زیارت سیدالشهدا علیهالسّلام را کردم. نماز خواندم. توی ضریح مقدس رفتم. خط جناب امیر را بالای ضریح گذاشتم. قرآن خط امام زینالعابدین کوچک بود توی ضریح حضرت بود میرزاحسن آورد زیارت کردم. یک قرآن بزرگی - خیلی بزرگ - که در هند تمام شده است محمدعلیخان افتخارالدولهٔ هندی که یکی از راجهها یا شاهزادگان هند بوده است - و در آخر در کربلا مجاور بوده همین جا مرده است - او گذاشته است. عجب چیزی است همچه قرآنی در دنیا کسی تمام نکرده است از خط و تذهیب و پرکاری چیز غریبی است. بنای گنبد بقعهٔ متبرکهٔ امام حسین اولاً از آلبویه بوده بعد از خلافت عباسیه مخفف و مختصر ساخته بودند. آقامحمدخان مرحوم از نو ساخته بزرگ کردند، گنبد را طلا کردند. نقرهٔ ضریح از خاقان مغفور (فتحعلی شاه) است. طلای منارهها که از نصف بالا است از زن خاقان مرحوم - از دختر مصطفیخان عمو - آینه را مردم به شراکت ساختهاند. نقرهٔ ضریح حضرت عباس از والدهٔ شاه مرحوم (محمد شاه) است اما نقرهاش بسیار نازک است که همه ریخته است.
خاطرات ناصرالدین شاه-سفر عتبات
۱۲۸۷ قمری
#ناصرالدین_شاه
#قاجار
@Barlabeietarikh
صاحب کتاب ناسخ التواریخ، چون معاصر با پادشاهان قاجار بوده تاریخ را طوری نوشته که مطابق میل آنها بوده است. فتحعلی شاه از آن طرف، شهرهای ایران را از دست میداد، او میگوید: «در ذکر جهانگشایی خاقان فتحعلی شاه». کدام جهانگشایی؟! درباره امیرکبیر که ناصرالدین شاه او را میکشد، میگوید به فلان بیماری مبتلا شد، شکمش آماس کرد و مرد؛ نمینویسد که امیرکبیر را کشتند.
کتاب فلسفه تاریخ (ج۱) اثر شهید مطهری
#شهید_مطهری
#ناسخ_التواریخ
@Barlabeietarikh
مظفرالدین شاه سخت به روضه علاقه داشت و اغلب شبهای دوشنبه و چهارشنبه برای او روضه می خواندند. وقتی به سفر اروپا رفت یک سید بحرینی روضه خوان مخصوص همراه او بود. از محرم تا بیستم رجب ۱۳۲۰ (حدود۶ ماه) طبق آماری که من استخراج کردهام، بیشتر از ۵۴ بار در اروپا برای او روضه خوانده شده است.
کتاب حماسه کویر
#محمد_ابراهیم_باستانی
#مظفرالدین_شاه
#قاجار
@Barlabeietarikh
«در نیاوران خودم انداختهام!»
ناصرالدینشاه در نیاوران، دوربین را کاشته، جلوی آن نشسته و ژست کتاب خواندن گرفته، بعد از خودش عکس انداخته است. زیر عکس هم لوکیشن را نوشته. کارهایی که آشنا به نظر میرسد اما بیش از ۱۲۵ سال از آن میگذرد.
#ناصرالدین_شاه
#قاجار
@Barlabeietarikh
9.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قلعههای اسکاتلند؛ روایت فئودالیسم و شکوه
چه چیزی هر سال میلیونها نفر را به سوی قلعههای اسرارآمیز اسکاتلند میکشاند؟
معماری محکم، دکوراسیون اصیل، آثار هنری و حتی خرابههای این قلعهها، حامل داستانهایی از کسانی هستند که زمانی در آنها زیستهاند. برخی از این قلعهها در دل مناظری خیرهکننده قرار دارند و چشماندازهایی بهیادماندنی خلق کردهاند.
