در اواخر سال ۱۳۶۳ از طریق دلالی میخواستیم موشک تاو بخریم، یک آقایی که از مسئولین کشور بود آمد خدمت آقای هاشمی که آن وقت فرمانده جنگ بود و گفت ما موشک تاو را ساختهایم! شما چرا میخواهید بخرید؟ من با آن آقایی که مدعی بود رفتیم در تپههای شرق تهران، دیدیم یک نفربر قراضه را روبرو گذاشتند و در عین حال متحرک هم نبود، موشک اینها نزدیک آن هدف اصابت کرد. آن آقا گفت دیدید کار ما درست بوده، گفتم مرد حسابی اینکه به هدف نخورده، تازه متحرک هم نبود. بعد دو گزارش دادیم و معلوم شد تا ساخت تاو خیلی فاصله داریم. حالا چه زمانی توانستیم موشک تاو بسازیم؟ وقتی جنگ تمام شد.
۵ آذر ۱۴۰۴
#حسن_روحانی
#متفرقه
@Barlabeietarikh
[در سال ۱۳۵۴] ما اشتباهاتی بزرگ مرتکب شدیم و از دانشجویانی [رستاخیزی] که خود داوطلب شده بودند خواستیم به کار مراقبت در نرخ کالاها [قیمتگذاری] بپردازند و در بسیاری موارد، طرز رفتار آنان به عکسالعملهایی منجر شد و نارضایتیهایی به وجود آورد، بدون آنکه تعدیل موثری در سیر صعودی نرخ کالاها پدید آورد. خردهفروشان از یک طرف تحت فشار عمدهفروشان و واسطهها قرار داشتند که مرتباً قیمتها را افزایش میدادند و از طرف دیگر تحت فشار سختگیری بازرسانِ کمتجربهای که میخواستند با سختگیری موجبات تنزل نرخها را فراهم آورند. بعضی از بازاریان از این سختگیریها ناراضی بودند و به صف مخالفان پیوستند. عکسالعمل دادگاههای صنفی در مقابل گرانفروشان خشن و غالباً عادلانه بود، اما به نارضایتیهای گروهی از بازاریان و کسبه دامن زد. البته این شدت عمل به خردهفروشان و کسبه جزء منحصر نبود و گروهی از تجار عمده، مدیران واحدهای صنعتی و فروشگاهها و شرکتهای چند ملیتی تحت تعقیب قرار گرفتند و کالاهایی که انحصار کرده بودند، مصادره و به معرض فروش گذاشته شد و یا پروانه کسب آنان لغو گردید. با تمام این احوال باید گفت که حاصل کار منفی بود و توفیقی در مبارزه با تورم بدست نیامد.
#محمدرضا_پهلوی
#پهلوی
@Barlabeietarikh
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مظفرالدین شاه قاجار پادشاه ایران در کنار ادوارد هفتم پادشاه بریتانیا؛ هر دو تاجدار، نشان اقدس قاجاری (یکی از نشانهای سلطنتی ایران در دوره قاجار) را با طرح شیر و خورشید و تاج کیانی به سینه زدهاند.
(تصویر با هوش مصنوعی متحرک شده است.)
#مظفرالدین_شاه
#قاجار
@Barlabeietarikh
پریشب مامورین پلیس به یک کاباره که مظنون به فروختن هروئین است ریخته و آنجا را بستهاند. بسیار هم کار خوبی کردهاند، بخصوص که، چون صاحب این کلوب یکی از کُلفَتهای سابق والاحضرت اشرف است. مردم هزارجور حرف مفت میزدند.
۶ مهر ۱۳۴۹
#اسدالله_علم
#پهلوی
@Barlabeietarikh
صبح شرفیاب شدم، کاغذهای تشکر آمیز کنت راش معاون وزارت خارجه آمریکا را که پس از مراجعت از تهران از کنفرانس سفرای آمریکا نوشته بود تقدیم کردم، فرمودند: پدرسوخته مثل این است که خودش هم ردیف من است این طور کاغذ نوشته.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۵۲
#اسدالله_علم
#پهلوی
@Barlabeietarikh
7.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚔️آخرین روز امپراتوری بیزانس در ۲۹ می ۱۴۵۳، به روایت هوش مصنوعی
تصور کنید روی دیوارهای قسطنطنیه ایستادهاید؛ دیوارهایی که هزار سال دوام آوردند… اما حالا شکافته شدهاند.
سربازان عثمانی از شکافی ۶۰ متری هجوم میآورند.
پرچمهای هلال سرخ جای عقاب بنفش را میگیرند.
امپراتوری روم، که ۲۲۰۶ سال پیش آغاز شد، اینجا به پایان میرسد.
