با هماهنگی و همفکری نزدیک متفق خودمان روسیه، ما عناصر بدخواه را از تهران ریشهکن ساختیم؛ ما یک دیکتاتور [پهلوی اول] را از کشور رانده، به تبعید روانه کردیم.
وینستون چرچیل
۸ مهر ۱۳۲۰
#متفرقه
#پهلوی
@Barlabeietarikh
رضاشاه روزی در اواخر سلطنت خود به نمایندگان مجلس گفت: در رژیمهای مشروطه، احزابی در مملکت هست. حزب برای انتقاد از کار دولتها و مراقبت در اعمال است. و این کار را من به جای حزب میکنم و ایراد و انتقاد را من میگیرم. به خصوص حالا که ولیعهد از خارج مراجعت کردهاند، ما دو نفر شدهایم و دیگـر مــن تنها نیستم.
#علی_دشتی
#رضاشاه
#پهلوی
@Barlabeietarikh
آقایان [سید محمود] دعائی و [سیدمحمد] خاتمی، مسؤولان اطلاعات و کیهان آمدند و از کمبود امکانات مالی مؤسسهها، ضررهایی در حدود دو میلیون و نیم تومان صحبت داشتند و کمک میخواستند. عجیب است که مؤسسهای با بیش از دویست میلیون تومان سرمایه، ضرر هم بدهد. نشان ناسالمی سازمان است. قرار شد وامی برای رفع مشکلاتشان از دولت بگیرند.
۲۹ اردی ۱۳۶۰
#هاشمی_رفسنجانی
@Barlabeietarikh
شاهنشاه همیشه میفرمایند، باید به متخصصین بگویند مطالعات خودشان را بکنند، وقتی نظر دادند باید درست خلاف آن عمل کنید. مخصوصاً در امور اقتصادی.
اردیبهشت ۱۳۵۳
#اسدالله_علم
#پهلوی
@Barlabeietarikh
📍پشت پرده تنش آمریکا و ونزوئلا: اسم رمز «مواد مخدر» و «دموکراسی»
تنش اخیر میان ایالات متحده و ونزوئلا در نوامبر ۲۰۲۵ — شامل استقرار گسترده نیروهای دریایی، حملات محدود در کارائیب و فشار علنی برای تغییر رفتار یا تغییر رژیم — از سوی واشنگتن با دو برچسب «مبارزه با قاچاق مواد مخدر» و «حمایت از دموکراسی» توضیح داده میشود. با این حال، الگوی رفتاری آمریکا در آمریکای لاتین طی دو قرن گذشته نشان میدهد که این مداخلات اغلب در چارچوبی وسیعتری، شامل منافع انرژی، موازنهسازی ژئوپلیتیکی و مهار جریانهای سیاسی ناسازگار با نظم اقتصادی مورد نظر آمریکا قابل فهم است.
۱. تداوم ساختاریِ دکترین مونرو (۱۸۲۳) تا امروز
دکترین مونرو (۱۸۲۳) اساساً چارچوبی برای محدودکردن نفوذ قدرتهای خارجی در نیمکره غربی بود. در عمل، این چارچوب به مجموعهای از مداخلات مستقیم و غیرمستقیم تبدیل شد که هدف آنها حفظ برتری اقتصادی و امنیتی آمریکا بود. نمونههای برجسته عبارتاند از:
• گواتمالا ۱۹۵۴: مداخله برای جلوگیری از اصلاحات ارضی متعارض با منافع شرکتهای آمریکایی.
• جمهوری دومینیکن ۱۹۶۵: جلوگیری از شکلگیری دولتی همسو با کوبا.
• شیلی ۱۹۷۳: حمایت از کودتای پینوشه علیه دولت چپگرای آلنده.
• گرانادا (۱۹۸۳)، پاناما (۱۹۸۹)، هائیتی (۱۹۹۴ و ۲۰۰۴): اقداماتی برای حفظ نظم منطقهای سازگار با منافع امنیتی و اقتصادی واشنگتن.
در این چارچوب، ونزوئلا نیز بهعنوان کشوری دارای ذخایر عظیم انرژی، از این منطق مستثنی نبوده است.
۲. ونزوئلا: انرژی، ایدئولوژی و رقابتهای ژئواستراتژیک
• ۱۹۹۸–۲۰۱۳: ریاستجمهوری هوگو چاوز و سیاست «سوسیالیسم قرن ۲۱» به ملیسازی نفت و محدودسازی فعالیت شرکتهای آمریکایی انجامید؛ موضوعی که پیامدهای اقتصادی قابل توجهی برای آنها داشت.
• کودتای ۲۰۰۲: شواهد متعدد از حمایت واشنگتن از مخالفان چاوز منتشر شد؛ این رویداد در ادامهی رقابت ایدئولوژیک دوران پس از جنگ سرد قابل تحلیل است.
• ۲۰۱۳ به بعد: دولت مادورو با تحریمهای فزاینده آمریکا مواجه شد که هدف آنها فشار اقتصادی و سیاسی گسترده بود.
• ۲۰۱۹: بهرسمیت شناختن خوان گوایدو بهعنوان «رئیسجمهور موقت» رویکردی کمسابقه بود که حتی میان برخی متحدان اروپایی نیز اجماع نداشت.
• ۲۰۲۵: عملیات «نیزه جنوبی» در چارچوب سیاست مهار دولتهای نزدیک به چین و روسیه و برخورد با شبکههای غیرقانونی در کارائیب تفسیر میشود.
