eitaa logo
بر لبه‌ی تاریخ
808 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.2هزار ویدیو
0 فایل
روایتی از روزگارانی که جهان لرزید... نقبی به وقایع، اسناد، و رازهای تاریخ معاصر جهان. اینجا، هر حادثه، داستانی‌ست ناگفته. ارتباط با مدیر: @MMSALEHN
مشاهده در ایتا
دانلود
بر لبه‌ی تاریخ
ادمین: داستان نبرد آلسیا و رویارویی ژولیوس سزار با وِرسینگِتُریکس، فرمانده گال‌ها، برای من شخصاً بسی
انیمیشن معروف اَستِریکس، در مورد داستان نبرد گال‌ها (قبایل فرانسوی) بر علیه رومیان است. @Barlabeietarikh
عرض کردم دکتر علی امینی پیش من به خداحافظی آمده بود که به اروپا برود. می‌گفت در سلام عید نوروز، شاهنشاه به من که از طرف رجال تبریک عرض کردم، فرمودند: «حالا دنیا روی ما حساب می‌کند.» خوب اگر اینطور است چرا شاهنشاه در مساله اعراب و اسرائیل فشاری به شوروی و آمریکا وارد نمی‌آورند که این کار به جایی برسد؟ بعد هم واقعاً آمریکایی‌ها که اینقدر به ما احتیاج دارند چرا چنین باجی به اعلیحضرت همایونی نمی‌‌دهند؟ شاهنشاه خندیدند. فرمودند: پس معلوم می‌شود باور امینی شده که دنیا روی ما حساب می‌کند. ۲۸ اردی ۱۳۵۲ @Barlabeietarikh
ملکه فوزیه (همسر اول محمدرضاشاه) خوشگل بود، خیلی خوشگل بود. اما کمرو بود، خیلی کمرو بود. خیلی خجالتی بود. خیلی هم همه اذیتش می‌کردند. کسی را هم نداشت می‌دانی، یک عیب بزرگی این بود که مادرش، چیزی از خودشان برایش نگذاشته بود. این یک دختر تک‌تنها را فرستاده بود به ایران، مملکت غریب، شوهر تازه، قوم‌وخویش شوهر، بساط و این‌ها، آدم شوهر، به قول اصفهانی‌ها. خلاصه، خیلی وضعیتش ناراحت بود. دفعه اول که موقع جنگ ۱۹۴۶ بود، این‌طورها، جنگ تمام شد، رفت به مصر. دیگر برنگشت. هرچه کردند برنگشت و تقاضای طلاق کرد و طلاق دادند. خاطرات شفاهی صفیه فیروز، از فعالان جنبش زنان ایران @Barlabeietarikh
معمولاً اوایل تابستان‌ها روزی از حاج آقا محمّد آقازاده مقداری طالبی برای آقا (آیت الله بروجردی) هدیه آورده بودند. یک صیفی‌کاری هم همه‌ساله از صیفی‌کاریِ خودش یک کیسه خیار نذر داشت که می‌آورد. از مِلک شخصی آقا هم مقداری انگور یاقوتی آورده بودند که موقع ناهار از یک‌یک آن‌ها مقداری سر سفره حاضر شده بود. موقع ناهار، آقا قدری ناراحت بود، ولی کلمه‌ای نفرمود. خانم سؤال کرد: گویا آقا قدری ناراحت است، دلیل آن چیست؟ آقا می‌فرماید: نصرت‌خانوم، کی دیدید در سفره‌ی من سه نوع میوه باشد؟! مردم قم بیچاره هستند، طلبه‌های قم یک نوع میوه نمی‌توانند تهیّه کنند. خانم عرض کرد: آقا، من آن‌ها را نخریدم، یکی مال ملک خودتان است، طالبی را حاج آقا محمّد آقازاده فرستاده، خیار را هم یک صیفی‌کار همه سال نذر دارد. آقا می‌فرمایند: هر چه هست و از هر کجا آمده فرقی ندارد؛ شما می‌توانید سر سفره‌ی غذای من فقط یک نوع میوه بگذاری؛ هر نوع که خود دوست داری من هم همان را دوست دارم و می‌خورم، نه بیش‌تر؛ بقیّه را بفرست برای افرادی که میوه نمی‌توانند تهیّه کنند. خاطرات محمدرضا زعفرانی، کارگزار بیت آیت‌الله بروجردی @Barlabeietarikh
