بر لبهی تاریخ
لحظهی فروپاشی رسمی اتحادیهی جماهیر شوروی در ۲۶ دسامبر ۱۹۹۱ @Barlabeietarikh
گورباچف؛ منفور در میان ملت خود و محبوب در خارج از مرزها
تاریخ فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را نمیتوان ورق زد بدون آنکه نام میخائیل گورباچف در صدر آن دیده شود؛ رهبری که شاید بتوان او را یکی از متناقضترین چهرههای تاریخ سیاسی قرن بیستم دانست. مردی که در پایتختهای غربی به عنوان قهرمان صلح و آزادی ستایش میشد، اما در خانه و میان ملت خود، به عنوان مسئول نابودی یک ابرقدرت، مورد خشم و نفرت قرار گرفت.
حقیقت این است که استارتِ فروپاشی شوروی، دقیقاً از سلسله اصلاحات سیاسی و اقتصادی خودِ گورباچف زده شد. البته نباید فراموش کرد که با توجه به بنبستهای وحشتناک اقتصادی و رکود سیاسی که شوروی در آن گرفتار شده بود، انجام اصلاحات امری بسیار ضروری و اجتنابناپذیر بود. اقتصاد دستوریِ کمونیستی نفسهای آخرش را میکشید و فساد اداری بیداد میکرد. اما مشکل اصلی گورباچف در «چرایی» اصلاحات نبود، بلکه در «چگونگی» آن نهفته بود.
بزرگترین نقد به گورباچف این بود که او برنامهای منسجم و نقشهی راهی دقیق برای این جراحی بزرگ نداشت. او وارد میدان مینی شد که نقشهی خنثیسازی آن را در دست نداشت.
شاید بتوان گفت اولین و مهلکترین اشتباه گورباچف، یک خطای محاسباتی سیاسی بود: او مخالفان قدرتمند اصلاحات در بدنه حزب کمونیست را دستکم گرفت. گورباچف بدون اینکه ابتدا جای پای خود را در رأس هرم قدرت محکم کند و مخالفان سرسخت اصلاحات در حزب را مهار نماید، دست به اصلاحات گسترده و رادیکال زد. این اقدام جسورانه اما بیمحابا، حکمِ اره کردن شاخهای را داشت که خود بر روی آن نشسته بود.
علاوه بر این، عجله و شتابزدگی او در اجرای تغییرات، تیر خلاص را به پیکر بیمار شوروی زد. گورباچف به این واقعیت بنیادین توجه نکرد که ساختاری که بیش از ۶۰ سال در افراطیترین و دگمترین ایدههای اقتصادی و سیاسی غرق بوده و تمام تار و پودش با استبداد و کنترل مرکزی خو گرفته است، نمیتواند یکشبه دموکراتیک و آزاد شود. این ساختار بیمار برای درمان نیاز به زمان، مدارا و گامهای آهسته داشت، نه شوک درمانی.
همچنین وی در حالی که سرمست از تشویقهای دیپلماتیک در غرب بود، متوجه نبود که سرویسهای اطلاعاتی دشمن که سالها مترصد چنین فرصتی بودند، چگونه از فضای بازِ ایجاد شده و هرجومرج ناشی از اصلاحات بیبرنامه، نهایت سوءاستفاده را میکنند. این سرویسها با شناسایی شکافهای موجود، جمهوریهای مختلف شوروی را هدف قرار دادند و با تحریک احساسات ملیگرایانه، آنها را برای شورش علیه حکومت مرکزی تهییج کردند. گورباچف آنقدر سرگرم اصلاحات بود که ندید چگونه دستهای خارجی در حال بریدن پیوندهای جمهوریها با مسکو هستند.
همین عجله موجب انفجار در ساختار متصلب حزب کمونیست شد و آتش ناسیونالیسم و میل به جدایی را در جوامع جمهوریهای شوروی شعلهور کرد.