#عثمانی
#روم
@Barlabeietarikh
فردا باز جریان [مذاکرات با نفتیها] را به عرض رساندم. میخواستم سر شام عرض کنم، ممکن نشد چون دکتر اقبال رئیس شرکت ملّی نفت ایران حضور داشت و نمیشد در حضور او صحبت کرد. واقعاً کارهای کشور ما نوع خاصی است و شاهنشاه در اداره کشور نوع مخصوص خودشان را دارند که ملائک آسمان هم نمیتوانند سر درآورند. مثلاً رئیس شرکت نفت چرا نباید در مذاکرات نفت وارد بشود؟ خدا میداند و شاه و بس!
۲۶ اردی ۱۳۵۲
#اسدالله_علم
#پهلوی
@Barlabeietarikh
ساعت شش و نیم باید برویم به کریستالپاله مهمان ولیعهد (بریتانیا) هستم به شام و آتش بازی. وقتی به در عمارت رسیدیم دیدم مردم ده پشته بیست پشته ایستادهاند. قریب سه کرور نفر آدم بدون اغراق ایستاده بودند، دیگر سوراخی نمانده بود، جای خالی کسی نمیتوانست نشان بدهد، تمام این مردم با لباسهای تمیز قشنگ بودند، یک نفر که لباس کثیف در بر داشته باشد دیده نمیشد. چهارصد هزار از این مردم دختر بودند از سن 4 سالگی الی هفده سالگی، موهایشان افشان است، همه خوشگل.
ولیعهد، زنش، اعیان و اشراف همه حاضر بودند، وارد به چند دالان شدیم که اکسپوزیسیون گل سرخ بود، قریب به دو هزار گل به انواع مختلف ملاحظه کردیم، گل بود به اندازه یک دوری [بشقاب] درختهای مجلسی شلیل، آلبالو و گیلاس دیده شد.
یک حالت و عالم غریبی بود که نمیتوان گفت و نوشت، اگر انسان میخواست سیصد هزار دختر خوشگل منتخب میکرد، خیلی اوضاع غریبی بود، همان قسم تماشا میکردیم. مثل دریا آدم موج میزد، فوارههای بلند خوب دیده میشد. آن گلی که در سینه داشتم از بالکن در میان جمعیت انداختم که قریب ده هزار نفر هجوم آوردند و همدیگر را میزدند فریاد میکردند و از دست یکدیگر میربودند، حقیقتا یک نوع احترام بود نسبت به ما و خیلی خوب و به موقع انداخته بودم. خیلی خیلی تماشا کردم.
ذیالقعده سال 1306
سفر سوم فرنگ
#ناصرالدین_شاه
#قاجار
@Barlabeietarikh
⚔️فرماندهان نظامی بزرگ | بخش سوم: ژولیوس سزار
(قسمت اول)
گایوس ژولیوس سزار در ۱۲ ژوئیه سال ۱۰۰ پیش از میلاد، در شهر روم متولد شد. او به خاندان «جولیا» (Julia) تعلق داشت؛ یکی از کهنترین خاندانهای اشرافی جمهوری روم که ادعا میکردند تبارشان به الههی ونوس میرسد. این پیوند اسطورهای، جایگاه نمادین و سیاسی ویژهای به خاندان جولیا میبخشید و از همان آغاز، نام سزار را با مفهوم قدرت گره میزد.
🔹پدرش، گایوس ژولیوس سزار سِنیور، بهعنوان فرماندار استان آسیا خدمت کرده بود و مادرش، آئورلیا کوتیا، زنی بانفوذ، سختگیر و خوشنام در جامعهی روم بود. سزار در خانوادهای اشرافی اما نه بسیار ثروتمند رشد کرد؛ محیطی که او را از نوجوانی با ساختار پیچیدهی سیاست، مذهب و سنتهای جمهوری روم آشنا ساخت.
🔺ورود به سیاست و ارتش
🔸در جوانی، سزار با کورنلیا، دختر لوسیوس کورنلیوس چینا ــ از رهبران جناح عوامگرا ــ ازدواج کرد. این تصمیم، او را در تقابل مستقیم با دیکتاتور وقت روم، لوسیوس کورنلیوس سولا، قرار داد. سولا از سزار خواست همسرش را طلاق دهد؛ اما سزار نپذیرفت. در نتیجه، حکم تبعید و حتی اعدام او صادر شد. با وساطت بستگان بانفوذ، این حکم لغو شد، اما سزار برای مدتی روم را ترک کرد و راهی شرق مدیترانه شد تا در ارتش خدمت کند.
