بر لبهی تاریخ
📍جنگ داخلی اسپانیا
جنگ داخلی اسپانیا (۱۹۳۶–۱۹۳۹) یکی از مهمترین تحولات سیاسی و نظامی میان دو جنگ جهانی بهشمار میآید؛ جنگی که بیش از یک میلیون کشته برجای گذاشت، از جمله حدود ۷۰۰۰ کشیش، و نخستین رویارویی مستقیم و مسلحانه میان فاشیسم و کمونیسم در قرن بیستم بود.
در یکسو ژنرال فرانسیسکو فرانکو قرار داشت که از حمایت هیتلر و موسولینی برخوردار بود، و در سوی دیگر، جمهوریخواهان مورد حمایت اتحاد جماهیر شوروی و استالین ایستاده بودند.
برای درک بهتر این نبرد، باید به زمینههای سیاسی قرن نوزدهم اسپانیا بازگشت. در سال ۱۸۳۳، ایزابلای دوم بهعنوان تنها ملکه تاریخ این کشور به سلطنت رسید. دورهای که با فساد و بحرانهای اقتصادی همراه بود و اعتراضات گسترده مردمی را در پی داشت. سرانجام در سال ۱۸۶۸، انقلاب به تبعید او به پاریس انجامید.
با وجود این، خاندان بوربون بار دیگر با کودتا به قدرت بازگشت و آلفونسو دوازدهم، پسر ایزابلا، بر تخت نشست. او تنها ۱۱ سال حکومت کرد و در ۱۸۸۵، در حالیکه همسرش باردار بود، درگذشت. همسر اتریشیاش، ماریا کریستینا، به عنوان نایبالسلطنه عمل کرد تا فرزندش، آلفونسو سیزدهم، در ۱۶ سالگی و در سال ۱۹۰۲، تاج و تخت را بهدست گیرد.
اما تغییر پادشاهان نیز نتوانست تغییری در ساختار ناکارآمد سیاسی و بحران اقتصادی اسپانیا ایجاد کند. در سال ۱۹۲۳، ژنرال میگل پریمو د ریورا با کودتا قدرت را بهدست گرفت و پارلمان را منحل کرد. او معتقد بود که تنها با دیکتاتوری میتوان کشور را نجات داد، اما ناکامیهای اقتصادی و از دست رفتن حمایت ارتش، او را به استعفا وادار کرد.
پس از او نیز دو نخستوزیر نظامی دیگر نتوانستند اوضاع را بهبود بخشند. نهایتاً در ۱۲ آوریل ۱۹۳۱، انتخابات محلی برگزار شد و نیروهای چپگرا با اکثریت آرا پیروز شدند. سلطنتطلبان تنها در چند استان رأی غالب داشتند. آلفونسو سیزدهم که حمایت ارتش را نیز از دست داده بود، کشور را ترک کرد و به فرانسه، ایتالیا و سپس پرتغال گریخت.
جالب است بدانید که آلفونسو سیزدهم تنها پادشاهی است که در تاریخ، نامزد دریافت جایزه نوبل شده است.
پس از خروج پادشاه، حکومت بهدست کمیتهای انقلابی افتاد و مانوئل زامورا، رئیسجمهور جدید و چپگرا، قدرت را بهدست گرفت. یکی از اقدامات مهم دولت او، جدایی دین از حکومت بود؛ مدارس و مؤسسات مذهبی کاتولیک منحل شدند و فضای اجتماعی دچار تنش شد.
در همین دوران، رکود اقتصادی جهانی (۱۹۲۹) اسپانیا را نیز بهشدت تحت تأثیر قرار داد. دولت نتوانست وعدههای اقتصادی خود را محقق سازد و سرکوب اتحادیههای کارگری، نارضایتی عمومی را افزایش داد.
