eitaa logo
بر لبه‌ی تاریخ
809 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.2هزار ویدیو
0 فایل
روایتی از روزگارانی که جهان لرزید... نقبی به وقایع، اسناد، و رازهای تاریخ معاصر جهان. اینجا، هر حادثه، داستانی‌ست ناگفته. ارتباط با مدیر: @MMSALEHN
مشاهده در ایتا
دانلود
اگر من به جای شاه مشروطه، یک دیکتاتور بودم، آنگاه وسوسه میشدم نظامی تک حزبی مستقر سازم. مانند هیتلر یا آنگونه که می‌توانید امروز در کشورهای کمونیستی ببینید. ۱۳۴۵ پی‌نوشت: وی چند سال بعد از این سخنرانی، تمامی احزاب را منحل کرده و حزب رستاخیز را به عنوان تنها حزب مجاز راه‌اندازی کرد و دستور داد تا همه‌ی ملت در آن عضو شوند. @Barlabeietarikh
224.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نقشه‌ای از پراکندگی عجیب کشورهای اروپای مرکزی پیش از اتحاد کشورهای امروزی (مربوط به سال ۱۴۴۴) ظهور آلمان مدرن به‌عنوان یک ملت منسجم، پدیده‌ای نسبتاً جدید در بستر تاریخ اروپا به شمار می‌رود. این ویژگی خاص تاریخی، ریشه در وحدت آلمان در سال ۱۸۷۱ دارد؛ رویدادی سرنوشت‌ساز که به‌دست سیاستمدار برجسته‌ی آلمانی، اُتو فون بیسمارک، محقق شد. پیش از این نقطه‌ی عطف، منطقه‌ای که امروزه آلمان نامیده می‌شود، اسامی گوناگونی داشت و با پراکندگی سیاسی شدیدی شناخته می‌شد. در میان موجودیت‌های تاریخی مهمی که بر این سرزمین حکم می‌راندند، می‌توان به امپراتوری مقدس روم (۸۰۰ تا ۱۸۰۶) اشاره کرد. با این حال، این امپراتوری از نبود تمرکز و ثبات رنج می‌برد، به‌گونه‌ای که مجموعه‌ای از دوک‌نشین‌ها، بارونی‌ها و ایالت‌های متعدد، ساختار حاکمیتی آن را تشکیل می‌دادند. پی‌نوشت: شاید به خاطر همین است که اروپا، مملو از قلعه‌های مربوط به دوران قرون وسطی است. @Barlabeietarikh
بعد از ظهر ساعت ۱٫۳۰ برای رفتن نیکسون [رئیس‌جمهور آمریکا] به فرودگاه از طریق شاهراه و نک راه افتادیم، راه از کنار خوابگاه دانشجویان دانشگاه تهران می‌گذرد که اتفاقاً نسبت به جاده سرکوب است. از آن جا دانشجویان به [اسکورت موتور سوار] سنگ پرتاب کردند. خوشبختانه اتومبیل شاهنشاه و نیکسون و شهبانو و خانم نیکسون گذشته بودند که سنگ پرانی شروع شد. یک سنگ به اتومبیل من خورد. باز هم پلیس غفلت کرده و این کار را پیش بینی نکرده بود. باری به خیر و خوشی گذشت. ۱۰ خرداد ۱۳۵۱ @Barlabeietarikh
قشون من عالی‌ترین قشونی است که امروز در دنیا می‌توان نشان داد. رضاخان مرداد ۱۳۲۰ یک ماه قبل از اشغال کشور و از هم پاشیدن ارتش در عرض ۷۲ ساعت @Barlabeietarikh
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
[فیلمی از توقف هواپیمای محمد رضا شاه درپاناما] آخرین پرواز شاه؛ بیم و بلاتکلیفی در واپسین ماه‌های زندگی محمدرضاشاه، سرنوشت او در هاله‌ای از ابهام، تبعید و بیماری رقم خورد. پس از اقامت در پاناما، که با توقفی در جزایر آزور همراه شد، هواپیمای حامل شاه مدت زیادی در پرواز نهایی‌اش معطل ماند. دلیل این تأخیر، مذاکرات پشت‌پرده‌ای بود که صادق قطب‌زاده با مقامات آمریکایی برای معاوضه گروگان‌های سفارت آمریکا با شاه انجام می‌داد. در آن زمان، وضعیت جسمانی