eitaa logo
بر لبه‌ی تاریخ
809 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.2هزار ویدیو
0 فایل
روایتی از روزگارانی که جهان لرزید... نقبی به وقایع، اسناد، و رازهای تاریخ معاصر جهان. اینجا، هر حادثه، داستانی‌ست ناگفته. ارتباط با مدیر: @MMSALEHN
مشاهده در ایتا
دانلود
توصیف جزئیات جالب حرم حضرت امیرالمؤمنین توسط ناصرالدین شاه در سفرنامه عتبات وی خلاصه راندیم، راندیم دو فرسنگ مانده، گنبد و مناره‌های حضرت علی ابن ابی طالب، اسدالله الغالب نمایان شد. حالت غریبی دست داد. راندیم یک فرسنگ مانده پیاده شده، تجدید وضویی شد، دم دروازه از کالسکه پیاده شده با همهٔ نوکرها، وزرا و پاشایان همانطور پیاده می‌رفتیم. خلاصه بازارها قرق بود. پیاده رفتیم تا به درِ صحن مبارک رسیدیم. داخل شدیم. در حقیقت به بهشت برین وارد شدیم. صحنِ وسیع با روحی است، از کاشی‌های معرق صفوی است. گنبد و بارگاه حضرت در وسط ایوان طلا، مناره‌های طلا. بالای سر درب صحن اسم نادرشاه را نوشته‌اند. می‌شود بنای صحن از نادر باشد. گنبد طلا که از کارهای نادرشاه است، روحی داده بود. از دست چپ به کفش‌کن رسیده، رفتم بالا. کلید دار آقاسید جواد. پسری است جوان، ریش دارد و آدم خوبی است. اذن دخول و زیارت‌نامه خواند، خوب و شمرده. داخل ضریح که شدیم مثل بهشت بود، روح و صفایی داشت، که محال است هیچ جای دنیا هیچ باغی به این صفا باشد. ضریح حضرت از نقره است گویا پیشکش صفوی‌ها باشد، فرش‌های ابریشمی قالی که شاه عباس انداخته است و رقم هم دارد «کلب آستان علی؛ عباس.» مثل این است که امروز از کارخانه درآمده است. رفتیم توی ضریح. در بالای سر حضرت زیارت کردم. نشان صورت حضرت[نشان سلطنتی] را آنجا گذاشتم تبرک بشود. شمشیر جهانگشا را هم گفتم آنجا بگذارند انشاالله تبرک بشود. جقهء برلیان الماس سرم را پیشکش آستانهٔ حضرت امیرالمومنین کردم. در بالای سر حضرت روی دیوار که دست نرسد جایی معین شد که کار بگذارند، رویش آئینه باشد. امروز حکم شده بود خزانهٔ حضرت را که از ایام وهابی الی حال درش بسته است و کسی بازنکرده است قریب هفتاد سال می‌شود، باز کنند. و ثبتش را بردارند و دوباره مهر دولت ایران و عثمانی بشود که حیف و میل نشود. روپوشِ گلابتون‌دوز از عهد عضدالدوله دیلمی الی حال در روی ضریح حضرت آویخته است. بدون عیب، هشتصد سال می‌شود که پیشکش کرده‌اند. الحمدالله در بالای گلدسته طلای حضرت، در پنج وقت نماز، موذن‌ها بانگ اشهدان علی ولی‌الله را به بانگ بلند می‌گفتند. سفر عتبات @Barlabeietarikh
13M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
داستان آقامحمدخان قاجار به روایت خسرو معتضد (۱) @Barlabeietarikh
بر لبه‌ی تاریخ
«اگر یک ارتش متشکل از ۱۰۰ شیر بسازید اما فرمانده‌شان یک سگ باشد، در هر نبردی، شیرها مثل سگ خواهند مر