در انتخابات ۱۹۳۳، نیروهای راستگرا پیروز شدند، اما دولت وقت از تحویل قدرت امتناع ورزید. این وضعیت، به تشدید ناآرامیها انجامید که تا سال ۱۹۳۶ ادامه یافت. نهایتاً، در انتخابات نوامبر ۱۹۳۶، ائتلافی از چپگرایان و آنارشیستها با شعارهایی مانند «نه خدا، نه دولت، نه رئیس» به پیروزی رسیدند.
پیروزی این جریان با موجی از آشوب و خشونت همراه شد؛ کلیساها و مراکز راستگرایان به آتش کشیده شد و نظم اجتماعی فروپاشید. در چنین شرایطی، محافظهکاران و ارتش، کودتا را تنها راهحل دانستند. طراحی عملیات توسط ژنرال مولا انجام شد، اما نقش محوری در این کودتا با ژنرال فرانکو بود؛ کسی که در نهایت، اسپانیا را بهسوی یک دیکتاتوری ۳۶ ساله سوق داد.
📍 ادامهی روایت جنگ و دیکتاتوری فرانکو در پستهای آینده...
#اسپانیا
#فاشیسم
#کمونیسم
@Barlabeietarikh
گداهای فرنگستان عوض گدایی ساز میزنند، کمانچه میکشند، هیچ سؤال نمیکنند. اگر کسی پول داد میگیرند و الا متصل ساز میزنند.
سفر اول فرنگ-لندن
#ناصرالدین_شاه
#قاجار
@Barlabeietarikh
رضاخان، رئيسالوزرای جدید ایران با اینکه اکنون بالاترین منصب سیاسی را در این کشور اداره میکند اما هنوز نمیتواند اخلاق و رفتار دوران قزاقی خود را کنار بگذارد. وقتی که وزیر جنگ بود، افراد مختلفی را مورد ضرب و شتم قرار میداد؛ رئيسالوزرا، افسران نظمیه، سردبیران روزنامهها، افسران نظامی و ...از جمله این افراد هستند. در دو هفته گذشته نیز چندین بار افراد مختلف مورد خشم و غضب رئيسالوزرا قرار گرفتهاند که در تمام موارد شخص خاطی مستقیماً توسط جناب رئيسالوزرا کتک زده شده است. همین اخیراً یک افسر پلیس و یک روحانی قربانی رفتار خشن وی شدهاند. نبود کفّ نفس در شخصیت رضاخان و رفتار خشن او بسیار رقتانگیز و اسفناک است. برای درک روانشناسی رفتار وی باید فضایی را که وی در آن رشد کرده است بررسی کنیم و به نحوهی تربیت وی توجه نمائیم.
از گزارش جدلیکا؛ وابستهٔ نظامی آمریکا در طهران، مورخ ۲۸ نوامبر ۱۹۲۳
#رضاخان
#پهلوی
@Barlabeietarikh
یک ژاندارم (پلیس) فرانسوی در کنار طاق پیروزی پاریس، در دوران اشغال فرانسه توسط آلمان نازی، به یک افسر آلمانی سلام نظامی میدهد. سال ۱۹۴۱.
#آلمان
#جنگ_جهانی_دوم
#فرانسه
@Barlabeietarikh
در حوالی سعدآباد مشغول گردش بودم که مردی را با هالهی نور دیدم که چهرهای همچون مسیح داشت. به من الهام شد ایشان خاتم ائمهی اطهار حضرت امام قائم هستند. مواجهه من با امام زمان تنها برای چند لحظه بود.
