eitaa logo
بر لبه‌ی تاریخ
808 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.2هزار ویدیو
0 فایل
روایتی از روزگارانی که جهان لرزید... نقبی به وقایع، اسناد، و رازهای تاریخ معاصر جهان. اینجا، هر حادثه، داستانی‌ست ناگفته. ارتباط با مدیر: @MMSALEHN
مشاهده در ایتا
دانلود
بر لبه‌ی تاریخ
از نزد رضاشاه که برگشتم، ایمان داشتم مردی که ملاقات کرده بودم ‌چند قدم بیشتر با توحش فاصله ندارد. ۲
تا این ‌ساعت که برداشت خوبی از ایران نداشته‌ام. زیرا قبلاً در آلبانی بودم، که می‌گفتند «ذره‌ای از آسیاست که در اروپا ‌ته‌نشین شده» و حتی برخی‌ها آن را شرقی‌تر از ترکیه می‌دانستند (منظور همان بدبخت‌تر است!) و انتظارم این بود که ایران خیلی بهتر باشد. ‌باید اعتراف کنم که زوگ پادشاه آلبانی بیشتر از یک قرن از شاه ایران (رضاشاه) جلوتر است و روستاییان آلبانی را در مقایسه ‌با روستاییان بدبخت ایران باید اشراف‌زاده به حساب آورد. در آلبانی، روستایی‌ها لااقل در خانه‌های واقعی زندگی ‌می‌کنند؛ در حالی که روستاییان ایران عملاً ژنده‌پوش هستند و در یک آلونک‌های کاه‌گلی خالی از اسباب و اثاثیه ‌زندگی می‌کنند. از خاطرات چارلز. سی. هارت، وزیر مختار آمریکا(۱۹۳۳-۱۹۳۰) در ایران. @Barlabeietarikh
رضاشاه کلاً بیسواد است و بی‌فرهنگ. نه تنها با هیچ زبان خارجی آشنا نیست بلکه حتی فارسی را هم به طرز عامیانه‌ای صحبت می‌کند، از همان نوع که در کوچه و خیابان می‌توان شبیه آنرا دید و این خود علت آن است که او از هر معاشرتی خود را کنار می‌کشد. از خاطرات ویپرت فون بلوشر، سفیر آلمان در ایران (۱۹۳۵-۱۹۳۱) @Barlabeietarikh
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بعد از شکست آلمان در ۱۹۴۵، ابتدا سند تسلیم در مقر آیزنهاور (فرمانده ستاد ارتش ایالات متحده آمریکا) امضا شد، اما استالین آن را نپذیرفت و خواست امضا در برلین و مقابل ارتش شوروی انجام شود. «ویلهلم کایتل» در حضور ژنرال ژوکوف سند تسلیم بدون قید و شرط را امضا کرد. کایتل بعدها به جرم جنایات جنگی اعدام شد. پس از جنگ، حدود ۲ میلیون سرباز آلمانی و ۵۰۰ هزار سرباز ژاپنی به اسارت شوروی درآمدند و صدها هزار نفرشان در شرایط سخت جان باختند. @Barlabeietarikh
در ماجرای سقوط جنگنده F-۳۵، به اعتبار ما لطمه وارد شد، مقامی رسمی به ما گفت این اتفاق رخ داده و ما عیناً بازتاب دادیم، اما بعد مشخص شد اطلاعات موثق نبوده. (رئیس صدا و سیما) @Barlabeietarikh
صبح به بندرعباس رفتیم. هوا گرم بود. تأسیسات مفصل دریایی مورد توجه واقع شد. سه چهار ساعت در آفتاب گرم بندر عباس پرسه زدیم. خیلی مشکل بود. ناهار را در بندر عباس صرف فرمودند. قرار بود بیمارستان شیر و خورشید را نیز ببینند. سر ناهار فرمودند: نمیروم، علت را بعداً به تو خواهم گفت. به اتاق استراحت شاهنشاه رفتم. علت را جویا شدم فرمودند: «آخر اسمش ثریاست.» (ملکه سابق) - بیچاره ثریا! - «...آن وقت علیا حضرت (فرح) خیال خواهند کرد من مخصوصاً این کار را کردم.» از شاه تا گدا گرفتار زن‌هایمان هستیم! ۱۵ اردیبهشت ۱۳۵۲ @Barlabeietarikh