مجموع این مسائل؛ یعنی فقدان برنامه، نادیده گرفتن قدرت مخالفان داخلی و شتابزدگی در اجرا، دست به دست هم دادند تا یک فاجعه ژئوپلیتیک رخ دهد. اتحاد جماهیر شوروی که به عنوان یک امپراتوری قدرتمند صنعتی و قطب دوم جهان شناخته میشد، به یکباره نیمی از تمام آنچه را که در طول ۶۰ سال با رنج و زحمت ساخته بود، به راحتی از دست داد. و در نهایت، از دلِ خاکسترِ آن امپراتوری عظیم، کشوری ضعیف، بحرانزده و تحقیر شده به نام روسیه سر باز کرد که سالها طول کشید تا بتواند دوباره روی پای خود بایستد و شاید به همین دلیل بود که وقتی گورباچف در انتخابات ۱۹۹۶ روسیه نامزد شد، مجموعا توانست فقط ۵ درصد آرا را به دست بیاورد!
#شوروی
#گورباچف
#روسیه
@Barlabeietarikh
بالای سی میلیارد دلار در کشور قاچاق وجود دارد. روزی بیست میلیون لیتر گازوئیل به خارج قاچاق میشود. یعنی معادل ۳۲۰ هزار میلیارد تومان در سال که با کل یارانه پرداختی به مردم برابری میکند.
عبدالناصر همتی، وزیر سابق اقتصاد در جلسه استیضاح خود
#متفرقه
@Barlabeietarikh
#متفرقه
رضاخان اصلاً سخنران خوبی نبود، اصلاً نمیدانست چکار میکند. مثلاً فرض کنید دفعه اول که کابینهاش را در مجلس معرفی کرد میگوید من رئیسالوزرا و وزیر جنگ، آقای ذکاءالملک وزیر مالیه و بقیه را هم ایشان میگوید دیگر! اینکه برنامه[ی دولت] بداند، اینها را دیگر نمیتوانست. سواد هم نداشت. خیلی خیلی کم میتوانست بخواند. بنظرم نباید اینرا پردهپوشی کرد.
#محمود_فروغی
#رضاشاه
@Barlabeietarikh
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📍بیرون از پناهگاه در برلین، در واپسین روزهای جنگ جهانی دوم؛ آخرین عکس از هیتلر
هیتلر، لاغر، خمیده و آشکارا پیرتر از سن حقیقیاش، به ویرانههای امپراتوریای نگاه میکند که روزی خیال سلطه بر آن را داشت. شهر زیر بار بمباران بیامان ارتش سرخ فرو میریخت و رژیم قدرتمند نازی، به آشفتگی و استیصال افتاده بود.
شاهدان بعدها روایت کردند که دست هیتلر بهشدت میلرزید؛ نشانهای از وخامت جسمانیاش و استرس سنگین سالهای جنگ. در زیرزمین «دفتر صدراعظمی رایش»، جایی که پناهگاه قرار داشت، حلقه نزدیکان او هنوز در توهم و انکار بهسر میبردند؛ حتی زمانی که نیروهای شوروی تا چند بلوک آنطرفتر پیشروی کرده بودند.
۳۰ آوریل ۱۹۴۵، هیتلر و همسرش «اِوا براون» که تنها یک روز پیش از آن با یکدیگر ازدواج کرده بودند به اتاق خصوصیاش رفتند. کمی بعد، او با شلیک گلوله به زندگی خود پایان داد و اِوا براون نیز همراهش خودکشی کرد. با مرگ آنها، یکی از تاریکترین فصلهای تاریخ معاصر بسته شد.
با سقوط برلین، مدافعان شهر تسلیم شدند و آلمان در ۷ می ۱۹۴۵ بهطور رسمی تسلیم بیقیدوشرط را امضا کرد. این عکس که تنها چند ساعت پیش از خودکشی هیتلر گرفته شده، به نمادی ماندگار از فروپاشی استبداد و بیثمر بودن قدرت مطلق تبدیل شده است.