ماموریت برای وطنم، ۶۷
#محمدرضا_پهلوی
#پهلوی
@Barlabeietarikh
گرفتاری ما این بود که نهادهای مملکت درست کار نمیکرد؛ بنیادها، حکومت درست کار نمیکرد، یعنی مجلس یک مجلس واقعی که طبق قانون اساسی عمل بکند نبود. دادگستری یک دادگستریای که آنطور که مستقلاً و با قدرت عمل بکند نبود. دولتمان که قوهٔ مجریه بود آن طوری که باید و شاید قدرت اجرایی نداشت، این ساختار سیاسی این نهادی که میبایست درست عمل بکند و در نتیجه آن حالت اعتماد و گردش منطقی امور را به دنبال خودش داشته باشد وجود نداشت. در نتیجه، آن تغییر گروهی که در دولت باید وجود داشته باشد-گاهگداری یک گروهی بروند، گروه دیگری بیایند ـ وجود نداشت. آن اعتمادی که مردم بایست به دستگاهها داشته باشند - که وقتی وکیل مجلس صحبت میکند حرف مردم را دارد میزند - وجود نداشت. آنجایی که پروندهٔ شخصی میرفت به دادگستری، میبایست اعتماد داشته باشد که قاضی با بیطرفی قضاوت میکند، این اعتقاد وجود نداشت.
از خاطرات شفاهی عبدالمجید مجیدی؛ رئیس سازمان برنامه و بودجهی پهلوی
#عبدالمجید_مجیدی
#پهلوی
@Barlabeietarikh
آنموقعی که من نمایندهی ایران در آژانس اتمی بودم، قرار شده بود دولت پروتکل الحاقی را امضا کند. آقای خرازی که وزیرخارجه بود گفتند، شما برو و امضا کن! من گفتم، این وضع داخل را چه میکنید؟ گفت، یعنی چی؟ دولت تصمیم گرفته است. گفتم، تا شما به من نامه ندهید من نمیروم. در هر صورت نامه زدند و ما هم رفتیم امضا کردیم. شما ببینید کیهان آن زمان چه چیزهایی علیه ما نوشت. عملاً ما را متهم کرد به هر چه دلش میخواست. اصلاً آبروریزی در خانواده شد. خانواده میگفت، تو چه کار کردی که اینطور نوشتهاند. بعدها که یک جلسهای در دبیرخانهی شورای عالی بود من حسین شریعتمداری را دیدم. از او پرسیدم اینها چه چیزی بود نوشتی؟ گفت، اشتباه شد آقای دکتر! من یک کتابی دارم مینویسم و آنجا جبران میکنم. آخر ما نه آن کتاب را دیدیم و نه چیزی!
#علیاکبر_صالحی
#متفرقه
@Barlabeietarikh
10.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فیلمی از فعالیت پدافند عراق در برابر نیروی هوایی آمریکا – عملیات طوفان صحرا (آزادسازی کویت - ۱۹۹۱)
در جریان عملیات «طوفان صحرا»، هواپیماهای نیروی هوایی ایالات متحده طی ۴۲ روز، در مجموع ۶۹٬۴۰۶ سورتی پرواز انجام دادند. همچنین نیروی دریایی آمریکا با بهکارگیری ۶ ناو هواپیمابر، موفق به ثبت ۱۸٬۱۱۷ سورتی پرواز شد. در مجموع، هواپیماهای ائتلاف به رهبری آمریکا ۱۱۶ هزار سورتی پرواز انجام داده و بیش از ۸۸٬۵۰۰ تن بمب و موشک پرتاب و شلیک کردند؛ به عبارتی، به طور میانگین در هر شبانهروز ۲٬۷۶۰ سورتی پرواز و ۲٬۱۰۷ تن مهمات بر فراز عراق استفاده شد.
شبکه پدافند هوایی یکپارچه عراق، با وجود قدرت و گستردگی قابلتوجه، تنها موفق به سرنگونی ۳۸ فروند هواپیما شد. آتش پدافندی عراق همچنین به ۴۸ هواپیمای دیگر آسیب رساند که در مجموع، ۸۶ فروند هواپیما را از رده خارج کرد؛ آماری که در مقایسه با حجم عملیات، بسیار ناچیز محسوب میشد.
علت اصلی این ناکامی، آن بود که ساختار پدافندی عراق برای مقابله با کشوری در ابعاد و توان رزمی ایالات متحده طراحی نشده و تاب پاسخگویی به شدت و گستردگی چنین حملاتی را نداشت.
