eitaa logo
بر لبه‌ی تاریخ
812 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.2هزار ویدیو
0 فایل
روایتی از روزگارانی که جهان لرزید... نقبی به وقایع، اسناد، و رازهای تاریخ معاصر جهان. اینجا، هر حادثه، داستانی‌ست ناگفته. ارتباط با مدیر: @MMSALEHN
مشاهده در ایتا
دانلود
دو مطلب کاملاً مهم را برای رضاخان روشن کردم: یکی اینکه مبادا به این خیال بیافتد که با همین اسلحه‌ها و مهمّاتی که در اختیارش می‌گذاریم ما را از پشت سر مورد حمله قرار دهد. چنین عملی منجر به اضمحلال و نابودی کاملش خواهد شد. [دیگری]باید قول بدهد که پس از تصرف تهران شاه را به هیچ عنوانی از سلطنت برندارد. رضا هر دو شرط مرا با خوشروئی و میل آشکار پذیرفت. سپس با هم دست دادیم و او رفت. @Barlabeietarikh
کار زیاد، کفایت نیست؛ نگاهی به تجربه صدارت در دوره قاجار! در بررسی تاریخ رجال قاجار، گاه به نکاتی برخلاف انتظار برمی‌خوریم. یکی از این موارد، شخصیت میرزا آقاخان نوری، صدراعظم ناصرالدین‌شاه است. در خاطرات برخی از سفرای خارجی آمده است که او از ساعت ۵ صبح تا نیمه‌شب مشغول کار بود. به هیچ‌یک از وزرا اعتماد نداشت و امور را با همراهی چند منشی و به شکلی متمرکز اداره می‌کرد. اما با وجود این حجم وسیع کار و فعالیت، کیفیت نهایی عملکرد او محل بحث است؛ این نشان می‌دهد که کار زیاد، بدون ساختار و کیفیت لازم، الزماً به کارآمدی نمی‌انجامد. همین نکته درباره میرزا آغاسی، وزیر محمدشاه قاجار نیز صدق می‌کند. او نیز نیت خیر داشت و به‌ویژه در مدارا و پرهیز از خشونت شهرت داشت؛ سعی می‌کرد خون نریزد و آزادی بیان را بیشتر از بسیاری از رجال زمانه تحمل می‌کرد. اما عملکرد اجرایی‌اش اغلب ناکارآمد بود و اقدامات او در حوزه‌هایی چون قشون و اقتصاد، بیشتر با خرابکاری همراه بود تا اصلاح. نکته‌ای دیگر درباره میرزا آغاسی، آن است که پس از مرگ محمدشاه و برکناری از صدارت، در کمال سادگی و بی‌اعتنایی به مال دنیا، تنها با عبایی بر دوش، راهی کربلا شد؛ رفتاری که در میان رجال آن دوره کمتر دیده می‌شود. در مورد شاهان قاجار نیز می‌توان گفت فتحعلی‌شاه قاجار، در میان پادشاهان این سلسله، در مجموع یکی از معتدل‌ترین چهره‌ها بود؛ او حقیقتاً شأن پادشاهی را حفظ می‌کرد و دربارش دارای نظم و شکوه ویژه‌ای بود. برخلاف آقامحمدخان که به خشونت بیش از حد و سادگی گرایش داشت و نیز ناصرالدین‌شاه و دیگر جانشینانش که هیبت و تشریفات سلطنت را رعایت نمی‌کردند، فتحعلی‌شاه به‌درستی نماد یک پادشاه مقتدر و صاحب دربار به‌شمار می‌رفت. @Barlabeietarikh
12.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قلعه الين دونان متعلق به سال 1509 میلادی در اسکاتلند؛ البته این بنا، خیلی قبل‌تر از این تاریخ ساخته شده اما در آن سال تبدیل به قلعه شده است. @Barlabeietarikh
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
"پالیوشکا پولیه" نام یک ترانه روسی است. این ترانه در زمان جنگ داخلی روسیه، توسط لیف کنیپر بر روی شعری از ویکتور گوسیف در سال ۱۹۳۳ ساخته شده و توسط سربازان و گروه موسیقی ارتش سرخ میشد. متن اصلی ترانه از زبان یک سرباز ارتش سرخ است که با غرور و افتخار خانه اش را ترک می کند تا از کشور خود در برابر دشمنان محافظت کند. در زبان روسی Polyushko و همینطور Polie هر دو به معنی زمین هستند. این ترانه به نامهای دیگری از جمله "چمنزارها (Meadowlands)، نغمه دشت ها (Song of The Plains)، سواره نظام دشت ها (Cavalry of the Steppes و زمین ها، آه زمین های من (Oh Fields, My Fields) نیر شناخته می شود. @Barlabeietarikh
بر لبه‌ی تاریخ
"ما می‌دانستیم که دنیا مثل قبل نخواهد بود. چند نفر خندیدند، چند نفر گریه کردند، بیشتر مردم ساکت بودن
