eitaa logo
بر لبه‌ی تاریخ
809 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.2هزار ویدیو
0 فایل
روایتی از روزگارانی که جهان لرزید... نقبی به وقایع، اسناد، و رازهای تاریخ معاصر جهان. اینجا، هر حادثه، داستانی‌ست ناگفته. ارتباط با مدیر: @MMSALEHN
مشاهده در ایتا
دانلود
رضاخان اصلاً سخنران خوبی نبود، اصلاً نمی‌دانست چکار می‌کند. مثلاً فرض کنید دفعه اول که کابینه‌اش را در مجلس معرفی کرد می‌گوید من رئیس‌الوزرا و وزیر جنگ، آقای ذکاء‌الملک وزیر مالیه و بقیه را هم ایشان می‌گوید دیگر! اینکه برنامه[ی دولت] بداند، اینها را دیگر نمی‌توانست. سواد هم نداشت. خیلی خیلی کم می‌توانست بخواند. بنظرم نباید اینرا پرده‌پوشی کرد. @Barlabeietarikh
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📍بیرون از پناهگاه در برلین، در واپسین روزهای جنگ جهانی دوم؛ آخرین عکس از هیتلر هیتلر، لاغر، خمیده و آشکارا پیرتر از سن حقیقی‌اش، به ویرانه‌های امپراتوری‌ای نگاه می‌کند که روزی خیال سلطه بر آن را داشت. شهر زیر بار بمباران بی‌امان ارتش سرخ فرو می‌ریخت و رژیم قدرتمند نازی، به آشفتگی و استیصال افتاده بود. شاهدان بعدها روایت کردند که دست هیتلر به‌شدت می‌لرزید؛ نشانه‌ای از وخامت جسمانی‌اش و استرس سنگین سال‌های جنگ. در زیرزمین «دفتر صدراعظمی رایش»، جایی که پناهگاه قرار داشت، حلقه نزدیکان او هنوز در توهم و انکار به‌سر می‌بردند؛ حتی زمانی که نیروهای شوروی تا چند بلوک آن‌طرف‌تر پیشروی کرده بودند. ۳۰ آوریل ۱۹۴۵، هیتلر و همسرش «اِوا براون» که تنها یک روز پیش از آن با یکدیگر ازدواج کرده بودند به اتاق خصوصی‌اش رفتند. کمی بعد، او با شلیک گلوله به زندگی خود پایان داد و اِوا براون نیز همراهش خودکشی کرد. با مرگ آن‌ها، یکی از تاریک‌ترین فصل‌های تاریخ معاصر بسته شد. با سقوط برلین، مدافعان شهر تسلیم شدند و آلمان در ۷ می ۱۹۴۵ به‌طور رسمی تسلیم بی‌قیدوشرط را امضا کرد. این عکس که تنها چند ساعت پیش از خودکشی هیتلر گرفته شده، به نمادی ماندگار از فروپاشی استبداد و بی‌ثمر بودن قدرت مطلق تبدیل شده است. پی‌نوشت: مردی که در این عکس کنار هیتلر دیده می‌شود، احتمالاً یولیوس شاوب (آجودان هیتلر) است؛ یکی از معتمدان قدیمی او. شاوب بعدها بسیاری از اسناد و مدارک شخصی هیتلر را نابود کرد تا به دست متفقین نیفتد و تمامی آن‌ها را همراه با جسد هیتلر، از بین برد. @Barlabeietarikh
دل می‌بری و روی نهان میــــکنی چرا؟ خود می‌کشی مرا و فغان میکنی چرا؟ گــــر در کمینِ کُشتن عشاق نیستی تیر کـــرشمه را به کمان میکنی چرا؟ گـــر در خیالِ مرهم دل‌های خسته‌ای آن تار طُره، مُشک فشان میکنی چرا؟ اين تير غمزه را دل من مايل است و بس اين تير را دريغ ز جان می‌کنی چرا؟ چون چشمِ التفات تو با حال دیگریست اشک مرا ز دیده روان میکنی چرا؟ تا چند روی خویش نشان میدهی به خلق راز مرا ز پرده عیان میکنی چرا؟ اثری از ناصرالدین شاه قاجار @Barlabeietarikh
