eitaa logo
بر لبه‌ی تاریخ
815 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.2هزار ویدیو
0 فایل
روایتی از روزگارانی که جهان لرزید... نقبی به وقایع، اسناد، و رازهای تاریخ معاصر جهان. اینجا، هر حادثه، داستانی‌ست ناگفته. ارتباط با مدیر: @MMSALEHN
مشاهده در ایتا
دانلود
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️صوت جالب از لحظه شوکه شدن خلبان آمریکایی بعد از دیدن جت جنگنده نازی‌ها در جنگ جهانی دوم. انقلاب هوایی آلمان نازی؛ جت جنگنده مسرشمیت Me 262 مسرشمیت Me 262 نخستین جنگنده جت عملیاتی تاریخ هوانوردی بود که توسط آلمان نازی طراحی شد. هرچند طراحی اولیه آن به پیش از آغاز جنگ جهانی دوم بازمی‌گشت، اما مشکلات فنی در موتورهای جت، چالش‌های متالورژیکی و مداخلات مقامات رده‌بالا، از جمله شخص هیتلر باعث شد تا این هواپیما تا میانه‌های سال ۱۹۴۴ وارد میدان نبرد نشود. این جنگنده از لحاظ فناوری، فراتر از هم‌رده‌های خود در میان متفقین — حتی ۲۵۰ کیلومتر سریع‌تر از جت بریتانیایی گلاستر متئور — عمل می‌کرد و به‌واسطه‌ی سرعت و قدرت آتش بالا، تهدیدی واقعی برای هواگردهای متفقین محسوب می‌شد. Me 262 در گونه‌های متنوعی از جمله جنگنده رهگیر، بمب‌افکن سبک، هواگرد شناسایی و نمونه آزمایشی جنگنده شبانه ساخته شد. در مجموع، این جنگنده‌ها توانستند ۵۳۷ شکار هوایی را به ثبت برسانند. اما کمبود شدید سوخت، فشارهای سیاسی و ورود دیرهنگام به میدان نبرد، مانع از آن شد که Me 262 بتواند ورق جنگ را به نفع آلمان برگرداند. مسرشمیت ۲۶۲ نمونه‌ای درخشان از پیشرفت فناوری نظامی آلمان بود که اگر زودتر وارد جنگ می‌شد، شاید مسیر نبردهای هوایی در جنگ جهانی دوم را دگرگون می‌کرد. اما مانند بسیاری از پروژه‌های پیشرفته آلمان نازی، «خیلی کم، خیلی دیر» وارد صحنه شد... @Barlabeietarikh
ناصرالدین‌ وقتی که بر تخت پادشاهی جلوس کرد فقط به زبان ترکی رایج در آذربایجان حرف می‌زد، ولی بزودی خواندن و نوشتن فارسی را نیک آموخت و به تدریج هم با زبان فرانسه و عربی آشنائی یافت. وی شعرای ایران را خوب می‌شناخت و کتابهای شرقی در باب تاریخ و فلسفه و هنر را خوانده است و به هیچ عنوان نمی‌توان گفت که شاه از کارهای هنری بی‌بهره است. در نقاشی مهارتی دارد. حدود اطلاعات شاه وسیع و او کاملاً در جریان وقایع زمان است. دربارهٔ مسائل جاری سرشار از علاقه و کنجکاوی است و تشنهٔ اخبار است که با استفاده دقیق از افراد باصلاحیت بدست می‌آورد. شرح خاطرات مسافرتش متضمن نکته‌های بدیع است‌. @Barlabeietarikh
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شیوه معماری مناره در سلسله‌های مختلف اسلامی @Barlabeietarikh
444.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تجمع با شکوه ۷۰۰ هزار نفری حزب نازی در نورنبرگ - ۱۹۳۷ در سال ۱۹۳۷، نورنبرگ برای پنجمین بار پیاپی، میزبان یکی از بزرگ‌ترین گردهمایی‌های حزب ناسیونال‌سوسیالیست (نازی) شد. این گردهمایی‌ها که به "رژه‌های نورنبرگ" مشهور بودند، از ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۸ به‌طور سالانه برگزار می‌شدند و هدف اصلی‌شان، نمایش وحدت، قدرت و نظم ساختاری حزب نازی برای مردم آلمان و جهان بود. تجمع سال ۱۹۳۷ با عنوان رسمی "رژه افتخار" (Reichsparteitag der Ehre) شناخته می‌شود؛ عنوانی که اشاره به پیوستن اتریش به رایش سوم داشت. در این گردهمایی، هزاران نظامی، جوانان هیتلری، کارگران، و اعضای شاخه‌های مختلف حزب، در مراسمی عظیم، با نظم خیره‌کننده و رژه‌های دقیق نظامی حضور یافتند. در پس این شکوه و عظمت ظاهری، هدف اصلی چیزی جز تبلیغات سازمان‌یافته برای تحکیم قدرت هیتلر و حزب نازی نبود. لنی ریفنشتال، فیلم‌ساز مشهور آلمانی، از این مراسم فیلم‌برداری کرد و اثرش با نام "پیروزی اراده" (Triumph des Willens) به یکی از معروف‌ترین نمونه‌های سینمای تبلیغاتی جهان تبدیل شد. @Barlabeietarikh