شاه رو به وخامت گذاشته بود؛ تب شدیدی داشت و شمار پلاکت‌های خونش به شدت کاهش یافته بود، نشانه‌ای از پیشرفت سرطان لنفاوی که مدتی بود با آن دست‌وپنجه نرم می‌کرد. در نهایت، در تاریخ ۳ فروردین ۱۳۵۹، آخرین سفر شاه آغاز شد؛ از پاناما، با توقفی کوتاه در جزایر آزور پرتغال، به مقصد نهایی: مصر. جایی که قرار بود واپسین روزهای زندگی خود را در آن سپری کند و در همان‌جا نیز به خاک سپرده شد. @Barlabeietarikh
در جوامع «متمدن» امروزی، جنگ به‌عنوان یک وضعیت استثنایی و حتی بیمارگونه تلقی می‌شود که تنها به منظور پیشگیری از آن باید مورد مطالعه قرار گیرد. اما در بیشتر طول تاریخ بشر، جنگ به‌عنوان امری کاملاً عادی پذیرفته شده بود: به اندازه قحطی، فقر و بیماری طبیعی به نظر می‌رسید. صلح، در صورتی وجود داشت که، تنها به‌عنوان یک فاصله زمانی موقت و ناپایدار میان بهبود از جنگ قبلی و آماده‌سازی برای جنگ بعدی بود. صلح طولانی‌مدت تنها زمانی امکان‌پذیر می‌شد که امپراتوری‌هایی به‌قدری قدرتمند وجود داشتند که می‌توانستند اراده خود را در داخل اعمال کنند و خود را در برابر تهدیدهای خارجی برای نسل‌ها محافظت کنند. زمانی که توانایی آن‌ها در انجام این کار از بین می‌رفت،pax imperium پکس امپریوم (صلح امپراتوری) نیز با آن‌ها از بین می‌رفت. قسمتی از مقدمه ی کتاب :The Oxford Handbook of War @Barlabeietarikh
الحمدلله‌تعالی جمعیت شهر زیاد است و الحمدلله فراوانی نعمت و ارزانی و امنیت است. هزار مرتبه شکر خدا را که چنین است. آغاسلیم خواجهٔ سیاه، مرده است. آغاسلیم قریب نود سال داشت، خواجهٔ فتحعلی‌شاه و غیره بود، سیاهی خوش‌حرکات و رقاص و بذله‌گو و خوش‌محاوره بود؛ نقل هم می‌گفت، از حسین کرد و حمزهٔ صاحب‌قران و غیره، خَراج بود، پنج شش سال قبل یک‌دفعه در ورارود پای گردنهٔ دماوند، آغاسلیم ناخوش شد در اردو. دکتر میرزاحسین را بردند برای معالجه، گفته بود این حالا خواهد مرد، معالجه ندارد؛ او خوب شد و دکتر مرد. آغاسلیم الی حال بود که حالا فوت شد. محرم ۱۲۹۴ @Barlabeietarikh
امروز باید برویم به وسج که از دهات نهاوند است. نعوذبالله از امروز از دست گدا، کور، کچل، فقیر و عریضه‌چی نزدیک بود خفه شویم. فتح‌الله‌خان - نایب عدلیه - هم گاهی به طرف راست، گاهی به دست چپ و عقب‌سر و جلو، اسب می‌دواند و عریضه‌های اینها را طوری می‌گرفت مثل این که الان احقاقِ حق این‌ها را خواهد کرد. خاطرات ناصرالدین‌شاه ذی‌حجه ۱۳۰۹ @Barlabeietarikh
این تصویر (تصویری که استالین در آن است) یکی از مشهورترین نمونه‌های پاک‌سازی تاریخی در دوران استالین است. در عکس اول، جوزف استالین در کنار سه نفر دیگر دیده می‌شود که یکی از آن‌ها، مرد جوان سمت راست، نیکلای یژوف (Nikolai Yezhov) است. یژوف رئیس مخوف پلیس مخفی شوروی (NKVD) در اوج دوران «پاک‌سازی بزرگ» بود؛ دوره‌ای که هزاران نفر از مقامات حزب کمونیست، ارتش، روشنفکران و حتی مردم عادی به جرم خیانت اعدام یا زندانی شدند. اما وقتی خود یژوف در سال ۱۹۳۹ مغضوب شد، بازداشت و بعدتر اعدام شد، تمام آثارش از عکس‌ها، اسناد و رسانه‌ها حذف شد از جمله همین عکس. در تصویر