روزی که رضاشاه درگذشته بود میخواستیم در تهران ختم بگذاریم، مردم و وکلای مجلس اجازه نمیدادند. میگفتند چرا میخواهید برای دیکتاتور ختم بگیرید؟
۴ مرداد ۱۳۴۷
#اسدالله_علم
#پهلوی
@Barlabeietarikh
چون برنامهای نبود، قرار داده بودیم قدری خوشگذرانی کنیم، دو دختر از نیویورک خواسته بودم، آمدند. بسیار خوب بودند.
خرداد ۱۳۴۷
#اسدالله_علم
#پهلوی
@Barlabeietarikh
📍تهران
30 نوامبر 1943
وینستون چرچیل شصت و نهمین سالگرد تولدش را به همراه استالین و روزولت (بعد از سقوط رضاشاه) در تهران جشن میگیرد.
#چرچیل
#جنگ_جهانی_دوم
@Barlabeietarikh
528.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📍داستان خونینترین عروسی تاریخ
پاریس، ۲۴ اوت ۱۵۷۲
همه چیز از یک عروسی شروع شد؛ عروسیای که قرار بود خونِ کاتولیکها و هوگنوتها (پروتستانهای فرانسه) را در یک پیاله بیامیزد.
کاترین دو مدیچی، ملکه مادر، دخترش مارگریت دو والوا را به عقد هنری ناوار (رهبر پروتستانها) درآورد.
هزاران هوگنوت (پروتستانهای فرانسه) از سراسر فرانسه به پاریس آمدند؛ خیابانها پر از لباسهای رنگارنگ و آوازهای مزامیر بود.
آنها فکر میکردند صلح آمده؛ اما در کاخ لوور، نقشهی دیگری کشیده میشد.
صبح ۲۳ اوت، دریاسالار کولینی، مغز متفکر پروتستانها، در کوچه ترور شد ولی زنده ماند.
کاترین و پسرش شارل نهم ترسیدند شورش شود؛ پس تصمیم گرفتند همه را یکجا بکشند.
ساعت سه بامداد ۲۴ اوت، ناقوس کلیسای سنژرمنلوکسل زنگ زد؛ این علامت بود.
دوک دو گیز با صد سوار به خانهی کولینی ریخت و او را با ۲۲ ضربه خنجر در بسترش قطعهقطعه کرده و بدنش را از پنجره به خیابان انداختند؛ سرش را نیز برای کاترین فرستادند.
بعدش درهای جهنم باز شد.
مردم پاریس، که سالها از هوگنوتها کینه داشتند، با خنجر و شمشیر به خیابان ریختند.
زن، بچه، پیر، جوان؛ فرقی نداشت؛ همه را میکشتند و به رودخانهی سن میانداختند.
رودخانه آنقدر پر از جنازه شد که چند روز نمیشد از پلها گذشت (سفیر ونیز، ۱۵۷۲).
سه روز بعد، کشتار به شهرهای دیگر رسید: لیون، اورلئان، روان، بوردو…
آمار رسمی واتیکان: حدود ۱۰ هزار کشته در سراسر فرانسه.
تاریخنگاران امروزی (موزهی لوور و آرشیو ملی فرانسه): بین ۳۰ تا ۷۰ هزار نفر فقط در چند هفته.
(ادامه👇)
@Barlabeietarikh
بر لبهی تاریخ
📍داستان خونینترین عروسی تاریخ پاریس، ۲۴ اوت ۱۵۷۲ همه چیز از یک عروسی شروع شد؛ عروسیای که قرار بود
شارل نهم سال بعد در بستر مرگ گفت: «هنوز بوی خون زیر دماغم است.»
و کاترین تا آخرین روز حیاتش کابوس همان ناقوس سنژرمن را میدید.
آن شب، پاریس نه عروس، که قصاب شد.
و تاریخ آن را «شب سن بارتلمی» نامید؛ شبی که عروسی به عزا، و فرانسه به حمام خون تبدیل شد.
#فرانسه
#کاتولیک
#پروتستان
@Barlabeietarikh
حوالی ظهر شرفیاب شدم. مطلب مهمی که امروز فرمودند این بود که شهبانو سؤال فرمودند شما بعضی روزها با علم بعد از ظهرها کجا میروید؟ جواب فرموده بودند شما دراین کارها نباید مداخله کنید!