ناپلئون و عباس‌میرزا؛ داستان یک همکاری سودمند اروپا از زمان ناپلئون، دارای تحصیلات آکادمیک پیشرفته‌ای بوده است؛ مشابه آنچه امروز تحت عنوان آموزش آکادمیک می‌شناسیم. به‌عنوان نمونه، خود ناپلئون، رساله‌ی افسری خود را درباره‌ی بررسی لشکرکشی‌های نادرشاه افشار نگاشته بود؛ امری که نشان می‌دهد حتی در آن دوره نیز نظام آموزشی آن‌ها مبتنی بر پژوهش، تحلیل نظامی و تهیه‌ی طرح و تز بوده است. این مسئله خود می‌تواند توضیح‌دهنده‌ی بخشی از جهش ناگهانی آن‌ها در عرصه‌ی پیشرفت‌های علمی، نظامی و سیاسی باشد. در ایران، مفهوم تز و طرح، تازه در حوالی سال‌های ۱۳۱۰ شمسی مطرح شد و آن هم به‌صورت ابتدایی و بسیار ساده. نمونه‌ی مشابهی را می‌توان در روسیه تزاری مشاهده کرد. در همان دوره‌ی فتحعلی‌شاه قاجار، ارتش روسیه از سازمانی منسجم برخوردار بود و دارای دبیرستان‌ها و دانشگاه‌های افسری بود. این در حالی است که در ایران، تا پیش از عباس‌میرزا، اصلاً تفکری در خصوص تشکیل ارتش منظم وجود نداشت. نیروهای نظامی ایران، عمدتاً فصلی و نامنظم بودند. تا دوره‌ی فتحعلی‌شاه، دربار ایران از وقایع جهانی بی‌خبر بود و حتی اطلاع دقیقی از موجودیت و موقعیت کشورهایی چون فرانسه نداشت. زمانی که خطر فرانسه در میان قدرت‌های جهانی احساس شد، فتحعلی‌شاه برای نخستین بار دستور تحقیق درباره‌ی ملل را صادر کرد تا اطلاعاتی درباره‌ی کشورهای دیگر جمع‌آوری شود. پس از آن، با شناسایی فرانسه، تصمیم گرفت با ناپلئون تماس برقرار کند تا شاید بتواند با کمک او، تهدید روسیه را کاهش دهد. این نکته نیز قابل توجه است که تا زمانی که فرانسوی‌ها برای آموزش ارتش در زمان عباس‌میرزا وارد ایران نشدند، ابتدایی‌ترین اصول جنگی نیز برای ارتش ایران شناخته‌شده نبود. به‌عنوان نمونه، ارتش ایران شب‌ها کشیک نظامی نداشت و به‌راحتی در معرض شبیخون قرار می‌گرفت. حتی در دوره‌ی آقامحمدخان قاجار، که فردی با نبوغ نظامی بود، ارتش ایران در نبرد با گرجستان چندین بار مورد شبیخون قرار گرفت. افسران فرانسوی اعزامی نیز از بی‌نظمی ارتش ایران متعجب بودند. آن‌ها گزارش می‌دادند که نقشه‌های محرمانه‌ی فرماندهان نظامی به‌صورت علنی و بلند در میان ارتش مطرح می‌شد و دسترسی به آن محدود نبود. زمانی فردی در بحثی درباره‌ی شیخ‌نشین‌های عمان، ثبات حکمرانی آن‌ها را ناشی از تاریخ و میراث فرهنگی دیرینه‌ی‌شان می‌دانست. به ذهن خطور می‌کند که شاید علت اصلی پیشرفت تمدن‌هایی مانند روسیه، فرانسه و انگلستان نیز همین استمرار تاریخی و ثبات نسبی ساختارهای سیاسی آن‌ها بوده باشد. در ایران، سلسله‌های پادشاهی بیش از حد دچار انقطاع و فروپاشی می‌شدند، و کشور بارها مورد تاخت‌وتاز بیگانگان قرار می‌گرفت. به همین دلیل، غالب شاهان و حکمرانان ما افرادی کم‌فرهنگ و بی‌اطلاع از جریان‌های فکری و تمدنی روز جهان بودند. @Barlabeietarikh