موثرترین راه برای از بین بردن ملتی، تاریخ‌زدائی است. یعنی مردم را از درک تاریخ خود محروم کنند و آنان را به انکار واقعیات تاریخ‌شان بکشانند. @Barlabeietarikh
32.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚔️داستان خلبانان انتحاری ژاپن در سال‌های پایانی جنگ جهانی دوم، ژاپن گروهی از خلبانان نظامی را به‌کار گرفت که «کامیکازه» نامیده می‌شدند؛ به‌معنی «باد الهی». این خلبانان جوان فقط ۴۰ تا ۵۰ ساعت آموزش پروازی می‌دیدند؛ آموزشی بسیار مختصر که تنها برای یک هدف بود: انجام اولین و آخرین مأموریت زندگی‌شان. مأموریتی که در آن باید با بیشترین سرعت ممکن، هواپیمای حامل مواد منفجره را مستقیماً به ناوهای دشمن می‌کوبیدند. اکتبر ۱۹۴۴ — نبرد «خلیج لیته» در اکتبر ۱۹۴۴، در جریان جنگ جهانی دوم، یکی از بزرگ‌ترین نبردهای دریایی تاریخ در خلیج لیته میان آمریکا و ژاپن شعله‌ور شد؛ نبردی برای کنترل جزایر اقیانوس آرام. در این زمان، ایالات متحده با برتری قاطع در تعداد ناوها، هواپیماها و فناوری‌های نظامی، عملاً دست بالا را داشت. ژاپن اما در وضعیت ضعف، فرسایش و یأس کامل قرار گرفته و به‌سوی شکست قطعی پیش می‌رفت. در چنین شرایطی، فرماندهان نیروی دریایی ژاپن تصمیم گرفتند به تاکتیکی متوسل شوند که بعدها یکی از عجیب‌ترین و بحث‌برانگیزترین شیوه‌های جنگی قرن بیستم شد: حملات انتحاری کامیکازه. در این حملات، خلبانانی که آینده‌ای پیش‌ رو نداشتند، با پروازی بی‌بازگشت به دل ناوهای آمریکایی می‌زدند تا بیشترین خسارت ممکن را وارد کنند. آمار حملات کامیکازه ژاپن برای نخستین‌بار در همین نبرد از این تاکتیک استفاده کرد و در مجموع حدود ۳۰۰۰ مأموریت کامیکازه انجام شد. نتیجهٔ این عملیات عبارت بود از: کشته شدن حدود ۴۹۰۰ سرباز آمریکایی زخمی شدن بیش از ۴۸۰۰ نفر وارد شدن آسیب به حدود ۳۶۸ ناو و کشتی جنگی آمریکا (ادامه👇) @Barlabeietarikh
بر لبه‌ی تاریخ
⚔️داستان خلبانان انتحاری ژاپن در سال‌های پایانی جنگ جهانی دوم، ژاپن گروهی از خلبانان نظامی را به‌کا
با وجود این تلفات سنگین و پیش‌بینی‌نشده، حملات کامیکازه نتوانستند نتیجه استراتژیک موردنظر ژاپن را رقم بزنند؛ چرا که میزان خسارت، با بهای انسانیِ هولناک آن قابل‌مقایسه نبود. آمارها نشان می‌داد که از هر ۵ کامیکازه، یک نفر می‌توانست مأموریتش را با موفقیت انجام بدهد؛ با اینحال، مقابله با کامیکازه‌ها نیز برای آمریکایی‌ها آسان نبود چرا که این هواپیماها، به مانند یک موشکِ کروزِ دارای قابلیت مانور عمل می‌کردند. پایان کامیکازه‌ها و پایان جنگ در نهایت ژاپن در نبرد خلیج لیته شکست خورد و به‌تدریج به پذیرش تسلیم بی‌قیدوشرط نزدیک شد. در همان زمانی که ژاپن به فکر گسترش حملات انتحاری بود، آمریکا نخستین بمب اتمی خود را تکمیل می‌کرد بمبی که به‌زودی بر فراز هیروشیما و سپس ناگاساکی فرود آمد. پس از این دو حمله اتمی، امپراتور ژاپن ناچار به تسلیم شد و با پایان جنگ جهانی دوم، عصر کامیکازه‌ها نیز به پایان رسید. @Barlabeietarikh