پینوشت:
مردی که در این عکس کنار هیتلر دیده میشود، احتمالاً یولیوس شاوب (آجودان هیتلر) است؛ یکی از معتمدان قدیمی او. شاوب بعدها بسیاری از اسناد و مدارک شخصی هیتلر را نابود کرد تا به دست متفقین نیفتد و تمامی آنها را همراه با جسد هیتلر، از بین برد.
#هیتلر
#جنگ_جهانی_دوم
@Barlabeietarikh
دل میبری و روی نهان میــــکنی چرا؟
خود میکشی مرا و فغان میکنی چرا؟
گــــر در کمینِ کُشتن عشاق نیستی
تیر کـــرشمه را به کمان میکنی چرا؟
گـــر در خیالِ مرهم دلهای خستهای
آن تار طُره، مُشک فشان میکنی چرا؟
اين تير غمزه را دل من مايل است و بس
اين تير را دريغ ز جان میکنی چرا؟
چون چشمِ التفات تو با حال دیگریست
اشک مرا ز دیده روان میکنی چرا؟
تا چند روی خویش نشان میدهی به خلق
راز مرا ز پرده عیان میکنی چرا؟
اثری از ناصرالدین شاه قاجار
#ناصرالدین_شاه
#متفرقه
@Barlabeietarikh
موثرترین راه برای از بین بردن ملتی، تاریخزدائی است. یعنی مردم را از درک تاریخ خود محروم کنند و آنان را به انکار واقعیات تاریخشان بکشانند.
#جورج_اورول
#متفرقه
@Barlabeietarikh
32.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚔️داستان خلبانان انتحاری ژاپن
در سالهای پایانی جنگ جهانی دوم، ژاپن گروهی از خلبانان نظامی را بهکار گرفت که «کامیکازه» نامیده میشدند؛ بهمعنی «باد الهی». این خلبانان جوان فقط ۴۰ تا ۵۰ ساعت آموزش پروازی میدیدند؛ آموزشی بسیار مختصر که تنها برای یک هدف بود: انجام اولین و آخرین مأموریت زندگیشان. مأموریتی که در آن باید با بیشترین سرعت ممکن، هواپیمای حامل مواد منفجره را مستقیماً به ناوهای دشمن میکوبیدند.
اکتبر ۱۹۴۴ — نبرد «خلیج لیته»
در اکتبر ۱۹۴۴، در جریان جنگ جهانی دوم، یکی از بزرگترین نبردهای دریایی تاریخ در خلیج لیته میان آمریکا و ژاپن شعلهور شد؛ نبردی برای کنترل جزایر اقیانوس آرام.
در این زمان، ایالات متحده با برتری قاطع در تعداد ناوها، هواپیماها و فناوریهای نظامی، عملاً دست بالا را داشت. ژاپن اما در وضعیت ضعف، فرسایش و یأس کامل قرار گرفته و بهسوی شکست قطعی پیش میرفت.
در چنین شرایطی، فرماندهان نیروی دریایی ژاپن تصمیم گرفتند به تاکتیکی متوسل شوند که بعدها یکی از عجیبترین و بحثبرانگیزترین شیوههای جنگی قرن بیستم شد: حملات انتحاری کامیکازه. در این حملات، خلبانانی که آیندهای پیش رو نداشتند، با پروازی بیبازگشت به دل ناوهای آمریکایی میزدند تا بیشترین خسارت ممکن را وارد کنند.
