eitaa logo
بر لبه‌ی تاریخ
809 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.2هزار ویدیو
0 فایل
روایتی از روزگارانی که جهان لرزید... نقبی به وقایع، اسناد، و رازهای تاریخ معاصر جهان. اینجا، هر حادثه، داستانی‌ست ناگفته. ارتباط با مدیر: @MMSALEHN
مشاهده در ایتا
دانلود
17.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برای بسیاری از سیاست‌مداران، سیاست در کنار شغل، تجارت است؛ بنابراین تا زمانی که ساختار سیاسی یک کشور بیمار باشد، تفاوت چندانی میان انتخابِ درست یا غلط احساس نمی‌شود، زیرا نتیجه در اغلب موارد یکسان است. سخنی از میلتون فریدمن (مشاور اقتصادی رونالد ریگان) @Barlabeietarikh
ما از کشورهای پیشرفته پنجاه تا صد سال عقب افتاده‌ایم و باید این شکاف را در ده سال پُر کنیم. این کار را انجام می‌دهیم یا له خواهیم شد. ژوزف استالین فوریهٔ ۱۹۳۱ @Barlabeietarikh
بعد از خرید چند چیز، از میان زن و مرد رفتیم. فواره‌ها و حوض‌های توی عمارت [بلور لندن] در کار بودند. چند زن سیاه از اهل جزایر ژاماییک (جامائیکا) آنجا توی زن‌ها دیده شد، شوهر هم داشت؛ بسیار خوشگل بودند. با وجود چهره سیاهی که در میان زن‌ها و دخترهای سرخ‌وسفید انگلیسی نشسته بودند، باز از آن خوبی و نمکی که داشتند بسیار جلوه داشتند. رنگشان هم پر سیاه نبود، به رنگ قهوه نپخته بودند. زلف‌های خوبی داشتند. سفر اول فرنگ-انگلیس @Barlabeietarikh
صبح شرفیاب شدم، شاهنشاه را خنداندم. عرض کردم دیشب که سفارت پاکستان بودم، سفیر مصر گفت: امیدوارم برای بازی‌های ورزشی آسیایی از اسرائیلی‌ها دعوت نکنید که اعراب بتوانند شرکت نمایند، من برای آن که جواب صحیحی ندهم گفتم: تا آنوقت شما اسرائیلی‌ها را به دریا می‌ریزید. سفیر از آن خنده‌های بلند که خودش را مسخره می‌کرد سر داد. شاهنشاه هم خیلی خندیدند. ۲۸ فروردین ۱۳۵۲ @Barlabeietarikh
رضاشاه قوم ژرمن را آریایی اصیل می‌دانست و حتی می‌خواست ایرانی با این قوم اختلاط داشته باشد، چنان که دو سال پیش از شروع جنگ دوم جهانی به محسن رییس، وزیر مختار ایران در آلمان دستور داد هیتلر پیشوای آلمان را ملاقات نماید و از سوی شاه ایران پیشنهاد کند که اجازه دهند هر سال یک هزار دانش‌آموز (پسر و دختر ایرانی) برای گذراندن تحصیلات متوسطه و سپس تحصیلات عالی به آلمان اعزام شوند. دولت ایران سازمانی در آلمان برای سرپرستی این دانش‌آموزان به وجود آورد و تمام امکانات زندگی و تحصیلی و بهداشتی این دانشجویان را فراهم سازد و پس از آنکه دانشجویان ایرانی تحصیلات خود را در رشته‌های فنی و علمی به پایان بردند هر کدام از آنها در صورت تمایل همسر آلمانی انتخاب کنند و دولت آلمان اجازه دهد که همسران آلمانیِ دانشجویان ایرانی به ایران بیایند و برای همیشه در ایران اقامت کنند تا از این راه بین خون ایرانی و خون آلمانی اختلاطی حاصل شود و کم کم عده‌ای از ایرانی‌ها که در قرن‌های گذشته خونشان با اقوام نیمه‌وحشی درآمیخته شده است، هویت آریایی خود را بازیابند. @Barlabeietarikh
پیش از پیدایش اسلام، چندزنی در ایران رواج داشت، دو دسته زن وجود داشتند: زنان عقدی و زنانی موقتی. و دختران در خردسالی شوهر می‌رفتند. فرمانروایان ایرانی پس از اسلام در آغاز با آن که به طور رسمی اسلام آورده بودند سخت‌شان بود که فقط چهار زن داشته باشند. اسپهبد طبرستان در سال ۱۷۹ ه.ق، نود و سه زن داشت که هر یک برای خود خانه‌ای داشتند ولی برای سوگلی‌اش کاخی در کنار دریا ساخته بود. او برای رفتن نزد همسران برنامه داشت و این بازمانده کردار شاهان هخامنشی بود و نیز همخوان با حکم اخلاقی اسلامی مبنی بر رفتار برابر با همسران. ویلِم فلور، ایرانشناس هلندی و از نویسندگان ایرانیکا @Barlabeietarikh