اخراج خداداد فرمانفرمائیان به این دلیل بود که وقتی قیمتِ نفت از چند سنت در بشکه به چند دلار بالا رفت شاه به خداداد که رئیس سازمان برنامه بود دستور داد که چون پول داریم برنامه ۵ساله را دو برابر کنید و او گفت نمی‌شود که یک برنامه به هم بافته شده را یک مرتبه دو برابر کنیم. برنامه‌ها با ظرفیت‌های اجرائی بهم پیوسته هستند و اگر یک مرتبه تمام برنامه را دو برابر کنیم گلوگاه‌های زیادی پیدا می‌شود. شاه او را اخراج کرد و برنامه‌ها دو برابر شد و مدیران اجرائی نتوانستند برنامه‌ها را اجرا کنند. سفارشات کالا به قدری شد که بنادر ایران ظرفیت ترخیص نداشتند و کشتی‌ها تا چند ماه در خلیج فارس در انتظار می‌ماندند تا نوبت آنها برسد. وقتی هم که کالا ترخیص میشد کامیون کافی نبود که کالا را به شهرستان‌ها ببرد. خلاصه مدیران اجرائی نتوانستند برنامه‌های خود را اجرا کنند. سازمان بازرسی شاهنشاهی همه را به محاکمه کشید. روزها تلویزیون محاکمه مدیران اجرائی و وزرا را نشان میداد. استحکام سلطنت متزلزل شد تا روزی که نخست‌وزیر [هویدا] و چندین وزیر زندانی شدند و کار از کار گذشت. از خاطرات دکتر رضا نیازمند، معاون وزیر اقتصاد @Barlabeietarikh
روزی که ما تمدن داشتیم، پادشاه ما کوروش بزرگ منشور حقوق بشر را صادر کرد، مردمان آنها [انگلیسی‌ها] از درخت بالا می‌رفتند. دهه‌ی ۱۳۵۰ @Barlabeietarikh
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📍مسئله‌ یهود در ایدئولوژی هیتلر👇 @Barlabeietarikh
بر لبه‌ی تاریخ
📍مسئله‌ یهود در ایدئولوژی هیتلر👇 @Barlabeietarikh
📍مسئله‌ یهود در ایدئولوژی هیتلر برای تحلیل علمی جایگاه «مسئله یهود» در منظومه‌ی فکری آدولف هیتلر، لازم است ابتدا بستر تاریخی اروپا بررسی شود. یهودستیزی در اروپا پدیده‌ای ناگهانی یا منحصر به قرن بیستم نبود، بلکه تداوم یک سنت تاریخی طولانی محسوب می‌شد که ریشه‌های آن به قرون وسطی و منازعات الهیاتی میان مسیحیت و یهودیت بازمی‌گشت. پایبندی شدید یهودیان به هویت نژادی خود و مقصر دانسته شدن آن‌ها در مورد قتل مسیح در اندیشه‌ی مسیحیت، از مهم‌ترین ریشه‌های اختلاف مسیحیت و یهودیت در قرون وسطی و قرون پیش از آن بود. در ساختار اجتماعی اروپای پیشامدرن، محدودیت‌های قانونی اعمال شده از سوی کلیسا و حکومت‌ها (مانند ممنوعیت تملک زمین یا عضویت در اصناف برای یهودیان و ممنوعیت ربا برای مسیحیان)، یهودیان را به سمت مشاغل مالی و تجاری سوق داد. با گذشت زمان و سکولار شدن جوامع اروپایی در قرن نوزدهم، این تمایز مذهبی به تدریج جای خود را به تمایز نژادی و تئوری‌های اقتصادی داد. اما نقطه‌ی تمایز ایدئولوژیک هیتلر و با تئوری‌های یهودستیزانه‌ی دیگر، در نحوه صورت‌بندیِ دشمن بود. هیتلر در تحلیل ژئوپلیتیک و اقتصادی خود، یهودیت را با دو نیروی مسلط و ظاهراً متضادِ قرن