عرض کردم نزدیک است اسرائیلیها بمب اتمی داشته باشند. فرمودند: پس چرا ما نداریم؟ عرض کردم اولاً آن قدر پیشرفت نکردهایم و ثانیاً وجدان و صمیمیت در کار کردن نداریم، با کمال تأسف تصدیق فرمودند.
۲۲ شهریور ۱۳۴۸
#اسدالله_علم
#پهلوی
@Barlabeietarikh
نادر شاه و کنترل روضه خوانها
چنان چه در زمان نادر شاه هر روضه خوانی [کذا] که بالای منبر [کذا] می رفت، روضه می خواند، پایین که می آمد او را نسق می نمود؛ تا روزی روضه خوانی رفت بالای منبر و از ترس نادر چیزی نگفت. همین قدر گفت: حضرت فاطمه چنین فرمودند و زینت خاتون و سکینه خاتون چنین و چنان فرمودند.
از منبر که پایین آمد، او را طلبید، فرمود: روضه خود را خواندی؟ [کذا]: عرض کرد: بلی، نادر شاه فرمود: اسم مادر و خواهر و دختر خود را به من بگو که چیست؟ روضه خوان بر خود پیچید. نادر گفت: چرا نمی گویی؟ باز نگفت تا سه مرتبه، آخر فرمود ای زن فلان! تو که نزد من تنها شرم می کنی که اسم مادر و خواهر و دختر خود را بگویی چگونه بالای منبر حضور دو هزار کس اسم دختر پیغمبر و دختر امیر و دختر حسین را به اسم می بری! بگو دختر پیغمبر صدیقه کبری، و بگو دختر بزرگ پیامبر، بگو دختر حسین فرمود. او را چوب زیادی زدند و حکم فرمود که دیگر روضه خوان که بالای منبر نروند.
#نادرشاه
@Barlabeietarikh
«...از دو طرف جمعیت زن و مرد ایستاده بودند اما همه آرام و خوب، زنهای خوشگل، دخترهای خوشگل زیاد از اندازه، همه نوع و همه جور... به قدری خوشگل در این راه دیدیم و زیاد بود که آدم سفیه میشد، نه تنها از منزل تا گار [ایستگاه قطار] بود، از گار تا سر کوه هم دو طرفه زنهای خوشگل ایستاده بودند، به قدر بیست هزار خوشگل امروز دیدیم...
از گار تا مهمانخانه هم یک مسافتی است، اینجا چهار دختر خیلی خوشگل دیدیم... اینها را منتخب کرده بودند و به دست هر یک گلی داده بودند، یکی یکی گلها را آوردند دادند به من... آن دختر خیلی خوشگل و مقبولتر از همه که موهایش مثل گلابتون ریخته، دختر سفید بسیار خوشگلی بود، وقتی دسته گل را به من داد من همینطور مات صورت این دختر شده نتوانستم راه بروم. ایستادم و مات مات این دختر را نگاه میکردم که مردم ملتفت شده بیاختیار خندیدند به طوری که من خودم هم خندیدم...
خلاصه سرازیر پیاده از این راه که اطرافش جنگل است میرویم برای هتل و نهایت افسوس را دارم که از پهلوی این دختر دور میشوم...
خیلی خفیف [آهسته] میرفتیم که دختر به این خوبی که گل آورده بود و دستمان به او نرسید...
این خاطره مربوط به روز یکشنبه سوم شهریور سال 1268 شمسی است؛ در آن زمان، ناصرالدینشاه در جریان بازگشت از سفر فرنگ در شهر وین اتریش به سر میبرد.
#ناصرالدین_شاه
#قاجار
@Barlabeietarikh
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پادشاه جذامی بیت المقدس
بالدوین چهارم، پادشاه مسیحیِ بیتالمقدس (اورشلیم) در قرن دوازدهم، از نوجوانی به جذام مبتلا بود. با وجود بیماری، سالها در برابر حملات صلاحالدین ایوبی ایستادگی کرد و حتی در ۱۳ سالگی، در نبرد مونتگیسار (1177) با نیرویی کمتر او را شکست داد. در زمان او، بین صلیبیها و صلاحالدین آتشبس برقرار شد.