۳. تحلیل تنش بر اساس منطق منافع
نقش آمریکا در منطقهی آمریکای لاتین، به وضوح با دوگانگی رفتاری همراه بوده است. برای مثال:
• مسیر اصلی قاچاق مواد مخدر به آمریکا همچنان از مکزیک میگذرد، اما روابط اقتصادی دوجانبه مانع برخورد سختافزارانه مشابه میشود.
• برخی دولتهای اقتدارگرا — مانند عربستان سعودی در خاورمیانه — با وجود انتقادات حقوق بشری، به دلیل همسویی در سیاستهای مربوط به انرژی و امنیت، از حمایت واشنگتن برخوردارند.
• در طول جنگ سرد، دولتهایی با سوابق ضعیف حقوق بشری (مانند پینوشه در شیلی) تا زمانی که در چارچوب ژئوپلیتیک مطلوب آمریکا عمل میکردند، حمایت دریافت میکردند.
این نمونهها نشان میدهد که سیاست خارجی آمریکا عمدتاً بر اساس ماتریس منافع امنیتی–اقتصادی تعریف میشود، نه یکسانسازی اصولی در حوزه دموکراسی یا حقوق بشر.
دخالتهای آمریکا در آمریکای لاتین، دارای یک الگوی تکرارشونده با محرکهای قابل اندازهگیری است. در تحولات امروز کارائیب نیز همان عناصر کلاسیک دیده میشود:
• منابع انرژی بینظیر ونزوئلا
• همکاری استراتژیک با چین و روسیه
• مقاومت در برابر مدلهای اقتصادی مورد ترجیح ایالات متحده
این عوامل، صرفنظر از نوع حکومت، همواره آمریکا را به سمت سیاستهای مداخلهگرانه سوق دادهاند. بنابراین، تحولات نوامبر ۲۰۲۵ بیش از آنکه نشانه تغییر باشد، ادامه منطقیِ یک الگوی دیرپا در نظم امنیتی نیمکره غربی است.
#تحلیل
#آمریکا
#ونزوئلا
@Barlabeietarikh
ما در زمان عملیات غافلگیر نشدیم، در شیوهی عملیات غافلگیر شدیم. من شب حمله با آقای قاآنی مشهد مراسم بودیم. آن شب آقای پزشکیان را در تبریز پیدا کردم، آقای اژهای هم در منزل بودند.
۲ مهر ۱۴۰۴
#محمدباقر_قالیباف
@Barlabeietarikh
باهنر به جای بهشتی، به عنوان دبیرکل حزب انتخاب شدند. مهندس [میرحسین] موسوی آمد و جریان مفقود شدن [محمدرضا] کلاهی و احتمال عامل انفجار [۷ تیر] بودنش را مطرح کرد. به عنوان بستنی خریدن قبل از انفجار فرار کرده است.
۸ تیر ۱۳۶۰
#هاشمی_رفسنجانی
@Barlabeietarikh
قبل از اینکه بانوان ایران، کشف حجاب کنند من در اروپا با خانواده خودم کشف حجاب کردم و هیچ کس با کشف حجاب مخالف نبود. ولی من مخالف بودم. چون معتقد بودم که کشف حجاب باید به واسطهی اولسیون و بواسطه تکامل اهل مملکت باشد نه بواسطهی کسی که یک قدرتی پیدا کرده و یک زوری پیدا کرده که من این جور میخواهم و باید این جور بشود. من این را معتقد نیستم به هیچ وجه و مخالف هم بودم.
گفتاری از محمد مصدق به نقل از کتاب مصدق و مسائل حقوق و سیاست، ایرج افشار
#محمد_مصدق
@Barlabeietarikh
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خاطرات هویدا در تلویزیون شاهنشاهی از زمان اشغال ایران توسط متفقین در زمان رضاشاه
#پهلوی
@Barlabeietarikh
ما باید صفوف ایرانیها را به خوبی، روشن و تمیز از هم جدا کنیم. کسانی که به قانون اساسی، نظام شاهنشاهی و انقلاب ششم بهمن عقیده دارند و کسانی که ندارند؛ کسی که مومن و معتقد به این سه اصلی که من گفتم نباشد دو راه برای او وجود دارد: یا یک فردی است متعلق به یک تشکیلات غیرقانونی، که جایش در زندان ایران است و یا اگر بخواهد فردا با کمال میل بدون [اخذ] عوارضی گذرنامه را به دستش میدهیم تا به هر کجا که دلش میخواهد برود.
اسفند ۱۳۵۳
#محمدرضا_پهلوی
#پهلوی
@Barlabeietarikh
کنیزی آمده گفت ببری (گربه ناصرالدین شاه) پیدا شده است. از بخاری امیناقدس پایین آمده است. بسیار خوشحال شدم. بعد ببری را آوردند. بعد خوابیدم.
ذیحجه ۱۲۹۱
#ناصرالدین_شاه
#قاجار
@Barlabeietarikh
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فیلمی از بازدید هرمان گورینگ (فرمانده نیروی هوایی آلمان نازی) از ویرانههای برلین در اثر بمباران متفقین، ۱۹۴۴
«اگر حتی یک هواپیمای دشمن بتواند به برلین برسد، آن وقت میتوانید مرا هرمان مایر صدا کنید!»
این وعدهای بود که هرمان گورینگ در اوایل جنگ داده بود.
اما از سال ۱۹۴۳ به بعد، برلین بیوقفه بمباران شد و مردم شهر، برای تمسخر وعده توخالی او و ناتوانی لوفتوافه (نیروی هوایی آلمان نازی)، او را «هرمان مایر» صدا میزدند؛ اسمی که در آلمانی مثل یک نام کاملاً معمولی و بیاهمیت است.
#جنگ_جهانی_دوم
@Barlabeietarikh