رژیم ما [پهلوی] اگر راستش را بخواهید یک رژیم شاهنشاهی سوسیالیستی انقلابی است و مسلّم طبق حساب‌های مارکس چند هفته یا چند ماه دیگر بدل به یک رژیم شاهنشاهی کمونیستی خواهد شد. از مقاله «نعل وارونه، انقلاب شاهانه» @Barlabeietarikh
شاه در هر حال کاپیتالیست نبود و بیشتر به نظر می‌‌رسید عقاید سوسیالیستی دارد. مثلاً درمورد مشارکت بخش خصوصی در سرمایه‌‌گذاری‌‌های جدید قائل به این بود که گام اول را دولت بردارد و بعد بخش خصوصی وارد شود. مثلاً در مورد ذوب‌‌آهن معتقد بود بخش خصوصی در فاز اول نباید حضور داشته باشد و در مورد پتروشیمی هم چنین دیدگاهی داشت. مثلاً معتقد بود تولید مواد پایه پتروشیمی باید دست دولت باشد و بخش خصوصی اگر قرار است وارد شود از این مرحله به بعد باشد. (وزیر اقتصاد دوره پهلوی) @Barlabeietarikh
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تصاویری از اسرای شوروی که طی پیشروی برق آسای آلمان نازی در خاک شوروی به اسارت نازی‌ها درآمدند. تعداد این اسرا به قدری زیاد بود که آلمانی‌ها گاهی به آن‌ها مانند حیوانات غذا می‌دادند. طی ۵ سال جنگ جهانی دوم، مجموعا ۷ میلیون نفر از شوروی به اسارت نازی‌ها درآمدند که ۳ میلیون نفر از آن‌ها نظامی و ۴ میلیون نفر غیر نظامی بودند. همچنین ۲۷ میلیون نفر در شوروی، در طول جنگ با آلمان، کشته شدند. @Barlabeietarikh
خیلی راه رفتم رسیدیم به یک مهمان‌خانه کثیفی که یک دکان عصافروشی و اشیائی که از چوب تراشیده ساخته‌اند، به شکل حیوانات و غیره، جعبه کوچک؛ خرازی چوب است. آنجا پیاده شده، یک عصای کثیف خریدم با یک آلبوم کوچک اشکال این شهر. اینجا معبد فرانشارد است که این مهمان‌خانه هم به این اسم موسوم است. قدری بالاتر رفتم به معبد رسیدیم حالا قراول‌خانه است. یک نفر سرباز زرنگی آمد لباس سبکی، یک پیراهن و غیره در تن داشت، یک تفنگ کوتاه دوشش بود، بلدی می‌کرد. یک نفر پیرزن هشتادساله هم که شغلش نشان دادن امکنه قدیمه این جنگل است و بسیار آرام و فصیح حرف می‌زد جلو افتاده، مکان‌ها را نشان می‌داد. پیاده راه می‌رفتم - اسم این زن مَدَم بوو - تا رسیدیم به سنگ‌های عجیب که در راه بود. این زن پیر هر قدم که می‌رفت می‌ایستاد با کمال آرامی می‌گفت: این سنگ به شکل کله استخوان آدم است، خلقت خداست نه مخلوق. بعد می‌رسیدیم به یک درخت بزرگ بلوط جنگلی، باز پیرزن آنجا می‌ایستاد، بیان طولانی می‌کرد که این درخت را مادام من‌تنون که یکی از معشوقه‌های لوی پانزدهم بود، به دست خود کاشته است در اینجا. مغاری هم در اینجا بود، باز زن پیر در نزدیک مغار - یعنی شکاف سنگ - می‌ایستاد، باز بیانی می‌کرد که مثلاً فلان پادشاه با زنش یا معشوقه‌اش نزدیک این مغاره نشسته، با هم عشق‌بازی کرده‌اند. باز می‌گذشتیم تا رسیدیم به جایی که قدری بلندی داشت و سنگ‌های تخته بزرگ در اینجاها خیلی بود، چشم‌انداز خوبی داشت یعنی به جنگل و قدری صحرا و غیره پیدا بود. پیرزن دیگر اینجا از تفصیل دادن و بیان حالات قدیم، داد مردی و مردانگی را داد، به‌طوری که ما را ذله کرد. سرباز را فرستادم که بدو کالسکه‌های ما را بیاور این نزدیکی‌ها، او رفت؛ پیرزن متصل از راه‌های دیگر جنگل می‌رود، از دور فریاد می‌زد که بیایید، اینجاها مغاره‌ها و آثارهای قدیم است، مثلاً یک تخته‌سنگی بود، به تعجیل آمد گفت این تخته‌سنگ به قارچ می‌ماند. هوا هم گرم بود، پشه زیادی هم توی جنگل بود؛ الحمدلله کالسکه‌ها رسیدند، سوار شده از دست پیر عفریت خلاص شدیم. جمادی‌الثانی ۱۲۹۵ سفر دوم فرنگ پاریس @Barlabeietarikh
فرض کنیم آن ۱۴۰۰۰ نفری که دوره قبل [مجلس ششم] به من رای داده بودند اینبار [مجلس هفتم] عقیده‌شان نسبت به من عوض شده باشد؛ بر سر آن یک رأیی که خودم به نام خودم در صندوق انداختم چه آمد؟ سیدحسن مدرس خطاب به سرتیپ درگاهی؛ رئیس شهربانی @Barlabeietarikh