eitaa logo
بر لبه‌ی تاریخ
809 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.2هزار ویدیو
0 فایل
روایتی از روزگارانی که جهان لرزید... نقبی به وقایع، اسناد، و رازهای تاریخ معاصر جهان. اینجا، هر حادثه، داستانی‌ست ناگفته. ارتباط با مدیر: @MMSALEHN
مشاهده در ایتا
دانلود
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خاطرات هویدا در تلویزیون شاهنشاهی از زمان اشغال ایران توسط متفقین در زمان رضاشاه @Barlabeietarikh
ما باید صفوف ایرانی‌ها را به‌ خوبی، روشن و تمیز از هم جدا کنیم. کسانی که به قانون اساسی، نظام شاهنشاهی و انقلاب ششم بهمن عقیده دارند و کسانی که ندارند؛ کسی که مومن و معتقد به این سه اصلی که من گفتم نباشد دو راه برای او وجود دارد: یا یک فردی است متعلق به یک تشکیلات غیرقانونی، که جایش در زندان ایران است و یا اگر بخواهد فردا با کمال میل بدون [اخذ] عوارضی گذرنامه را به دستش می‌دهیم تا به هر کجا که دلش می‌خواهد برود. اسفند ۱۳۵۳ @Barlabeietarikh
کنیزی آمده گفت ببری (گربه ناصرالدین شاه) پیدا شده است. از بخاری امین‌اقدس پایین آمده است. بسیار خوشحال شدم. بعد ببری را آوردند. بعد خوابیدم. ذی‌حجه ۱۲۹۱ @Barlabeietarikh
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فیلمی از بازدید هرمان گورینگ (فرمانده نیروی هوایی آلمان نازی) از ویرانه‌های برلین در اثر بمباران متفقین، ۱۹۴۴ «اگر حتی یک هواپیمای دشمن بتواند به برلین برسد، آن وقت می‌توانید مرا هرمان مایر صدا کنید!» این وعده‌ای بود که هرمان گورینگ در اوایل جنگ داده بود. اما از سال ۱۹۴۳ به بعد، برلین بی‌وقفه بمباران شد و مردم شهر، برای تمسخر وعده توخالی او و ناتوانی لوفت‌وافه (نیروی هوایی آلمان نازی)، او را «هرمان مایر» صدا می‌زدند؛ اسمی که در آلمانی مثل یک نام کاملاً معمولی و بی‌اهمیت است. @Barlabeietarikh
رضاشاه در حساب‌های شخصی خود در بانک‌ها مبلغ ۶۸۰ میلیون ریال موجودی داشته است. مشرف نفیسی؛ وزیر دارایی جلسهٔ ۱۶ مهر ۱۳۲۰ مجلس ۶۸ میلیون تومان را پهلوی از سواد‌کوه که نیاورد. از محل استفاده همین املاک [غصبی] بوده است. یکی از همسران او در خیابان استخر ملکی را به قیمت متری ۳ تومان از پیرزنی گرفته در حالی که ارزش آن متری ۸۰ تومان بوده است. مذاکرات مجلس دوازدهم مهر ۱۳۲۰ @Barlabeietarikh
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با این‌که نام چرچیل برای بسیاری از ایرانی‌ها یادآور دوران‌های تلخ و سیاست‌های شوم است، اما اگر او را از دریچه‌ی نگاه مردم بریتانیا ببینیم، روایتِ کاملاً متفاوتی پیش رو داریم؛ روایتی از مقاومت، رهبری و مردی که در سخت‌ترین لحظات تاریخ کشورش ایستاد. وینستون چرچیل‌ (۱۹۶۵–۱۸۷۴) یکی از بزرگ‌ترین دولتمردان تاریخ مدرن و مردی بود که بریتانیا را در تاریک‌ترین سال‌های جنگ جهانی دوم هدایت کرد. با صدای محکم، سخنوری بی‌همتا و اراده‌ای شکست‌ناپذیر، به نماد مقاومت در برابر هیتلر و یکی از چهره‌های اصلی آزادی در دنیای غرب تبدیل شد. چرچیل در خانواده‌ای اشرافی در بریتانیا به دنیا آمد؛ خانواده‌ای که زندگی‌اش را با رفاه آغاز کرد، اما او هرگز به راحتی قانع نشد. پیش از ورود به سیاست، سرباز، خبرنگار و نویسنده بود. در میدان‌های نبرد هند، سودان و آفریقای جنوبی خدمت کرد و حتی در جریان این نبردها، مدتی اسیر شد و در نهایت، شهرتش را به‌عنوان مردی شجاع و بلندپرواز ساخت. در سال ۱۹۰۰ وارد پارلمان شد و در طول مسیر سیاسی‌اش در احزاب و سمت‌های مختلفی حضور یافت؛ از جمله مقام «لُرد اول دریاداری»، مسئول نیروی دریایی بریتانیا. با این حال، سال‌های نخست فعالیتش با اشتباهات و انتقادهای سنگینی همراه بود؛ به‌ویژه پس از فاجعه نظامی گالیپولی در جنگ جهانی اول. اما آزمون واقعی او دهه‌ها بعد فرا رسید. در سال ۱۹۴۰، زمانی‌ که اروپا در آتش بود و هیتلر بی‌وقفه پیشروی می‌کرد، چرچیل به نخست‌وزیری رسید. (ادامه👇) @Barlabeietarikh