اگر فتواهای علمای نجف نبود، کمتر کسی به یاری مشروطه می‌شتافت. همان ستارخان بارها این را به زبان می‌آورد که من حکم علمای نجف را اجرا می‌کنم. @Barlabeietarikh
شاهنشاه دستوراتی فرمودند که به وزارت خارجه بگویم. فرمودند: به وزارت خارجه گفته‌ام که هیچ مقامی غیر از خود من حق ندارد در کارهای وزارت خارجه مداخله کند. حتی گفته‌ام برادر هویدا که نماینده ما در سازمان ملل است حق ندارد به نخست‌وزیر گزارش دهد. حتی تلفنی کند. او را توبیخ کردم که چرا به برادرت گزارش‌های وزارت خارجه را می‌دهی؟ ۱۵ اسفند ۱۳۵۲ @Barlabeietarikh
تصاویری از انیس‌الدوله، همسر بسیار محبوب ناصرالدین‌ شاه که در خاطرات شاه بسیار یاد شده است. البته محبوب‌ترین همسر ناصرالدین شاه، جیران (خدیجه خانم تجریشی) بود اما بعد از مرگ زودهنگام وی، انیس‌الدوله جای او را تا حدودی در دل شاه گرفت. @Barlabeietarikh
🇷🇺 کاریکاتور شوروی با انتقاد از تسلیح مجدد آلمان غربی 🔻این کاریکاتور که توسط یولی گانف در سال ۱۹۵۳ طراحی شد، کُنراد آدناور (صدراعظم آلمان غربی) را در حال لباس پوشاندن به مردی خشن‌ با یونیفرم نازی نشان می‌دهد. 🔻در پایین تصویر سمت راست، کتاب «نبرد من» دیده می‌شود و خنجری در چکمه سرباز که واژه «انتقام» بر روی آن حک شده است. کاغذ لای کتاب نیز عبارت «پیمان عمومی» را نشان می‌دهد که احتمالاً به پیمان امضا شده در سال ۱۹۵۲ اشاره دارد که به اشغال آلمان غربی پایان داد. 🔻آدناور یکی از مدافعان سرسخت ادغام آلمان غربی در بلوک غرب بود و تحت نظارت او، کشورش در سال ۱۹۵۵ مجدداً تسلیح شد و به ناتو پیوست. او اغلب در تبلیغات آن زمان شوروی و بلوک شرق، به عنوان یک نازی شرور به تصویر کشیده می‌شد. @Barlabeietarikh
وقتی نامه هیئت رئیسه را که مشعر بر تشکر از حضور رضاشاه برای افتتاح مجلس بود و ضمناً اظهار مسرت مجلس و نمایندگان را از تجدید مناسبات ایران و شوروی اشعار داشته بود اعلام می‌کرد، او به مجرد آنکه به این کلمه رسید قلم خواست و به روی این جمله خط کشید و سپس با خشونت و تندی اظهار داشت: ملت و مجلس علاقه‌مندند که با همسایهٔ شمالی تجدید رابطه شود؟ وقتی که رئیس مجلس پاسخ داد که: خودتان در سخنرانی اظهار فرموده‌اید. او گفت: بله! من گفتم و به پیشنهاد من بود، نه اینکه ملت و مجلس خواهان چنین روابط صمیمانه‌ای است. دستور داد که ببرید و نامه را عوض کنید. نمایندگان هم رفتند و نامه را عوض کردند. از خاطرات سیدابوالحسن رضوی (نماینده مجلس در دوران پهلوی) @Barlabeietarikh
گفتند حکمی صادر شده که رؤسای تریاکی ادارات را خارج باید نمود. گوینده می‌گفت خود سردارسپه (رضاخان) روزی نیم‌مثقال تریاک می‌کشد، خوب است اول او را اخراج کنند. (از شاهزاده‌های قاجار) @Barlabeietarikh