چیزی که دیروز خیلی باعث تعجب من در دانشگاه پهلوی[شیراز کنونی] شد، مشاهدهٔ زیادی دختر چادربه‌سر بود. وقتی که من رئیس دانشگاه بودم، دختر چادربه‌سر را مسخره می‌کردیم، یک نفر هم برای نمونه پیدا نمی‌شد. یعنی آن را برای خود یک تحقیر حساب می‌کردند و حالا ده‌ها دختر چادری حتی در سالن سخنرانی دیدم، ولی آن‌جا محلی نداشت که من در این باره صحبت بکنم؛ و به هر حال شنیده‌ام که حتی بعضی دختران با فرهنگ مهر، رئیس دانشگاه، دست نمی‌دهند که این کار حرام است. ۷ اردیبهشت ۱۳۵۵ @Barlabeietarikh
قدری از اختلافات دختر خودم با شوهرش به عرض رساندم. فرمودند چه باید کرد؟ این گرفتاری‌ها برای همه هست. مرحوم سیدضیاءالدین طباطبایی با همۀ حُمق خودش یک حرف حساب میزد که انسان تا زنده هست آسایش ندارد و استراحت فقط با مرگ حاصل می‌شود. فرمودند، بلی! یک حرف دیگر هم حسابی میزد و آن این که شب انسان نباید در یک اتاق با زنش بخوابد زیرا در رختخواب است که سر گله‌ها و حرف‌های مزخرف باز می‌شود و به انسان بی‌خوابی و ناراحتی می‌دهد و این را واقعاً حسابی میگفت. من خندیدم. عرض کردم، که معلوم می‌شود شاهنشاه خیلی گرفتاری دارید. فرمودند، ناچار! ج ۳: ۳۷۵،۶ @Barlabeietarikh
فتحعلی شاه به سفیرش در استانبول اینگونه می‌نویسد: «در باب فرانسه غوررسی (بررسی) خوبی بکن و ببین فرانسه هم یکی از ایلات فرنگ است یا گروهی و ملکی دیگر است؟ بناپارت نام، کافری که خود را پادشاه فرانسه می داند، کیست و چه کاره است؟... درباب انگلستان تحقیق جداگانه و علی حده بکن و ببین از چه قماش مردم و از چه قبیل قوم اند؟ اینکه می گویند در جزیره ای ساکن اند، ییلاق و قشلاق ندارند و قوت قالبشان ماهی است راست است یا نه؟ اگر راست باشد چطور ممکن است یکی در جزیره بنشیند و هندوستان را فتح کند؟... همچنین صرف مساعی و اقدام بنما و بفهم در میان انگلستان و لندن چه نسبت است؟ آیا لندن جزئی از انگلستان است یا انگلستان جزئی از لندن؟... (در آخر) ببین که احسن طریق برای هدایت فرنگیان گمراه به شاهراه اسلام و بازداشتن ایشان از اکل میته (خوردن مردار) و لحم خنزیر (گوشت خوک) کدام است؟» از سفرنامه سر هارفورد جونز، همچنین کتاب سرگذشت حاجی بابا اصفهانی نوشته جیمز موریه @Barlabeietarikh
از صبح برف آمد الی غروب، به‌طوری که برف و بارندگی از این بهتر بحمدالله نمی‌شود؛ بسیار خوب بارید، به‌قدر نیم ذرع برف بارید، صحرا و کوه‌ها بالمرّه سفید شد. چندین سال بود که همچه رحمتی نازل نشده بود. ما بندگان پست فطرتِ بی‌معنیِ هیچ‌نفهمِ خر، قدر این نعمت‌های خداوندی را نمی‌دانیم و نمی‌فهمیم، مگر باز خود باری‌تعالی ترحّم فرموده بر این نادان‌ها. دیگر انشاء‌الله غضب نفرمایند و همیشه درهای رحمت انشاالله باز باشد. خاطرات ناصرالدین شاه؛ روز جمعه ۲۴ شهر شوال ۱۲۸۸ @Barlabeietarikh