بیستم پیوند زد: «سرمایه‌داری مالی بین‌المللی» و «مارکسیسم». در نگاه نخست، این یک پارادوکس سیاسی به نظر می‌رسد، اما در چارچوب تئوریک هیتلر، این دو نیرو کارکردهای متفاوتی از یک استراتژی واحد تلقی می‌شدند. هیتلر در تبیین اقتصادی خود، میان دو نوع سرمایه تفکیک قائل بود: «سرمایه مولد و ملی» که مبتنی بر صنعت و تولید داخلی بود، و «سرمایه سوداگر و انگل‌وار» که مبتنی بر بورس‌بازی و بهره بانکی بود. او گروه دوم را به یهودیان (امثال خاندان یهودی روتشیلد) نسبت می‌داد و استدلال می‌کرد که بانکداران بین‌المللی با استفاده از ابزارهای مالی، استقلال اقتصادی دولت‌ - ملت‌ها را سلب کرده و آن‌ها را در شبکه‌ای از دیون جهانی گرفتار می‌کنند. هم‌زمان، او جنبش‌های چپ‌گرا را نیز در همین پازل تحلیل می‌کرد. با ارجاع به تبار یهودی کارل مارکس و حضور برخی چهره‌های یهودی در رهبری انقلاب‌های بلشویکی (مانند تروتسکی در روسیه یا کورت آیسنر در آلمان)، هیتلر مفهوم «بلشویسم یهودی» را تئوریزه کرد. در این قرائت، اگر سرمایه‌داری ابزاری برای «تسلط از بالا» و از طریق اقتصاد بود، مارکسیسم ابزاری برای «نفوذ از پایین» و از طریق جنگ طبقاتی محسوب می‌شد. بنابراین، در مدل تحلیلی هیتلر، سرمایه‌داریِ لیبرال و کمونیسمِ انترناسیونال، نه دو دشمن، بلکه دو بازوی یک اَنبر بودند. طبق این تئوری، هدف نهایی این استراتژی دوگانه، تضعیف ساختارهای ملی، نژادی و فرهنگیِ ملت‌ها بود تا زمینه برای یک هژمونی جهانی فراهم شود. این دیدگاه باعث شد تا در دکترین نازی، مبارزه با یهودیان نه صرفاً یک امر نژادی، بلکه به عنوان پیش‌شرطی ضروری برای نجاتِ هم‌زمانِ اقتصاد جهانی و ملی از چنگال سوداگری مالی و نجاتِ جامعه از خطر فروپاشی کمونیستی تعریف شود. @Barlabeietarikh
📍توضیحی کوتاه برای همراهان گرامی کانال محتوای این کانال از سه بخش اصلی تشکیل شده است: ۱) خاطرات و روایت‌های دست‌اول ۲) اطلاعات و نکات تاریخی ۳) تحلیل‌های شخصی نویسنده مسیر این کانال بر موضوعاتی متمرکز است که کمتر در فضای عمومی مطرح شده‌اند؛ مسائلی در سطح داخلی یا جهانی؛ مسائلی که در عین اهمیت، معمولاً در حاشیه مانده‌اند. نویسنده با پرهیز از مطالب زرد و کلیشه‌ای، تلاش می‌کند زوایای کمتر گفته‌شده تاریخ ایران و جهان را با رعایت بی طرفی، روشن‌تر کند. هدف از راه‌اندازی این کانال، تنها اشتراک دانش و بازگو کردن بخش‌های کمتر شنیده‌شده‌ی تاریخ است؛ نه انگیزه مادی. اگر به محتوای کانال علاقه دارید، قدردان خواهیم بود اگر آن را با دیگران نیز به اشتراک بگذارید تا این مسیر آگاهی‌رسانی، گسترده‌تر شود. @Barlabeietarikh
اگر احوالات شهر لندن یا انگلیس را می‌خواستم بنویسم مفصلاً باید یک تاریخ بزرگی از انگلیس بنویسم؛ حقیقتاً وضع انگلیس همه چیزش با نظم و قاعده و خوب است، از آبادی و تمول مردم و تجارت و صنعت و کار کردن و پی کار رفتن، اول ملت است. سفر اول فرنگ @Barlabeietarikh