روزی حین عبور از خیابان همهمه‌ای شنیدم، نزدیک رفتم و پشت سر جمعیت قرار گرفتم. دیدم شیخ فضل‌الله نوری در حال عبور از مقابل تکیهٔ سنگلج است. عابران هجوم آورده و مردم مغازه‌ها را بسته و برای عرض ارادت شتاب می‌کنند. شیخ فضل‌الله در حال عبور چشم بر زمین دوخته و ذکر می‌گفت. گاه نیز احوال بازاریان را می‌پرسید. در پانزده دقیقه او فقط توانست از یک ضلع تکیه که ۵۰ ذراع(۲۵متر) داشت بگذرد! @Barlabeietarikh
دو مطلب کاملاً مهم را برای رضاخان روشن کردم: یکی اینکه مبادا به این خیال بیافتد که با همین اسلحه‌ها و مهمّاتی که در اختیارش می‌گذاریم ما را از پشت سر مورد حمله قرار دهد. چنین عملی منجر به اضمحلال و نابودی کاملش خواهد شد. [دیگری]باید قول بدهد که پس از تصرف تهران شاه را به هیچ عنوانی از سلطنت برندارد. رضا هر دو شرط مرا با خوشروئی و میل آشکار پذیرفت. سپس با هم دست دادیم و او رفت. @Barlabeietarikh
کار زیاد، کفایت نیست؛ نگاهی به تجربه صدارت در دوره قاجار! در بررسی تاریخ رجال قاجار، گاه به نکاتی برخلاف انتظار برمی‌خوریم. یکی از این موارد، شخصیت میرزا آقاخان نوری، صدراعظم ناصرالدین‌شاه است. در خاطرات برخی از سفرای خارجی آمده است که او از ساعت ۵ صبح تا نیمه‌شب مشغول کار بود. به هیچ‌یک از وزرا اعتماد نداشت و امور را با همراهی چند منشی و به شکلی متمرکز اداره می‌کرد. اما با وجود این حجم وسیع کار و فعالیت، کیفیت نهایی عملکرد او محل بحث است؛ این نشان می‌دهد که کار زیاد، بدون ساختار و کیفیت لازم، الزماً به کارآمدی نمی‌انجامد. همین نکته درباره میرزا آغاسی، وزیر محمدشاه قاجار نیز صدق می‌کند. او نیز نیت خیر داشت و به‌ویژه در مدارا و پرهیز از خشونت شهرت داشت؛ سعی می‌کرد خون نریزد و آزادی بیان را بیشتر از بسیاری از رجال زمانه تحمل می‌کرد. اما عملکرد اجرایی‌اش اغلب ناکارآمد بود و اقدامات او در حوزه‌هایی چون قشون و اقتصاد، بیشتر با خرابکاری همراه بود تا اصلاح. نکته‌ای دیگر درباره میرزا آغاسی، آن است که پس از مرگ محمدشاه و برکناری از صدارت، در کمال سادگی و بی‌اعتنایی به مال دنیا، تنها با عبایی بر دوش، راهی کربلا شد؛ رفتاری که در میان رجال آن دوره کمتر دیده می‌شود. در مورد شاهان قاجار نیز می‌توان گفت فتحعلی‌شاه قاجار، در میان پادشاهان این سلسله، در مجموع یکی از معتدل‌ترین چهره‌ها بود؛ او حقیقتاً شأن پادشاهی را حفظ می‌کرد و دربارش دارای نظم و شکوه ویژه‌ای بود. برخلاف آقامحمدخان که به خشونت بیش از حد و سادگی گرایش داشت و نیز ناصرالدین‌شاه و دیگر جانشینانش که هیبت و تشریفات سلطنت را رعایت نمی‌کردند، فتحعلی‌شاه به‌درستی نماد یک پادشاه مقتدر و صاحب دربار به‌شمار می‌رفت. @Barlabeietarikh
12.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قلعه الين دونان متعلق به سال 1509 میلادی در اسکاتلند؛ البته این بنا، خیلی قبل‌تر از این تاریخ ساخته شده اما در آن سال تبدیل به قلعه شده است. @Barlabeietarikh