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برج پادشاه آلفرد در وینچستر، شاهدی بر تاریخ انگلیس که از قرن دوازدهم با آرامشی تحسین برانگیز در وسط شهر ایستاده است. این سنگ باستانی داستان های خاموشی را روایت می کند که از پایان جنگ 7 ساله آغاز می شود. این برج از موقعیت استراتژیک خود تغییرات سیاسی و اجتماعی را مشاهده کرده است و به عنوان چراغی تاریخی در منظر شهری است. کاوش در دیوارها و پله های آن به معنای غوطه ور شدن در کتابی زنده از قرون وسطی است. آلفرد از سال ۸۷۱ تا ۸۸۶ میلادی پادشاه وست ساکسونز و پادشاه آنگلوساکسونز از ۸۸۶ تا ۸۹۹ در جنوب‌غربی انگلستان بود. او جوانترین پسر پادشاه اتلولف بود. پدر آلفرد در دوران کودکی او فوت کرد و سه تن از برادران مسن تر او، اتلبالد، اتلبرت و اتلرد یکی بعد از دیگری به سلطنت رسیدند. تحت فرمان آلفرد بسیاری از اصلاحات دیوانی و نظامی انجام شد که تأثیر ماندگاری در آینده انگلستان داشتند. انگلیسی‌ها او را به صورت فرمانروایی فروتن و بردبار توصیف می‌کنند. پس از مرگ وی اوضاع انگلیس دوباره آشفته شد. @Barlabeietarikh
جمعه ۹ نوامبر ۱۹۱۷ انقلاب پطرزبورگ تقریباً به نفع بلشویکها (کمونیست‌های افراطی) پایان یافته، کرنسکی فرار کرده و سایر وزرا دستگیر شده‌اند. عجالتاً حکومت به دست لنین، سردستهٔ بلشویکها و آزادیخواهان افراطی روسیه افتاده و او هم بیان‌نامه‌ای انتشار داده، وعدۀ صلح به دنیا می‌دهد و صراحتاً اعلام داشته که باید از خونریزی اجتناب نمود و راه را برای آزادی بسط داد و صاف نمود. دورهٔ دیکتاتوری و مظلوم‌کشی به پایان رسیده، اشرافیت باید از میان برداشته شود و امور به کارگران و زحمتکشان محول گردد. نیروهای دریایی روسیه در بالتیک و ساخلوی پطرزبورگ به حمایت انقلابيون بلشویک قیام کرده‌اند. ۴۴۸،۹ خاطرات عبدالحسین شیبانی (وحیدالملک) @Barlabeietarikh
بر لبه‌ی تاریخ
لحظه‌ای که تاریخ درون کرملین لرزید... ساعت ۴:۳۱ بامداد، ۲۲ ژوئن ۱۹۴۱. عکسی کمیاب و غیرمجاز، لحظه‌
استالین، یک تزار واقعى بود. فقط از خانواده رُمانف (خاندان تزارهای روسیه) نبود، فرد دیگرى بود؛ اما یک تزار و یک پادشاه مطلق بود! استالین، تنها چیزى که از انقلاب روسیه حفظ کرد، آن نیم تنه‌اى بود که تا آخر عمرش به شکل یک [لباس] فرم مى‌پوشید که تا بالا تکمه مى‌خورد! آن را هم به مجردى که مُرد، اعقابش کنار گذاشتند و هیچ چیز دیگر نماند؛ تمام شد! از انقلاب، فقط اسمش ماند؛ اگرچه از اول هم که انقلاب شد و سر کار آمده بودند، حکومت کارگرى فقط اسم بود! سخنرانی آیت الله خامنه‌ای (77/12/15) @Barlabeietarikh
صبح حمام رفتم. نزدیک ظهر درب خانه رفتم. شرفیاب حضور شدم. دیدم قبله عالم کبک سه روزه با کباب جگر بلدرچین میل فرموده به اسهال افتاده‌اند. تکدر خاطر داشتند. فی‌الواقع خوف کردم. مخصوصا که حکیم «طولوزان» هم فرانسه رفته. شاه فرمودند فلانی، این شکم روش را چه کنیم؟ عرض کردم پادشاه فرانسه این‌طور مواقع استفراغ می‌فرمایند. آب روی آتش را می‌ماند. قبله عالم ظرف خواستند. هرچه انگشت زدند مفید نیفتاد. فرمودند فلانی، تو انگشت بزن. چاکر دو سه بار انگشت زدم، دیدم چاره نمی‌شود. خیلی پریشان خاطر شدم. دستم را تا آرنج فرو کردم توی حلق مبارک. دیدم چشم‌های قبله عالم دارد از کاسه بیرون می‌زند. در این بین تاجر “سوئیسی” که اجازه ورود دارد، وارد شد. چیزی نمانده بود پس بیفتد. گفت فلانی شاه را کشتی. گفتم علاج اسهال است. گفت حکما باید دستت را بیرون بکشی. الآن است که قبله عالم سقط شوند. دیدم سگرمه ‌های قبله عالم درهم رفت. عرض کردم فارسی خوب نمی‌داند. قدری آرام شدند. دستم را که بیرون کشیدم بندگان همایونی صدای مهیبی بیرون دادند. راه پائین باز بود، راه بالا هم باز شد. هرچه انتظار کشیدیم، بند نیامد. فرستادم دنبال حکیم کرمانشاهی که بیاید لااقل یک‌طرف را سد کند. هر طور بود قبله عالم را خواباندیم. تا فردا چه شود. روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه (خاطرات محمدحسن صنیع‌الدوله ملقب به «اعتمادالسلطنه») @Barlabeietarikh