eitaa logo
بر لبه‌ی تاریخ
809 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.2هزار ویدیو
0 فایل
روایتی از روزگارانی که جهان لرزید... نقبی به وقایع، اسناد، و رازهای تاریخ معاصر جهان. اینجا، هر حادثه، داستانی‌ست ناگفته. ارتباط با مدیر: @MMSALEHN
مشاهده در ایتا
دانلود
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مدرنیته بی‌هویت؛ نگاهی به دوران قاجار خاندان قاجار یکی از مهم‌ترین و در عین حال مناقشه‌برانگیزترین سلسله‌های تاریخ معاصر ایران است. فرهنگ دوران قاجار آمیزه‌ای از عناصر سنتی ایرانی و تأثیرات اروپایی بود. این ترکیب در هنر، معماری، پوشش، سیاست و فرهنگ عمومی نمایان است. در نقاشی، گرایش به واقع‌گرایی و رنگ‌های اشباع‌شده از هنر اروپا الهام می‌گرفت. معماری قاجاری نیز تلفیقی بود از ساختارهای ایرانی با تزئینات غربی. سیاست و اقتصاد دوران قاجار، ترکیبی از ساختارهای سنتی و تلاش‌های نیم‌بند برای مدرنیزاسیون بود. شاهان و رجال قاجار، به‌ویژه از دوره عباس‌میرزا به بعد، کوشیدند با الهام از اروپا، ارتش منظم، مدارس جدید و ارتباطات دیپلماتیک ایجاد کنند. اما این اصلاحات اغلب سطحی و ناکارآمد ماند. آشفتگی ساختار سیاسی، مانع از شکل‌گیری نظامی نیرومند شد. اقتصاد قاجار بر کشاورزی و بازرگانی سنتی استوار بود. با ورود کالاهای اروپایی و وابستگی به واردات، صنایع بومی تضعیف شد. تلاش‌هایی برای ایجاد صنعت، مانند کارخانه‌های نساجی، صورت گرفت، اما بی‌برنامه و ناکارآمد بود. امتیازدهی‌های گسترده به بیگانگان نیز استقلال اقتصادی را خدشه‌دار کرد. در حوزه فرهنگ، تأثیر غرب کم‌کم نمایان شد. مدارس جدید، ترجمه متون غربی و تماس با اروپا، طبقه‌ای محدود از نخبگان را با مفاهیم تمدنی غرب آشنا کرد. در حقیقت، سیاست‌های خاندان قاجار، آغازگر جریانی شد که در دوره‌های بعدی، لاجَرَم کشور را به سمت تغییرات بنیادی فرهنگی و سیاسی سوق داد. پی‌نوشت: کلیپ، حاوی شعری از مولاناست. @Barlabeietarikh
به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی به دیدار احمدی‌نژاد که تازه رئیس‌جمهور شده بود برای مباحث هسته‌ای رفته بودم که او در آن دیدار از من پرسید، چرا شورای حکام علیه ماست؟ گفتم، به هر حال غربی‌ها آژانس را تامین مالی می‌کنند و نفوذ دارند. گفت، هزینهٔ آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در سال چقدر می‌شود؟ من که تعجب کرده بودم اظهار بی‌اطلاعی کردم و از او پرسیدم برای چه می‌خواهد جواب این سؤال را بداند؟ احمدی‌نژاد گفت ما حاضریم هزینهٔ آژانس را بدهیم تا این نهاد از نفوذ آمریکا نجات یابد. برو به البرادعی زنگ بزن و از قول من این حرف را بگو. @Barlabeietarikh
به موجب «قانون حفاظت از صنایع»، کل صنایع کشور به چهار دسته تقسیم میشد: دسته اول صنایعی که به لحاظ ماهیت می‌بایست تنها در دست دولت قرار داشته باشد، همچون صنایع ذوب فلزات و تهیه آلیاژ، صنایع پتروشیمی و برخی صنایع مادر. لذا به موجب همین بند، صنایع اتومبیل‌سازی، ملی و یا به عبارتی دولتی شد. دستهٔ دوم صنایعی بودند که سهامداران آنها را وابستگان سیاسی رژیم سابق تشکیل میدادند. به موجب بند «ب» قانون، در صورتی که وابستگی فردی به رژیم سابق و یا خارجی‌ها تأیید میشد، سهام مزبور اعم از کم یا زیاد به تملک دولت در می آمد. این بخش از قانون سروصدای زیادی ایجاد کرد. دستهٔ سوم صنایعی بودند که صاحبان آنها