eitaa logo
بر لبه‌ی تاریخ
809 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.2هزار ویدیو
0 فایل
روایتی از روزگارانی که جهان لرزید... نقبی به وقایع، اسناد، و رازهای تاریخ معاصر جهان. اینجا، هر حادثه، داستانی‌ست ناگفته. ارتباط با مدیر: @MMSALEHN
مشاهده در ایتا
دانلود
انگلیسی‌ها و آمریکائی‌ها به ما می‌گویند اگر نیروهای شما مجازند در ایران بمانند پس چرا انگلیسها در مصر و سوریه و اندونزی و یونان، و نیروهای آمریکا در چین و ایسلند و دانمارک نمانند؟ به این دلایل ما[شوروی] مصمم هستیم نیروهای خودمان را از ایران بیرون بکشیم تا به دست انگلیسی‌ها و آمریکائی‌ها بهانه ندهیم تا بتوانیم فعالیتهای رهائی‌بخش را در مستعمرات آنها وسعت داده و در بخش‌های خودمان بهتر اجرا کنیم. رفیق پیشه‌وری! شما به مثابه یک نفر انقلابی می‌توانید درک کنید که ما جز این راه دیگری نداریم. تلگراف استالین به پیشه‌وری به نقل از ابراهیم ناصحی، مورخه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۲۵ @Barlabeietarikh
بر لبه‌ی تاریخ
انگلیسی‌ها و آمریکائی‌ها به ما می‌گویند اگر نیروهای شما مجازند در ایران بمانند پس چرا انگلیسها در مص
پی‌نوشت: سید جعفر پیشه‌وری از فعالان چپ‌گرای سیاسی ایران بود که در سال ۱۳۲۴ با حمایت مستقیم اتحاد جماهیر شوروی، «فرقه دموکرات آذربایجان» را در تبریز تأسیس کرد و حکومت خودمختار آذربایجان را اعلام نمود. این حکومت عمر کوتاهی داشت و پس از خروج نیروهای شوروی و ورود ارتش ایران در سال ۱۳۲۵ فروپاشید. پیشه‌وری به شوروی گریخت و چندی بعد در آنجا درگذشت. @Barlabeietarikh
قبله عالم به جای آنکه به فکر مردم باشد و چاره‌ای برای کمبود نان و گندم بیندیشد در شکار چند روز قبل خود، یک دختر روستایی (احتمالا جیران یا انیس الدوله) را دید و از او خوشش آمد و صیغه کرد و حالا جزو سوگلی‌های شاه شده است. از میرزا پرسیدم که واقعاً این دختر، دهاتی بود؟ و میرزا بدون تأمل جواب داد: بله، صاحب. دهاتی است و حتی سواد خواندن و نوشتن هم ندارد ولی اصولاً قبله عالم ترجیح می‌دهد که زنان حرمسرا خواندن و نوشتن ندانند زیرا بدین ترتیب کمتر احتمال فساد آنها می‌رود و نمی‌توانند نامه‌های عاشقانه به خارج از حرمسرا بفرستند. سفرنامه‌ هینریش بروگش به ایران @Barlabeietarikh
هدایت شده از بر لبه‌ی تاریخ
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لحظه‌ای که تاریخ درون کرملین لرزید... ساعت ۴:۳۱ بامداد، ۲۲ ژوئن ۱۹۴۱. عکسی کمیاب و غیرمجاز، لحظه‌ای را ثبت کرده که به استالین خبر داده شد: آلمان نازی با تمام قوا به اتحاد جماهیر شوروی یورش برده است. این تصویر درون کاخ کرملین و توسط سردبیر ارشد روزنامه *Komsomolskaya Pravda* گرفته شد. به او دستور دادند که عکس را نابود کند؛ اما او آن را حفظ کرد، تا این لحظه‌ی تاریخی گم نشود. در حالی‌که شوروی از احتمال تهاجم آلمان باخبر بود، اما سران آن هرگز تصور نمی‌کردند که نازی‌ها بتوانند فرانسه و بریتانیا را با آن سرعت و تلفات کم پشت سر بگذارند. حالا جبهه‌ی شرقی تنها مانده بود، و استالین... بی‌خبر، غافل، شوکه. در آن لحظه، احتمال پیروزی شوروی بسیار ضعیف به نظر می‌رسید. (عکس این لحظه را ببینید) @Barlabeietarikh
در پایان باید بگویم با چند ساعت فاصله از اردوی دربار جمعی از رقاصان در حرکت‌اند یعنی دوازده رقاصه‌ای که از زیبائی استثنائی برخوردارند و هیچگاه نمی‌شود در مسافرت‌ها همراه شاه نباشند؛ زیرا وظیفهٔ آنها اینست که در حین صرف غذا شاه را با رقص‌های سه ضربی و نشان دادن نرمی بدن خود خوشحال کنند. هر یک از این رقاصه‌های درباری حقوقی دریافت می‌دارد که برای تأمین مخارج البسهٔ باشکوه و حتی نگاهداری دو غلام زرخرید کاملاً کفایت می‌کند. بدین ترتیب رقاصه‌ها می‌توانند بدون هیچ ناراحتی با خیمه و خرگاه و سایر لوازم خود در این سفر همراه باشند. اینها از این گذشته با فروختن تن خود عواید سرشار دیگر نیز دارند. برای همخوابه شدن با اینها در طول یک شب باید دو تا سه تومان (35 تا 50 تالر) پرداخت. سفرنامه انگلبرت کِمپفر @Barlabeietarikh