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
"پالیوشکا پولیه" نام یک ترانه روسی است. این ترانه در زمان جنگ داخلی روسیه، توسط لیف کنیپر بر روی شعری از ویکتور گوسیف در سال ۱۹۳۳ ساخته شده و توسط سربازان و گروه موسیقی ارتش سرخ میشد. متن اصلی ترانه از زبان یک سرباز ارتش سرخ است که با غرور و افتخار خانه اش را ترک می کند تا از کشور خود در برابر دشمنان محافظت کند. در زبان روسی Polyushko و همینطور Polie هر دو به معنی زمین هستند. این ترانه به نامهای دیگری از جمله "چمنزارها (Meadowlands)، نغمه دشت ها (Song of The Plains)، سواره نظام دشت ها (Cavalry of the Steppes و زمین ها، آه زمین های من (Oh Fields, My Fields) نیر شناخته می شود. @Barlabeietarikh
بر لبه‌ی تاریخ
"ما می‌دانستیم که دنیا مثل قبل نخواهد بود. چند نفر خندیدند، چند نفر گریه کردند، بیشتر مردم ساکت بودن
تصویری از رابرت اوپنهایمر (Robert Oppenheimer)، فیزیک‌دان مشهور آمریکایی و پدر بمب اتم، در حال تدریس در دانشگاه کیوتو ژاپن در تاریخ ۱۴ سپتامبر ۱۹۶۰. این عکس، لحظه‌ای از یک کلاس درس را نشان می‌دهد که اوپنهایمر با دقت و تمرکز مفاهیم پیچیده‌ی فیزیک نظری را روی تخته توضیح می‌دهد. نکته‌ی جالب و متناقض در این عکس، این است که اوپنهایمر، که نقشی کلیدی در ساخت بمب اتم و بمباران هیروشیما و ناگازاکی ژاپن داشت، حالا سال‌ها بعد از جنگ، در ژاپن – کشوری که بیشترین آسیب را از بمب‌ اتم دید – به آموزش علم فیزیک در ژاپن مشغول است. این صحنه، فراتر از یک کلاس درس، نماد پیچیدگی‌های تاریخ است. @Barlabeietarikh
من در دههٔ سی- یعنی حدود شصت سال پیش- به همراه مادربزرگم با ماشین دودی به شاه عبدالعظیم می‌رفتیم. هر دفعه که می‌رفتیم مادربزرگم می‌گفت: مادرجان دو رکعت نماز برای شاه شهید را فراموش نکن. طهرانی‌های قدیم به ناصرالدین شاه می‌گفتند شاه شهید. اما به قاتل او کسی شهید نمی‌گفت. خاطرات شفاهی صادق زیباکلام @Barlabeietarikh
پیشینه تاریخی هنر آینه‌کاری در گذشته، ایرانی‌ها علاقه‌ی فراوانی به آینه داشتند، و این علاقه در معماری بناهای مجلل، به‌ویژه از دوره‌ی صفویه به بعد، نمود پیدا کرد. در آن دوران، پادشاهان اروپایی گاه به‌عنوان هدیه، آینه‌هایی به دربار ایران می‌فرستادند. اما این آینه‌ها در مسیر طولانیِ حمل‌ونقل از راه دریا و خشکی، اغلب می‌شکستند و دیگر قابل استفاده نبودند. همین موضوع سبب شد که معماران ایرانی با الهام از هنر و ذوق خود، راه‌حلی ابتکاری ارائه دهند: آن‌که قطعات شکسته‌ی آینه را به‌صورت منظم و هندسی، عمدتاً به شکل سه‌گوش، در تزئینات داخلی کاخ‌ها و اماکن مقدس به‌کار گیرند. این ابتکار نه‌تنها راه‌حلی عملی برای استفاده از آینه‌های شکسته بود، بلکه سبکی تازه و خیره‌کننده در هنر معماری ایران پدید آورد که امروزه به‌نام «آینه‌کاری» شناخته می‌شود. @Barlabeietarikh