در گذشته، این قلعهها خانههای امن خاندانهای قدرتمند و گاه دژهایی نظامی برای مقابله با دشمنان خارجی یا حتی داخلی بودند. برخی هم به زندانهای سیاسی بدل شدند. دیوارهای سنگی ضخیم، ورودیهای محافظتشده، پنجرههای کوچک و سیاهچالها، همه یادگار آن روزهای پرتنشاند.
امروز اما، بسیاری از این قلعهها با مرمت یا حفظ دقیق، به موزههایی زنده از تاریخ تبدیل شدهاند و برای بازدید عموم آزادند.
همچنین بسیاری از این قلعهها الهامبخش فیلمها و سریالهای سبک تاریخی و جنگی هالیوود هستند.
اسامی قلعههای موجود در کلیپ:
Castle Leod
Buchanan Castle
Dunalastair House
Eilean Donan Castle
Castle Fraser
Inveraray Castle
Brodick Castle
Castle Stalker
Fyvie Castle
Dunvegan Castle
#قلعه
#اسکاتلند
@Barlabeietarikh
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
[فیلمی تأثیرگذار از واکنش مردم پاریس به رژهی سربازان آلمان نازی در شهر بعد از پیروزی برقآسای ارتش آلمان در جبههی فرانسه]
در ژوئن ۱۹۴۰، تنها شش هفته پس از آغاز حمله آلمان نازی به فرانسه، نیروهای ورماخت بدون مقاومت جدی وارد پاریس شدند. ارتش فرانسه که روحیه خود را از دست داده بود، عقب نشست و دولت فرانسه پایتخت را تخلیه کرد. نیروهای انگلیسی نیز در منطقهی دانکرکِ فرانسه به محاصرهی نازیها درآمدند و پاریس، بدون آنکه حتی یک گلوله در آن شلیک شود، به اشغال آلمان درآمد. این سقوط، یکی از تحقیرآمیزترین لحظات تاریخ فرانسه و یکی از درخشانترین پیروزیهای تاکتیکی هیتلر بود.
#هیتلر
#جنگ_جهانی_دوم
#فرانسه
@Barlabeietarikh
13.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در قرن سیزدهم، مغولها تحت فرمان کوبلایخان، نوهی چنگیزخان، دو بار به ژاپن حمله کردند؛ اما هر دو بار شکست خوردند.
حملهی اول در سال ۱۲۷۴ میلادی انجام شد. مغولها با ناوگانی بزرگ از کره حرکت کردند و به کیوشو رسیدند، اما با مقاومت ساموراییها و طوفانی شدید روبرو شدند و مجبور به عقبنشینی شدند.
حملهی دوم در سال ۱۲۸۱، گستردهتر و بهتر سازماندهی شده بود؛ بیش از ۴۰۰۰ کشتی و ۱۴۰هزار سرباز از چین، کره و منچوری در این ناوگان شرکت داشتند. اما در حالی که نیروهای مغول در سواحل ژاپن زمینگیر شده بودند، طوفانی ویرانگر که ژاپنیها آن را «کامیکازه» (باد خدایان) نامیدند، ناوگان را نابود کرد.
این دو شکست، به ویژه شکست دوم، پایان جاهطلبیهای مغول برای تصرف ژاپن بود و «باد خدایان» به نماد حمایت آسمانی از ملت ژاپن تبدیل شد.
#مغول
#ژاپن
#سامورایی
@Barlabeietarikh
10.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لورل و هاردی، زوج کمدی افسانهای دهههای ۱۹۲۰ تا ۱۹۴۰، با ترکیب بینظیر بازی فیزیکی، خلاقیت، موقعیتهای ساده اما خندهدار، و شیمی فوقالعاده میان «استن» سادهدل و «اولیور» غرغرو، سبکی را خلق کردند که هنوز بعد از حدود ۹۰ سال، تازگی و طنزش را حفظ کرده است. آنها پیشگامان کمدی تصویری بودند؛ طنزی که بدون نیاز به دیالوگهای پیچیده، با زبان جهانی خنده حرف میزد. تأثیرشان را میتوان در آثار بسیاری از کمدینهای معاصر هم دید.