به دلیل اشکالات مالی و یا ضعف مدیریتی، مبالغ زیادی بدهکار شده بودند و بدهی‌های آنها از اصل سرمایه‌شان فراتر رفته بود. در این گروه از صنایع-که به صنایع بند «جیم» مشهور شدند-بانکها به میزان طلب خود از آنها در سهام آن کارخانه‌ها سهیم شدند. و چون بانکها هم دولتی شده بودند، دولت در این دسته از صنایع هم شریک و سهامدار شد. بند «د» هم صنایعی که هیچ‌گونه مسئله و مشکلی نداشتند را شامل میشد. علاوه بر ۴ بند فوق، قانون حفاظت از صنایع دارای پیوستی از اسامی ۵۲ نفر یا ۵۲ خانواده از خانواده‌های معروف سرمایه‌گذار صاحب صنعتِ رژیم شاه بود. به موجب این پیوست، کارخانه‌ها یا سهام متعلق به آن ۵۲ خانواده مشمول بند ب قانون می‌شد. @Barlabeietarikh
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آخرین سخنرانی جوزف گوبلز، شوهر خواهر هیتلر و وزیر تبلیغات آلمان نازی، در ۱۹۴۵ و در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم و در آستانه سقوط برلین به دست متفقین، یکی از تلخ‌ترین و غم‌انگیزترین پرده‌های فروپاشی رژیم هیتلر است. این سخنرانی، سراسر پر از ناامیدی، تعصب کور، و اصرار بر مقاومت بی‌حاصل بود. گوبلز تا آخرین لحظه، به هیتلر وفادار ماند و پس از خودکشی هیتلر در ۳۰ آوریل ۱۹۴۵، برای مدت کوتاهی—تنها یک روز—به عنوان صدراعظم رایش سوم منصوب شد. اما او که پیشاپیش شکست را پذیرفته بود، هیچ تلاشی برای تسلیم یا حفظ دولت نکرد. سرنوشت گوبلز و خانواده‌اش در دوم مه ۱۹۴۵، تنها یک روز پس از خودکشی هیتلر، گوبلز و همسرش «ماگدا» تصمیم گرفتند که خود و شش فرزند خردسالشان را بکشند تا به گفته خودشان «در جهانی بدون ملی‌سوسیالیسم زندگی نکنند». ماگدا گوبلز، با کمک دکتر شخصی خانواده و همراهی یکی از افسران اس‌اس، ابتدا به شش فرزندش (همه زیر ۱۲ سال) داروی خواب‌آور داد، و سپس با خرد کردن کپسول‌های سیانور در دهان‌شان، آن‌ها را کشت. ساعاتی بعد، جوزف و ماگدا گوبلز نیز در باغ صدراعظمی با شلیک گلوله به زندگی خود پایان دادند. جسد آن‌ها توسط همراهانشان سوزانده شد، اما بقایای آن‌ها بعدها توسط ارتش سرخ کشف شد. @Barlabeietarikh
بعد از شام [نیکسون و شاهنشاه] نخست‌وزیر هویدا، کیسینجر مشاور امنیتی نیکسون را با معاون وزارت خارجه آمریکا، سیسکو، همراه برد. به ظاهر برای این که به آنها تهران را نشان بدهد و در باطن به اعتقاد من برای .......! چون می‌داند که آمریکایی‌ها حمایت او را می‌کنند. اینها همان دار و دستهٔ خائن منصور هستند که به حمایت و راهنمایی آمریکایی‌ها روی کار آمدند. ۹ خرداد ۱۳۵۱ @Barlabeietarikh
اگر من به جای شاه مشروطه، یک دیکتاتور بودم، آنگاه وسوسه میشدم نظامی تک حزبی مستقر سازم. مانند هیتلر یا آنگونه که می‌توانید امروز در کشورهای کمونیستی ببینید. ۱۳۴۵ پی‌نوشت: وی چند سال بعد از این سخنرانی، تمامی احزاب را منحل کرده و حزب رستاخیز را به عنوان تنها حزب مجاز راه‌اندازی کرد و دستور داد تا همه‌ی ملت در آن عضو شوند. @Barlabeietarikh