اما پس از مرگش، جانشینانش—از جمله گای لوزینیان—با بیتدبیری آتش جنگ را شعلهور کردند. نتیجهاش، شکست سنگین صلیبیها در نبرد حطین (1187) و سقوط بیت المقدس (اورشلیم) به دست صلاحالدین بود. بالدوین شاید جذامی بود، اما بعد از او، پادشاهیاش زمینگیر شد. بالدوین در ۲۴ سالگی مُرد.
پینوشت: ویدیوی حاضر، نمایی از فیلم قلمرو بهشت است.
#جنگهای_صلیبی
#بیت_المقدس
@Barlabeietarikh
توصیف جزئیات جالب حرم حضرت امیرالمؤمنین توسط ناصرالدین شاه در سفرنامه عتبات وی
خلاصه راندیم، راندیم دو فرسنگ مانده، گنبد و منارههای حضرت علی ابن ابی طالب، اسدالله الغالب نمایان شد. حالت غریبی دست داد. راندیم یک فرسنگ مانده پیاده شده، تجدید وضویی شد، دم دروازه از کالسکه پیاده شده با همهٔ نوکرها، وزرا و پاشایان همانطور پیاده میرفتیم. خلاصه بازارها قرق بود. پیاده رفتیم تا به درِ صحن مبارک رسیدیم. داخل شدیم. در حقیقت به بهشت برین وارد شدیم. صحنِ وسیع با روحی است، از کاشیهای معرق صفوی است. گنبد و بارگاه حضرت در وسط ایوان طلا، منارههای طلا. بالای سر درب صحن اسم نادرشاه را نوشتهاند. میشود بنای صحن از نادر باشد. گنبد طلا که از کارهای نادرشاه است، روحی داده بود. از دست چپ به کفشکن رسیده، رفتم بالا. کلید دار آقاسید جواد. پسری است جوان، ریش دارد و آدم خوبی است. اذن دخول و زیارتنامه خواند، خوب و شمرده. داخل ضریح که شدیم مثل بهشت بود، روح و صفایی داشت، که محال است هیچ جای دنیا هیچ باغی به این صفا باشد. ضریح حضرت از نقره است گویا پیشکش صفویها باشد، فرشهای ابریشمی قالی که شاه عباس انداخته است و رقم هم دارد «کلب آستان علی؛ عباس.» مثل این است که امروز از کارخانه درآمده است. رفتیم توی ضریح. در بالای سر حضرت زیارت کردم. نشان صورت حضرت[نشان سلطنتی] را آنجا گذاشتم تبرک بشود. شمشیر جهانگشا را هم گفتم آنجا بگذارند انشاالله تبرک بشود. جقهء برلیان الماس سرم را پیشکش آستانهٔ حضرت امیرالمومنین کردم. در بالای سر حضرت روی دیوار که دست نرسد جایی معین شد که کار بگذارند، رویش آئینه باشد. امروز حکم شده بود خزانهٔ حضرت را که از ایام وهابی الی حال درش بسته است و کسی بازنکرده است قریب هفتاد سال میشود، باز کنند. و ثبتش را بردارند و دوباره مهر دولت ایران و عثمانی بشود که حیف و میل نشود. روپوشِ گلابتوندوز از عهد عضدالدوله دیلمی الی حال در روی ضریح حضرت آویخته است. بدون عیب، هشتصد سال میشود که پیشکش کردهاند. الحمدالله در بالای گلدسته طلای حضرت، در پنج وقت نماز، موذنها بانگ اشهدان علی ولیالله را به بانگ بلند میگفتند.