۲۲ آذر ۱۳۴۶
#اسدالله_علم
@Barlabeietarikh
دو فرسنگ مانده، گنبد و منارههای حضرت علیابن ابیطالب اسداللهالغالب صلواتالله علیه و آله اجمعین نمایان شد، حالت غریبی دست داد. راندیم یک فرسنگ مانده پیاده شده تجدید وضوئی شد. پیاده رفتیم تا به در صحن مبارک رسیدیم. داخل شدیم در حقیقت به بهشت برین. صحن گشاد باروحی، دو مرتبه، از کاشی معرق، از بناهای صفوی است. گنبد و بارگاه حضرت در وسط، ایوان طلا، منارههای طلا، اما بالای سردرب صحن اسم نادرشاه را نوشتهاند، میشود بنای صحن از نادر باشد. گنبد طلا که از کارهای نادرشاه است، روحی داده بود. از دست چپ به کفشکن رسیده رفتم بالا. کلیددار که آقاسیدجواد پسر آقاسیدرضای مرحوم است - که پدرش را شب در خانهاش سه سال قبل کشتهاند - پسری است جوان، ریش دارد، اما دلچسب و آدم خوبی است؛ اذن دخول و زیارتنامه و غیره خواند، خوب و شمرده میخواند. داخل ضریح که شدیم مثل بهشت بود روح و صفائی داشت که محال است هیچ جایی یا هیچ باغی به این صفا باشد. بنای گنبد گویا از صفوی است. کاشی معرق غریبی توی گنبد کار کردهاند که هیچ همچه کاشی در دنیا نمیشود. مثل مینائی که در سرقلیانهای اعلا درست کنند - از او هم بهتر - قندیل طلا، نقره، شمعدان وغیره بسیار است. پردههای زیاد از اطراف آویزان. ضریح حضرت از نقره است گویا پیشکش صفویها باشد. فرشهای ابریشمی، قالی که صفوی - یعنی شاهعباس - انداخته است و رقم هم دارد کلب آستان علی عباس. مثل این است که امروز از کارخانه درآمده است؛ بسیار فرشهای خوبی است. دو ساعت به غروب مانده وارد شدیم بالای سر حضرت نماز ظهروعصر و نماز زیارت خوانده شد. الحمدلله تعالی که به این توفیق رسیدیم. شکر خدا را واقعاً حظی کردیم که کمتر همچه چیزی نصیب میشود. بعد رفتم سر قبر آقامحمدشاه مرحوم.
سفر عتبات
۱۲۸۷ قمری
#ناصرالدین_شاه
#قاجار
@Barlabeietarikh
379.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استالینگراد؛ نقطه آغاز سقوط هیتلر
نبرد استالینگراد، ۲۳ اوت ۱۹۴۲ تا ۲ فوریه ۱۹۴۳، در کرانههای رود ولگا؛ جایی که ارتش ششم آلمان با ۳۳۰ هزار سرباز و ۱۰۰۰ تانک، مقابل ارتش ۶۲ شوروی با ۱۸۷ هزار نفر و ۳۰۰ تانک صف کشید. در ۹۱ روز بمباران هوایی، ۹۰ درصد شهر ویران شد؛ کارخانههای تراکتور به سنگر تبدیل شدند و خیابانها به میدان تیر. گروه ارتش B هیتلر تا ۲۰۰ متری ولگا پیش رفت، اما در ۱۹ نوامبر، عملیات اورانوس با ۱٫۱ میلیون سرباز شوروی از شمال و جنوب حلقه را بست؛ ۹۱ هزار آلمانی در ۲۳ نوامبر اسیر شدند. زمستان منفی ۳۰ درجه، سربازان را در زیرزمینها یخ زد؛ پاولوس، ژنرال آلمانی، در ۳۱ ژانویه تسلیم شد و به سیبری فرستاده شد. تلفات: ۱٫۱ میلیون شوروی، ۸۰۰ هزار آلمانی و متحدین؛ استالینگراد به گورستان ورماخت تبدیل شد و نقطه عطف جبهه شرق را رقم زد. امروز، هرگاه مقاومت شهری مطرح میشود، نام استالینگراد یادآوری میکند که یک شهر میتواند سرنوشت یک جنگ جهانی را تغییر دهد.
#هیتلر
#استالینگراد
#جنگ_جهانی_دوم
@Barlabeietarikh
دیشب نخستوزیر (هویدا) نطق فارسی خود را نتوانست خوب بخواند. با آنکه سه زبان خارجی خوب حرف میزند، فارسی بلد نیست. متاسفانه زبان فارسی دارد از بین میرود. اینهم مد غلطی شده که روشنفکر بودن ملازم فارسی ندانستن است.
۱۹ شهریور ۱۳۴۷
#اسدالله_علم
#هویدا
@Barlabeietarikh
رابرت کندی را ترور کردند. العظمة لله و سبحانالله. شکر خدا را هزار بار به جا آوردم.
خرداد ۱۳۴۷
#اسدالله_علم
#پهلوی
@Barlabeietarikh
توضیحاتی کوتاه در خصوص خاطرات اسدالله عَلَم برای عزیزانی که تازه به کانال پیوستهاند:
اسدالله علم یکی از نزدیکترین و مورداعتمادترین رجال سیاسی دوران محمدرضا پهلوی بود؛ سیاستمداری که سالها وزیر دربار، نخستوزیر و مشاور ویژهی شاه بود و از معدود افرادی محسوب میشد که به هستهی خصوصی قدرت در دربار راه داشت.
مجموعه «خاطرات عَلَم» که پس از مرگش منتشر شد، از مهمترین اسناد تاریخی دورهی پهلوی به شمار میآید. علم در این یادداشتهای روزانه، بدون تعارف و با صراحتی کمنظیر، از جلسات خصوصی با شاه، نگرانیها، ضعفها و تصمیمات پشتپرده حکومت سخن گفته است.
اهمیت خاطرات علم در این است که تصویری دستاول و بیواسطه از ساختار قدرت، سبک رهبری شاه، اوضاع اجتماعی و سیاسی دههٔ ۴۰ و ۵۰ خورشیدی و همچنین روابط دربار با آمریکا و بریتانیا ارائه میکند و در صحت انتساب آن به عَلَم، هیچ شک و شائبهای از طرف هیچکسی مطرح نشده است. به همین دلیل، این خاطرات امروز یکی از معتبرترین و خواندنیترین منابع برای فهمِ واقعیتهای پنهان آن دوران به شمار میروند.
#متفرقه
@Barlabeietarikh