(ادامه👇)
@Barlabeietarikh
بر لبهی تاریخ
⚔️فرماندهان نظامی بزرگ | بخش سوم: ژولیوس سزار (قسمت اول) گایوس ژولیوس سزار در ۱۲ ژوئیه سال ۱۰۰ پیش
🔹سزار در مأموریتهای نظامی در آسیای صغیر، شجاعت و توانایی خود را نشان داد و بهدلیل دلاوری در میدان نبرد، نشان افتخار نظامی دریافت کرد. پس از بازگشت به روم، مسیر رسمی سیاسی خود را آغاز نمود:
ابتدا کوئستور (مسئول امور مالی و قضایی استانها)، سپس اِدیل (ناظر جشنها و ساختمانهای عمومی)، و در نهایت پرایتور، یکی از بالاترین مقامات قضایی جمهوری.
🔸در این دوران، سزار با برگزاری جشنهای پرهزینه، نمایشهای گلادیاتوری و توزیع غلات، حمایت تودههای مردم را بهدست آورد. سخنرانیهای پرشور و حمایت از اصلاحات اجتماعی، او را به چهرهای محبوب در میان عوام تبدیل کرد؛ محبوبیتی که بعدها به یکی از مهمترین منابع قدرت او بدل شد.
🔺تشکیل اتحاد سهگانه (تریومویرات اول)
🔸در سال ۶۰ پیش از میلاد، سزار با دو چهرهی قدرتمند دیگر روم، پومپی کبیر (فرماندهی بزرگ نظامی) و مارکوس لیسینیوس کراسوس (ثروتمندترین مرد روم)، وارد یک اتحاد سیاسی غیررسمی شد؛ اتحادی که به «تریومویرات اول» یا «مثلث اول» شهرت یافت.
🔹پومپی نفوذ نظامی گسترده داشت و کراسوس قدرت مالی عظیمی در اختیار داشت. سزار، با محبوبیت مردمی و مهارت سیاسی، حلقهی اتصال این دو بود. اگرچه این اتحاد شکل قانونی نداشت، اما عملاً سیاست جمهوری روم را تحت کنترل خود گرفت و توازن قدرت سنتی را بر هم زد.
🔸نتیجهی مستقیم این اتحاد، انتخاب سزار به مقام کنسولی در سال ۵۹ پیش از میلاد بود؛ بالاترین مقام اجرایی جمهوری. او در این دوره، قوانینی برای توزیع زمین میان سربازان، اصلاحات مالی، و کاهش فشار بر طبقات پایین تصویب کرد. پس از پایان کنسولی، سزار بهعنوان فرماندار گالیا منصوب شد؛ جایی که فتوحات نظامی او، مسیر تاریخ روم را برای همیشه تغییر داد.
🔹تشکیل تریومویرات اول، نقطهی آغاز تمرکز واقعی قدرت در دستان ژولیوس سزار بود؛ تمرکزی که بهتدریج به رقابت با پومپی، فروپاشی جمهوری، و در نهایت جنگ داخلی انجامید.
منابع:
ژولیوس سزار، اثر دان ناردو به ترجمه شهربانو صارمی
تاریخ روم (مومسن)، نوشته تئودور مومسن
(ادامه دارد...)
#روم
#ژولیوس_سزار
@Barlabeietarikh
عریضهای دختری از ایطالیا نوشته بود با عکس خودش که خیلی خوشگل بود؛ حکیم خواند، بامزه بود. اسمش contece velleda بود.
ذیحجه ۱۲۸۹
#ناصرالدین_شاه
#قاجار
@Barlabeietarikh
به عرض رساندم باید از طرف دفتر مخصوص به دولت ابلاغ شود آن منافعی که کارخانه قند تربتجام عاید سازمان گسترش [و نوسازی صنایع] میکند، در بودجه بگنجانند که کارخانه را سازمان مذکور بتواند به آستان قدس بفروشد. فرمودند: «خیر! گفتم امسال بهرهبرداری کنند، پس از بهرهبرداری به شما بدهند.» عرض کردم: این کار را یکسال عقب میاندازد، برای اینکه ما باید زراعت امسال را تحت نظر بگیریم و اقدام کنیم و به این صورت نمیشود. فرمودند: «چرا نمیشود؟ شما زراعت چغندر را از امسال تحت نظر بگیرید.» عرض کردم: اداره کارخانه با دیگری و زراعت با دیگری نمیشود، به علاوه تا این کارخانه و کارخانه تربت حیدریه یکی نشود، اصولاً برای بلژیکیها صرفه ندارد آنجا را تحویل بگیرند. فرمودند: «خیر! البته که میشود، زیرا من امر میدهم.» عرض کردم: کار اقتصادی با امریه جور در نمیآید، این کار را برای صرف مالی میکنیم، نه به منظور دم و دستگاه راه انداختن. فرمودند: «من میگویم میشود.» دیگر من چیزی عرض نکردم.
۲۷ اردیبهشت ۱۳۵۲
#اسدالله_علم
#پهلوی
@Barlabeietarikh