#عراق
#صدام
#آمریکا
#طوفان_صحرا
@Barlabeietarikh
بر لبهی تاریخ
⚔️ پست ویژه👇 @Barlabeietarikh
⚔️ آخرین پرده امپراتوری ساسانی
در سال ۶۲۸ میلادی، خسروپرویز، آخرین امپراتور مقتدر ساسانی، پسر بزرگش شیرویه (قباد) را از ولیعهدی برکنار کرد و تحتِ نفوذ همسرِ محبوبش، شیرین، پسر کوچکترش مردانشاه را به جانشینی برگزید. این تصمیم، شیرویه را به شدت خشمگین کرد و جرقهای شد برای آغازِ پایان امپراتوری ساسانی.
خاندانهای پرنفوذی که از شکستهای خسروپرویز در جنگ با روم ناامید شده بودند — از جمله اسپهبد فرخهرمزد و پسرانش رستم فرخزاد و شهربراز از خاندان میهران، و خاندان وارازتیروتس — با شیرویه همراه شدند. در ۲۵ فوریه همان سال، شیرویه با کمک فرماندهاش آسپاد گوشناسپ، تیسفون را تصرف کرد، خسروپرویز را به زندان انداخت و خود را با نام قباد دوم بر تخت نشاند.
قباد دوم بیدرنگ تمام برادران خود، از جمله ولیعهد (مردانشاه) را که فرزند خسرو و شیرین بود، به قتل رساند. این اقدام موجب شد تا دودمان ساسانی، از نسل حاکمان شایسته تهی شود. سه روز بعد، او دستور قتل پدرش را داد و بلافاصله پس از آن، مجری حکم — مهر هرمزد — را نیز از میان برداشت.
شیرویه همچنین پس از رسیدن به سلطنت، با امضای پیمان صلحی شتابزده با امپراتوری روم شرقی، به جنگهای طولانی و ویرانگر خسروپرویز پایان داد. بر اساس این پیمان، تمامی سرزمینهایی که ساسانیان طی بیست سال گذشته از روم گرفته بودند، بازگردانده شد و اسیران رومی آزاد شدند.
هرچند این صلح موقت، جنگ را خاتمه داد، اما برای ایران که در اوج قدرت نظامی و سیاسی بود، شکستی حیثیتی و ضربهای جبرانناپذیر به اعتبار شاهنشاهی محسوب میشد.
اما پادشاهی قباد دوم تنها چند ماه دوام آورد. روایت رسمی میگوید که او قربانی طاعون سهمگینی شد که همان سال تیسفون را دربر گرفت. با این حال، برخی منابع متأخر احتمال دیگری را مطرح میکنند: مسمومیت به دست خواهرش پوراندخت. انگیزهی او، بنا بر این روایت، هم انتقام خون پدر و برادران بود که به فرمان قباد کشته شده بودند، و هم احتمالاً برای رسیدن به تخت سلطنت. این شک و ابهام، مرگ قباد دوم را به یکی از معماهای بزرگ پایان عصر ساسانی بدل کرده است.
پس از مرگ قباد، تاجوتخت ساسانیان در کمتر از چهار سال، میان چندین پادشاه و ملکه (از جمله خواهر قباد) جابهجا شد و هرجومرج سیاسی، نفوذ خاندانهای بزرگ و بحرانهای اقتصادی و نظامی، امپراتوری را به آستانه فروپاشی رساند؛ وضعیتی که در نهایت، راه را برای پیروزی اعراب مسلمان در میانه قرن هفتم میلادی هموار ساخت.
📚برگرفته از منابع مختلف، از جمله کتاب تاریخ کامل ایران جلد اول حسن پیرنیا، تاریخ فرهنگ و تمدن ایران دوره ساسانی و تاریخ ایران کمبریج جلد سوم، افول و سقوط شاهنشاهی ساسانیان
#امپراتوری_ساسانی
#ایران
#ساسانیان
@Barlabeietarikh