بر لبه‌ی تاریخ
با این‌که نام چرچیل برای بسیاری از ایرانی‌ها یادآور دوران‌های تلخ و سیاست‌های شوم است، اما اگر او را
در دوره‌ای که بسیاری در بریتانیا خواهان سازش با آلمان نازی بودند، او سرسختانه ایستاد و نپذیرفت. سخنرانی تاریخی‌اش در پارلمان جهان را تکان داد: «ما هرگز تسلیم نخواهیم شد. در ساحل‌ها، در مزرعه‌ها و در خیابان‌ها خواهیم جنگید. هرگز خود را تسلیم نخواهیم کرد.» تحت رهبری او، بریتانیا در برابر بمباران‌های سنگین ایستادگی کرد، روحیهٔ مردم را حفظ نمود و به آخرین سدّ مقاومت اروپا در برابر نازیسم تبدیل شد. چرچیل همچنین نقشی کلیدی در اتحاد با روزولت و استالین داشت؛ اتحادی که سرانجام به پیروزی متفقین در سال ۱۹۴۵ منجر شد. پس از جنگ، انتخابات را از دست داد، اما در سال ۱۹۵۱ دوباره به قدرت بازگشت؛ این بار به‌عنوان چهره‌ای افسانه‌ای. او در سال ۱۹۵۳، به‌خاطر مجموعه کتاب‌ها و سخنرانی‌هایش که نه‌تنها جنگ، بلکه نگاه او به تاریخ را ثبت کرده‌اند، برنده جایزه نوبل ادبیات شد. چرچیل تا سال‌های پایانی عمر نیز فعال و هوشیار ماند و سرانجام در سال ۱۹۶۵ درگذشت و به عنوان یک قهرمان ملی به خاک سپرده شد. @Barlabeietarikh
بر لبه‌ی تاریخ
سخنرانی چرچیل در پارلمان بریتانیا، وقتی فرانسه سقوط کرده بود و بریتانیا تنها مانده بود! ژوئن ۱۹۴۰؛
👆سخنرانی معروف وینستون چرچیل در مجلس بریتانیا و اعلام تصمیم قطعی برای جنگ با آلمان نازی و رد هرگونه مذاکره با هیتلر (در حالی که پاریس توسط ارتش آلمان اشغال شده بود و آلمان در حال آماده‌سازی برای حمله به خاک اصلی بریتانیا بود) @Barlabeietarikh
روزی که رضاشاه درگذشته بود می‌خواستیم در تهران ختم بگذاریم، مردم و وکلای مجلس اجازه نمی‌دادند. می‌گفتند چرا می‌خواهید برای دیکتاتور ختم بگیرید؟ ۴ مرداد ۱۳۴۷ @Barlabeietarikh
چون برنامه‌ای نبود، قرار داده بودیم قدری خوشگذرانی کنیم، دو دختر از نیویورک خواسته بودم، آمدند. بسیار خوب بودند. خرداد ۱۳۴۷ @Barlabeietarikh
📍تهران 30 نوامبر 1943 وینستون چرچیل شصت و نهمین سالگرد تولدش را به همراه استالین و روزولت (بعد از سقوط رضاشاه) در تهران جشن می‌گیرد. @Barlabeietarikh
528.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📍داستان خونین‌ترین عروسی تاریخ پاریس، ۲۴ اوت ۱۵۷۲ همه چیز از یک عروسی شروع شد؛ عروسی‌ای که قرار بود خونِ کاتولیک‌ها و هوگنوت‌‌ها (پروتستان‌های فرانسه) را در یک پیاله بیامیزد. کاترین دو مدیچی، ملکه مادر، دخترش مارگریت دو والوا را به عقد هنری ناوار (رهبر پروتستان‌ها) درآورد. هزاران هوگنوت (پروتستان‌های فرانسه) از سراسر فرانسه به پاریس آمدند؛ خیابان‌ها پر از لباس‌های رنگارنگ و آوازهای مزامیر بود. آن‌ها فکر می‌کردند صلح آمده؛ اما در کاخ لوور، نقشه‌ی دیگری کشیده می‌شد. صبح ۲۳ اوت، دریاسالار کولینی، مغز متفکر پروتستان‌ها، در کوچه ترور شد ولی زنده ماند. کاترین و پسرش شارل نهم ترسیدند شورش شود؛ پس تصمیم گرفتند همه را یک‌جا بکشند. ساعت سه بامداد ۲۴ اوت، ناقوس کلیسای سن‌ژرمن‌لوکسل زنگ زد؛ این علامت بود. دوک دو گیز با صد سوار به خانه‌ی کولینی ریخت و او را با ۲۲ ضربه خنجر در بسترش قطعه‌قطعه کرده و بدنش را از پنجره به خیابان انداختند؛ سرش را نیز برای کاترین فرستادند. بعدش درهای جهنم باز شد. مردم پاریس، که سال‌ها از هوگنوت‌ها کینه داشتند، با خنجر و شمشیر به خیابان ریختند. زن، بچه، پیر، جوان؛ فرقی نداشت؛ همه را می‌کشتند و به رودخانه‌ی سن می‌انداختند. رودخانه آن‌قدر پر از جنازه شد که چند روز نمی‌شد از پل‌ها گذشت (سفیر ونیز، ۱۵۷۲). سه روز بعد، کشتار به شهرهای دیگر رسید: لیون، اورلئان، روان، بوردو… آمار رسمی واتیکان: حدود ۱۰ هزار کشته در سراسر فرانسه. تاریخ‌نگاران امروزی (موزه‌ی لوور و آرشیو ملی فرانسه): بین ۳۰ تا ۷۰ هزار نفر فقط در چند هفته. (ادامه👇) @Barlabeietarikh