تماشای این آرامگاههای ساده در کنار خاطرهی آن همه خنده و شادمانی، حسی عمیق به بیننده میدهد.
خودِ من، علاقهی وافری به فیلمهای این دو نفر دارم با اینکه بیش از ۱۰۰ سال دیرتر از آنها به دنیا آمدهام!
#سینما
#متفرقه
@Barlabeietarikh
قبل از تکیه ‐ یعنی تعزیه ‐ خلعت به نایبها و غیره میدادند روی تخت‐ یعنی زیر تخت. به محمدتقی نایب شمیرانی خلعت نداده بودند، رذالت غریبی کرد، دادوفریاد کرد، قهر کرد رفت آنطرف تخت ایستاد. بعد شالی به او دادند، گردن پیچید رفت پیش خاننایب باز کرد. فرستادم زنجیر کلفتی به گردنش کرده، بردند انبار[زندان]. عصری که دیوانخانه آمدم، سپهسالار توسط کرد و الا پدرش را آتش میزدم.
محرم ۱۲۹۳
#ناصرالدین_شاه
#قاجار
@Barlabeietarikh
شجاعت اصحاب امام حسین علیه السلام (مناسبتی)
و قاتلهم أصحاب الحسين قتالا شديدا، و أخذت خيلهم تحمل و إنما هم اثنان و ثلاثون فارسا، و أخذت لا تحمل على جانب من خيل أهل الكوفة إلا كشفته، فلما رأى ذلك عزرة بن قيس- و هو على خيل أهل الكوفه- أن خيله تنكشف من كل جانب، بعث الى عمر بن سعد عبد الرحمن ابن حصن، فقال: أ ما ترى ما تلقى خيلي مذ اليوم من هذه العدة اليسيرة! ابعث اليهم الرجال و الرماه، فقال لشبث بن ربعي: ألا تقدم إليهم؟! فقال: سبحان الله! أ تعمد الى شيخ مضر و اهل المصر عامة تبعثه في الرماة! لم تجد من تندب لهذا و يجزي عنك غيرى! قال: و ما زالوا يرون من شبث الكراهة لقتاله...
قال: و دعا عمر بن سعد الحصين بن تميم فبعث معه المجففة و خمسمائة من المراميه، فأقبلوا حتى إذا دنوا من الحسين و أصحابه رشقوهم بالنبل، فلم يلبثوا ان عقروا خيولهم، و صاروا رجّالة كلهم... قال: و قاتلوهم حتى انتصف النهار أشد قتال خلقه الله
تاريخ الطبري ج٥ ص٤٣٦ _٤٣٨ عن أبي مخنف، نظيره: أنساب الأشراف ج٣ ص٤٠١_٤٠٢، الإرشاد ج٢ ص١٠٤
(ابومخنف گوید): و یاران حسین (ع) با آنان جنگی سخت کردند، و سواران آنان شروع به حمله کردند در حالی که تنها سی و دو سوار بودند، و به هر سویی از سواران اهل کوفه که حمله میبردند، آنان را پراکنده میساختند. پس چون عزرة بن قیس - که فرمانده سواران اهل کوفه بود - دید که سوارانش از هر جانب پراکنده میشوند، عبدالرحمن بن حصن را نزد عمر بن سعد فرستاد و گفت: آیا نمیبینی که سواران من از امروز از این عدّه اندک چه میکِشَند؟! پیادگان و تیراندازان را به سوی آنان بفرست. پس [عمر بن سعد] به شبث بن رِبعی گفت: آیا به سوی آنان پیش نمیروی؟ گفت: سبحان الله! آیا میخواهی بزرگ [قبیله] مُضَر و [رئیس] عموم اهل شهر را در میان تیراندازان بفرستی؟! آیا کسی جز من را نیافتی که برای این کار بگماری و از جانب تو کفایت کند؟! گفت: و پیوسته از شبث کراهت از جنگ با او را میدیدند...