تصویری از رابرت اوپنهایمر (Robert Oppenheimer)، فیزیک‌دان مشهور آمریکایی و پدر بمب اتم، در حال تدریس در دانشگاه کیوتو ژاپن در تاریخ ۱۴ سپتامبر ۱۹۶۰. این عکس، لحظه‌ای از یک کلاس درس را نشان می‌دهد که اوپنهایمر با دقت و تمرکز مفاهیم پیچیده‌ی فیزیک نظری را روی تخته توضیح می‌دهد. نکته‌ی جالب و متناقض در این عکس، این است که اوپنهایمر، که نقشی کلیدی در ساخت بمب اتم و بمباران هیروشیما و ناگازاکی ژاپن داشت، حالا سال‌ها بعد از جنگ، در ژاپن – کشوری که بیشترین آسیب را از بمب‌ اتم دید – به آموزش علم فیزیک در ژاپن مشغول است. این صحنه، فراتر از یک کلاس درس، نماد پیچیدگی‌های تاریخ است. @Barlabeietarikh
من در دههٔ سی- یعنی حدود شصت سال پیش- به همراه مادربزرگم با ماشین دودی به شاه عبدالعظیم می‌رفتیم. هر دفعه که می‌رفتیم مادربزرگم می‌گفت: مادرجان دو رکعت نماز برای شاه شهید را فراموش نکن. طهرانی‌های قدیم به ناصرالدین شاه می‌گفتند شاه شهید. اما به قاتل او کسی شهید نمی‌گفت. خاطرات شفاهی صادق زیباکلام @Barlabeietarikh
پیشینه تاریخی هنر آینه‌کاری در گذشته، ایرانی‌ها علاقه‌ی فراوانی به آینه داشتند، و این علاقه در معماری بناهای مجلل، به‌ویژه از دوره‌ی صفویه به بعد، نمود پیدا کرد. در آن دوران، پادشاهان اروپایی گاه به‌عنوان هدیه، آینه‌هایی به دربار ایران می‌فرستادند. اما این آینه‌ها در مسیر طولانیِ حمل‌ونقل از راه دریا و خشکی، اغلب می‌شکستند و دیگر قابل استفاده نبودند. همین موضوع سبب شد که معماران ایرانی با الهام از هنر و ذوق خود، راه‌حلی ابتکاری ارائه دهند: آن‌که قطعات شکسته‌ی آینه را به‌صورت منظم و هندسی، عمدتاً به شکل سه‌گوش، در تزئینات داخلی کاخ‌ها و اماکن مقدس به‌کار گیرند. این ابتکار نه‌تنها راه‌حلی عملی برای استفاده از آینه‌های شکسته بود، بلکه سبکی تازه و خیره‌کننده در هنر معماری ایران پدید آورد که امروزه به‌نام «آینه‌کاری» شناخته می‌شود. @Barlabeietarikh
ساعت ۶ بعد از ظهر ولیعهد بحرین دیدنم آمد. بسیار جوان ورزیده تحصیل کرده و فهمیده. شام هم مهمان او بودم. مهمانی مفصل بود. نخست‌وزیر ما[هویدا] به صورت خیلی نامطلوبی مست شده بود و حرکات ناشایست میکرد، منجمله این که لااقل پنج شش دفعه به سلامتی سفیر آمریکا و خانمش شراب نوشید. تقریباً تمام سفرای خارجی بودند و این حرکت خیلی قبیح بود. این اندازه هم تملّق! ۹ اردی ۱۳۵۲ @Barlabeietarikh
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی به عنوان یک کارگر معدن در پنسیلوانیای آمریکا در سال 1905 بیدار می‌شوید! (ساخته هوش مصنوعی) به یاد دارم اریک هابسام، تاریخ‌دان، در یکی از کتاب‌هایش، به وضعیت وحشتناک آلودگی در شهرهای بزرگ اروپایی در اوایل دوران انقلاب صنعتی اشاره می‌کند. این کلیپ تا حدودی در تصویرسازی آن دوران خوب عمل کرده است. @Barlabeietarikh
سه ربع به غروب مانده [شیخ فضل‌الله] را آورده به دار زدند. پسرش ایستاده بود و به قفقازیها در کُشتن پدرش کمک می‌کرد و بعد از آن که به همان ژیمناستیک کشیدند، دست زده، هورا کشیدند. با سایرین دست می‌داد و مبارک‌باد می‌گفت. موزیک هم زدند و قفقازیها و مجاهدین دیگر رقص می‌کردند. مردم دیگر زنده‌باد عدالت می‌گفتند. غروب پسر شیخ اذن داده، نعش را پایین آوردند و به خانهٔ خودش بردند توضیح: بریده‌ها از خاطرات شاهزاده «قهرمان میرزا سالور» (ملقب به عین‌السلطنه) که متعلق به دوران پس از فتح طهران توسط مشروطه‌خواهان و عزل محمد علی شاه است. @Barlabeietarikh
بر لبه‌ی تاریخ
سه ربع به غروب مانده [شیخ فضل‌الله] را آورده به دار زدند. پسرش ایستاده بود و به قفقازیها در کُشتن پد
عکس شیخ مهدی نوری (ردیف دوم نفر اول از راست) «اما خبری که راجع به طناب انداختن فرزند شیخ فضل الله به گردن پدر خویش است. برای ما (نظیر) دیگر مدعاهای [روزنامه‌ی روسیِ] «نووی وره میا» تازگی دارد و اندازه صحت او امروز در محاکمه معلوم می شود که آقای آقا شیخ مهدی پسر شیخ فضل الله که یکی از متعصبین مشروطه پرستان ما هست از دست مخبر معلوم الحال شکایت کرده و ادعای شرف دارد. [این روزنامه] خیلی مزخرفات دیگر نوشته که ما اینجا به آنها نخواهیم پرداخت...» مطلب روزنامه ایران در خصوص اتهام مهدی نوری، پسر شیخ فضل الله نوری (1328ق/ 1289) @Barlabeietarikh