224.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نقشه‌ای از پراکندگی عجیب کشورهای اروپای مرکزی پیش از اتحاد کشورهای امروزی (مربوط به سال ۱۴۴۴) ظهور آلمان مدرن به‌عنوان یک ملت منسجم، پدیده‌ای نسبتاً جدید در بستر تاریخ اروپا به شمار می‌رود. این ویژگی خاص تاریخی، ریشه در وحدت آلمان در سال ۱۸۷۱ دارد؛ رویدادی سرنوشت‌ساز که به‌دست سیاستمدار برجسته‌ی آلمانی، اُتو فون بیسمارک، محقق شد. پیش از این نقطه‌ی عطف، منطقه‌ای که امروزه آلمان نامیده می‌شود، اسامی گوناگونی داشت و با پراکندگی سیاسی شدیدی شناخته می‌شد. در میان موجودیت‌های تاریخی مهمی که بر این سرزمین حکم می‌راندند، می‌توان به امپراتوری مقدس روم (۸۰۰ تا ۱۸۰۶) اشاره کرد. با این حال، این امپراتوری از نبود تمرکز و ثبات رنج می‌برد، به‌گونه‌ای که مجموعه‌ای از دوک‌نشین‌ها، بارونی‌ها و ایالت‌های متعدد، ساختار حاکمیتی آن را تشکیل می‌دادند. پی‌نوشت: شاید به خاطر همین است که اروپا، مملو از قلعه‌های مربوط به دوران قرون وسطی است. @Barlabeietarikh
بعد از ظهر ساعت ۱٫۳۰ برای رفتن نیکسون [رئیس‌جمهور آمریکا] به فرودگاه از طریق شاهراه و نک راه افتادیم، راه از کنار خوابگاه دانشجویان دانشگاه تهران می‌گذرد که اتفاقاً نسبت به جاده سرکوب است. از آن جا دانشجویان به [اسکورت موتور سوار] سنگ پرتاب کردند. خوشبختانه اتومبیل شاهنشاه و نیکسون و شهبانو و خانم نیکسون گذشته بودند که سنگ پرانی شروع شد. یک سنگ به اتومبیل من خورد. باز هم پلیس غفلت کرده و این کار را پیش بینی نکرده بود. باری به خیر و خوشی گذشت. ۱۰ خرداد ۱۳۵۱ @Barlabeietarikh
قشون من عالی‌ترین قشونی است که امروز در دنیا می‌توان نشان داد. رضاخان مرداد ۱۳۲۰ یک ماه قبل از اشغال کشور و از هم پاشیدن ارتش در عرض ۷۲ ساعت @Barlabeietarikh
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
[فیلمی از توقف هواپیمای محمد رضا شاه درپاناما] آخرین پرواز شاه؛ بیم و بلاتکلیفی در واپسین ماه‌های زندگی محمدرضاشاه، سرنوشت او در هاله‌ای از ابهام، تبعید و بیماری رقم خورد. پس از اقامت در پاناما، که با توقفی در جزایر آزور همراه شد، هواپیمای حامل شاه مدت زیادی در پرواز نهایی‌اش معطل ماند. دلیل این تأخیر، مذاکرات پشت‌پرده‌ای بود که صادق قطب‌زاده با مقامات آمریکایی برای معاوضه گروگان‌های سفارت آمریکا با شاه انجام می‌داد. در آن زمان، وضعیت جسمانی شاه رو به وخامت گذاشته بود؛ تب شدیدی داشت و شمار پلاکت‌های خونش به شدت کاهش یافته بود، نشانه‌ای از پیشرفت سرطان لنفاوی که مدتی بود با آن دست‌وپنجه نرم می‌کرد. در نهایت، در تاریخ ۳ فروردین ۱۳۵۹، آخرین سفر شاه آغاز شد؛ از پاناما، با توقفی کوتاه در جزایر آزور پرتغال، به مقصد نهایی: مصر. جایی که قرار بود واپسین روزهای زندگی خود را در آن سپری کند و در همان‌جا نیز به خاک سپرده شد. @Barlabeietarikh
در جوامع «متمدن» امروزی، جنگ به‌عنوان یک وضعیت استثنایی و حتی بیمارگونه تلقی می‌شود که تنها به منظور پیشگیری از آن باید مورد مطالعه قرار گیرد. اما در بیشتر طول تاریخ بشر، جنگ به‌عنوان امری کاملاً عادی پذیرفته شده بود: به اندازه قحطی، فقر و بیماری طبیعی به نظر می‌رسید. صلح، در صورتی وجود داشت که، تنها به‌عنوان یک فاصله زمانی موقت و ناپایدار میان بهبود از جنگ قبلی و آماده‌سازی برای جنگ بعدی بود. صلح طولانی‌مدت تنها زمانی امکان‌پذیر می‌شد که امپراتوری‌هایی به‌قدری قدرتمند وجود داشتند که می‌توانستند اراده خود را در داخل اعمال کنند و خود را در برابر تهدیدهای خارجی برای نسل‌ها محافظت کنند. زمانی که توانایی آن‌ها در انجام این کار از بین می‌رفت،pax imperium پکس امپریوم (صلح امپراتوری) نیز با آن‌ها از بین می‌رفت. قسمتی از مقدمه ی کتاب :The Oxford Handbook of War @Barlabeietarikh