صبح به بندرعباس رفتیم. هوا گرم بود. تأسیسات مفصل دریایی مورد توجه واقع شد. سه چهار ساعت در آفتاب گرم بندر عباس پرسه زدیم. خیلی مشکل بود. ناهار را در بندر عباس صرف فرمودند. قرار بود بیمارستان شیر و خورشید را نیز ببینند. سر ناهار فرمودند: نمیروم، علت را بعداً به تو خواهم گفت. به اتاق استراحت شاهنشاه رفتم. علت را جویا شدم فرمودند: «آخر اسمش ثریاست.» (ملکه سابق) - بیچاره ثریا! - «...آن وقت علیا حضرت (فرح) خیال خواهند کرد من مخصوصاً این کار را کردم.»
از شاه تا گدا گرفتار زنهایمان هستیم!
۱۵ اردیبهشت ۱۳۵۲
#اسدالله_علم
#پهلوی
@Barlabeietarikh
متن خبر را دادم ملاحظه فرمودند. خیلی با دقت خواندند. عرض کردم هیچ کسالت ندارد و اهمیت ندارد. من که به عرض مبارک میرسانم، از جهت وظیفه غلامی من است که باید از همه چیز، خاطر مبارک را آگاه کنم. اما کوچکترین اهمیتی خودم نمی دهم.
پینوشت: در اینجا عَلَم خبر ابتلایش به بیماری سرطان خون (که در کمتر از ٣ سال او را از پا درآورد) را به شاه می دهد.
خرداد ١٣۵۴
#اسدالله_علم
#پهلوی
@Barlabeietarikh
پرده بزرگ نقاشی از رژه ارتش بریتانیا در پارک قصر ویندزور به افتخار حضور شاهنشاه ایران [با لباس سیاه، سوار بر اسب سفید مقابل کالسکه سلطنتی] با حضور ملکه ویکتوریا
#ناصرالدین_شاه
#قاجار
@Barlabeietarikh
موسیو بولو وزیرخارجه پروس آمد به حضور. مرد پیر گردنکلفت بابنیه سبیل و زنخ تراشیده موی سفید؛ آدم قابلی بود. صحبت شد. بعد سعداللهبیگ ایلچی کبیر عثمانی آمد، یک سال است که مأمور برلن است و الی حال هم هیچ به خارجه نرفته و سفارتی نکرده بوده است. جوان است، بسیار شخص معقول نجیبی به نظر آمد. بعد از آن دو شاهزاده پروس که تازه از راه رسیده بودند حضور آمدند. یکی از آنها دختر فردریک شارل را میخواهد عروسی کند، بسیار شاهزاده بدگل کثیف بدسبیل بدریش بدقیافه بدلهجه، چیز غریبی بود.
جمادیالثانی ۱۲۹۵
سفر دوم فرنگ
#ناصرالدین_شاه
#قاجار
@Barlabeietarikh
امروز عصری باید رفت مسجد سپهسالار. از توی مردها رفتیم توی شبستان و حاجیمیرزا ابوالفضل روی منبر بود. مردم هم پای وعظ نشسته بودند. قدری ایستادیم اما هیچ نفهمیدیم چه میگوید. صدراعظم و نایبالسلطنه و اینها قدری به هم مات نگاه کردیم.
رمضان ۱۳۱۳
#ناصرالدین_شاه
#قاجار
@Barlabeietarikh
قانون اساسی ایران، سلطنت را در خاندان قاجاریه تثبیت کرده، منتها اینکه ملت ایران را هم شریک در سلطنت و اداره مملکت شناخته است. آیا ممکن است شریکی، شریک دیگر را بدون رضای او از شراکت خود خلع کند و از حقوقی که دارد محروم سازد؟ خلع سلطنت ایران از خاندان قاجار اصولاً طبق حقوق محال است. تو میگویی به «زور» ممکن است، هرگاه زور در کار باشد، پس آن عمل، عمل ملت شایسته استقلال نیست زیرا ملتی که راضی به زور گفتن شود، بهمان طریق هم راضی به زور شنیدن میشود و چنین ملتی خیلی زود استقلال و آزادی را از دست میدهد و اسیر استبداد داخلی و خارجی میشود.
احمدشاه قاجار (در ایام خلع از سلطنت)
#احمدشاه
#قاجار
@Barlabeietarikh
قدری توی باغ گردش کردیم و پیاده آمدیم باغ لالهزار. از آنجا که آمدیم، دیدیم جمعیت زن و مرد معرکه است. زن و مرد و طلاب و سید، پسرهای آقاسید محسن، همه کس بود. قدری که رفتیم زنها دور ما را گرفتند، زن زیادی همه خوشگل و خوب دور ما بودند. ما هم با آنها بنا کردیم به صحبت کردن. همینطور با زنها صحبتکنان آمدیم، مردم همه بشّاش و خوشدل و خوب بودند. خلاصه از باغ لالهزار بیرون آمده، سوار کالسکه شده، از در اندرون وارد شدیم.
۱۳ فروردین ۱۲۶۶
#ناصرالدین_شاه
#قاجار
@Barlabeietarikh
عرض کردم باید در الجزیره هیئت مطلعی مرکب از وزیر اقتصاد، رئیس بانک مرکزی، مسؤول اوپک و یک عده کارشناس همراه باشند.
فرمودند این خرها چه فایده دارند؟! عرض کردم خر و هر چه باشند، لازم است باشند. فرمودند، بسیار خوب، بگو باشند.
اسفند ١٣۵٣
#اسدالله_علم
#پهلوی
@Barlabeietarikh
25.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بسیاری از افراد، شهریار را با اشعار فارسیِ وی میشناسند حال آنکه اشعار ترکیِ او، اگر زیباتر و پرمعناتر و آهنگینتر از اشعار فارسیاش نباشند، به هیچوجه کمتر نیستند.
پینوشت: صد حیف که زبان شیرین ترکی آذری، در اثر سیاسیکاریها در مسیر از بین رفتن است.
#متفرقه
@Barlabeietarikh
17.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تصاویری از ورود هیتلر به اتریش، در سال ۱۹۳۸، پس از «آنشلوس» یا همان واقعهی الحاق و پیوستن اتریش به آلمان نازی که به اجبار ارتش آلمان انجام شد؛ گرچه مردم بخشهای غربی اتریش نیز به این الحاق تمایل جدی داشتند.
پینوشت: هیتلر، خود جزو آلمانیهای اهل اتریش بود.
#هیتلر
#اتریش
#جنگ_جهانی_دوم
@Barlabeietarikh
در اواخر سال ۱۳۶۳ از طریق دلالی میخواستیم موشک تاو بخریم، یک آقایی که از مسئولین کشور بود آمد خدمت آقای هاشمی که آن وقت فرمانده جنگ بود و گفت ما موشک تاو را ساختهایم! شما چرا میخواهید بخرید؟ من با آن آقایی که مدعی بود رفتیم در تپههای شرق تهران، دیدیم یک نفربر قراضه را روبرو گذاشتند و در عین حال متحرک هم نبود، موشک اینها نزدیک آن هدف اصابت کرد. آن آقا گفت دیدید کار ما درست بوده، گفتم مرد حسابی اینکه به هدف نخورده، تازه متحرک هم نبود. بعد دو گزارش دادیم و معلوم شد تا ساخت تاو خیلی فاصله داریم. حالا چه زمانی توانستیم موشک تاو بسازیم؟ وقتی جنگ تمام شد.
۵ آذر ۱۴۰۴
#حسن_روحانی
#متفرقه
@Barlabeietarikh