متن خبر را دادم ملاحظه فرمودند. خیلی با دقت خواندند. عرض کردم هیچ کسالت ندارد و اهمیت ندارد. من که به عرض مبارک میرسانم، از جهت وظیفه غلامی من است که باید از همه چیز، خاطر مبارک را آگاه کنم. اما کوچکترین اهمیتی خودم نمی دهم. پی‌نوشت: در اینجا عَلَم خبر ابتلایش به بیماری سرطان خون (که در کمتر از ٣ سال او را از پا درآورد) را به شاه می دهد. خرداد ١٣۵۴ @Barlabeietarikh
پرده بزرگ نقاشی از رژه ارتش بریتانیا در پارک قصر ویندزور به افتخار حضور شاهنشاه ایران [با لباس سیاه، سوار بر اسب سفید مقابل کالسکه سلطنتی] با حضور ملکه ویکتوریا @Barlabeietarikh
موسیو بولو وزیرخارجه پروس آمد به حضور. مرد پیر گردن‌کلفت بابنیه سبیل و زنخ تراشیده موی سفید؛ آدم قابلی بود. صحبت شد. بعد سعدالله‌بیگ ایلچی کبیر عثمانی آمد، یک سال است که مأمور برلن است و الی حال هم هیچ به خارجه نرفته و سفارتی نکرده بوده است. جوان است، بسیار شخص معقول نجیبی به نظر آمد. بعد از آن دو شاهزاده پروس که تازه از راه رسیده بودند حضور آمدند. یکی از آن‌ها دختر فردریک شارل را می‌خواهد عروسی کند، بسیار شاهزاده بدگل کثیف بدسبیل بدریش بدقیافه بدلهجه، چیز غریبی بود. جمادی‌الثانی ۱۲۹۵ سفر دوم فرنگ @Barlabeietarikh
امروز عصری باید رفت مسجد سپهسالار. از توی مردها رفتیم توی شبستان و حاجی‌میرزا ابوالفضل روی منبر بود. مردم هم پای وعظ نشسته بودند. قدری ایستادیم اما هیچ نفهمیدیم چه می‌گوید. صدراعظم و نایب‌السلطنه و اینها قدری به هم مات نگاه کردیم. رمضان ۱۳۱۳ @Barlabeietarikh
قانون اساسی ایران، سلطنت را در خاندان قاجاریه تثبیت کرده، منتها اینکه ملت ایران را هم شریک در سلطنت و اداره مملکت شناخته است. آیا ممکن است شریکی، شریک دیگر را بدون رضای او از شراکت خود خلع کند و از حقوقی که دارد محروم سازد؟ خلع سلطنت ایران از خاندان قاجار اصولاً طبق حقوق محال است. تو می‌گویی به «زور» ممکن است، هرگاه زور در کار باشد، پس آن عمل، عمل ملت شایسته استقلال نیست زیرا ملتی که راضی به زور گفتن شود، بهمان طریق هم راضی به زور شنیدن می‌شود و چنین ملتی خیلی زود استقلال و آزادی را از دست می‌دهد و اسیر استبداد داخلی و خارجی می‌شود. احمدشاه قاجار (در ایام خلع از سلطنت) @Barlabeietarikh
قدری توی باغ گردش کردیم و پیاده آمدیم باغ لاله‌زار. از آنجا که آمدیم، دیدیم جمعیت زن و مرد معرکه است. زن و مرد و طلاب و سید، پسرهای آقاسید محسن، همه کس بود. قدری که رفتیم زن‌ها دور ما را گرفتند، زن زیادی همه خوشگل و خوب دور ما بودند. ما هم با آنها بنا کردیم به صحبت کردن. همین‌طور با زنها صحبت‌کنان آمدیم، مردم همه بشّاش و خوشدل و خوب بودند. خلاصه از باغ لاله‌زار بیرون آمده، سوار کالسکه شده، از در اندرون وارد شدیم. ۱۳ فروردین ۱۲۶۶ @Barlabeietarikh