آمار حملات کامیکازه
ژاپن برای نخستینبار در همین نبرد از این تاکتیک استفاده کرد و در مجموع حدود ۳۰۰۰ مأموریت کامیکازه انجام شد. نتیجهٔ این عملیات عبارت بود از:
کشته شدن حدود ۴۹۰۰ سرباز آمریکایی
زخمی شدن بیش از ۴۸۰۰ نفر
وارد شدن آسیب به حدود ۳۶۸ ناو و کشتی جنگی آمریکا
(ادامه👇)
@Barlabeietarikh
بر لبهی تاریخ
⚔️داستان خلبانان انتحاری ژاپن در سالهای پایانی جنگ جهانی دوم، ژاپن گروهی از خلبانان نظامی را بهکا
با وجود این تلفات سنگین و پیشبینینشده، حملات کامیکازه نتوانستند نتیجه استراتژیک موردنظر ژاپن را رقم بزنند؛ چرا که میزان خسارت، با بهای انسانیِ هولناک آن قابلمقایسه نبود. آمارها نشان میداد که از هر ۵ کامیکازه، یک نفر میتوانست مأموریتش را با موفقیت انجام بدهد؛ با اینحال، مقابله با کامیکازهها نیز برای آمریکاییها آسان نبود چرا که این هواپیماها، به مانند یک موشکِ کروزِ دارای قابلیت مانور عمل میکردند.
پایان کامیکازهها و پایان جنگ
در نهایت ژاپن در نبرد خلیج لیته شکست خورد و بهتدریج به پذیرش تسلیم بیقیدوشرط نزدیک شد. در همان زمانی که ژاپن به فکر گسترش حملات انتحاری بود، آمریکا نخستین بمب اتمی خود را تکمیل میکرد بمبی که بهزودی بر فراز هیروشیما و سپس ناگاساکی فرود آمد.
پس از این دو حمله اتمی، امپراتور ژاپن ناچار به تسلیم شد و با پایان جنگ جهانی دوم، عصر کامیکازهها نیز به پایان رسید.
#ژاپن
#جنگ_جهانی_دوم
@Barlabeietarikh
اخراج خداداد فرمانفرمائیان به این دلیل بود که وقتی قیمتِ نفت از چند سنت در بشکه به چند دلار بالا رفت شاه به خداداد که رئیس سازمان برنامه بود دستور داد که چون پول داریم برنامه ۵ساله را دو برابر کنید و او گفت نمیشود که یک برنامه به هم بافته شده را یک مرتبه دو برابر کنیم. برنامهها با ظرفیتهای اجرائی بهم پیوسته هستند و اگر یک مرتبه تمام برنامه را دو برابر کنیم گلوگاههای زیادی پیدا میشود. شاه او را اخراج کرد و برنامهها دو برابر شد و مدیران اجرائی نتوانستند برنامهها را اجرا کنند. سفارشات کالا به قدری شد که بنادر ایران ظرفیت ترخیص نداشتند و کشتیها تا چند ماه در خلیج فارس در انتظار میماندند تا نوبت آنها برسد. وقتی هم که کالا ترخیص میشد کامیون کافی نبود که کالا را به شهرستانها ببرد. خلاصه مدیران اجرائی نتوانستند برنامههای خود را اجرا کنند. سازمان بازرسی شاهنشاهی همه را به محاکمه کشید. روزها تلویزیون محاکمه مدیران اجرائی و وزرا را نشان میداد. استحکام سلطنت متزلزل شد تا روزی که نخستوزیر [هویدا] و چندین وزیر زندانی شدند و کار از کار گذشت.
از خاطرات دکتر رضا نیازمند، معاون وزیر اقتصاد
#رضا_نیازمند
#پهلوی
@Barlabeietarikh
روزی که ما تمدن داشتیم، پادشاه ما کوروش بزرگ منشور حقوق بشر را صادر کرد، مردمان آنها [انگلیسیها] از درخت بالا میرفتند.