سفر عتبات
#ناصرالدین_شاه
@Barlabeietarikh
بر لبهی تاریخ
«اگر یک ارتش متشکل از ۱۰۰ شیر بسازید اما فرماندهشان یک سگ باشد، در هر نبردی، شیرها مثل سگ خواهند مر
ناپلئون و عباسمیرزا؛ داستان یک همکاری سودمند
اروپا از زمان ناپلئون، دارای تحصیلات آکادمیک پیشرفتهای بوده است؛ مشابه آنچه امروز تحت عنوان آموزش آکادمیک میشناسیم. بهعنوان نمونه، خود ناپلئون، رسالهی افسری خود را دربارهی بررسی لشکرکشیهای نادرشاه افشار نگاشته بود؛ امری که نشان میدهد حتی در آن دوره نیز نظام آموزشی آنها مبتنی بر پژوهش، تحلیل نظامی و تهیهی طرح و تز بوده است. این مسئله خود میتواند توضیحدهندهی بخشی از جهش ناگهانی آنها در عرصهی پیشرفتهای علمی، نظامی و سیاسی باشد.
در ایران، مفهوم تز و طرح، تازه در حوالی سالهای ۱۳۱۰ شمسی مطرح شد و آن هم بهصورت ابتدایی و بسیار ساده.
نمونهی مشابهی را میتوان در روسیه تزاری مشاهده کرد. در همان دورهی فتحعلیشاه قاجار، ارتش روسیه از سازمانی منسجم برخوردار بود و دارای دبیرستانها و دانشگاههای افسری بود. این در حالی است که در ایران، تا پیش از عباسمیرزا، اصلاً تفکری در خصوص تشکیل ارتش منظم وجود نداشت. نیروهای نظامی ایران، عمدتاً فصلی و نامنظم بودند.
تا دورهی فتحعلیشاه، دربار ایران از وقایع جهانی بیخبر بود و حتی اطلاع دقیقی از موجودیت و موقعیت کشورهایی چون فرانسه نداشت. زمانی که خطر فرانسه در میان قدرتهای جهانی احساس شد، فتحعلیشاه برای نخستین بار دستور تحقیق دربارهی ملل را صادر کرد تا اطلاعاتی دربارهی کشورهای دیگر جمعآوری شود. پس از آن، با شناسایی فرانسه، تصمیم گرفت با ناپلئون تماس برقرار کند تا شاید بتواند با کمک او، تهدید روسیه را کاهش دهد.
این نکته نیز قابل توجه است که تا زمانی که فرانسویها برای آموزش ارتش در زمان عباسمیرزا وارد ایران نشدند، ابتداییترین اصول جنگی نیز برای ارتش ایران شناختهشده نبود. بهعنوان نمونه، ارتش ایران شبها کشیک نظامی نداشت و بهراحتی در معرض شبیخون قرار میگرفت. حتی در دورهی آقامحمدخان قاجار، که فردی با نبوغ نظامی بود، ارتش ایران در نبرد با گرجستان چندین بار مورد شبیخون قرار گرفت.
افسران فرانسوی اعزامی نیز از بینظمی ارتش ایران متعجب بودند. آنها گزارش میدادند که نقشههای محرمانهی فرماندهان نظامی بهصورت علنی و بلند در میان ارتش مطرح میشد و دسترسی به آن محدود نبود.
زمانی فردی در بحثی دربارهی شیخنشینهای عمان، ثبات حکمرانی آنها را ناشی از تاریخ و میراث فرهنگی دیرینهیشان میدانست. به ذهن خطور میکند که شاید علت اصلی پیشرفت تمدنهایی مانند روسیه، فرانسه و انگلستان نیز همین استمرار تاریخی و ثبات نسبی ساختارهای سیاسی آنها بوده باشد. در ایران، سلسلههای پادشاهی بیش از حد دچار انقطاع و فروپاشی میشدند، و کشور بارها مورد تاختوتاز بیگانگان قرار میگرفت. به همین دلیل، غالب شاهان و حکمرانان ما افرادی کمفرهنگ و بیاطلاع از جریانهای فکری و تمدنی روز جهان بودند.
