را احضار کرد و چنان سيلی‌ای به صورت او زد که بيچاره محمدعلی خان از يک گوش و يک چشم سنگين و تار شد. از خاطرات محمد ارجمند، تلگراف‌چی مخصوص پهلوی اول @Barlabeietarikh
رضاخان پهلوی در طفوليت و جوانی تحصيلاتی نکرده بود. سواد فارسی او کم بود و منحصر به خواندن مراسلات خوش‌خط و روزنامه بود. خط فارسی او خوب نبود و در انشاء و املا نيز بسيار ضعيف بود. از خاطرات محمد ارجمند، تلگراف‌چی مخصوص پهلوی اول @Barlabeietarikh
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قلعه زیبای حلب، مربوط به قرن 12 میلادی این قلعه دارای خندقی عظیم، پل ورودی با مسیر مارپیچ دفاعی، دروازه‌های متعدد، برج‌های مراقبت، اتاق‌های نظامی، مسجد جامع، حمام، زرادخانه، آب‌انبارها و محل اسکان نیروهای نظامی است. طراحی آن به گونه‌ای است که در برابر حملات حتی طولانی‌مدت هم مقاومت کند. قلعه حلب در دوره‌ی صلاح‌الدین ایوبی و به‌ویژه پسرش الظاهر غازی (فرمانروای حلب) در قرن ۱۲ و ۱۳ میلادی توسعه و بازسازی گسترده‌ای یافت و به یکی از مهم‌ترین دژهای دفاعی جهان اسلام تبدیل شد و بارها در برابر حملات صلیبی‌ها، مغول‌ها، و بعدها در دوران عثمانی، نقش اساسی در دفاع از شهر داشته است. همچنین در جریان جنگ داخلی سوریه در سال‌های اخیر، این قلعه نیز آسیب‌هایی دید ولی همچنان به‌عنوان نماد استقامت تاریخی پابرجاست. @Barlabeietarikh