بر لبه‌ی تاریخ
هشتصد هزار تومان دولت از بانک قرض کرد. از محل گمرک حواله داد. تمام این پول را سردارسپه گرفت. پول میا
من خودم دیدم که از خیابان جلیل‌آباد یک اتومبیل عروس با چند درشکه [عروس جدید، توران را می‌برد]. خانم قدیمی [تاج‌الملوک و مادر محمدرضا] گفتند، خیلی فحاشی کرده و گفته است برو «رضاگدا». من به همان چشم تو را نگاه می‌کنم که می‌کردم. افاده و مالت را به این .... تازه نشان بده. من می‌دانستم توی گرسنه، روزی که به نوا برسی، اول زن خواهی گرفت. در باب ازدواج سوم رضاخان و مخالفت تاج‌الملوک @Barlabeietarikh
هدایت شده از بر لبه‌ی تاریخ
سر ناهار رفتم. شاهنشاه با من سرسنگین بودند. باز هم باعث تعجب شد ولی چون پهلوی دستشان نشسته بودم سر صحبت را باز کردم. بالاخره مطلب دستم آمد که از [🔞] راضی نیستند! واقعاً من بدبخت چه گرفتاری‌ها دارم. گنه کرد در بلخ آهنگری… ولی چه کنم؟ شاه را دوست دارم و علاوه بر دوست داشتن او را قدرتی مفید و مؤثر به حال کشور می‌دانم که بدون وجود او این پیشرفت‌ها با این دموکراسی‌های شرقی پیشرفت نداشت و ندارد. یعنی یک قدرت [نیکخواه] benevolent است و حقیقتاً در ایران و بزرگی ایران مسحور است و وجود او هم ضروری است. ۱۶ آبان ۱۳۵۱ @Barlabeietarikh
چراغ الکتره‌سیته را هم دم باب‌همایون، امین‌الملک و فابیوس روشن کردند؛ بسیار خوب چیزی است. شوّال ۱۲۹۶ @Barlabeietarikh
پیش از ظهر محمدتقی، کارگرمان از نوق‌ آمد. گفت، امسال از مجموعه اشجار پسته نوق و جلگه و البرز قم، حدود ۳۰ تُن محصول به ‌دست ‌آمده ‌که حدود ۷۰ میلیون تومان ارزش دارد و هزینه جاری پسته منطقه، حدود ۲۰ میلیون تومان بوده است. با همسر و فرزندش، برای حج تمتع عازم مکه هستند؛ نشان خوب ‌شدن وضع‌ کارگران است. ۲۲ آذر ۱۳۸۱ @Barlabeietarikh
آمریکا و قطر، پیمان نظامی امضا کردند. براساس ‌آن، آمریکا باید حداقل و همیشه ۱۰ هزار نیروی نظامی در پایگاه العُدید قطر داشته باشد؛ به اضافه ۱۰۰ هواپیمای جنگی و آمریکا حق دارد، برای عملیات نظامی در هر جا از این پایگاه استفاده‌کند که دلیل فرمانبرداری و تسلیم ‌کامل قطر است. ۲۲ آذر ۱۳۸۱ @Barlabeietarikh
فرمودند: پریروز که به جنوب شهر به محل فروشگاههای زنجیره‌ای رفته بودم، هزاران زن چادر به سر .... دیدم. عرض کردم. نفوذ آخوند .... همین است. عرض کردم:‌ پریروز در خانه ما عروسی بود. داخل مهمانهای نوکرها، چند تا خانم مقنعه به سر دیدم. ۸ خرداد ۵۶ @Barlabeietarikh
38.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎪افسانه بهرام چوبین و خاقان چین در شاهنامه 🗡️در اصل شاهنامه پس از آن که بهرام چوبین از خسروپرویز می‌گریزد و به دربار خاقان چین می‌آید و مغاتوره (یکی از سرداران سپاه چین در زمان خسروپرویز که بنابر شاهنامه فردوسی از خاقان چین باج‌خواهی می‌کرد) را از میان برمی‌دارد، موجودی به نام شیرکَپّی دختر خاقان چین را می‌کشد و خاقان این مرگ را پنهان می‌کند چون اینطور می‌پندارد که اگر برای گرفتن انتقام خون دختر خود دست به دامن دیگر سرداران شود، دیگران چنین برداشت می‌کنند که خاقان ناتوان است. اما خاتون برای آنکه انتقام بگیرد، در یک میهمانی موضوع را با بهرام چوبین مطرح می‌کند. بهرام چوبین به جنگ شیرکپی می‌رود و آن را از میان برمی‌دارد. سپس، خاقان یکی دیگر از دخترانش را به او می‌دهد. 🗡️چین در شاهنامه عموماً بخش شمال غربی چین امروزین، یعنی ولایات مجاور ترکستان، حدود کاشغر و ختن است. در عوض چین در متون ایرانی به ماچین و مهاچین شهرت داشته‌است. پی‌نوشت: این کلیپ، اثری از سایت ایرانشهر است. @Barlabeietarikh