#قاجار
#ناپلئون
#عباس_ميرزا
@Barlabeietarikh
روزی حین عبور از خیابان همهمهای شنیدم، نزدیک رفتم و پشت سر جمعیت قرار گرفتم. دیدم شیخ فضلالله نوری در حال عبور از مقابل تکیهٔ سنگلج است. عابران هجوم آورده و مردم مغازهها را بسته و برای عرض ارادت شتاب میکنند. شیخ فضلالله در حال عبور چشم بر زمین دوخته و ذکر میگفت. گاه نیز احوال بازاریان را میپرسید. در پانزده دقیقه او فقط توانست از یک ضلع تکیه که ۵۰ ذراع(۲۵متر) داشت بگذرد!
#عبدالله_بهرامی
#مشروطه
@Barlabeietarikh
دو مطلب کاملاً مهم را برای رضاخان روشن کردم: یکی اینکه مبادا به این خیال بیافتد که با همین اسلحهها و مهمّاتی که در اختیارش میگذاریم ما را از پشت سر مورد حمله قرار دهد. چنین عملی منجر به اضمحلال و نابودی کاملش خواهد شد. [دیگری]باید قول بدهد که پس از تصرف تهران شاه را به هیچ عنوانی از سلطنت برندارد. رضا هر دو شرط مرا با خوشروئی و میل آشکار پذیرفت. سپس با هم دست دادیم و او رفت.
#ژنرال_آیرون_ساید
#انگلیس
#پهلوی
@Barlabeietarikh
11.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تمدن بابل از دید هوش مصنوعی
#متفرقه
@Barlabeietarikh
کار زیاد، کفایت نیست؛ نگاهی به تجربه صدارت در دوره قاجار!
در بررسی تاریخ رجال قاجار، گاه به نکاتی برخلاف انتظار برمیخوریم. یکی از این موارد، شخصیت میرزا آقاخان نوری، صدراعظم ناصرالدینشاه است. در خاطرات برخی از سفرای خارجی آمده است که او از ساعت ۵ صبح تا نیمهشب مشغول کار بود. به هیچیک از وزرا اعتماد نداشت و امور را با همراهی چند منشی و به شکلی متمرکز اداره میکرد. اما با وجود این حجم وسیع کار و فعالیت، کیفیت نهایی عملکرد او محل بحث است؛ این نشان میدهد که کار زیاد، بدون ساختار و کیفیت لازم، الزماً به کارآمدی نمیانجامد.
همین نکته درباره میرزا آغاسی، وزیر محمدشاه قاجار نیز صدق میکند. او نیز نیت خیر داشت و بهویژه در مدارا و پرهیز از خشونت شهرت داشت؛ سعی میکرد خون نریزد و آزادی بیان را بیشتر از بسیاری از رجال زمانه تحمل میکرد. اما عملکرد اجراییاش اغلب ناکارآمد بود و اقدامات او در حوزههایی چون قشون و اقتصاد، بیشتر با خرابکاری همراه بود تا اصلاح.
نکتهای دیگر درباره میرزا آغاسی، آن است که پس از مرگ محمدشاه و برکناری از صدارت، در کمال سادگی و بیاعتنایی به مال دنیا، تنها با عبایی بر دوش، راهی کربلا شد؛ رفتاری که در میان رجال آن دوره کمتر دیده میشود.
در مورد شاهان قاجار نیز میتوان گفت فتحعلیشاه قاجار، در میان پادشاهان این سلسله، در مجموع یکی از معتدلترین چهرهها بود؛ او حقیقتاً شأن پادشاهی را حفظ میکرد و دربارش دارای نظم و شکوه ویژهای بود. برخلاف آقامحمدخان که به خشونت بیش از حد و سادگی گرایش داشت و نیز ناصرالدینشاه و دیگر جانشینانش که هیبت و تشریفات سلطنت را رعایت نمیکردند، فتحعلیشاه بهدرستی نماد یک پادشاه مقتدر و صاحب دربار بهشمار میرفت.
#قاجار
@Barlabeietarikh
12.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قلعه الين دونان متعلق به سال 1509 میلادی در اسکاتلند؛
البته این بنا، خیلی قبلتر از این تاریخ ساخته شده اما در آن سال تبدیل به قلعه شده است.
#متفرقه
@Barlabeietarikh