گفت: و عمر بن سعد، حُصَین بن تمیم را فراخواند، پس با او، سواران زرهپوش و پانصد تن از تیراندازان را فرستاد. پس آمدند تا چون به حسین (ع) و یارانش نزدیک شدند، آنان را به تیرها باریدند، پس دیری نپایید که اسبان آنان را پِی کردند، و همگی پیاده شدند... گفت: و با آنان جنگیدند تا نیمروز، سختترین جنگی که خدا آفریده است.
قال: و كان نافع بن هلال الجملي قد كتب اسمه على أفواق نبله، فجعل يرمى بها مسومة و هو يقول: أنا الجملي، أنا على دين علي.
فقتل اثنى عشر من أصحاب عمر بن سعد سوى من جرح، قال:
فضرب حتى كسرت عضداه و أخذ أسيرا، قال: فأخذه شمر بن ذي الجوشن و معه أصحاب له يسوقون نافعا حتى أتى به عمر بن سعد، فقال له عمر بن سعد: ويحك يا نافع! ما حملك على ما صنعت بنفسك؟! قال: أن ربى يعلم ما أردت، قال: و الدماء تسيل على لحيته و هو يقول: و الله لقد قتلت منكم اثنى عشر سوى من جرحت، و ما ألوم نفسي على الجهد، و لو بقيت لي عضد و ساعد ما أسرتمونى، فقال له شمر: اقتله أصلحك الله! قال:
أنت جئت به، فإن شئت فاقتله، قال: فانتضى شمر سيفه، فقال له نافع:
أما و الله ان لو كنت من المسلمين لعظم عليك أن تلقى الله بدمائنا، فالحمد لله الذى جعل منايانا على يدي شرار خلقه، فقتله.
تاريخ الطبري ج٥ ص٤٤١_٤٤٢ عن أبي مخنف
(ابومخنف) گفت: و نافع بن هلال جَمَلی نام خود را بر سرِ پیکانهای تیرهایش نوشته بود، پس آنها را نشاندار شده، پرتاب میکرد و میگفت: من جَمَلی هستم، من بر دین علی (ع) هستم.
پس دوازده تن از یاران عمر بن سعد را کشت، غیر از آنان که زخمی کرد. گفت:
پس [با او] جنگیدند تا آنکه بازوهایش شکسته شد و اسیر گردید. گفت: پس شمر بن ذی الجوشن او را گرفت و همراه با یارانش، نافع را میراندند تا او را نزد عمر بن سعد آوردند. عمر بن سعد به او گفت: وای بر تو ای نافع! چه چیز تو را واداشت به آنچه با خودت کردی؟ گفت: همانا پروردگارم میداند چه قصد کردهام.
گفت: و خون بر ریشش جاری بود و او میگفت: به خدا سوگند که دوازده تن از شما را کشتم، غیر از آنان که زخمی کردم، و نفس خود را برای [این] تلاش سرزنش نمیکنم، و اگر برای من بازو و ساعدِ [دست] باقی مانده بود، مرا اسیر نمیکردید.
پس شمر به او گفت: او را بکش، خدا تو را اصلاح کند! گفت:
تو او را آوردهای، اگر میخواهی او را بکش. گفت: پس شمر شمشیرش را کشید، نافع به او گفت:
اما به خدا سوگند اگر تو از مسلمانان بودی، بر تو سخت میآمد که خدا را با [ریختن] خونهای ما ملاقات کنی. پس سپاس خدایی را که مرگ ما را به دست بدترین آفریدگانش قرار داد. پس او را کشت.
#محرم
#متفرقه
@Barlabeietarikh