دوم، یژوف به‌طور کامل از عکس پاک شده است. این کار توسط تیم‌های حرفه‌ای سانسور عکس در اتحاد جماهیر شوروی انجام می‌شد تا دشمنان «مورد غضب واقع‌شده» استالین، گویی هرگز وجود نداشته‌اند. این نمونه‌ای هولناک از بازنویسی تاریخ است، که در آن واقعیت نه تنها سرکوب می‌شود، بلکه با دقتی فنی، از حافظه جمعی هم پاک می‌شود. به همین دلیل، یژوف در فرهنگ عامه به‌عنوان «مردی که ناپدید شد» شناخته می‌شود. پی‌نوشت: اختلاف امروز ایلان ماسک و ترامپ و رفتارهای جالب ترامپ در برخورد با ایلان ماسک، مرا یاد عکس استالین انداخت! @Barlabeietarikh
این ضرب‌المثل ژاپنی که در سریال «شوگان» نقل شده، از آن دسته تعبیرهای عمیق فرهنگی‌ست که به‌سادگی، پیچیدگی درونی انسان را توصیف می‌کند: «هر مردی سه قلب دارد: اولی در دهانش، که دنیا، آن را ببیند. دومی در سینه‌اش، که برای دوستان نزدیک و سومی، قلبی پنهان، که در جایی دفن شده، جایی که هیچ‌کس هرگز آن را نمی‌یابد.» این نگاه، بازتابی از فرهنگ سنتی ژاپن است که بر ظاهر آرام، باطن پیچیده، و وفاداری در سکوت تأکید دارد. در دنیای سامورایی‌ها، دروغ کم‌ارزش‌تر از رازی بود که فاش شود. پس دل‌سپردن به "قلب سوم" در واقع دل‌سپردن به نوعی حکمت شرقی‌ست؛ سکوتی پر از حرف، رازی که هویت واقعی انسان را در بر دارد. پی‌نوشت: سریال شوگان، درخشان‌ترین اثر در توصیف دقیق فرهنگ سنتی ژاپن و سامورایی‌ها و قبل از مدرنیزاسیون است. @Barlabeietarikh
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
[فیلم واقعی از حمله خلبان‌های کامیکازه ژاپنی در جنگ جهانی دوم] کامیکازه‌ها (Kamikaze) یکی از پدیده‌های منحصربه‌فرد و هولناک در تاریخ جنگ جهانی دوم بودند؛ خلبانان انتحاری ژاپنی که با هواپیماهای خود به کشتی‌های آمریکایی حمله می‌کردند و عملاً جان خود را فدای امپراتور و وطن می‌کردند. "کامیکازه" به معنای «باد مقدس» است، اشاره‌ای تاریخی به طوفانی که در قرن سیزدهم، ناوگان مغول‌ها را هنگام حمله به ژاپن نابود کرد. در جنگ جهانی دوم، این نام به حملات انتحاری خلبانانی اطلاق شد که با هواپیماهای پر از بمب، خود را به ناوها و ناوشکن‌های متفقین، به‌ویژه آمریکایی‌ها، می‌کوبیدند. در اواخر جنگ، ژاپن به شدت تحت فشار نیروهای آمریکایی در اقیانوس آرام قرار گرفته بود. ارتش ژاپن که از نظر منابع، هواپیما و خلبان دچار بحران شده بود، برای ایجاد ترس و وارد کردن تلفات سنگین، دست به این روش زد. کامیکازه‌ها اغلب خلبانان جوان، بی‌تجربه اما شدیداً ایدئولوژیک بودند. به آن‌ها گفته می‌شد با این حملات، روحشان به آرامش می‌رسد و در بهشت نزد اجدادشان خواهند بود. هواپیماهای ساده، سبک و ارزان‌قیمت با مواد منفجره تجهیز می‌شدند. خلبان‌ها آموزش می‌دیدند که چگونه با دقت به عرشه ناوها یا نقاط حساس فنی برخورد کنند. مهم نبود که زنده بمانند؛ مأموریت با شهادت کامل می‌شد. حملات کامیکازه توانستند آسیب جدی به برخی ناوهای آمریکایی وارد کنند، اما نتوانستند مسیر جنگ را تغییر دهند. این حملات در واقع نشان‌دهنده‌ی ناامیدی راهبردی و اعتقاد شدید به فداکاری مطلق در برابر شکست نظامی بود. @Barlabeietarikh