دههی ۱۳۵۰
#محمدرضا_پهلوی
@Barlabeietarikh
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📍مسئله یهود در ایدئولوژی هیتلر👇
@Barlabeietarikh
بر لبهی تاریخ
📍مسئله یهود در ایدئولوژی هیتلر👇 @Barlabeietarikh
📍مسئله یهود در ایدئولوژی هیتلر
برای تحلیل علمی جایگاه «مسئله یهود» در منظومهی فکری آدولف هیتلر، لازم است ابتدا بستر تاریخی اروپا بررسی شود. یهودستیزی در اروپا پدیدهای ناگهانی یا منحصر به قرن بیستم نبود، بلکه تداوم یک سنت تاریخی طولانی محسوب میشد که ریشههای آن به قرون وسطی و منازعات الهیاتی میان مسیحیت و یهودیت بازمیگشت. پایبندی شدید یهودیان به هویت نژادی خود و مقصر دانسته شدن آنها در مورد قتل مسیح در اندیشهی مسیحیت، از مهمترین ریشههای اختلاف مسیحیت و یهودیت در قرون وسطی و قرون پیش از آن بود. در ساختار اجتماعی اروپای پیشامدرن، محدودیتهای قانونی اعمال شده از سوی کلیسا و حکومتها (مانند ممنوعیت تملک زمین یا عضویت در اصناف برای یهودیان و ممنوعیت ربا برای مسیحیان)، یهودیان را به سمت مشاغل مالی و تجاری سوق داد. با گذشت زمان و سکولار شدن جوامع اروپایی در قرن نوزدهم، این تمایز مذهبی به تدریج جای خود را به تمایز نژادی و تئوریهای اقتصادی داد.
اما نقطهی تمایز ایدئولوژیک هیتلر و با تئوریهای یهودستیزانهی دیگر، در نحوه صورتبندیِ دشمن بود. هیتلر در تحلیل ژئوپلیتیک و اقتصادی خود، یهودیت را با دو نیروی مسلط و ظاهراً متضادِ قرن بیستم پیوند زد: «سرمایهداری مالی بینالمللی» و «مارکسیسم». در نگاه نخست، این یک پارادوکس سیاسی به نظر میرسد، اما در چارچوب تئوریک هیتلر، این دو نیرو کارکردهای متفاوتی از یک استراتژی واحد تلقی میشدند.
هیتلر در تبیین اقتصادی خود، میان دو نوع سرمایه تفکیک قائل بود: «سرمایه مولد و ملی» که مبتنی بر صنعت و تولید داخلی بود، و «سرمایه سوداگر و انگلوار» که مبتنی بر بورسبازی و بهره بانکی بود. او گروه دوم را به یهودیان (امثال خاندان یهودی روتشیلد) نسبت میداد و استدلال میکرد که بانکداران بینالمللی با استفاده از ابزارهای مالی، استقلال اقتصادی دولت - ملتها را سلب کرده و آنها را در شبکهای از دیون جهانی گرفتار میکنند.
همزمان، او جنبشهای چپگرا را نیز در همین پازل تحلیل میکرد. با ارجاع به تبار یهودی کارل مارکس و حضور برخی چهرههای یهودی در رهبری انقلابهای بلشویکی (مانند تروتسکی در روسیه یا کورت آیسنر در آلمان)، هیتلر مفهوم «بلشویسم یهودی» را تئوریزه کرد. در این قرائت، اگر سرمایهداری ابزاری برای «تسلط از بالا» و از طریق اقتصاد بود، مارکسیسم ابزاری برای «نفوذ از پایین» و از طریق جنگ طبقاتی محسوب میشد.
بنابراین، در مدل تحلیلی هیتلر، سرمایهداریِ لیبرال و کمونیسمِ انترناسیونال، نه دو دشمن، بلکه دو بازوی یک اَنبر بودند. طبق این تئوری، هدف نهایی این استراتژی دوگانه، تضعیف ساختارهای ملی، نژادی و فرهنگیِ ملتها بود تا زمینه برای یک هژمونی جهانی فراهم شود. این دیدگاه باعث شد تا در دکترین نازی، مبارزه با یهودیان نه صرفاً یک امر نژادی، بلکه به عنوان پیششرطی ضروری برای نجاتِ همزمانِ اقتصاد جهانی و ملی از چنگال سوداگری مالی و نجاتِ جامعه از خطر فروپاشی کمونیستی تعریف شود.
#هیتلر
#یهود
#جنگ_جهانی_دوم
@Barlabeietarikh